Archive | فروردین, ۱۳۸۹

Tags:

اتفاق نیمه شب


امشب اتفاقی افتاد که زنده‌گی‌ام را تغییر داد. اتفاقی که بعد، از آن سخن خواهم گفت…

مدیار

Posted in خودم

Tags: , , , , , ,

وقتی مدیر بلاگفا زندانی سیاسی برای‌اش مهم می‌شود


سرویس دهنده بلاگفا که معرف حضور هست، همان سرویسی که اگر در آن وبلاگی باز کرده باشید و غیر از گل و بلبل و خاطرات استخر رفتنتان در آن کیبرد زده باشید (همان قلم زده باشید) بعد از مدتی وبلاگ و همه‌ی آن‌چه که در آن رشته و نوشته بودید را از دست رفته دیده‌اید. یک جمله معروف هم دارد «به علت  عدم رعایت قوانین بلاگفا،‌ وبلاگ مورد نظر مسدود شد».

بسیاری از این وبلاگ‌ها  که بسته می‌شوند شامل وبلاگ‌های سیاسی، مدافع حقوق بشر، وبلاگ‌های حامی جنبش سبز و این قبیل وبلاگ‌ها هستند. بلاگفا و باالطبع مدیر آن با این وضعیت و این روش مصداق دقیق کسانی هستند که دشمن «آزادی بیان» و مخالف حمایت از زندانیان بوده‌ و هستند. بسیاری از وبلاگ‌هایی که در سرویس دهنده‌ی بلاگفا مسدود شده‌اند وبلاگ‌هایی بوده‌اند که در حمایت از زندانیان سیاسی کوشش می‌کرده‌اند و مطلب و خبر می‌نوشته‌اند.

با این اوصاف خواندن چنین جمله‌یی از مدیر سایت وبلاگ بسیار عجیب می‌نماید: «با این حساب نام بردن از وی به عنوان زندانی سیاسی در متن این خبرها عملا توهینی به زندانی سیاسی است»!

خب اصل ماجرا این است که جناب شیرازی مدیر سرویس دهنده‌ی بلاگفا در نوشته‌یی علیه حمایتی که از «سعید ملک‌پور» صورت گرفته است موضع گرفته که چرا از وی به عنوان یک زندانی سیاسی نام برده شده است. دغدغه‌ی شیرازی به طور مسلم زندانی سیاسی و توهین به زندانی سیاسی نیست، او در این نوشته در سایت عصر ایران،‌ سعی دارد با ورود به چنین بحثی حرف خود را محق جلوه دهد که سعید ملک‌پور شکنجه‌ شده در زندان اوین به علت مدیریت سایت‌های پورونو یک مجرم بالفطره است که حق هیچ حمایتی را ندارد. وگرنه همه با توجه به عمل‌کرد وی در بلاگفا به ویژه در بستن وبلاگ‌های حامی زندانیان سیاسی از سوی سرویس تحت مدیریت وی عیار او را می شناسند. شیرازی نیز هم‌چون دیگران‌اش وجود زندانی سیاسی در ایران را انکار می‌کند و به مانند دولت کودتایی و دستگاه قضایی زندانیان سیاسی را آشوب‌طلب و اغتشاش‌گر می‌شناسد و به این القاب معرفی می‌کند. هنوز روی دل‌مان سنگینی می‌کند که نماینده‌گان دروغ‌گوی جمهوری اسلامی در ژنو روزنامه‌نگاران شریف ایرانی را تروریست معرفی کردند!

شیرازی‌ی مدیر بلاگفا در این نوشته گفته که در چرخ زدن در اینترنت به این رسیده که سایت‌های خبری و البته «حقوق بشری» سعید ملک‌پور را به عنوان یک زندانی سیاسی معرفی کرده‌اند.  از ایشان نمی‌پرسیم که آیا در این چرخ زدن‌های اینترنتی این همه زندانی سیاسی را چرا نمی‌بینند؟ از ایشان فقط می‌پرسیم که کدام سایت چنین چیزی زده است که فقط شما آن را دیده‌یی؟

ضمن این‌که خدمت این سانسورچی محترم باید عرض کرد، از قضا سایت‌های حقوق بشری موظف هستند که چنین نامه‌یی را منتشر کنند و از حقوق یک زندانی شکنجه شده و ۴۴۴ روز زجر کشیده دفاع کنند. برای سایت حقوق بشری فرقی ندارد که متهم و مجرم چه کرده‌اند و چه کسی هستند، بحث آن‌ها بر سر حقوق از دست رفته‌ی انسان‌ها است؟ همان حقوقی که شما در بلاگفا وقتی کسی از آن حرفی می‌زند، مسدودش می‌کنید.

