یک زندانی: مهدی فرحی شاندیز در زندان و رنج مداوم

هر چه گم‌نام‌تر وکم‌خبرتر باشی، رد ظلم بیش‌تر بر گرده‌ات می‌نشیند و نقض حقوقت از آن‌چه برای همه پیش می‌آید فراتر می‌رود و رنج مضاعف در سکنج  تیره و تاریک خاموش‌خانه‌های زندان همراه‌ات است؛ این‌ها می‌گویند و انگار هم به حق گویند. این‌ها را دست کم حالا دیگر زندانی تبعید شده‌ی زندان رجایی‌شهر که از […]

یک زندانی: مهدی فرحی شاندیز در زندان و رنج مداوم

رهایی پنج زندانی طالبان؛ دفاع از انسان‌ یا در خطر انداختن‌ انسان‌ها؟

چند وقتی قبل در یک کلاس آموزشی استاد سوالی را مطرح کرد با اشاره به سریال ۲۴ آمریکایی، که آیا «شکنجه» در این سریال در مواقعی که خطر ترور صدها و هزاران نفر وجود داشت صحیح است برای دریافت اطلاعات یا نه؟ پایان بحث و جواب به این سوال با قاطعیت همه افراد و استاد […]

رهایی پنج زندانی طالبان؛  دفاع از انسان‌ یا در خطر انداختن‌ انسان‌ها؟

سلول انفرادی؛ این تجربه‌ی تلخ و ماندگار

دقیقه‌های آخر که مانده از سلول بیرون بیایند، می‌روم داخل برای عکس گرفتن. سوال می‌کنم که چه احساسی داشتند و چه فکر می‌کنند. به طور مشترک می‌گویند که می‌دانم این سلول واقعی نیست و به خواست خودم این‌جا هستم، ولی برای همین مدت کوتاه هم می‌توانم بفهمم که بودن در #سلول‌انفرادی چه‌قدر می‌تواند سخت باشد. […]

سلول  انفرادی؛ این تجربه‌ی تلخ و ماندگار

اوین در اسلو

در امنستی نروژ یک سلول انفرادی ساختیم که این هفته قرار است در یکی از میادین اسلو قرار داده شود. این سلول است قرار است نمادین باشد برای همراهی و هم‌دلی با زندانیان سیاسی که در سلول انفرادی شکنجه می‌بینند. برای ساخت این سلول پیش طراحانی رفتیم و من مشخصات سلول‌های انفرادی بند ۲ الف […]

اوین در اسلو

فلاش‌بک به خبری قدیمی قتل یک دختر تبریزی؛ شایعه یا واقعیت؟

نزدیک به سه سالی از این خبر می گذرد. خبری که می گفت یک دختر جوان توسط یک بسیجی و به خاطر عدم رعایت  حجاب و… به قتل رسیده است. خبر را سایت هرانا منتشر کرده بود و آن روزهای پر هیجان و پر التهاب ایران هم چیزی نمی خواست جز چنین خبری. تا آنجا […]

فلاش‌بک به خبری قدیمی قتل یک دختر تبریزی؛ شایعه یا واقعیت؟

Iran:145 cases of death Penalty in the first two months of this year

In the first two months of this year, 145 cruel, inhuman and humiliation death Sentence and executions Has been carried  in Prisons and various cities in Iran according to official sources (70) Unofficial sources (75). According to published reports in January 70 and 75 in February were executed in Iran. In the two months , […]

Iran:145 cases of death Penalty in the first two months of this year

اعدام مجازاتی غیرانسانی؛ ۱۴۵ مورد اعدام در دو ماه اول سال جاری میلادی

در دو ماه اول سال جاری میلادی بر اساس گزارش منابع رسمی (۷۰ مورد) و منابع غیر رسمی (۷۵ مورد) حکم‌ بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیر‌آمیز اعدام دست کم برای ۱۴۵ نفر در زندان‌ها و شهرهای مختلف ایران به اجرا در آمده است. بر اساس اخبار منتشر شده ۷۰ زندانی در ماه ژانویه و ۷۵ نفر […]

