Archive | کودتا و سرکوب

Tags: , , ,

کودتایی که از خبر ایرنا رسمی شد


سال گذشته از همین لحظه‌ها که در آن قرار داریم، «کودتای انتخاباتی» آغاز شد، کودتایی که منجر به کشته شدن ده‌ها تن از عزیز‌ترین جوانان ایران شد. کودتایی که آن‌قدر خشونت و بی‌رحمی به همراه داشت که  از چهره‌ی جمهوری اسلامی یک چهره‌ی سیاه و تاریک در اذهان عمومی مردم ایران و جهان ساخته است.

یک سال از این کودتا گذشته، هنوز سوال‌های بی‌شمار پاسخ گفته نشده است، هنوز قاتلان و عامران جنایات آزادنه مثل آن‌چه که امروز در تهران گذشت مشغول نفض حقوق بشر و  اعمال خشونت هستند.

هنوز مشخص نیست چرا به جنایت هول‌ناک در کوی دانش‌گاه رسیده‌گی نشده است، هنوز مشخص نیست چرا مامورین نیروی انتظامی و بسیج که به روی مردم آتش گشودند تحت پیگرد قرار نگرفته و چرا پرونده آنان در دستگاه قضایی پی‌گیری نمی‌شود…

هنوز مشخص نیست که بر اساس کدام منطق احمدی‌نژاد در بسیاری از شهرهای ایران تمام آرای ممکن را در اختیار داشت و رقیبان او حتا یک رای نیز نیاورده بودند. هنوز مشخص نیست که چه‌گونه ۲۵ میلیون رای شمارش شد، اما حتا یک رای باطله در آن وجود نداشت…

هنوز مشخص نیست که ۲ میلیون عضو حزب اعتماد ملی و جمعیت عظیم دراویش و خود ستاد کروبی چه‌گونه آرای‌شان شمرده نشد و چه‌گونه رای‌های شمارش شده برای مهدی کروبی حتا نصف این افرد هم نشد.

هنوز مشخص نیست که چه‌گونه خبرگزاری ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت ایران، چه‌گونه تنها یک ساعت و نیم بعد از آغار شمارش آرا خبر زد که «احمدی‌نژاد پیروز انتخابات شد».

خبر را که در خبرگزاری ایرنا دیدم،‌ دل‌ام «هُری» ریخت، آغازتقلب بود. همان‌طور که در عکس مرورگرم  می‌بینید مدام داشتم تمام خبرگزاری‌ها را چک می‌کردم و چیزی که باور کردنی نبود همین خبر بود. خبری که به فاصله‌ی پنج دقیقه از خبرگزاری ایرنا حذف شد، اما دروغ آغاز شده بود. خشونت و تقلب و کودتا آغاز شده بود.

از همان موقع بود که همه «بهت» زده شدیم و از همین زمان بود که بهت‌زده و غم‌گین به «توییتر» پناه بردم، از همین ساعت‌ها بود که عزم‌ام مانند میلیون‌ها ایران جزم شد در مقابل کودتا بایستیم. عزمی که در سال‌گرد کودتا، امروز، به خوبی به کودتاچیان نشان داده شد که هم‌چنان «جزم» است.

مدیار

Posted in کودتا و سرکوبComments (2)

Tags: , , , , , , , ,

سکوتی که بدتر از جنایت در کوی دانشگاه است


یک لحظه چشمانتان را ببدید و تصور کنید که بعد از این‌که شما را با باتوم، مشت و لگد، شوک الکتریکی حسابی زده‌اند و  مقدار متنابهی گاز اشک‌‌آور هم استشمام کرده‌اید، یک بسیجی و یک مامور نیروی انتظامی پاهای شما را می‌گیرند و چیزی در حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ متر روی آسفالت بدن‌تان را می‌کشانند.

تنها تصور این موضوع کافی است تا برای ساعاتی از خود بی‌خود بشوید، حال ببینید آن دانش‌جو یا دانش‌جویانی که در کوی دانش‌گاه در روزهای بعد از انتخابات این بلا سرشان آمده و یکی از آن‌ها را به عینه در فیلم منتشر شده دیدیم، چه روزگاری دارد و این حادثه را تا به آخر عمر چه‌گونه همراه خود دارد. یاد آن وحشی‌گری‌های نیروهای انتظامی و بسیج را در حالی که می‌داند هیچ عدالتی در موردشان اجرا نشده، چه‌گونه در ذهن خود مجسم می‌کند؟

بعید می‌دانم کسی فیلم حمله به کوی دانشگاه را دیده باشد و از توحش نیروهای انتظامی و بسیج که هر دو دوشادوش هم به خشونت مشغول بودند، دست‌کم برای همان شب از خود بی‌خود نشده باشد.

چنین فیلم و جنایت هولناکی اگر در کشورهای اروپایی و آمریکا اتفاق می‌افتاد (که امکانش نیست) شکی نبود که اتفاقات عجیب و غریبی در آن کشورها رخ می‌داد و تا ماه‌ها دست‌کم و در بهترین حالت بحث روز رسانه‌ها بود. ماجرای زندان ابوغریب و گوانتانامو مصداق همین موضوع است که هم‌چنان جورج بوش و دولت آمریکا دارند بابت آن جواب پس می‌دهند.

