اول شب خبری در مورد اتوبوسهایی که در لندن تبلیغ بیخدایی میکنند، خواندم. در عجب مانده بودم که این حالا چه تلاش و چه هزینهیی است! خب آنها که خدا و مذهب را قبول دارند چیزی دارند و اگر تبلیغات باعث شود آنها “بیخدا” شوند، چیزی را از دست میدهند، ولی چه فایده برای این مبلغان که نه چیزی به دست میآورند و نه چیزی از دست میدهند.شعار آنها این است: «احتمالاً خدایی وجود ندارد. پس نگران نباشید و از زندهگی خود لذت ببرید». خب اگر نگران نیستید و از زندهگی لذت میبرید پس دیگر چرا تبلیغاش میکنید؟
در همین افکار بودم که برخوردم به CatholicGoogle که برای کاتولیکها ساخته شده است و با جستوجو در آن دربارهی چیزهای مختلف به مسائل دینی کاتولیک میرسید. شعار جالبی هم در این صفجه هست: The best way for good Catholics to surf the web
خواندن این دو خبر برایام جالب بود، تا اینکه باز هم اخبار غرق به خون غزه را خواندم و یادم آمد که مسلمانها نباید در ماههای حرام بجنگند و یادم آمد که جنبس حماس خود را مسلمان میداند و حامیاناش نیز. کمی بعد هم یادم آمد اسرائیلیها هم یهود هستند و بر طبق آئینشان شنبهها همه چیز را باید زمین بگذارند و کار نکنند.
سر آخر هم به گذشته و حال نگاه کردم دیدم تمام ایام سال اینها مشغول کشتن و جنگیدن و … هستند. آخر هم نفهمیدم کدام یک را باور کنم بی خدای نا نگرانی که از نگرانی تبلیغ بیخدایی میکند و یا دین پیوند خورده با تکنولوژی که روزگاری علم در محدودهی قدرت خود قبول داشت، مسلمانی که در ماههای حرا نباید بجنگد و یا یهودی که شنبههایاش نمیدانم چرا به خونریزی مشغول است.
یادم قسمتی از شعری افتادم که “یاور” دوست قدیمی وبلاگنویسام برای سروده بود:
سایه پرورد اهورا، کوروش و دارا!
جرم تو این است جانا، جرم تو این است!
_ نیک می دانم برادر…! گر بدانسان که بلخی گفت:وین مسلمانان مسلمانی ز سر گیرند…!
_مسلمانی…مسلمانی…مسلمانی
امان از این مسلمانی!
مسلمانی که کشتن نیست!
مسلمانی که بمب و مرگ و خمپاره
مسلمانی که خونخواری،
دژآکامی و مردن نیست!
مسلمانی که روح مردم آزردن
گرفتاری و اشک و عجز و ماتم نیست!
_هر چه هست…!هر چه نیست…! من و تو همراه و همدردیم
درد میهن، درد آزادی در مردن در کنام بی سرانجامی
آرزوی شادی و آزادی و جاوید فرجامی…