اعدام مجازاتی غیرانسانی؛ ۱۴۵ مورد اعدام در دو ماه اول سال جاری میلادی

عادل‌آباد؛ زندانى با نام مستعار جزیره آدم‌خوارها

مرکز حامیان حقوق بشر، مدیار سمیع‌نژاد – زندان عادل آباد شیراز در دهه ١٣۵٠ در جنوب شهر شیراز و منطقه ای خالی از سکنه ساخته شد، اما با توجه به توسعه شهر، اکنون در داخل شهر، در بلوار عدالت قرار دارد. زندانی که خاطرات تلخی را در سینه خود دارد و داستان‌های تلخ بی‌شماری به […]

عادل‌آباد؛ زندانى با نام مستعار جزیره آدم‌خوارها

زندان‌های ایران؛ انکار مطلق کمبودها و کاستی‌ها

یک پدیده‌ی شومی بر «نظام زندان‌بانی» کشور سال‌ها است سایه افکنده که در اولین قدم موجب نقض حقوق انسانی دست کم حدود ۲۵۰ هزار زندانی (آمار سال ۹۰ ـ۹۱)حال حاضر کشور است؛ و آن سایه‌ی شوم «انکار مطلق تمام کاستی‌ها، ضعف‌ها، سومدیریت‌ها و کمبودها» در یک شهر با جمعیت بالای ۲۰۰ هزار نفر در ایران […]

زندان‌های ایران؛ انکار مطلق کمبودها و کاستی‌ها

آرش مقدم اصلانی به هشت سال زندان محکوم شد

آرش مقدم اصلانی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی به هشت سال زندان محکوم شد. وی به خاطر اتهام توهین به مقدسات ۵ سال زندان، به خاطر اتهام تبلیغ علیه نظام به ۱ سال زندان و به خاطر اتهام اجتماع و تبانی به ۲ سال زندان محکوم شده است. مصادیق […]

آرش مقدم اصلانی به هشت سال زندان محکوم شد

یک زندانی: مهدی فرحی شاندیز در زندان و رنج مداوم


هر چه گم‌نام‌تر وکم‌خبرتر باشی، رد ظلم بیش‌تر بر گرده‌ات می‌نشیند و نقض حقوقت از آن‌چه برای همه پیش می‌آید فراتر می‌رود و رنج مضاعف در سکنج  تیره و تاریک خاموش‌خانه‌های زندان همراه‌ات است؛ این‌ها می‌گویند و انگار هم به حق گویند.

این‌ها را دست کم حالا دیگر زندانی تبعید شده‌ی زندان رجایی‌شهر که از ۱۰ سال پیش روز و روزگارش را پشت میله‌های زندان گذارنده خوب می‌داند. دست‌کم گفتنش برای این است که شاید بیش‌تر و پیش‌تر از این دهه هم چنین رفته باشد و ما نمی‌دانیم.

سال ۱۳۸۴ بود که اولین بار در زمان سپری کردن محکومیتم در زندان قزلحصار او را دیدم . تجمعی که برای حمایت از اکبر گنجی؛ که در آن زمان در اعتصاب غذا به سر می‌برد، برگزار شده بود با هجوم نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد و چندین تن بازداشت شدند. {۱} یکی از آنان مهدی فرحی شاندیز بود که در پی شرکت در این تجمع بازداشت و به زندان قزلحصار کرج منتقل شد. نزدیک به دو هفته تا یک ماه در این زندان به سر برد و پس از آن از زندان آزاد شد. (با توجه به این که در بند دیگری از زندان به سر می‌برد و یک‌جا نبودیم، از مدت دقیق بازداشت و این‌که به چه کیفیتی آزاد شد، اطلاعی ندارم.)307854_2125807898863_6841886_n

بازداشت دیگر این فعال کارگری در سال ۱۳۸۵ اتفاق افتاد که این‌بار نیز از نزدیک شاهد آن بودم. در پی مرگ اکبر محمدی، فعال دانش‌جویی در زندان اوین، همراه گروهی از فعالین دانشجویی و حقوق‌بشری برای شرکت در مراسم خاک‌سپاری محمدی عازم شهر آمل و زادگاه وی بودیم که در میانه‌ی راه دو مینبوس‌  ما توسط مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی متوقف و جمله‌گی افراد بازداشت شدند. از کسانی که همراه بودند مهدی فرحی شاندیز بود که  همراه تمامی افراد حاضر بعد از چندین ساعت بازجویی نگهداری در یک پاسگاه راهنمایی‌ راننده‌گی آزاد شد.