اما امروز جمهوری اسلامی با تمامی زیرشاخه‌های خود این فاجعه را ندید. هیچ رسانه‌ی دولتی اعم از کیهان، خبرگزاری فارس، خبرگزاری ایرنا، رجانیوز، جهان‌نیوز و… کوچک‌ترین اشاره‌یی به این «جنایت» نکردند. هیچ مقام قضایی امروز در جمهوری اسلامی حتا کوچک‌ترین واکنشی نبست به این موضوع نشان نداد، هیچ‌کدام از روسای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی حتا کلامی در مورد این وحشی‌گری نیروهای انتظامی و بسیجی سخنی نگفتند.

این جنایت هولناک که از طرف نیروی انتظامی و بسیج صورت گرفته بود بدون واکنش سرداران نیروی انتظامی و بسیج رد می‌شود. حتا به مثال همیشه سرداران رادانی نبود که این‌بار بگوید یونیفورم‌های نیروهای انتظامی را دزیده بودند. سکوت امروز جمهوری اسلامی در مورد جنایت نیروهای رسمی‌اش، یک سکوت شرم‌آور بود. سکوت شرم‌آوری در زیر لوای دستگیری یک تروریست! که با افتخار آن را در بوق و کرنا کرده‌اند. روسای جمهوری اسلامی بیش‌تر آدم کشته‌اند یا عبدالمالک ریگی؟ تنها احمدی‌نژاد در طول هشت ماه گذشته مسئول کشته شدن بیش از ۱۰۰ شهروند ایرانی است که تنها کاری که انجام داده بودند، نخواستن احمدی‌نژاد بود پس گرفتن رای‌شان. عبدالمالک ریگی جنایت‌کارتر است یا احمدی‌نژاد و بالاتر و پایین‌تر از او؟

سکوت شرم‌آور جمهوری اسلامی در قبال این موضوع بدتر از خود جنایتی است که در کوی دانشگاه تهران اتفاق افتاده است. سکوت جمهوری اسلامی در مقابل خشونت بی‌بدیل رفته بر دانش‌جویان کوی دانش‌گاه بدتر از ترورهایی است که عبدالمالک ریگی انجام داده است. سکوت شرم‌آور مقامات قضایی در مقابل عملیات تروریستی نیروهای بسیجی و انتظامی در کوی دانش‌گاه یعنی حمایت از تروریسم، حمایت از خشونت، یعنی نقض حقوق بشر، یعنی خود جنایت.

مدیار

Posted in حقوق بشر, کودتا و سرکوبComments (3)

Tags: , , , , , ,

جنایت در کوی دانشگاه هولناک‌تر است یا زندان ابوغریب


هفته‌ی گذشته در اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، نماینده‌گان جمهوری اسلامی به سرپرستی لاریجانی دروغ‌های بی‌شماری در مورد وضعیت نقض حقوق بشر ایران گفتند. یکی از مسائلی که عمده‌ی اعتراض‌های کشورهای متمدن دنیا را به همراه داشت؛ خشونت نیروهای انتظامی و بسیج در روزها و شب‌های بعد از انتخابات ایران بود که منجر به کشته شده شدن ده‌ها نفر از مردم ایران شد.

نماینده‌گان ایران در برابر این اعتراض‌ها و این نقض حقوق شهروندان ایران، دل برای کودکان غزه سوزاندند و پرسیدند چرا فکر آن‌ها نیستید. نماینده‌گان ایران وضعیت زندان‌های ایران را خوب توصیف کردند و طبق سنت خودشان توپ را به زمین دیگر کشورها انداخته  و چون همیشه آمریکا را متهم اول قرار دادند و از نقض حقوق بشر در زندان ابوغریب و گوانتانامو سخن گفتند و از ادعای تعطیلی کهریزک در عرض ۲۴ ساعت فخر فروختند!

صحنه‌های تکان دهنده‌ جنایت نیروهای بسیجی و نیروهای انتظامی در کوی دانشگاه که هشت ماه است در مورد آن از طرف مقامات قضایی سکوت شده است، امشب به عنوان سندی غیرقابل انکار  (از همان‌ها که کیهان می‌گوید دارد و ندارد) در بی‌بی‌سی فارسی نشان داده  شد.

صحنه‌هایی در این فیلم وجود دارد که غم‌بارترین صحنه‌ها است. صحنه‌هایی که هر انسانی ناخودآگاه از دیدن آن اشک می‌ریزد و می‌گوید «این‌ها دیگر کیستند» آدمی‌زاده‌اند یا حیوان و از این همه شقاوت درود می‌فرستد بر حیوان. در میان این فیلم صحنه‌هایی وجود داشت که مرا یاد عکسی از زندان ابوغریب انداخت. این صحنه‌ها زیاده بهم شبیه هستند. شاید تنها تفاوت ظاهری‌اش این باشد که زندانی‌ها در عکس ابوغریب لخت هستند و در تصاویر کوی دانشجویان لباس به تن دارند.

اما تفاوت اساسی‌تری که می‌توان به آن اشاره کرد، این است که یک تصویر از زندان است و یک تصویر در یک خوابگاه دانشجویی. این‌جا تفاوت جمهوری اسلامی و مساله‌ی نقض حقوق بشر نسبت به همان کشورهایی که آن‌ها را متهم می‌کند به خوبی عیان می‌شود. اگر آمریکا در ابوغریب با زندانیان چنان رفتار می‌کند، جمهوری اسلامی با دانشجویان که نخبه‌گان این کشور و بهترین افراد هر جامعه‌یی هستند، چنین رفتار می‌کند. با کسانی که هیچ جرمی ندارند، جز دانش‌جو بودن…

هشت ماه است که خشونت طلبان کیهانی و کودتاچیان احمدی‌نژادی از دستگیری سران فتنه دم می‌زنند و از برخورد با معترضان که «فتنه‌گران» نام‌شان می‌دهند. از تروریست‌های ساخته‌گی سخن می‌گویند و از ارتباطات وجود نداشته‌ی فعالین با بی‌گانه‌گان. کمیته پیگیری مجلس حتا کلامی در گزارش‌اش از این حمله‌ی جنایت‌کارانه‌ی نیروهای انتظامی و بسیجی سخنی به میان نیاورده است و تنها به انکار واقعیات مطرح شده پرداخت.