سعید ملک‌پور زندانی سیاسی نیست، اما قربانی یک سناریویی امنیتی از طرف سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است که همین ماه گذشته این سناریو را برای کنشگران حقوق بشر راه انداخته است و به مانند همین سعید ملک‌پور در بند ۲ الف سپاه مشغول شکنجه و اخذ اعتراف‌های ساخته‌گی از آنان است. در چرخ زدن‌های اینترنتی‌تان به این موارد برخورد کرده‌اید؟

حالا شما بروید برای آویزون بودن خودتان از یک جاهای ناجوری، بگویید ملک‌پور مدیر سایت پورنوری آویزون بوده است. یک سوال دیگر هم این‌که در آخر از محل جرم و جغرافیا برای اثبات این‌که ملک‌پور مجرم است سخن گفته‌اید. از نظر شخص شما تجاوز در زندان پورنو حساب می‌شود و آیا مصداق جرم هست یا خیر؟

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , , , , ,

ضعف‌های قانون را مجموعه حکومت و دولت با هم تمدید می‌کنند


به رسم خود خوانده‌ی آقای عظما که هر سال یک اسم بی‌معنی و بی‌مسما برای سال انتخاب می‌کند و بعد در و دیوار شهرها و صفحات روزنامه‌های دولتی و صدا و سیما با صرف هزینه‌های میلیونی و شاید میلیاردی، صرف تبلیغ این نام سال می‌شود، ملیجکان دربار نیز اول هر کار بی‌معنی و خارج از عرف خود نام برگزیده شده را «زینت» سخنان خود می‌کنند و هر کاری را که به طور معمول به ضرر مردم است با این مساله توجیه می‌کنند.

در تازه‌ترین مورد صادق لاریجانی به خاطر «تلاش مضاعف» آیین دادرسی کیفری را با کسب اجازه از رهبری و دستور فراقانونی و البته غیرقانونی ایشان به مدت یک سال دیگر تمدید کرد تا کسی دیگر نتواند حرفی بزند. سال پیش رئیس دولت کودتا نیز با ارائه لایحه تمدید آیین دادرسی کیفری به مجلس به سختی آن را تمدید کرده بود، گر چه از نماینده‌گان حکومت در مجلس انتظار بیش‌تر از اینی که هست نمی‌رود و بنده‌گی خود را پیش از آن و بعد از آن بارها اعلام کرده بودند.

آیین دادرسی کیفری به صورت مستقیم با وضعیت حقوقی مردم و میزان اجرای عدالت سر و کار دارد، مجموعه دستگاه قضایی و دولت و حکومت جمهوری اسلامی نیز ضعف‌های این قانون آشنا است، اما با این حال برای چندمین سال پیاپی با یک دستور غیرقانونی این مساله توجیه شده و از دستور کار خارج می‌شود. جالب‌تر هم این‌که لاریجانی دستگاه قضایی این عمل را به «تلاش مضاعف» ربط داده و در باب آن سخن می‌گوید که این کار گره از مشکلات مردم باز می‌کند و «حتما ارزش والای دینی، اخلاقی و انسانی نیز دارد.»

حالا چه ربطی دارد کسانی چون خودش می‌دانند که تنها هنرشان تکرار طوطی‌وار و ملیجک‌وار این سخنان است. به قول معروف سالی که نکو است از بهارش پیدا است. تا آخر سال چه اندازه از این تلاش‌های مضاعف بکنند خدا می‌داند!

مدیار

Posted in حقوق بشر, حقوق‌ شهروندی

Tags: , , , ,

ساسان آقایی آزاد شد، نشد


آزاد شدن هر یک از زندانی‌ها کم شدن از بار غم‌هایی است که داریم، امروز هم ساسان آقایی آزاد شد و بار غمی از روی شانه‌های‌مان کم شد. داشتم امروز فکر می‌کردم که همیشه در وبلاگ‌ام از بازداشت و زندانی بودن اشخاص می‌نوشته‌ام و کم‌تر شده یک مطلب بنویسم که فلان نفر آزاد شده است. برای‌ام این سوال پیش آمد که آیا آزاد شدن یک زندانی پایان ماجرا است؟

ساسان از بچه‌های خوب و فعالی بود که نزدیک به ۱۳۰ روز در بازداشت به سر می‌برد. کم نبوده این مدت، بسیار هم سخت گذشته است، فرصت این را هم نداشته که نور چشمی اصلاح‌طلبان باشد و بتواند عید را به مرخصی بیاید.