مهدی فرحی شاندیز که مدرک مهندسی برق خود از دانشگاه صنعتی اصفهان گرفته است، پسرعموی اعظم‌السادات فرحی شاندیز همسر محمود احمدی‌نژاد رئیس دولت سابق ایران است، اما وی نه راه‌اش به راه آنان رفته و نه این نسبت خویش‌آوندی از ظلم‌های رفته به او کاسته است. شاندیز پیش از انتخابات  ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در ایران بازداشت شد و به سلول‌های انفرادی زندان اوین منتقل.

بازداشت او به خاطر شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در تهران و تجمعی بود که برگزار شده بود. وی برای این بازداشت که تا بعد از حوادث خون‌بار انتخابات هم ادامه داشت نزدیک به ۹ ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد و پس از آن با تودیع وثیقه آزاد شد. وی در تمام طول این دوره‌ی بازداشت تنها چهار بار با خانواده‌ی خود ملافات داشت و به طور کامل تمام مدت را در سلول انفرادی به سر برده بود.

فرحی شاندیز در این پرونده که در دادگاه انقلاب به آن رسیده‌گی می‌شد به خاطر شرکت در تجمع روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران با اتهاماتی هم‌چون اقدام علیه امنیت ملی و شرکت در تجمعات غیرقانونی متهم شده بود و به ۹ ماه زندان نیز محکوم شده بود. وی سرانجام بابت این پرونده در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۸ از زندان آزاد شد. {۲}

کم‌تر از چهار ماه بعد و در روز ۱۱ خرداد ۱۳۸۹، زمانی که این فعال کارگری به دادگاه انقلاب برای پس گرفتن وسائل شخصی خود مراجعه کرد، با برخورد و رفتار غیرقانونی رئیس شعبه رو‌به‌رو شد. رئیس شعبه ۸ دادگاه انقلاب فرحی شاندیز را به اتهام «اخلال در نظم» و «توهین به رهبری» بازداشت کرد.

فرحی پس از آزادی به خاطر این پرونده بهسه  سال زندان محکوم شد که این حکم پس از تأیید در دی ماه ۱۳۹۰ اجراو بار دیگر زندان اوین و دیوارهای‌ بلندش راه آزادی بر او بستند. {۳}arton1663-c9b00

دوران محکومیت فرحی شاندیز نیز به ساده‌گی و با رعایت حقوق وی سپری نمی‌شود. به دلیل اعتراض‌های مکرر به وضعیت زندان و نقض حقوق خود به بند هشت زندان اوین منتقل می‌شود و با ادامه‌ی اعتراض‌ها در آن‌جا به عنوان تنبیه بارها {۴} به سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین فرستاده می‌شود تا دوباره و دوباره روزگار زندان را با شکنجه‌ی سلول‌های انفرادی بگذارند. در فروردین ماه سال ۱۳۹۲ در پی امتناع از نوشتن نامه عذرخواهی از سوی دو تن از مأموران زندان اوین با «باتوم و کابل مورد ضرب و شتم» شدید قرار می‌گیرد به طوری که دست‌اش را می‌شکنند و تا چند روز بدون هیچ گونه درمانی او را در همان سلول انفرادی رها می‌کنند. {۵}

اما این قصه‌ی تلخ زندان و سلول‌های انفرادی و شکنجه‌های مداوم ادامه دارد. قصه‌ی تلخ فرحی شاندیز حالا به زندان رجایی‌شهر رسیده است. در خرداد ماه سال جاری فرحی شاندیز به زندان رجایی‌شهر تبعید شد و حالا در بندی به سر می‌برد که محل نگهداری قاتلان و سارقان مسلح است و از آن در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی ایران این‌چنین یاد می‌کند که «شرایط غیر انسانی {این زندان} که با هیچ یک از استانداردها و موازین حقوقی که در آیین نامه سازمان زندان‌ها آمده هم‌خوانی ندارد و به موارد بهداشتی و غذایی، تامین امنیت جانی، آسایشی و آموزشی کوچکترین توجهی نمی‌شود.» {۶}

از طول دوره‌ی زندان‌اش بر اساس حکم سه ساله چند ماهی بیش‌تر نمانده است، اما در همین زمان کوتاه نهایت استفاده برده شده تا به روز آخر فرحی شاندیز در رجایی‌شهر رنجی مضاعف را پیش رو ببیند. و شاید بهتر بگوییم چند ماهی تا رنجی بعدی به دست حاکمانی که ساکنانی می‌خواهند یا در رنج مداوم یا در سکوت همیشه‌گی و فرحی با اولی روزگار گذارنده در این سال‌ها…