لاریجانی قوه‌ی قضاییه و دادستان تهران تنها برای روزنامه‌نگاران و فعالین دانش‌جویی و زنان و شهروندان دستور بازداشت صادر کردند و قضاتی چون صلواتی حکم‌های دریافتی از کودتاچیان را به زندانی‌ها ابلاغ کردند. چرا در این دستگاه قضایی هیچ کس از این فاجعه صحبتی به میان نیاورد؟

سردار عزیزالله رجب‌زاده که به دستورش این جنایت‌ها رفته است، چرا کلامی سخن نگفته است؟ برای این سردار بسیجی‌ی نیروی انتظامی چند سال حبس لازم است و در یک دستگاه عادل قضایی چه اندازه مجازات می‌شود؟ جرم او مصداق «جنایت علیه بشریت» نیست؟ که هست…

بر سر دانشجویان بازداشتی در این شب در منهای چهار وزارت کشور چه رفته است؟ آن پنج کشته که برای این شب اعلام شده بودند را چرا تکذیب کردند؟

حالا باید پاسخ بگویند که جنایت در زندان ابوغریب بدتر است یا در یک خوابگاه دانش‌جویی؟ اما نیک می‌دانیم که به این جنایت هولناک نیز رسیده‌گی نخواهد شد، اگر قرار بر رسیده‌گی بود؛ آن‌چه در این شب اتفاق افتاد همانی بود که ۱۰ سال قبل بر سر دانشجویان همین کوی رفته بود، سرداران جنایت آن شب، امروز پست‌ها و مقام‌ها دارند. شاید سردار رجب‌زاده نیز مثل سردار نقدی کوی دانشگاه ۷۸ به مقامی مثل امروز او برسد که پول‌های زیادی به پاداش آن جنایت جلوی زن و فرزندش بگذارد.

  • در روزهای بعد از انتخابات خبرها را از گوشه و کنار در وبلاگ‌ام منتشر می‌کردم، گزارش حمله به کوی دانش‌گاه را از «خبرنامه امیرکبیر» زده بودم که حالا خواندنی‌تر است و عیان تر. گزارش بامداد خبر را هم از این حمله وحشیانه بخوانید.

مدیار

Posted in حقوق بشر, کودتا و سرکوبComments (0)

Tags:

فردا روز دیگری است، روز سبز دیگری است


احمدی‌نژاد در طول ماه‌های گذشته زیاد صحبت کرده است، بارها با جمعیت‌های اتوبوسی محل سخن‌رانی او پر شده از بسیجیان و مردمی که به اجبار از ادارات آورده شده‌اند و خواسته و ناخواسته مجبور شده‌اند، سخنان توهین‌آمیز، ضد ملی، ضد ایرانی و خشونت‌طلبانه‌ی وی را گوش کنند.  فردا هم این رئیس دولت غیرقانونی و رئیس دولت کودتایی در میدان آزادی است، اتوبوس‌ها آماده شده‌اند و بسیجیان سازمان‌دهی شده‌اند.

اما فردا روز دیگری است، انقلاب ۳۱ ساله فردا جشن تولدی دارد که بیش‌تر به جشن تولد مرده شبیه است. شعارهای آن انقلاب همه در پستوی استبداد نهان شد و باغبان آن باغ یا رختی دگر پوشیده‌اند یا پشت میله‌های زندان از کرده و ناکرده پشیمان شده‌اند. انقلاب فرزندان خود را خورد، دوستان خود را دشمن کرد، مردم خود را به شلاق و تازیانه از خویش راند…

فردا جشن تولد انقلابی است که بعد از گذر از صدها و هزاران اعدام و خشونت در سال‌های ابتدایی خویش، برای آبیاری باغ‌اش از خون نداها و سهراب‌ها آشامید.

۳۱ سال گذشت، به درد گذشت، به زندان و میله و آهن گذشت، به کشتار اعدام  گذشت، به سانسور کتاب و به توقیف روزنامه گذشت. ۳۱ سال گذشت، انقلاب مردمی رای‌های مردم‌اش را دزدید و صدای اعتراض مردم‌اش را در تنور سوزان سرکوب خویش بی‌جان خواست. ۳۱ سال گذشت، در انقلاب مردمی، رای مردم بی‌ارزش شد و مردمی که انقلاب کرده بودند برای آزادی، شاهد آن شدند که حکومت‌شان با نام خدا استبداد می‌کند.

۳۱ سال گذشت، استبداد شاهی  به جمهوری اسلامی رسید، مردم بی‌چاره، شدند ناظر بازداشت و زندان و اعدام فرزندان‌شان. ۳۲ سال گذشت، ایران شد کشوری که خون ندا‌ی‌اش برای دولت‌مردان به اندازه‌ی زن مصری نمی‌ارزید.

