کم میشود که بازیهای پرسپولیس را تماشا کنم، اما از قضا بازی پرسپولیس و داماش گیلان از جملههای بازیهایی بود که تماشا کردم. در خلال بازی هیچ چیزی متوجه نشدم و فردای بازی بود که از طریق بالاترین و دیگر شبکههای اجتماعی لینکها و نوشتههای فراوانی دیدم که حکایت از حرکتی غیراخلاقی؛ غیر فرهنگی، غیر شرعی و غیر… در این بازی میکرد که از سوی دو بازیکن پرسپولیس بعد از دو گل این تیم اتفاق افتاده است.
من نمیدانم و نمیتوانم قضاوت کنم که انجام چنین حرکتی آیا غیر اخلاقی و غیرفرهنگی بوده است یا نه؟ و نمیدانم که چنین حرکتی اگر در جای دیگر دنیا اتفاق میافتاد، آیا همین شکل رفتاری جامعهی ما را به همراه داشت یا نه؟ در میان مسائلی هست که گنگ و نامفهوم جلوه میکند و سوالاتی مطرح است که پاسخی درخور و شاینده به آن داده نمیشود؛ اینکه آنها که میگویند این حرکت غیراخلاقی است و حتا مثل عادل فردوسیپور از واژهی «شنیع» برای یاد کردن از آن استفاده میکنند، چه چیز این مسأله را غیراخلاقی میدانند؟ و اینکه آنها که میگویند حرکتی غیرفرهنگی است در لیگ حرفهای فوتبال کشور این ماجرا از چه پیامد غیرفرهنگی سخن میگویند؟
قبل از هر چیز سوالاتی مطرح است در قبال جامعهیی (اعم از ورزشی و غیرورزشی که در این ماجرا ورود کردهاند) که اینچنین گسترده و عجیب به این مساله پرداخته و به دقت تمام ماجراهای آن را پیگیری میکند. جامعهیی که همین چند ماه قبل در یکی از بازیهای خارجی استقلال تهران چند ده هزار نفرش به صورت یک صدا فریاد میزدند «بسیجی ک… ننهات» و بخشی دیگر از این جامعه آن را به سرعت رسانهیی کرد و بخشی دیگر از دیدن آن شور و شعف گرفت، از کدام حرکت اخلاقی و حرکت فرهنگی سخن میگوید که این دو بازیکن پرسپولیس آن را زیر پا گذاشتهاند؟
جامعهیی که تا به حال بارها و بارها رکیکترین الفاظ ممکن را در هنگام پخش مسابقات تلویزیونی که نسبت به داوران، بازیکنان و حتا خود تماشاگران به هم سر داده شده را شنیده است، از کدام حرکت غیر اخلاقی و غیر فرهنگی در این ماجرا سخن میگوید؟ این جامعه که سالها است که این شعارها را از تلویزیون شنیده، همراه بچههایش و همراه همسر شنیده، چطور شده که از این مسأله اینچنین برآشفته شده است؟
همان جامعهای که فرزندان کوچکش را به ورزشگاه میبرد و چندین ساعت تمام باعث میشود فرزند کوچکش هر آن چه از واژههای رکیک است را بشنود، دغدغه کدام مسأله اخلاقی و فرهنگی را دارد؟
این بحث را باید بیشتر تعمیم داد، بخش بزرگی از این جامعه درگیر داستانی شده که هر چه آن را بالا و پایین میکنی در میمانی که این ماجرا چرا انقدر بزرگ شده، چرا میگویند غیرفرهنگی و چرا میگویند غیر اخلاقی و پاسخی در نمییابی.
