Posted on ۱۰ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد
یعنی ما میخواهیم ۳۰۰ هزار آدم بکشیم؟ یعنی ما توانایی کشتن ۳۰۰ هزار انسان را داریم؟ یعنی می توانیم برای ۳۰۰ هزار جسد خانه بسازیم؟ جناب سردار فرمودهاند حتا توانایی درست کردن گور دسته جمعی را هم داریم؟
اما جناب سردار نگفته که در مقابل این تعداد ۳۰۰ هزار نفری باز چند جوان این کشور در اول اسم خود نام شهید را باید یدک بکشند! و جناب سردار نگفته این همه
توانایی را چرا صرف آبادانی نمی کند؟ آباد کردن سخت است جناب سردار نه؟
Posted on ۰۹ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد
پیمبرهای سرگردان نیک!
ای پیمبرهای
بیتکفیر_
بیزنجیر_
بیشمشیر!
در گذرگاهی چنین از عافیت مهجور،
بیکتابی اندر آن از دوزخی سوزان حکایت های رعب انگیز،
پرچم_ محزونتان را
سخت
دور میبینم که باد افتاده باشد روزی اندر سینه ی مغرور!
زهر رنج از ناتوانیهای معصومانهتان در دل،
هم چو بوتیمار
بر لب دریاچهی شب میخورم اندوه
Posted on ۰۶ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد
طی سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ بهطور میانگین روزانه چهار نفر در زندانهای هند زیر شکنجه کشته شدهاند.
بر پایه آماری که در گزارش روز گذشته مرکز آسیایی حقوق بشر (اِیسیاچآر) مستقر در دهلی منتشر شدهاست طی دوره مذکور، ۷۵۰۰ نفر در زندانهای کشور هند جان باختهاند که بیشتر این مرگها در اثر شکنجه صورت گرفتهاست.
Posted on ۰۶ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد
محمود احمدینژاد رئیسجمهوری ایران میگوید مردم از تشدید تحریمها علیه ایران «شادمان» خواهند شد، «چرا که در راه سازندگی و سرعت بخشیدن به آن مصممتر میشوند»…
Posted on ۰۵ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد
یک هفته پس از اجرای حکم محمد حسنزاده سخنگوی قوه قضاییه در مورد اجرای حکم این نوجوان اعلام کرده بود: <در قانون چیزی به عنوان اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال نداریم و آن چیزی که در قوانین برای افراد ۱۵ تا ۱۸ سال وجود دارد، بحث قصاص است. محمد حسنزاده نیز که از سنندج به دار آویخته شد در زمان اجرای حکم بالای ۱۸ سال بود.>
از وبلاگ فریاد سکوت. نوشتهی میترا خلعتبری
Posted on ۰۵ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد
مدیرکل روابط عمومی نیروی انتظامی در همین ارتباط دیروز از برخورد قاطع پلیس با بلوتوث بازان در اماکن عمومی در راستای طرح امنیت اجتماعی خبر داد.
مهدی احمدی با ادعای اینکه فناوری بلوتوث تلفن همراه در جامعه معضلاتی به وجود آورده است، گفت: «یکی از محورهایی که در راستای اجرای طرح امنیت اجتماعی با آن برخورد خواهد شد،عوامل و افرادی هستند که اکثرا در مترو و اماکن عمومی، اقدام به انتشار بلوتوث های مخرب می کنند.»
Posted on ۰۵ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد
کانون نویسندهگان ایران با «تیره و تار» توصیف کردن فضای کنونی ایران، نسبت به «اقدامات ضد انسانی» مقامات جمهوری اسلامی در برخورد با فعالان نهادهای مدنی ابراز نگرانی کرد…
Posted on ۰۴ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد

پیاپی خبر رسید که وبلاگات فیلتر شده و به غم نشسته بودم که بعد از
من نه منم و
استیجه سومین وبلاگام هم به محاق فیلتررفت. دروغ چرا بغضام گرفته بود و چندین ساعتی به غم نشستم. وبلاگام خانهی من است. من
_ کم حرف اینجا جای همهی اوقاتی که حرف نمیزنم حرف میزنم و فریادهایام را خالی میکنم.