۳۱ سال گذشت، به درد و رنج گذشت، چوب خط زندان بود و آسمان دار، دیوار بود و سینه‌های خونین‌اش. بسیجی مردم شد و مردم بی‌گانه، دانشجو مزدور شد و سهمیه‌های دانش‌گاهی در جیب چماق‌داران گذاشته شد… ۳۱ سال گذشت، به فساد و اختلاص گذشت. به ثروت‌اندوزی سپاهی و وابسته به بیت رهبری گذشت…

هشت ماه پیش مردم برخاستند، ناگهان برخاستند، چنان برخاستند که زور و ضرب و زندان، کارگر نیافتاد و کارگر نیافتاده…

فردا روز سبز دیگری است، ۲۲ بهمن هم سبز می‌شود، از سبز شدن و یا نشدنش نگرانی هیچ نیست که آن‌قدر این ملت بی‌شمارند که که دم و بازدم‌شان هر روزگار را بهاری می‌کند سبزتر از سبز… نگرانی خشونت سینه‌چاکان دروغ است و توحش چماقداران و هفت‌تیرکشان کودتایی که نکند جوان دیگری را سینه سرخ کنند…

مراقب خودتان و مراقب یک‌دیگر باشید…

ساعت ۸ صبح میدان آزادی

مدیار

Posted in ایران, کودتا و سرکوبComments (0)

Tags: , , , ,

دستور به صداوسیما در ۲۲ بهمن: تنها در میدان آزادی هلی‌شات بگیرید


طبق دستوری که به سازمان صدا و سیما از سوی مراکز امنیتی سپاه داده شده است؛ در روز ۲۲ بهمن تنها از میدان آزادی تهران «هلی‌شات» گرفته خواهد شد. هلی‌شات یا همان تصویربرداری با هلی‌کوپتر از میدان آزادی نشان دهنده‌ی آن است که آنان جمعیت زیادی برای خود متصور نیستند و می‌دانند که تمام خیابان‌ها در اختیار مردم خواهد بود.

هم‌چنین این دستور نشان دهنده‌ی آن است که کودتاچیان قصد دارند تنها میدان آزادی را داشته باشند که برای‌شان همان «تنگه‌ی احد» است. با این وصف از هر گونه اقدام مشابهی که در چند ماه گذشته شاهد بوده‌ایم در خارج از این میدان خودداری نخواهند کرد. این خواسته کودتاچیان که میدان آزادی دست آنان باشد؛ یعنی سخن‌رانی احمدی‌نژاد با خیال راحت.

بدون شک «مردم اتوبوسی» و «بسیجیانی» که قرار است «مردم» باشند، از شب قبل یا صبح زود به میدان آزادی آورده خواهند شد و از آنان پذیرایی «ساندیسی» هم خواهند شد. اما شکی نیست که توان پر کردن میدان بزرگ آزادی را با هواداران خود نخواهند داشت و منتظر مردم عادی و از فیلتر گذشته خواهند بود، اگر توان این کار را داشتند، همان جمعیت شوخی ۹ دی را که می‌گویند «چند ده میلیونی» بود، به جای میدان انقلاب به میدان آزادی می‌آوردند.

سنت سال‌های گذشته این بود که دست کم در همین تهران از میدان انقلاب تا میدان آزادی تصویرهای هوایی مداوم از صدا و سیما پخش می‌شد و «حماسه‌ی» مردم ایران علیه آمریکا و غرب و «تجدید بیعت» با «میثاق‌های انقلاب اسلامی» نمایش داده می‌شد. در سال‌های گذشته حضور ملت «تجلی غرور و شکوه» بود و مجریان صدا و سیما به ویژه «حیاتی» با غرور و بغض «یکبار دیگر یکبار دیگر»ها سر هر جمله می‌آوردند.

اما این سنت حسنه برای جمهوری اسلامی گویا امسال با این دستور دیگر اتفاق نمی‌افتد و «شکوه و عظمیت» بسیجیانی که با اتوبوس آورده می‌شوند در تجدید بیعت‌ها به همان میدان آزادی خلاصه خواهد شد.

در این میان تدبیرهای صورت گرفته در صدا و سیما آن‌قدر جالب شده است که حتا افرادی که در «اتاق فرمان» این پخش‌های زنده هستند همه‌گی «گلچین» شده‌اند، از کارگردان  تا تصویربردار.

طبق اخباری که به دست‌ام رسیده، این دستورات همه از طرف سپاه پاسدارن است، نمونه‌ی قبلی این قبیل اقدامات در روز عاشورا اتفاق افتاده است که به قول صدا و سیمایی‌ها «narration»ی  ( خبر و توصیف روی تصاویر) که روی تصویرها «play» می‌شده است همه از طرف سپاه می‌آمده است و تا این اندازه این روزها برای‌شان حساسیت دارد.

بلندگوهایی که از میدان انقلاب تا آزادی برای ایجاد سر و صدا و تولید «آلوده‌گی صوتی» در این چند روز نصب شده است هم حربه‌ی دیگری برای این روز است. حال باید دید صدا و سیمایی‌ها می‌توانند در این روز با خیال راحت از میدان آزادی «هلی‌شات» بگیرند یا خیر؟

مدیار

Posted in ایران, کودتا و سرکوبComments (2)

Tags: , , , , ,

از ادعای کنترل اینترنت تا قطع آن


از قضا اینترنت در  آستانه‌ی وحشت جمهوری اسلامی، یعنی چند روز مانده به ۲۲ بهمن قطع می‌شود و از قضا مشخص هم نیست که کی وصل می‌شود!