حالا ساسان می‌ماند و یک دادگاه در آینده‌یی دور و یا نزدیک و یک حکم سنگین به مثال حکم‌هایی که در سال قبل داشتیم. حقوق ساسان آقایی به عنوان یک روزنامه‌نگار به مدت ۱۳۰ روز از بین رفته است، ۱۳۰ روز او از حقوق اولیه و به حق خود محروم بوده و نه تنها در حال حاضر نمی‌تواند این حق را بازپس بگیرد و بل‌که باید در انتظار یک بیدادگاه و یک حکم غیرقانونی هم باشد؛ ساسانی که دیگر هرگز ساسان قبل از زندان نبوده و نخواهد شد.

یک روز انفرادی کافی است تا برای همه‌ی عمر شما را تحت تاثیر قرار دهد. حالا آزادی ساسان، تحت تاثیر تهدیدی قرار دارد که محسوس نیست، آزادی مشروط او در ذهن ناخودآگاهش او را به شکل دیگر معرفی می‌کند و به ما می‌شناساند.

ساسان در این نوشته یک مثال است، هر کسی می‌تواند ساسان آقایی باشد با ۱۳۰ روز بازداشت غیرقانونی و همراه فشارهایی که نمی‌دانیم چه‌گونه بوده است. تنها مساله‌یی که می‌تواند این تاثیرات را از بین ببرد، داشتن امنیت و آزادی است که در حال حاضر از آن محروم هستیم.

آزادی ساسان دوست نازنین‌ام را به او و همه تبریک می‌گویم.

  • بهزاد مهرانی، حسام فیروزی، علیرضا فیروزی، سورنا هاشمی، حسین رونقی ملکی، هم‌چنان در زندان هستند

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , , , , , , , ,

فعالین حقوق بشر زیر فشار برای پیش‌برد سناریوی نهادهای امنیتی


فعالین حقوق بشری که در ماه‌های پایانی سال به ویژه در اسفند ماه گذشته بازداشت و روانه‌ی زندان شده‌اند، به شدت تحت فشار هستند. بند ۲ الف زندان اوین جایی که قلمرو نهادهای امنیتی ویژه از جمله اطلاعات سپاه پاسداران است،‌ این روزها شاهد بازداشت شده‌گانی است که به خاطر فعالیت حقوق بشری و اهداف والای انسانی‌ گذرشان بدانجا افتاده است. ضرب و شتم و فشارهای روحی شدید آن هم در سلول‌های انفرادی این بند که شبیه قبر است حداقل شکنجه‌هایی است که در این بند از زندان اوین اتفاق می‌افتد.

پیاده‌سازی پروژه‌ی برخورد با فعالین حقوق بشر در مقطع زمانی اتفاق افتاد که نهادهای امنیتی بتوانند با کم‌ترین توجه افکار عمومی به این مساله حاد و خطرناک اهداف شوم خود را پیش ببرند. آنان با توجه به در پیش بودن نوروز و  توجه صرف افکار عمومی و رسانه‌ها به آزادی  و مرخصی‌های قبل از عید نوروز فعالین سیاسی و مطبوعاتی، این سناریو را آغاز کرده و به بازداشت کنشگران حقوق بشر پرداختند.

پیش از عید نوروز طبق آن‌چه که قابل پیش‌بینی بود زندانیان سیاسی مطرح به خصوص از طیف اصلاح‌طلب آزاد شده و یا به مرخصی آمدند، این مساله باعث ایجاد بعد خبری مناسب برای نهادهای امنیتی شد تا فعالین حقوق بشر را که بیشترشان نیز افراد مطرحی نیستند در زندان تحت شکنجه و فشار قرار داده تا زمینه را برای اجرای یک سناریو و احتمالا اخذ اعترافات در دادگاه و صداوسیما آماده کنند.

آن‌چه که از این سناریو با توجه به برخوردها مشابه قبلی با دیگر طیف‌ها بیرون می‌آید، در جهت بدنام کردن فعالین حقوق بشری و ایجاد زمینه مناسب برای عدم فعالیت حقوق بشری  و برخوردها در آینده است. یکی از هدف‌های عمده‌ی این طرح را می‌توان برخورد با گروه‌های حقوق بشری داخل ایران هم‌چون کانون مدافعان حقوق بشر دانست که با توجه به فعالیت‌شان در زمینه‌ی حقوقی و قبول وکالت رایگان متهمان سیاسی سال‌ها است به صورت قانونی از قربانیان نقض حقوق بشر دفاع می‌کنند.