  • عکس دسته جمعی: سفر برای شرکت در مراسم خاک‌سپاری اکبر محمدی است که جمله‌گی بازداشت شدیم. مهدی فرحی شاندیز ایستاده در بالا با پیراهن آبی است. بقیه عکس‌ها را می‌توانید این‌جا مشاهده کنید
  • احتمال می‌دهم که مهدی فرحی شاندیز دفعات دیگری هم بازداشت شده باشد که منبع و اطلاعاتی از آن در دسترس نیست

مدیار

نوشته‌های پیشین

رهایی پنج زندانی طالبان؛ دفاع از انسان‌ یا در خطر انداختن‌ انسان‌ها؟


چند وقتی قبل در یک کلاس آموزشی استاد سوالی را مطرح کرد با اشاره به سریال ۲۴ آمریکایی، که آیا «شکنجه» در این سریال در مواقعی که خطر ترور صدها و هزاران نفر وجود داشت صحیح است برای دریافت اطلاعات یا نه؟ پایان بحث و جواب به این سوال با قاطعیت همه افراد و استاد کلاس این بود؛ به هیچ عنوان صحیح نیست و این نوع شکنجه هم نقض حقوق بشر است. این سوال یک سوال فرضی بود و در رابطه به یک سریال، اما با توجه به فیلم «سی دقیقه بعد از نیمه شب» می‌دانیم که چنین اتفاقی در واقعیت هم ممکن است و دولت و نیروهای آمریکایی آن را انجام داده‌اند.
حالا آمریکا پنج تن از افراد رده بالای «طالبان» را آزاد کرده است، برای حفظ جان یک سرباز. باراک اوباما گفته است که «آمریکا هیچ سربازی را پشت سر خود جا نمی‌گذارد.» و از قاطعیت دولت خود برای حفظ جان حتا یک سربازش و دلیل آزادی این پنج نفر سخن گفته است.140602153011_bergdahl_512x288_afp_nocredit

آزادی این پنج نفر یک خطر بالقوه برای امنیت نه تنها مردم افغانستان، بلکه حتا منطقه و حتا شاید جهان باشد.
اگر بخواهیم کنش‌های آمریکا را در این دو مورد (شکنجه برای دستگیری طالبان و آزادی طالبان برای حفظ جان یک نفر) در نظر بگیرم، می‌بینیم که  این رفتارها دقیقا در نقطه‌ی متضاد هم قرار می‌گیرند. جایی تروریست‌ها را شکنجه می‌کنند و توجیه می‌کنند که برای حفظ جان صدها و هزاران نفر این کار را کرده‌اند و در جایی دیگر همان تروریست‌ها آزاد می‌کنند برای حفظ جان تنها یک نفر و جان همان صدها و هزاران نفر قبلی را دوباره به مخاطره می‌اندازند!

اما اگر بخواهیم در مورد عمل قضیه صحبت کنیم، اتفاقی که می‌افتد پر از تناقض است.  برای مورد اول می‌توان هنوز با قاطعیت بگویم که شکنجه ممنوع است و حتمن باید راه دیگری پیدا کرد و امکان ندارد راه دیگری نباشد. اما در مورد دوم چه؟ باید گذاشت سرباز بمیرد؟ اگر همین مورد با ضرب الاجل همراه باشد چه؟ جان یک نفر چه می‌شود؟
مسأله این است که در این موراد حقوق بشر دچار «مصلحت‌اندیشی» می‌شود، وقتی هم که به مصلحت برسد و از بدیهیات فاصله بگیرد، نقض می‌شود بر اساس همه‌ی تجارب قبلی!
رسیدن به جواب این سوال و حال این تعارض و تناقض بسیار سخت است. چه باید کرد؟

 