جمهوری پلیسی ـ نظامی اسلامی که با انواع اقسام طرح‌ها و برنامه‌ها از جمله «لایحه‌ی جرائم رایانه‌یی»،‌«پلیس اینرنت»،‌«تربیت افسران اینترنتی»، ««ساخت سایت‌های جعلی»، «جا زدن مامورین اطلاعات به عنوان مخالف نظام»، «ارتباط با کاربران با هویت‌های جعلی»، «ساخت سایت‌های معاند»، «صرف هزینه‌های هنگفت و خرید ادوات و دستگاه‌های کنترل» و تهدید و ارعاب و بازداشت و زندان و شکنجه، سابق بر این مدعی کنترل کامل اینترنت و خطوط تلفن بود، مانند روزهای بعد از کودتای انتخاباتی هم عمل نکرده و در یک کلام صورت مساله را به خاطر «عاجز» بودن از حل معما پاک کرده است.

قطع اینترنت و پیامک چند روز مانده به ۲۲ بهمن نشان از آن دارد که بر خلاف ادعاهای قبلی هیچ کنترل و نظارتی بر اینترنت نیست، و این‌که ۲۲ بهمن چه روز حیاتی برای جمهوری «بازداشت» است. جمهوری بازداشت از این جهت که دیگر بازداشت ایرانیان خانه به خانه شده است، به جد تصمیم گرفته‌اند دست کم سی و هفت هشت میلیون طرفدار موسوی  و کروبی «موسوم به جنبش سبز» را بازداشت کنند.

در سیاست خارجی گاه کشورها برای نشان دادن قدرت نظامی خود و یا تاثیر بر کشورهای دیگر«دروغ‌های دیپلماتیک» می‌گویند، کاری که در دوران جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب بسیار رایج بود،‌ هر دو طرف از ساخت سلاح‌هایی خبر می‌دادند که تازه طرح‌اش روی میزهای‌شان بود،‌ اما با این وجود از آزمایش موفقیت آمیز و تولید انبوه آن سخن می‌گفتند.

جمهوری اسلامی هم از این دروغ‌ها کم نگفته؛ اگر اشتباه نکنم در آزمایش «موشک شهاب ۳» بود که از عکس‌های موشک‌های قبلی استفاده کرده بودند، که نشان می‌داد هنوز این موشک ساخته نشده است، اما خب دروغ که در جمهوری اسلامی مالیات ندارد، اگر داشت این مجموعه اقلیت انقدر دروغ نمی‌گفت و احمدی‌نژاد با کودتا رئیس دولت نمی‌شد!

ولی در کل این دروغ‌ها به سرعت آشکار می‌شوند و همه چیز مشخص می‌شود. جمهوری اسلامی برای‌اش مشخص شده که تعداد مخالفان‌اش بیش‌تر از ۵۰۰ نفر کیهان و احمدی‌نژاد است، اگر نبود که قطع اس.‌ام.اس و اینترنت به طور کامل‌اش برای چه بود. حالا این را هم نمی‌فهمند که با این کار بیش‌تر به جنبش سبز خدمت می‌کنند و بیش‌تر باعث تبلیغ می‌شوند. الان ورد زبان همه است که ساعت ۱۰ صبح، ۲۲ بهمن…

یکی نوشته بود، راه‌های رسیدن به خدا زیاد است، یکی از این راه‌ها از انقلاب تا آزادی در روز ۲۲ بهمن است.

  • فقط در این قطع کامل اینترنت ما مانده‌ایم که چه طور می‌توانند سایت‌ها را آن هم بعد از ۱۰ روز از شروع کار فیلتر کنند. نمی‌دانم چرا اینترنت خودشان قطع نیست!

مدیار

Posted in کودتا و سرکوبComments (0)

Tags: , , ,

سرگیجه جمهوری اسلامی با بازداشت


جمهوری اسلامی سرگیجه عجیبی گرفته است؛ اعتراض‌های هفت ماه گذشته تبدیل به کابوسی سخت برای آن‌ها شده است و از رفتارشان به نظر می‌رسد که ۲۲ بهمن خواب‌شان را از هر جهت آشفته کرده است.

تدبیر بازداشت تا آن‌جا که جا هست و نیرو دارند، برای هر تعداد شهروندی که می‌توانند، تدبیری است که یک دیکتاتور در حال سقوط و زوال به آن دست می‌یازد. این همه بازداشت، بدون دلیل تنها از سر جنون است.

می‌گویند دیکتاتورها همواره در پایان کار به «حماقت» می‌رسند، گویا جمهوری اسلامی زودتر از موعد مقرر و پایان خود به حماقت رسیده است. این فکر که تمام شرکت کننده‌گان روز عاشورا را بازداشت می‌کنیم، تنها یک شعار نبوده است، «باور» این بوده که تعداد معترضان و مخالفان جمهوری اسلامی آن‌قدر کم است که می‌شود همه‌ی آنان را بازداشت کرد و همین است که سردار نادان نیروی انتظامی از بازداشت ۷۰ درصد شرکت کننده‌گان روز عاشورا می‌گوید. این همان حماقتی است که به آن رسیده‌اند، پیش از موعد مقرر و زمانی که زیاد هم دور نبوده است.

دو هفته بازداشت خانه به خانه و بازداشت فعالین فرهنگی، اعم از مترجم و منتقد ادبی و… همان چنگ زدن به هر خاشاکی است که شخص در حال سقوط از دره به آن دست می‌زند.