طرح اتهاماتی هم‌چون وابسته‌گی به دولت آمریکا و سازمان‌های جاسوسی و ارتباط با مجاهدین برای فعالین حقوق بشر اهداف کوتاه مدت و بلند مدت بزرگی را دنبال می‌کند که باید آن را جدی گرفت. جمهوری اسلامی نمی‌خواهد به صورت مستقیم با فعالین حقوق بشر برخورد کند، بلکه می‌خواهد با طرح چنین اتهاماتی با فعالین حقوق بشر و فعالیت حقوق بشری برخوردی قاطع داشته باشد. برای همین مساله است که فعالین حقوق بشر را بازداشت می‌کند و از این پرونده به عنوان «انهدام شبکه سایبری» یاد می‌کند.

این‌چنین یاد کردن از فعالین حقوق بشر نشان دهنده‌ی همین نکته است که برخورد مستقیم در کار نیست و بازداشت شده‌گان نه برای فعالیت حقوق بشری بل‌که برای اعتراف به مسائلی که نبوده و نمی‌دانند، تحت فشار قرار می‌گیرند.

در این میان ناآگاهی و عدم صلاحیت مدیریتی گروه «مجموعه فعالان حقوق بشر ایران» نیز در پیش‌برد این سناریو کمک کننده شده است. انتشار اسامی ۳۵ نفری که اکثریت‌شان عضو این گروه نبوده‌اند و اصرار بر عضو بودن‌شان از سوی این گروه دیگر شک‌برانگیز شده است! این هم از آن سوال‌هایی است که این گروه باید پاسخ بگوید که چرا کسانی را که عضو این گروه نیستند به عنوان اعضای خود نام می‌برد؟ از این اسامی کم‌تر از هفت نفر در این مجموعه فعالیت داشته‌اند.

این مساله ناآگاهی در برخورد با این سناریوی سنگین و اتهامات بزرگ برای فعالینی که در بازداشت هستند، بسیار گران تمام خواهد شد، توصیه می‌کنم به مدیریت این گروه که برای مدتی سکوت اختیار کند و بیش‌ از این که تا به حال انجام داده‌اند برای بازداشت شده‌گان مشکل ایجاد نکنند.

هدف نهادهای امنیتی قربانی گرفتن برای این سناریو است، امری که در سال‌های اخیر به ویژه در سال ۸۸ به کرات اتفاق افتاده است. نمونه‌ی تلخ و تاسف‌انگیز آن اعدام آرش رحمانی‌پور و علی زمانی بود که در یک سناریوی به شدت زشت در حالی که قبل از انتخابات بازداشت شده بودند به اتهام شرکت در تظاهرات‌های بعد از انتخابات محاکمه و اعدام شدند. این تجربیات به ما می‌گوید که باید این سناریوها را جدی گرفت و نگذاشت که قربانی یا قربانیانی دیگر برای اهداف دولت کودتایی از آستین قوه‌ی قضاییه بیرون بیاید.

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , , , ,

فردا، روزی که می‌آید


عبدالرضا احمدی فعال حقوق بشر و وبلاگ‌نویس یک ماه است که در بازداشت است، عبدالرضا هم از کسانی است که عید را در کنار خانواده‌اش نبوده و در زندان به سر می‌برد. او وبلاگ‌نویس هم هست در معرفی خودش در وبلاگ مطلب زیبایی نوشته است:

«من عبدالرضا هستم، فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس، زاده شده در کشوری که میراثش به از وراثش است و وارث تمدنی که بیرونش به از درونش است. بیست و هفت بار است که خودم را به دنیا می‌آورم و هربار به آن امید که بهتر باشم و بهتر زنده‌گی کنم و ذهنم از آن‌جا که به یاد می‌آورد تنها تخیلش سیراب شدن از چشمه آزادی است و گلویم تنها آرزویش آواز آزادی است و وطنم قانونش بی قانونی،عدالتش بی عدالتی، اعتقادش بی‌اعتقادی و باز هنوز هم نقطه، سر خط …
اما امیدوارم
امیدوار به فردا
به فردایی که می آید»

یک ماه از که وی در زندان اوین است و از او هیچ خبری وجود ندارد. نوروز را بسیار غریب و تنها در زندان اوین گذراند و هیچ خبری از وضعیت وی در دست نیست.

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , ,

سوال‌های بی پاسخ، ابهام‌های پابرجا


دو شب قبل چند سوال از «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» پرسیدم، همان‌طور که توقع داشتم و از قبل هم پیش‌بینی می‌کردم به این سوال‌ها پاسخی داده نشد. واقعیت این است که پاسخی در خور برای این سوال‌ها از طرف این گروه وجود نداشته و ندارد، وگرنه آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟

این عدم پاسخ‌گویی ابهام‌های موجود را پابرجا نگاه می‌دارد و آن‌ها را پر رنگ‌تر از قبل می‌کند. پاسخ‌گو بودن آن هم در مقام و شانی که برای خود به عنوان یک گروه و سازمان در نظر گرفته‌اند لازمه و مقدمه و از اصول حرفه‌ای کار است، فرار از این پاسخ‌گویی همان چیزی است که ما سال‌ها از آن رنج کشیده‌ایم و استبداد جامعه‌ی ایرانی از آن پدید آمده است.