سلول انفرادی؛ این تجربه‌ی تلخ و ماندگار


دقیقه‌های آخر که مانده از سلول بیرون بیایند، می‌روم داخل برای عکس گرفتن. سوال می‌کنم که چه احساسی داشتند و چه فکر می‌کنند. به طور مشترک می‌گویند که می‌دانم این سلول واقعی نیست و به خواست خودم این‌جا هستم، ولی برای همین مدت کوتاه هم می‌توانم بفهمم که بودن در #سلول‌انفرادی چه‌قدر می‌تواند سخت باشد. برخی‌شان سوال می‌کنند چه‌طور سه ماه تحمل کرد2324ی که می‌گویم؛ نمی‌دانم.
واقعن هم نمی‌دانم. یک ساعت سلول انفرادیِ به اجبار هم سخت است، دو ماه و سه ماه ویران‌ات می‌کند و قابل بیان نیست و بیش‌تر از آن هم…
سلول انفرادی از همان دقیقه‌ی ابتدایی‌اش نقض حقوق بشر است. لحظه به لحظه‌‌اش و در ایران ما سلول انفرادی متأسفانه وجود دارد و هیچ اراده‌ای برای برچیده شدن آن نیست.مردم نروژ با چنین مسأله‌ای بیگانه‌اند. اما این‌که چنین داوطلبانه، از بازیگر و ورزشکار و خواننده تا مردم معمولی می‌آیند و برای همراهی با زندانیان سیاسی در این سلول می‌ماند تا پیامی بدهند علیه سلول‌های انفرادی جای تحسین دارند.
این روزها با این‌که مدام خاطرات سلول‌ انفرادی برای‌ام به خاطر این مسأله تداعی می‌شود، اما از کار کردن در چنین فضایی و با چنین کسانی و چنین مردمی احساس خوبی دارم.
حس خوبی است که وقتی می‌بینی و می‌فهمی مردمی چنین زیبا و انسانی احساس هم‌دردی می‌کنند با تو و همه‌ی کسانی که حریفِ همه‌ی لحظه‌های عذاب آفرین انفرادی‌اند. انفرادی؛ این تجربه‌ی تلخ و ماندگار.

 

  • از این هشتگ در توییتر فیلم‌ها و تصاویر را می‌توانید دنبال کنید. اخبار هم هست که البته به زبان نروژی است #samvittighetsfange

اوین در اسلو


در امنستی نروژ یک سلول انفرادی ساختیم که این هفته قرار است در یکی از میادین اسلو قرار داده شود. این سلول است قرار است نمادین باشد برای همراهی و هم‌دلی با زندانیان سیاسی که در سلول انفرادی شکنجه می‌بینند.

برای ساخت این سلول پیش طراحانی رفتیم و من مشخصات سلول‌های انفرادی بند ۲ الف زندان اوین را شرح دادم و در واقع از روی آن ساخته شده است، اما به طور کلی شبیه آن نیست.

طرح‌اش از سال پیش کلید خورد. ابتدا شکل‌ و طرح طور دیگر بود؛ قرار بود برای همراهی با نسرین ستوده که آن زمان زندانی بود کلید بخورد. یک هنرپیشه خانم نروژی قرار بود در این سلول باشد و با حدود ۵ یا ۱۰ هزار اس ام اسی که حامیان حقوق‌بشر ارسال می‌کنند از سلول بیرون بیاید. زمان در نظر گرفته شده سه تا ۵ روز بود و حتا زودتر تخمین می‌زدیم. اما یک‌جا طرح متوقف شد، آن‌جا که دکتر روان‌شناس همکار با امنستی نروژ این کار را قدغن کرد و حضور این خانوم هنرپیشه در سلول را درست ندانست. (که به نظر من هم درست نبود)
البته لازم به ذکر هست که دو طرف این سلول شیشه‌ای است و کاملا حالت نمادین دارد و به این شکل نیست که کسی در سلول انفرادی باشد واقعن.
همکارانم در امنستی اسلو تصمیم دیگری گرفتند که حالا و این هفته در اسلو عملی می‌شود. قرار است این سلول حالا در میدانی در اسلو قرار بگیرد. افراد زیادی برای حدود نیم ساعت یا کم‌تر و بیش‌تر به دل‌خواه به این سلول می‌روند. قبل از حضور در سلول برای آن‌ها تجربه زندانی سیاسی که در سلول انفرادی بوده‌ ارسال می‌شود(تجربه خودم و دوستان دیگری که زحمت کشیدند و این چند وقت تجربه‌های‌شان را برای‌ام ارسال کردند)…
هنرپیشه‌ها و سیاستمدران و ورزشکاران برای حضور در این طرح نمادین اعلام آماده‌گی کردند. هدف توجه بیش‌تر به زندانیان سیاسی است که در انفرادی بوده‌اند و آشنایی بیش‌تر مردم با این «شکنجه» تلخ است.