تا ۲۲ بهمن راه زیادی نیست، می‌شود، به راحتی دست‌آورد تدبیری که به بازداشت همه‌ی معترضان فکر کرده است، نگاه کرد، آن موقع می‌توانند شمارش کنند که آیا به راستی ۷۰ درصد معترضان یا به قول خودشان «اغتشاش‌گران» را بازداشت کرده‌اند یا خیر.

مدیار

Posted in حقوق بشر, کودتا و سرکوبComments (0)

Tags: , , , , , , , , , , , ,

یک زندانی: شورای دفاع از حق تحصیل


هنگامی که احمدی‌نژاد در مناظره‌های تلویزیونی پرده‌ی حیا را درید و منتقد، مخالف، دشمن نداشته و دشمن فرضی را به یک چوب راند، همان‌جایی که آمارهای اقتصادی دروغ می‌داد و وجود «دانش‌جویان ستاره‌دار» را که زائیده‌ی وزارت علوم دولت‌اش بود، انکار می‌کرد، به فردای ریاست دولت دهم می‌اندیشید که اکنون می‌دانیم از همان هنگام نتیجه‌اش را می‌دانست. نتیجه‌یی که اساس‌اش بر «کودتا» بود و ماحصل‌اش ایجاد بستری برای «انتقام».

احمدی‌نژاد را علاوه بر خصلت «دروغ‌گویی»، خصلتی چون «کینه‌جویی» نیز هست. در خاطره‌ی جمعی ما هست که حضور او در پلی‌تکنیک با چه اعتراضی از دانش‌جویان این دانشگاه روبه‌رو شد و کینه‌ی او بر سر دانش‌جویان این دانش‌گاه با «چاپ نشریات» جعلی چه‌گونه جلوه‌گر شد. در همان مناظره‌های تلویزیونی بود که محسن صفایی فراهانی یکی از بزرگ‌ترین منتقدان اقتصادی و ورزشی دولت نهم را متهم به «فساد مالی» کرد و عجب نیست که اکنون صفایی فراهانی هفتمین ماه زندان را می‌گذراند و ۶ سال زندان‌اش را گرفته است. چنان‌که عجب نیست امروز روز دو رئیس‌جمهور پیشین و کاندیدای رقیب دو انتخابات گذشته را در رسانه‌های‌اش عامل «بی‌گانه» و «سران فتنه» معرفی می‌کند. هر چه هست کینه است و انتقام از کسی که ریاست دولت کودتایی دهم را فرصتی برای انتقام از همه‌ی آنانی دانست که منتقد و مخالف‌اش در سال‌های گذشته بوده‌اند.

این است که یک گروه «دانش‌جویی»‌ی معترض به سیاست‌های غیرقانونی و ناقض حقوق بشری وزرات علوم دولت وی، توسط نهادهای امنیتی و نظامی او سرکوب می‌شوند و ماشین ناقض حقوق بشر دستگاه قضایی‌ی در خدمت دولت و نهادهای نظامی و امنیتی، حکم‌های «سفارشی»‌ی ساکنان این گروه کوچک را «دو رقمی» انشا می‌کند و دستور بازداشت آن‌ها را  پیاپی صادر و «قرار بازداشت» آن‌ها پیاپی تمدید می‌‌کند.

این است که مشعل این انتقام را با اتهام «همکاری با سازمان مجاهدین» روشن می‌کند و بر خرمن زنده‌گی دانش‌جویانی که تنها عمل‌شان پی‌گیری «حق تحصیل»‌شان بود، آتش زندان می‌کشد و چون اژدهایی چند سر آتش خشم و کینه‌ی دل ناپاک خود را خالی می‌کند. حال و این‌جا است که «شورای حق تحصیل» به تنهایی، با تمام اعضای‌اش، خود می‌شود یک زندانی:

سید ضیالدین نبوی در همان شروع «انتقام‌گیری» دولت در خرداد ماه بازداشت شد، دانش‌جویان محروم از تحصیل که پیش از انتخابات هم‌چون آواری بر سر دروغ‌های احمدی‌نژاد بودند، در لیست ستاد کودتا و انتقام قرار گرفته و یک به یک بازداشت شدند. ضیا نبوی، از اولین‌ها بود و از همان ابتدا به سلول‌های بند ۲۰۹ زندان اوین فرستاده شد. انتقام به سبک احمدی‌نژاد معجونی بود از شکنجه‌های جسمی و روحی که زندانیان بازداشت شده هر یک سهمی از آن داشتند و نبوی  محروم از تحصیل را ماه‌ها سهمی از آن بود.

ضیا نبوی دانش‌جوی رشته‌ی مهندسی شیمی ورودی سال ۸۱ دانش‌گاه صنعتی نوشیروان بابل است که در سال ۸۶ برای مدتی بازداشت و به لطف وزارت علوم دولت احمدی‌نژاد از تحصیل به مدت دو ترم مرحوم شد. کنکور کارشناسی ارشد سال ۸۷ آغازی بود برای ادامه‌ی تحصیل این دانش‌جوی فعال برای ادامه‌ی تحصیل اما علی‌رغم کسب نمره و رتبه‌ی خوب باز هم دولت ناقض قانون احمدی‌نژاد توسط وزارت علوم‌اش از ورود او به دانش‌گاه ممانعت به عمل آورد.