اما گویا غم از این بیش بود، چرا که بلاگ اسپات و کلیهی وبلاگهای زیرمجموعهاش به محاق فیلتر رفته بود. خبر شوکه کنندهیی بود. و این همان اتفاقی است که در کشور چین افتاده است.
اما حالا که مینویسم این فیلتر برداشته شده و بلاگهای توانمند بلاگاسپات فیلتر نیستند. گویا اشتباهی رخ داده، دستوری صادر شده و پس گرفته شده…. نمیدانم هر چه بود، دیگر نیست. خوشبختانه و البته فعلا…
Posted on ۰۳ تیر ۱۳۸۷ by مجتبی سمیعنژاد
گفت با زنجیر در زندان شبی دیوانهیی
عاقلان پیداست کز دیوانهگان ترسیدهاند
من بهاین زنجیر ارزیدم که بستندم به پای
کاش میپرسید کس کایشان به چند ارزیدهاند
بازداشت یک فرد نمیتواند بازداشت و از بین بردن “آزادی” باشد، آزادی توانایی زوال ناپذیر سرشت انسان است که هیچ دینی به هیچ اقتدار اجتماعی ندارد و به دلیل تقدم بر قدرت دامنهی امتیازات آن را محدود میسازد. با این وجود نه میتوان آزادی را از بین برد و نه میتوان آن را برای مصلحت کنار زد.
آزادی مقدم بر دولت و حکومت است، زیرا که فرد پیش از آن وجود داشته است. بنابراین هیچگاه نمیتواند مدیون حکومتی باشد. حکومت اقتدار خود را از شهروندان خود میگیرد، در واقع این افراد هستند که به حکومت مشروعیت میدهند، پس شهروندان حق دارند وقتی میبینند کسانی که در مسند قدرت نشستهاند به جای اینکه “عاملان” قدرت باشند، خود را “صاحبان” قدرت میپندارند، ساز مخالفت بزنند و با حکومت از در مخالفت در آیند. این حق طبیعی آنان است و بر هیچ کدامشان هرجی نیست.
مبارزه با خودکامهگی پیامد طبیعی آزادی است و برای هر انسانی این حق محفوظ است. موارد اتهامی همچون “تبلیغ علیه نظام” و به کار بردن واژههایی چون “ضد نظام” و “ضد…” چیزی جز دشمنی با آزادی و حقوق فردی نیست. حکومت نمی تواند و نباید نسبت به مخالفان خود تعرضی صورت دهد و با آنها برخوردهای قهری انجام دهد؛ چون در این صورت حکومت به عنوان یک صاحب و “ژاندارم” عمل کرده، نه به عنوان یک عامل و “بیمهگر”. وظیفهی هر حکومتی تنها و تنها پاسداری از حقوق و قانونی است که وضع شده است. احساس کجروی از قانون و تعرض به حقوق فردی احساسی خوشآیند نیست که فرد بتواند آن را تحمل کند و با آن مدارا کند.
“هر کس حق آزدی ، زندهگی و امنیت شخصی دارد.” آزادی تا آن جا که به حقوق دیگران “آسیبی” نرسانی، نه این که به عنوان یک زن فلان لباس رنگی را نپوشی چون مردان آن را نمیپسندند. این به طور کامل مخالف موازین حقوق بشر است و فرد حق دارد که بدان معترض باشد و بخواهد به مبارزه با چنین عمل خلافی که تعرض واقعی به آزادی است دست بزند.
آزادی فرد نیست که در زندان بماند و فریادش به گوش نرسد، آزادی هست؛ در نهاد تک تک افراد هر جامعه. چندین سال حبس برای یک فرد آزادی را از بین نخواهد برد. هیچگاه!