 

فلاش‌بک به خبری قدیمی قتل یک دختر تبریزی؛ شایعه یا واقعیت؟


نزدیک به سه سالی از این خبر می گذرد. خبری که می گفت یک دختر جوان توسط یک بسیجی و به خاطر عدم رعایت  حجاب و… به قتل رسیده است. خبر را سایت هرانا منتشر کرده بود و آن روزهای پر هیجان و پر التهاب ایران هم چیزی نمی خواست جز چنین خبری.

تا آنجا که می‌شد و امکانش بود از راه دور، پیگیر این خبر به همراه تنی چند از دوستان شدم، اطلاعاتی هم به دست آمد که خلاف خبر منتشر شده سایت هرانا را ثابت می‌کرد که آن‌ها را نوشتم. گردانندگان سایت هرانا اما زیر بار خبر کذب منتشر شده نرفتند.

نکته جالب این که در دی ماه سال ۱۳۹۲ هم سایت هرانا بعد از حدود دو سال مصاحبه‌ای را با وکیلی به نام خلیلی منتشر کردند که تایید می‌کرد خبر سه سال قبل‌شان را. فکر نمی‌کردم هیچگاه ته و توی این خبر را به طور کامل  بتوانم بفهمم، اما امروز نوشته‌ای را دیدم که خلاف‌اش را ثابت کرد.

نوشته از طرف یکی از بستگان قاتل الناز بابازاده است که شرح ماجرا را نوشته بود. تقریبا اطلاعاتی که در نوشته مذکور هست، همان چیزی است که همان زمان به سختی توانسته بودم پیدا کنم.

  • نوشته‌ای مذکور را که یکی از بستگان (دختر عموی‌اش) اخوی نوشته را این‌جا می‌توانید ببینید
  • مصاحبه‌ای منتشر شده در سال ۱۳۹۲ را این‌جا می‌توانید بخوانید
  • دو خبر اولیه سایت هرانا را این‌جا و این‌جا می‌توانید ببینید
  • مطلبی که من نوشته بودم هم این‌جا است

فکر می‌کنم دوستان که با خواندن همین چند خبر و نوشته کلیت ماجرا را به ساده‌گی بفهمند، گر چه انتشار این خبر و پافشاری روی صحت اطلاعات آن حواشی زیادی در پی داشت که از حوصله‌ی همه خارج باید باشد و از حوصله‌ی من نیز. اما این نشان می‌دهد که درج و انتشار اخبار چه مسئولیت سنگینی دارد، نوشته بستگان قاتل که نسبت فامیلی و شناخت هم از خانواده مقتول داشته به خوبی نشان می‌دهد که از درج اخبار این‌چنین چه سختی‌هایی متحمل شده‌اند و درج خبری کذب و نادرست می‌تواند تا چه اندازه ضرر داشته باشد.

به جای قبول این مسئولیت گردانندگان وقت سایت هرانا به فحاشی و تهمت و تخریب نسبت به من پرداختند، از جمله خانمی با نام سیمین روزگرد، یکی از همان نوشته‌هایی که سایت موسسه راهبری دیده‌بان علیه فعالین می‌نویسد را با افتخار علیه من نوشت و مهملات گفتن را از حد گذراند که البته در مقام پاسخ هم برنیامدم که نه هر دروغی شاینده پاسخ و توجه است  و نه هر آن‌که حرمت قلم شکستن پیشه‌اش است و کذب گفتن جاری زنده‌گی‌اش. اما به قول حافظ شیرازی:

ای خوش آن دم که محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

 

 

Iran:145 cases of death Penalty in the first two months of this year


In the first two months of this year, 145 cruel, inhuman and humiliation death Sentence and executions Has been carried  in Prisons and various cities in Iran according to official sources (70) Unofficial sources (75).

According to published reports in January 70 and 75 in February were executed in Iran.

In the two months , 71 people for drugs, 53 persons for murder, Seven people accused of rape, 11 imprisoned for security offenses, 2 political Prisoner Hadi Rashedi and Hashemi Shabani and one man as moharebeh were executed123.

Most of execution were in Alborz Province with 37, in the next rank Sistan and Baluchistan with 17, Fars and Gilan provinces with eight.

The youngest prisoner was 21 and the oldest 56 years old. The mean age of  those executed In the two months was 34 years.  One of the prisoner, Shahryar Mozafari in Rajaee shahr, who was executed on February 19 at the age of 26, was At the time of arrest and crime  ۱۸ years old. one of those executed during the past two months, was a women.