عضویت در «شورای دفاع از حق تحصیل» محلی شد برای دفاع از حقوق قانونی او و دیگر دانش‌جویان در برابر دولتی که رسم نخبه‌کشی را مذهب و قبله‌ی خویش قرار داده و در برابر هر نخبه به عربده‌کشان و قداره‌بندان بسیجی بها می‌داد. ضیاالدین نبوی در ۲۵ خرداد ماه بازداشت شد و به زندان اوین رفت، چیزی نزدیک به ۷ ماه بعد از بازداشت، وی در ۲۲ دی‌ ماه  حکم ۱۵ سال حبس خود را از قاضی پیرعباسی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب دریافت کرد که این روزها دست دولت انتقام‌جوی احمدی‌نژاد از آستین او بیرون آمده است.

مجید دری دیگر عضو «شورای دفاع از حق تحصیل» است که بر جوانی‌اش آتش انتقام دولت «مهرورز» احمدی‌نژاد با ۱۱ سال زندان هجوم آورده و بر خلیج نگاه‌اش میله‌های سرد زندان را به خشم کشیده‌اند. مجید دری را در ۱۸ تیرماه بازداشت کردند و او هم به زندان اوین منتقل شد. اتهام او نیز هم‌چون ضیا نبوی اتهام ناباورانه‌ی «همکاری با سازمان مجاهدین» اعلام شد که ۱۰ سال از این حکم سنگین را به همین خاطر دریافت کرد. حکمی که ۵ سال آن را به  تبعید باید در شهر «ایذه» بگذارند.

حکم مجید دری و ضیاالدین نبوی فراتر از یک حکم غیرقانونی و بی‌دلیل و با اتهامات واهی است، حکم مجید دری و نبوی مصداق یک «جنایت» تمام عیار است، حکم این دو دانش‌جو پیامی است از طرف دولت کودتایی و انتقام‌جو برای همه‌ی دانش‌جویان محروم از تحصیل و در شرف محرومیت که پنجاه پنجاه به کمیته‌های انضباطی، یا نامی بهتر «کمیته‌های تفتیش عقاید انضابطی» احضار می‌شوند، است که دست انتقام دولت عدالت‌محور از آستین قضات «بی‌قضاوت» دستگاه قضایی بیرون خواهد آمد و حکم‌های دور رقمی و سنگین را انشاء خواهد کرد.

این‌چنین است وضعیت حسام سلامت رتبه اول آزمون دکترای جامعه شناسی با ۴ سال حبس و وضعیت مهدیه گلرو که هنوز دو ماه از بازداشت‌اش نگذشته اتهام چسبانده شده به در «شورای دفاع از حق تحصیل» یعنی «همکاری با سازمان مجاهدین» را پیش روی خود می‌بیند. این‌چنین است وضعیت شیوا نظرآهاری محروم از تحصیل که در ۱۰۰ روز بازداشت قبلی این اتهام را به عنوان یکی از اعضای «شورای دفاع از حق تحصیل» در پرونده‌ی خود دید و اکنون باز هم حریف مهمان‌کشان‌ِ قتال صفتِ اوین است. این‌چنین است وضعیت پیمان عارف محروم از تحصیل که همینک در ۳۵۰ اوین هم‌بند مجید و ضیا است و شاید در انتظار حکمی هم‌ردیف آنان و با اتهام «همکاری با سازمان مجاهدین».

مدیار

Posted in حقوق بشر, دانشجویی, کودتا و سرکوب, یک زندانیComments (6)

Tags: , , , , , , , , , , ,

خشونتی که از قبل توجیه شده بود، مراقب سناریوها باشیم


خشونت بی‌حد و حصر نیروهای انتظامی  و به ویژه بسیجی  و سپاهی در روز عاشورا به کشتن شدنن چندین نفر انجامید که تا کنون دست کم در ۹ مورد تایید شده است. بر خلاف روزهای بعد از کودتا رسانه‌ها امنیتی و اشخاص مسئول زود به صرافت افتاده‌اند که این ماجرا را خود در دست بگیرند و از همان ابتدا با دروغ‌های‌شان از رسوایی هر چه بیش‌تر یکی دیگر از جنایت‌ها گذر کنند. «پرونده‌ی کشته‌سازی» را امروز بسیار زود در رسانه‌های نظامی امنیتی فارس و کیهان دیدیم و در روزهای بعد هم بیش‌تر خواهیم دید و از زبان مسئولان نظامی و قضایی هم خواهیم شنید.

به باورم خشونت امروز نیروهای نظامی و بسیجی به طور کامل از قبل پیش‌بینی شده بود. کودتاچیان به این نتیجه رسیده بودند که برای سرکوب همیشه‌گی جنبش اعتراضی مردم ایران از خشونت تمام عیار استفاده کنند. این خشونت قرار بود در ۱۶ آذر اتفاق بیافتد، چرا که توجیه این خشونت به طور مشخص در رسانه‌های امنیتی نظامی چون کیهان و فارس انجام شده بود، اما به دلائلی این اتفاق در ۱۶ آذر نیافتاده است و در عاشورا این خشونت عریان اجرا شد. حال شاهد آن هستیم که همان توجیهاتی که قبل از ۱۶ آذر پیش‌بینی شده بود در مورد جوانانی که امروز به دست نیروهای بسیجی و با گلوله‌ی آنان کشته شدند، ارائه می‌شود.

خبرگزاری فارس و کیهان در اقدام هماهنگ از پرونده‌ی کشته‌‌سازی خبر داده‌اند و این که«در روزهای آینده شواهدی از طرف مسئولین» ارائه خواهد شد که پرده از این ماجراها برمی‌دارد. هنوز خون این عزیزان در کف خیابان‌ها خشک نشده و تعداد دقیق آن‌ها مشخص نیست، این دو رسانه از شواهدی که در روزهای آینده ارائه خواهد شد، صحبت می‌کنند!