همین جامعه، همین تماشاگران، همین مسئولین فوتبال، همین شبکهی خبری بیست و سی، همین رسانههای ورزشی و غیرورزشی، همین برنامهی نود و همین مردمی که با وجود دوری از فوتبال برای این مسأله سرکشیدهاند به مستطیل سبز و از این کار غیرفرهنگی و غیراخلاقی و غیرشرعی فریاد واسفاها سردادهاند، آیا میدانند که در زندانهای کشور ایران هر روز و هر روز به نمیدانم چقدر آمار دقیق؛ زندانی تجاوز میشود، بدون آنکه پیگیری از سوی مسئولان انجام شود؟ اینکه ندانند چیز بعیدی است، اما واکنششان چه بوده است؟ رسانههایاش جرأت دادهاند که بنویسند؟ مردمش پیگرش بودهاند آنچنان که پیگیر چنین ماجرایی بودهاند؟ مسئولانش قول برخورد «سریع و قاطع» دادهاند؟ یا ساده از آن گذشتهاند؟ یا خواندهاند آن را و سر به افسوس تکان دادهاند و دقایقی بعد فراموشش کردهاند؟
کدام یک از اینها سنگینتر و بدتر است؟ اگر ماجرای آن حرکت بعد از گل «بد» است، پس این ماجرای تجاوز در زندان به جوانان چه چیزی است و چه حکمی دارد؟ آیا این جامعه به تبعات این واکنشهای بیمعنایاش توجهی دارد؟ آیا این جامعه وقتی اینچنین در رسانههایش، اینچنین در شبکههای اجتماعی و دنیای مجازیاش به هر نوعی که دلاش میخواهد به این ماجرا «میتازد» تا به آن بپردازد از تبعات واکنشاش آگاه است؟ این جامعه حریم امن خانوادهی این دو بازیکن را نشانه نرفته و آن را مخدوش و ناامن نکرده است؟ این جامعه آگاه است که خانواده و نزدیکان این دو نفر این تاختنها، این تقبیح کردنها، این شوخیها و این نوع نوشتنها را میبیند؟ و میداند که چه زخمی میزند بر روح آنها و خانواده و نزدیکان و خودشان؟ آیا این جامعه از خود میپرسد که تبعات این تاختنها چیست و چهگونه زندهگیی اجتماعی و ورزشی آنها و خانوادههایشان را تحت تأثیر قرار میدهد؟
از جامعهیی که میبیند رفتار با زنان و دختران را در خیابانها و اماکن عمومی و تاکسی و دم نمیزند، از جامعهیی که فیلم سکس یک هنرپیشه زن را پخش میکند، میفروشد، میخرد و تماشا میکند و در مورد آن با دوستاناش صحبت میکند، از جامعهیی که در درون خودش پر است از این شوخیها و از این الفاظها پرسش این است که تبعات «سوژه»یابی و تاختن به بهانهی پرداختن شما را چه کسی و کسانی باید بپردازند؟
قاتل روحالله داداشی که زیر ۱۷ سال سن داشت و در ملاء عام اعدام شد به فاصلهی کوتاهی پس از حکم، حاصل همین «سوژهیابی» و واکنشهای عجیب و غریب نبود؟ چرا که سوژه مورد نظر یک قهرمان به نام ورزشی بود. تبعات این حادثه چه بود؟ جز یک اعدام در ملاء عام و اضافه شدن به آمار یک فهرست مجازات ناعادلانه؟ اعدام چهار نفر در پروندهی خمینیشهر در اصفهان در ملاء عام محصول همین «تاختن به جای پرداختن» نبود؟ فعالین حقوق زنان این جامعه و فمینیستهای این جامعه جز این «تاختن» واکنش دیگری داشتند بر این ماجرا؟ و ثمره این واکنش احساسی و آنی که محصول همان خصلت «سوژهیابی» است، چیزی جز اعدام بود؟ دستآوردی هم از آن واکنشها داشتند؟
در برنامهی نود این هفته فردوسیپور در همه جای برنامه تا توانست تاخت و دم از حرکتی غیرفرهنگی، غیراخلاقی و غیرشرعی کرد. در جایی از برنامه تفاوت اتفاق افتاده در بازی استقلال و بازی پرسپولیس را زمین تا آسمان دانست و گفت که «این کجا و آنکجا». اشارت به دعوای لفظی آندو تیموریان و حنیف عمرانزاده از استقلال را داشت که سبب اخراج آندو تیموریان از استقلال شد، حتا مدیر باشگاه استقلال نیز این دعوای لفظی را غیرقابل قیاس دانست و گفت که مسالهی که در تیم ما اتفاق افتاد به قول معروف «فوتبالیتر» بود و یک دعوای لفظی دو بازیکن بود فقط.
کجا است این جامعه که این چنین میتازد به سوژههایاش، پیگیری کند که چرا آندو تیموریان از بازی اخراج شده است و کجا است این جامعه تا فریاد بزند که آندو تیموریان آیا طبق خبر منتشر شده مورد «توهین نژادپرستانه و مذهبی» قرار گرفته است یا نه؟ و چرا نباید این جامعه واکنشی در خور این موضوع داشته باشد که آری اتفاقی که در بازی استقلال افتاد صدها برابر بدتر است از اتفاقی که در بازی پرسپولیس افتاد. چرا که اگر چنین توهینی حنیف عمرانزاده کرده باشد، کاری غیرفرهنگی، غیراخلاقی و غیرشرعی انجام داده که سنگینی آن غیر قابل هضم است…
مدیار