نظر به عدم این پاسخ‌گویی از جانب این گروه، فعالیت‌های این گروه را در حال حاضر فاقد ارزش حقوق بشری می‌دانم، چرا که مادامی که بر رفع این ابهامات کوشش و تلاشی از سوی اینان صورت نگیرد، دیواری از بی‌اعتمادی حول این گروه خواهد چرخید و هر فعالیتی از اینان را با سوالی «جدی» روبه‌رو خواهد کرد.

به امید آن روز که ایرانی ببینیم، پر از شفافیت و این که هر کس در قبال اعمال و رفتارش پاسخ‌گو باشد.

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , , , , , ,

سال ۱۳۸۸ سال بی‌بدیل نقض حقوق بشر در ایران


سال ۱۳۸۸ در حالی پایان گرفت که جمهوری اسلامی سالی سیاه را در نقض حقوق بشر پشت سر گذاشت. آن‌چه از نقض حقوق بشر وجود دارد و می‌توان آن را انجام داد، دولت مردان جمهوری اسلامی مو به مو و بی کم و کاست آن را انجام دادند.

در گزارشگران  و فعالان حقوق بشر ایران با همت و تلاش بچه‌ها تا آن‌جا که توانستیم موارد نقض حقوق بشر را مستند کردیم و آن را در خبرگزاری رهانا منتشر کردیم:

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , , , ,

چند سوال از مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران


برخورد با فعالین حقوق بشر در طول چند ماه آخر سال ۱۳۸۸ فعالیت حقوق بشری در ایران را وارد فضایی تازه کرد، فضایی که تا به امروز و بدین شکل وجود نداشته است. برخورد خاص با فعالین حقوق بشر بر اساس این‌که با موضوعیت «حقوق بشر» سر و کار داشت و ربط به این موضوع  پیدا می‌کرد، همواره از سوی نهادهای امنیتی ـ قضایی به صورت غیر مستقیم و به صورت فردی صورت می‌گرفت، اما اتفاقی که در ماه‌های آخر سال گذشته رو‌ی داد، فاز و مرحله‌ی جدیدی بود که نیاز به تحلیل جدی دارد.

«مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» که به شخصه مدتی را در آن مشغول به کار بودم یکی از گروه‌هایی بود که با این برخوردها مواجه شد، اما از آن‌جا که شفافیت لازم را از مدیریت این مجموعه شاهد نبودم و نیستم، طی دو تماس با مدیران این گروه خواستار مصاحبه‌ شدم که آن‌چنان که از قبل هم برای‌ام مشخص بود، از سوی آنان رد شد. آن هم در زمانی این گروه به صورت پیاپی در حال مصاحبه با رسانه‌های مختلف بوده و حتا کنفرانس خبری نیز برگزار کرده است. دلیل رد درخواست مصاحبه‌ام را به شخصه «اشراف و اطلاع ام» از بسیاری از موضوعات حول این گروه می‌دانم که مدیران آن را با واهمه روبه‌رو می‌کند.

در ابتدا لازم است که بگویم اتهامات مطرح شده از سوی رسانه‌های دولتی و نهادهای امنیتی در مورد این گروه  و گروه‌های دیگر حقوق بشری مبنی بر «ارتباط با دولت‌های خارجی هم‌چون آمریکا، ایجاد آشوب و اغتشاش، دریافت کمک‌های میلیون دلاری از سازمان‌های جاسوسی و این قبیل اتهامات» که همه‌ی فعالین سیاسی و مدنی و مطبوعاتی با آن آشنا هستند و جزو ادبیات رایج و قهری جمهوری اسلامی در قبال منتقدان و مخالفان است، محلی از اعراب نداشته و ادعاهایی پوچ و بی‌معنی هستند.

اما در مورد مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که از آن به دلیل عدم وجود «شفافیت» در همه‌ی زمینه‌ها جدا شدم، مسائلی مطرح بوده و هست که مایل بودم آن را در یک مصاحبه رودررو و شفاف با دبیر و سخن‌گوی این مجموعه، در روزهایی که همه‌ی همت‌شان حول ابهام‌زدایی از این گروه می‌گردد، مطرح کنم که با رد این خواسته مواجه شدم. بر این اساس ۶ سوال زیر را در مقابل افکار عمومی از مدیران این گروه می‌پرسم، شاید همتی داشته باشند و بتوانند به این سوال‌ها جوابی بدهند تا هم برای کسانی چون من که به شدت فکر می‌کنند حضورشان در مجموعه فعالان اشتباهی «محض» بوده است و هم برای ابهام‌هایی که فارغ از اتهامات پوچ جمهوری اسلامی، در اذهان عمومی مطرح بوده و  مطرح شده، روشن‌گری انجام دهند.