During these two months, 10 prisoners were executed in public and in front of people and even children. In one case the Prisoner was Clashed with the officers  for rejection of his last wish, he just wanted to meet his mother and hugging. The Officers began to beat him before his execution. in another Case, it was used an “announcer” that he read the verses of the Quran about correct sentencing of Nemesis. He said Thank You to The judiciary and the police for execution. He wanted with this slogans, that the people to join him.

The good news during the past two months,Prisoners sentenced to death were freed from death penalty because of Forgiveness of victims families. on Gallows, a young man 27 year old in Kerman and the person who had killed his wife in Arak were returned to live.

There are other cases which are out of danger of death penalty. Two men in karoon and fars Prison and the 36 years old Prisoner  who had spent 10 years in Marand prison.

be allowed to live due of Forgiveness of victims families : Two people in Qazvin, One person in Golestan, One person in Salmas Prison in West Azerbaijan, One person in Rajaee Shahr prison and Two jailed in Bandar Abbas who were in Prison with 18 and 21 years of age. Two prisoners After diverse years of imprisonment and detention, one prisoner in Arak after 15 years and another inmate in khooi after 23 years detention.

The judiciary has also withdrawn its death penalty in one case,  the man who was found alive a day after being hanged  in Bojnourd prison  in October 2013. Now He is sentenced to life imprisonment.

In Last month iran’s official media has reported that 16 prisoners on death row with drug crime were pardoned for having memorized the Quran. But the news was denied only after several days.

The Report in the last two months in Iran Indicated an increase in the number of death penalty but it has not show all executions in the country. In many cases in various prisons, execution is Not stated and The judiciary concealed The actual number of executions. On 3 March, the eight prisoners were taken to solitary confinement in Rajai Shahr prison for the execution, Human rights groups reported that six of whom were executed. One person was not executed due to the absence of victim’s family and another one due of Forgiveness of victims families. However, state media published the news of forgiveness and nothing about execution of another six Prisoner.

 Dødsstraff: Ny henrettelsesbølge i Iran

اعدام مجازاتی غیرانسانی؛ ۱۴۵ مورد اعدام در دو ماه اول سال جاری میلادی

اعدام مجازاتی غیرانسانی؛ ۱۴۵ مورد اعدام در دو ماه اول سال جاری میلادی


در دو ماه اول سال جاری میلادی بر اساس گزارش منابع رسمی (۷۰ مورد) و منابع غیر رسمی (۷۵ مورد) حکم‌ بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیر‌آمیز اعدام دست کم برای ۱۴۵ نفر در زندان‌ها و شهرهای مختلف ایران به اجرا در آمده است.

بر اساس اخبار منتشر شده ۷۰ زندانی در ماه ژانویه و ۷۵ نفر در ماه فوریه در ایران اعدام شده‌اند.

از ۱۴۵ زندان اعدام شده در این دو ماه ۷۱ نفر به خاطر جرائم مربوط به مواد مخدر، ۵۳ نفر به خاطر قتل، هفت نفر به جرم تجاوز به عنف، ۱۱ زندانی به خاطر جرائم امنیتی اعدام شده‌اند. دو زندانی سیاسی به نام‌های هادی راشدی و هاشمی شعبانی و یک تن نیز به اتهام محاربه اعدام شده‌اند.123

استان البرز با ۳۷ مورد اجرای حکم اعدام بیش‌ترین اجرای حکم اعدام را به خود اختصاص داده است. سیستان و بلوچستان با ۱۷ مورد اجرای حکم اعدام در رتبه‌ی بعدی قرار دارد. استان‌های فارس و گیلان نیز با هشت مورد اجرای حکم اعدام بیش‌تر از استان‌های دیگر مسئولیت اجرای این مجازات بی‌رحمانه را به عهده داشته‌اند.

جوان‌ترین زندانی ۲۱ سال و مسن‌ترین زندانی اعدام شده ۵۶ سال سن داشته است. میانگین تقریبی سن اعدام شده‌گان در این دو ماه ۳۴ سال است. یکی از زندانیان اعدام در زندان رجایی‌شهر با نام شهریار مظفری که در روز ۱۹ فوریه و در سن ۲۶ ساله‌گی اعدام شد در زمان بازداشت و ارتکاب جرم ۱۸ سال سن داشته است. در طی دو ماه گذشته یک تن از اعدام شده‌گان نیز زن بوده است.