در روزهای قبل از ۱۶ آذر خبرگزاری فارس چندین خبر دروغ و از اساس بی‌پایه را مبنی بر دستگیری یک گروه تروریستی و ورود آمپول‌های سمی برای «کشته‌سازی در روز دانش‌جو» در تارنمای خود قرار داد. به سرعت رسانه‌های زنجیره‌یی ـ امنیتی این اخبار را پوشش داده و از چنین امکانی در روز دانش‌جو خبر دادند.

این خبرهای دروغ به کار ۱۶ آذر نیامد و حالا در عصر عاشورا و درست ساعتی بعد از کشته شدن چندین نفر به دست نیروهای بسیجی این داستان تکرار می‌شود  و نام کشته‌سازی برای شیهدان امروز عنوان می‌شود و صدا و سیما هم با تمام امکانات خود در جهت پخش این دروغ قدم برمی‌دارد. خبرگزاری فارس در خبرش در این مورد نوشت: «اما این آخرین اقدام فتنه‌انگیزان! در این راستا نبود، چه آن‌که آنان در ایام نزدیک به ۱۶ آذر روز دانشجو، نیز با وارد کردن آمپول‌های سمی (به نقل از رسانه های داخلی) به کشور و توطئه‌چینی، قصد داشتند…»

جالب این‌جا است که این خبرگزاری امنیتی خبر خود را به «نقل از رسانه‌های داخلی» بازگو می‌کند و نمی‌گوید که این خبر دروغ را خود برای توجیه‌ خشونت‌ها در آینده نوشته بوده است. در این زمینه در همان قبل از ۱۶ آذر در پستی تحت عنوان توجیه خشونت در ۱۶ آذر نوشته بودم. به هوش باشیم، که با دروغ‌هایی نظیر پرت شدن یک نفر از پل و تصادف دو نفر و ترور خواهرزاده‌ی موسوی صحنه‌گردان این سناریو نشوند و دروغ‌های‌شان را جا نیاندازند.

مدیار

Posted in ایران, کودتا و سرکوبComments (1)

Tags: , , , , , ,

عاشورای خونین تهران: کشتار مردم توسط بسیجی‌ها و نیروهای انتظامی


مردی حدودا ۵۰ ساله ظهر امروز در میدان انقلاب بر اثر شدت ضربات باتوم چند نفر بسیجی بر روی سرش کشته شد. جنازه‌ی او را مردم عزادار تا چهار راه ولی‌عصر روی دست می‌آورند. جنازه‌ی این مرد که حدود پنجاه سال سن داشته در چهارراه ولیعصر با حمله‌ی نیروهای نظامی از دست مردم گرفته می‌شود، در درگیری با مردم نیروهای بسیجی و انتظامی در جدالی لفظی به مردم می‌گویند که این مردم مسن یک بسیجی بوده است.

حدود نیم ساعت نیروهای انتظامی و بسیجی به خاطر ایجاد رعب و وحشت جسد او را کنار جدول خیابان می‌گذارند، در حالی که آمبولانس چند متر آن‌طرف‌تر پارک شده بوده است. بعد از نیم ساعت بالاخره آن‌ها که کشته بودندش جسدش را می‌برند، تا کی به خانواده‌اش تحویل داده شود.

در میدان و خیابان ولی‌عصر و اطراف آن نیز ظهر امروز درگیری شدیدی بین نیروهای انتظامی و بسیجی  با مردم وجود داشت، این درگیری با شلیک گلوله از طرف نیروهای بسیجی و انتظامی دنبال می‌شود و در این جریان سه نفر زخمی می‌شوند که یکی از آنان یک دختر جوان بود که از ناحیه کمر گلوله خورد. هر سه زخمی را نیروهای نظامی و امنیتی با خود می‌برند و مشخص نیست چه بلایی بر سر او آمده است.

در زیر پل کالج ( حافظ) نیز یک بسیجی ۱۸ ساله به مردمی که طرف او می‌رفتند با یک کلت کمری شلیک می‌کند. به گزارش سایت جرس سه نفر در درگیری‌های این منطقه توسط نیروهای انتظامی و بسیجی کشته شده‌اند.

به گزارش سایت پارلمان نیوز ظهر امروز سیدعلی حبیبی موسوی خامنه خواهرزاده  ۲۰ یا ۳۵ ساله‌ی مهندس میرحسین موسوی در حوادث تلخ عاشورای حسینی در تهران کشته شدهم است و پیکر او در بیمارستان سینای صادقیه نگه‌داری می‌شود که مهندس موسوی نیز آن‌جا حضور دارد.

  • عکس: احتمال می‌دهم این همان مردم ۵۰ ساله‌یی باشد که در میدان انقلاب با ضربه‌ی باتوم نیروهای بسیجی کشته شده است.
  • جریان مرگ این مرد مسن به نقل از دو شاهد عینی است

مدیار

Posted in ایران, حقوق بشر, کودتا و سرکوبComments (1)

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • weblog nevis bigonah: عزيز تو تو همه چيز رکورد داري :-) (البته شوخي کردم) رکور...
  • weblog nevis bigonah: سلام دوست عزيز واقعا سخت تو کشوري که چيزي ازش نمي دوني ونه ح...
  • هرمز ممیزی: salam madiar jan modaty ast mikhaham barayat paiam bogzaram...
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه


  • مصاحبه مهدی کروبی بعد از حمله نیروهای بسیجی


    09/03/10

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10

بلاگ چرخان