سوال اول

جمهوری اسلامی در «پرونده سازی رسانه‌یی» خود علیه فعالین حقوق بشر و خاصه «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» در راستای اهداف خود دست به «بزرگ‌نمایی» زد (دروغ هر چه بزرگ‌تر، باورش آسان‌تر) چرا مدیران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران این «بزرگ‌نمایی» را همراهی کرده و خود را این همه «بزرگ» کردند؟

برای درک بهتر سوال نقل قولی می‌کنم از سخنان سخنگوی مجموعه در گفت‌وگو بار روزآنلاین: «… در حدود یک سال و نیم پیش حدود ۳۰ نفر از مسولین شاخه های مختلف را جهت شفاف سازی و احترام به مخاطبین معرفی کند. لذا، در وب سایت مجموعه عکس و مشخصات مسولین شاخه ها منتشر شد…». آوردن «شاخه‌های مختلف» بدین معنی است که این گروه آن‌قدر بزرگ است که هر «شاخه‌یی» از آن یک مدیر داشته است و مجموعه دست به انتشار اسامی آنان زده است. در حالی که این مدیران هیچ فردی را زیر دست خود نداشته‌اند. نمونه‌ی روشن‌اش شخص خود من هستم در مسئولیت «واحد زندانیان» این گروه که برای انجام هر کاری دست تنها بوده و هیچ کس را در کنار نداشته‌ام. ضمن این‌که ۹۰ درصد مدیران معرفی شده تنها «اسمی» داشته‌اند و «هیچ فعالیتی» در مجموعه انجام نمی‌داده‌اند. نمونه و مصداق بارزش مسئول «واحد زنان» مجموعه بوده که در طولی ۱۵ ماه گذشته حتا به ایمیل‌های مجموعه نیز پاسخی نمی‌داده است! اما به محض بازداشت‌اش روی سایت مجموعه درج می‌شود که «مسئول سابق واحد زنان مجموعه… بازداشت شد! چرا؟

این مساله مثالی بود از این «بزرگ‌نمایی» برای درک بهتر سوال، مثال‌های بسیار دیگری نیز وجود دارد که از آن می‌گذریم. آیا شرکت کردن در این بازی «بزرگ‌نمایی» بازداشت شده‌گان را با مشکل دو چندان مواجه نمی‌کند و این پرونده سازی را به اهداف‌اش نزدیک‌تر نمی‌کند؟

سوال دوم

سوال بعدی در مورد مساله «مالی مجموعه» مطرح است که بنا بر گفته‌های سخن‌گوی مجموعه، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های منتشر شده از جانب مجموعه «عدم دریافت حمایت مالی از هیچ گروه و سازمانی و عدم درخواست گزارش از سوی جریان صلاحیت داری در خارج مجموعه» مطرح شده است.  و گفته شده که «اعضا حق داشته‌اند در مورد منابع مالی سوال کنند».

با این موضع و این سخنان ما با این مساله مواجه می‌شویم که «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» هیچ کمک مالی خارج از مجموعه دریافت نکرده است. بنابر تحقیقی که در یک ماه اخیر کرده‌ام چند مورد از کمک‌های مالی به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران را در طول یک سال و نیم گذشته در مبالغ ۳ هزار دلار، ۵ هزار دلار، ۲ هزار دلار، ۲ هزار دلار، ۷۰۰ دلار، ۵۰۰ دلار و در یک مورد ۱۰۰ دلار پیدا کرده و از صحت این کمک‌ها آگاهی وجود دارد و اشخاص کمک کننده نیز مشخص بوده و هستند. (لازم به ذکر است اشخاص این کمک‌ها را صرفن در جهت اهداف حقوق بشری اعطا کرده و این کمک‌ها دارای هیچ دلیل سیاسی نبوده است.)