در طی این دو ماه ۱۰ تن از زندانیان در ملاء عام و در برابر چشم مردم و حتا کودکان اعدام شده‌اند. دو مورد از اجرای احکام اعدام در ملاء عام در ماه فوریه با حاشیه‌های نیز همراه بوده است. در یک مورد فرد اعدام شده با مأمورین به خاطر عدم اجابت خواسته دیدار با مادرش درگیر شده و مأموران به ضرب و شتم وی قبل از اجرای حکم پرداختند. در موردی دیگر برای یکی از مراسم‌های اجرای اعدام  از «مجری» استفاده شد که وی با خواندن آیه‌های قرآن و بیان جملاتی در مورد درستی اجرای حکم قصاص از قوه قضاییه و نیروی انتظامی به خاطر اجرای حکم اعدام تشکر کرده است. وی با سر دادن این شعارها خواستار همراهی جمعیت حاضر هم شده است.

در سوی دیگر زندانیان محکوم به اعدامی نیز در طی دوم ماه اخیر با گذشت اولیای دم  و خانواده‌های مقتولین از اعدام رهایی پیدا کردند. یک جوان ۲۷ ساله در کرمان  و شخصی که همسرش را در اراک کشته بود پای چوبه‌ی دار با گذشت اولیای دم به زنده‌گی بازگشتند.

دو نفر در زندان کازرون فارس و زندان ۳۶ ساله‌ای که نزدیک به ۱۰ سال را در زندان مرند به سر برده بود، از دیگر مواردی هستند که از خطر اجرای حکم اعدام رها شدند.

دو نفر در قزوین، یک نفر در اردبیل، یک نفر در گلستان، یک نفر در زندان سلماس در آذربایجان غربی، یک نفر در زندان رجایی‌شهر و دو زندانی در بندرعباس که از سن ۱۸ و ۲۱ ساله‌گی در زندان به سر می‌بردند نیز با گذشت خانواده‌ی مقتولین زنده‌گی دوباره‌‌ای یافتند.

دو زندانی نیز پس از  سال‌های متمادی تحمل حبس و زندان با گذشت اولیای دم اعدام نشدند. یک زندانی در اراک پس از ۱۵ سال و زندانی دیگری در شهر خوی بعد از ۲۳ سال از حکم بی‌رحمانه‌ی اعدام رهایی پیدا کردند.

قوه قضاییه نیز تنها در یک مورد دست از مجازات اعدام محکومین قاچاق مواد مخدر برداشت. زندانی که در شهر بجنورد پس از اجرای حکم اعدامش در ۱۷ مهر ماه سال جاری به طرز معجزه‌آسایی نجات پیدا کرده بود، با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد و از اعدام دوباره او چشم‌پوشی شد.

همچنین در طی ماه گذشته رسانه‌های رسمی کشور از نجات ۱۶ زندانی محکوم به اعدام در رابطه با جرائم مواد مخدر به خاطر «حفظ قرآن» در اصفهان خبر دادند، اما این خبر تنها پس از چند روز تکذیب شد و اعلام شد که عفو آن‌ها «منوط به رای کمیسیون عفو است.»

آمار گردآوری شده در دو ماه اخیر در ایران که نشان دهنده‌ی افزایش و تعداد بالای حکم اعدام است، بیان‌گر تمام موارد اجرای حکم اعدام در کشور نیست. بسیاری از موارد اعدام در زندان‌های مختلف اعلام نمی‌شود و قوه قضاییه از خبر رسانی در مورد تعداد واقعی اعدام‌ها خودداری می‌کند. در روز ۱۲ اسفند ماه هشت زندان در زندان رجایی‌شهر برای اجرای حکم اعدام به سلول‌های انفرادی برده شدند که گروه‌های مدافع حقوق بشر اجرای حکم اعدام شش نفر از آن‌ها را گزارش کردند. یک نفر نیز به خاطر عدم حضور خانواده اولیای دم و یک نفر نیز به خاطر بخشش خانواده‌ی مقتول اعدام نشدند. با این حال رسانه‌های دولتی تنها به نشر خبر بخشش یکی از این هشت نفر پرداخته و هیچ‌کدام در مورد اعدام شش زندانی دیگر هیچ‌گونه خبری منتشر نکردند.

 Dødsstraff: Ny henrettelsesbølge i Iran

145 cases of death Penalty in the first two months of this year

 

See more articles in the archive

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

از گذشته

حلقه دوستان

روزانه

My Twitter