سوال این‌جا است که با وجود این کمک‌ها و احتمالن کمک‌های دیگری که مشخص نیستند هنوز، چرا دریافت کمک و حمایت مالی انکار می‌شود؟ از این مبلغ که نزدیک ۱۴ هزار دلار می‌شود یک ۱۰۰۰ دلار و یک ۱۲۰۰ دلار آن بعد از گذشت چیزی حدود ۷ ماه از دریافت اولیه وارد مجموعه شده و مابقی آن هرگز به مجموعه جهت صرف و هزینه فعالیت‌های حقوق بشری ورودی نداشته است؟ سوال این‌جا است که مدیران مجموعه صحت چنین مبالغی را تایید می‌کنند؟ و اگر نمی‌دانند حاضر به پیگیری آن هستند؟ و این‌که در صورت اثبات حاضر به برخورد جدی با فرد خاطی هستند؟

سوال دیگر در همین زمینه این است که چرا اعضای مجموعه و کسانی چون من از منابع مالی مجموعه هیچ‌گونه «اطلاعی» ندارند و در این زمینه به آن‌ها پاسخی داده نشود؟ مصداق بارز این مساله شخص نگارنده و سوال کننده است که بارها این مساله را سوال کرده و هیچ جوابی نگرفته است و این مسائل را بعد از جدایی از این گروه در ماه‌های اخیر به دست آورده است.

در مورد مسائل مالی سوال «جدی» دیگری مطرح است که ترجیح می‌دهم آن را به صورت رودررو از مدیران این مجموعه طی یک مصاحبه سوال کنم  و در حال حاضر از طرح آن خودداری می‌کنم. (امیدوارم که بعد از طرح این سوال‌ها در این‌جا مدیران مجموعه حاضر به پاسخ‌گویی شوند)

سوال سوم

بعد از بازداشت فعالین حقوق بشر در طول ماه‌های اخیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران طی بیانیه‌ها و اطلاعیه‌ها و مصاحبه‌ها از بازداشت ۳۰ تن از اعضای خود خبر داد. که این رقم در مصاحبه سخنگوی مجموعه با صدای آمریکا به عدد ۶۰ نفر رسید.

چندین سوال وجود دارد: چرا در هیچ کدام از بیانیه‌ها اطلاعیه‌ها، مصاحبه‌ها نام و اسامی این ۳۰ یا ۶۰ تن معرفی و منتشر نشد؟ غیر از این است که این رقم اغراق آمیز بوده و در راستای همان «بزرگ‌نمایی» که در سوال اول مطرح شده صورت گرفته است؟

در این یک ماه گذشته چه دفاعی از اینان صورت گرفته است؟ حتا نام و اسامی آنان منتشر نشده تا از وضعیت آنان خبر و اطلاعی در دست باشد. مجموعه فعالان که مدام از این عدد برای نشان دادن میزان برخورد با گروه خود نام می‌برد، چه کاری برای این بازداشتی‌ها انجام داده است؟ از این تعداد چند نفر عضو «فعال» مجموعه بوده‌اند و «کار» می‌کرده‌اند؟ اگر این عدد صحت نداشته باشد (که بنا بر اطلاعات این‌جانب ندارد و قویا مردود است) آیا نباید بپذیریم این یک بازی تبلیغاتی است برای اهدافی خاص؟

سوال چهارم

سوال چهارم از مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران این است که چرا پس از این جریانات این همه متوسل به «دروغ‌گویی» شده‌اند و به این سنت ناپسند که توسط جمهوری اسلامی ترویج داده شده و می‌شود توسل جسته‌اند. سوال این است که مگر لازمه‌ی فعالیت حقوق بشری و دفاع از حقوق بشر بر پایه‌ی صداقت و شفافیت نیست؟

بدون شک مدیران مجموعه می دانند که چه دروغ‌هایی در طی این روزها گفته‌اند. از آن «عضو ساده» بگیریم تا موارد دیگر. آیا این برخوردها و این بازداشت‌ها به خاطر همین «مخفی‌کاری‌ها، دروغ‌گویی‌ها و کتمان واقعیت» رخ نداده است؟ آیا باید باور کنیم که مدیران مجموعه فعالان هنوز به این باور نرسیده‌اند که باید کار را با صداقت پیش برد؟

سوال پنجم

سوال پنجم سوالی ساده است، چرا کنفرانس مطبوعاتی در آمریکا و ارائه اسناد به رسانه‌های آمریکایی؟ مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران چرا در آمریکا اسناد خود را ارائه می‌دهد؟ آیا نیازی به این کار هست؟ اگر هست آن نیاز چیست؟ چرا قبل از انتشار اسنادی که قرار بوده در این کنفرانس مطبوعاتی ارائه شود این اسناد قبل تر و قبل‌ترها از آن در روی وب‌سایت گروه قرار نگرفته است؟

سوال ششم

چرا مدیریت «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» در خارج از ایران است؟

این‌ها سوالاتی بود که در حال حاضر «می‌توانستیم» بپرسیم و می‌شد آن را مطرح کرد. سوال‌های جدی‌تر وجود دارد و مسائل جدی‌تری، که نیاز است برای شفاف‌سازی مطرح شده و به آن‌ها پاسخ داده شود. به قول یکی از مدیران مجموعه «حقیقت زلال اقیانوس است».

این سوال‌ها را مطرح کردم به چند دلیل: اول این‌که به شخصه بسیاری از مسائل که هنوز برای‌ام جای سوال وجود دارد در مورد آن‌ها بر طرف شود. سوال‌هایی که در اواخر کارم در مجموعه مطرح شد و پاسخی بدان‌ها داده نشد؛ در خصوص منابع مالی، ارتباط‌ها، اشخاص حاضر و…

دوم این‌که سمت و سویی که مجموعه فعالان در حال حرکت به سوی آن است را سمت و سویی می‌بینم که به قهقرا می‌انجامد، شاید این سوال‌ها تلنگری باشد بر این پس‌رفت مدام

سوم دروغ‌های مطرح شده و افتادن در بازی «بزرگ‌نمایی» است که بیش از هر چیز دودش در چشم بازداشتی‌ها و فعالان حقوق بشر در داخل ایران می‌رود. مجموعه فعالان یک گروه  حقوق بشری است که در هیچ جای دنیا شعبه نداشته و افراد فعال در سراسر دنیا ندارد. یک گروه است مانند دیگر گروه‌های حقوق بشری که در این عرصه کار می‌کنند و زحمت می‌کشند.

چهارم، عدم دفاع درست و صحیح از فعالان بازداشت شده و دیگر فعالین حقوق بشر که مجموعه فعالان با روی‌کرد تازه‌اش خود را مالک و برتر از همه‌ی آن‌ها می‌داند و به عنوان سخن‌گوی آنان می‌خواهد خود را مطرح کند. این مجموعه در اوج پیش‌رفت خود به خاطر عدم صلاحیت مدیران به قهقرا رفت و اکنون این روند را به شکل جدی‌تری دنبال می‌کند.

در آخر باید بگویم که در نوشته‌های قبلی خود در مورد بازداشت فعالین حقوق بشر و پرونده سازی رسانه‌یی در مورد آنان به کرات اتهام‌های مطرح شده از سوی نهادهای امنیتی – قضایی را نوشته‌ام. این اخلاق اتهام‌زنی به مخالفان از کلیشه‌های جمهوری اسلامی است که دیگر رنگی ندارد و روشی پوسیده است که جواب نخواهد داد. طرح همین سوال‌های بالا هم خود رد دیگری است بر این اتهام‌ها چه در مورد مجموعه فعالان حقوق بشر و چه در مورد دیگر گروه‌ها و فعالیت حقوق بشری، با این همه از مدیران این مجموعه می‌خواهم که به این سوالات که هم سوالات مطرح شده برای خودم بوده و هم آن را از بسیاری کسان شنیده‌ام پاسخ گویند، البته اگر برنامه‌های «جاری» بگذارد.

  • تاکید می‌کنم  که سوال‌های جدی‌تری وجود داشت که لزوم طرح آن آمادگی شفاف‌سازی از سوی مدیران مجموعه است
  • شاید لازم است بگویم که دلیل جدایی‌ام از این گروه عدم اعتقاد به صلاحیت، دانش و تخصص کافی مدیران این مجموعه بود که گواه آن می‌تواند مواضع و واکنش‌های آنان در قبال مسائل اخیر باشد
  • آرزو می‌کنم که فعالین حقوق بشر هر چه سریع‌تر از زندان آزاد شوند و مجموعه فعالان در روندی منطقی‌تر و شفاف‌تر به روند رو به رشد خود بازگشتی موفقیت آمیز داشته باشد. باشد که چنین شود.

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , ,

بهزاد مهرانی


این روزهای اول سال نام چند نفر ورد زبان‌‌ام شده است؛ بهزاد مهرانی، حسام فیروزی، علیرضا فیروزی، حسین رونقی ملکی و سورنا هاشمی. احساس می‌کنم هیچ خبری جز نام این چند نفر نیست و بعد فکر می‌کنم چه قدر خاطره هست که مرا به یاد این‌ها می‌اندازد.

و هیچ‌کس به اندازه‌ی نام بهزاد مهرانی در ذهن‌ام تداعی نمی‌شود. دل‌ام در این شب‌های سال نو یکی از آن شب‌هایی را می‌خواهد که تا صبح با بهزاد از همه چیز حرف می‌زدیم. هیچ تحمل زندانی بودن او را ندارم، آن هم در این شب‌ها…

مدیار

Posted in حقوق بشر

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

از گذشته

حلقه دوستان

روزانه

  • photo from Tumblr

    در راه برگشت از #پاريس #paris


    05/19/13

  • photo from Tumblr

    #eiffel #paris #peace #صلح


    05/16/13