وقتی مرا میزدند، وقتی هفت هشت نفر مرا روی زمین میانداختند و با مشت و لگد به جانام میافتادند، میگفتم که اشتباه کردم، وقتی از پنج اتاق دیگر بازجویی در ۳۵۲ سپاه
صدای داد و فریاد دوستان ندیدهام را میشنیدم و در گوشام مدام می خواندند که بیچارهات میکنیم در برگههای بازجویی مینوشتم پشیمان هستم. وقتی ۱۲ ساعت بازجویی میشدم در اتاقهای بازجویی و دست بند به دستانام میزدند و پاهایام را با طناب میبستند و دور سرم حولهی نمدار میپیچیدند و چیزی میزدند به من که تا مغز استخوانام میسوخت، مینوشتم که غلط کردم نوشتم آزادی، غلط کردم نوشتم حقوقبشر.
آری من هم اعتراف کردم، طی ۸۸ روز بازجویی، ۸۸ روز سلول انفرادی، وقتی که کاسهی ادرار جلویام گرفتند که یا بخور یا بگو فلانی کیست. صبح که حسین در دستشویی ۳۵۲ یواشکی میگفت که دیشب با او چنین کردهاند اصلا باور نمیکردم، ولی وقتی کاسهی ادرار را با قاشق جلویام گرفتند باور کردم؛ باور کردم و نوشتم اشتباه کردم. وقتی در سلول انفرادی ۲۰ روز رهایام کردند و نیامدند بازجویی چرا که همکاری نمی کردم، مجبور بودم که بگویم اشتباه کردهام و اعتراف میکنم. و نمیدانید اینکه روزی میرسد که هر لحظه منتظر هستید تا بازجو بیاید یعنی چه!
وقتی با چوب و شلنگ مرا میزدند مجبور بودم که بنویسم نادم و پشیمان هستم و ولایت فقیه و رهبری را تا به حال نشناختهام. وقتی در چهلهی سرمای زمستان توی حیاط ۳۵۲ یا همان ۲ الف نگهم داشتند مجبور شدم که بنویسم “سید” اشتباه کردم و مرا “مورد رافت اسلامی” قرار دهید که الحق دادند و ۳۴ ماه زندان برایام بریدند.
وقتی فحش پدرمادردار میدادند، وقتی روی یک صندلی با چشمبند رو به دیوار مینشاندند مرا، وقتی یک ساعت تمام با تحقیر و توهین چند نفر پس گردنام میزدند و مدام سیلی میخوردم تا آنجا که از دهان و بینیام خون بیاید مجبور بودم که بنویسم من فریب خوردهام.
می دانید اینها چیست؟ اینها گوشهیی از همان شکنجههایی است که در زمان زندانام طی نامهیی به خاتمی و شاهرودی نوشتم و محمدعلی ابطحی از چنان نامهی تلخی خبر داد که تاثر اعضای دولت را به دنبال داشته است و خودش چهقدر دلگیر بود از این قضیه. حالا ابطحی را آوردهاند از او چنین اعتراف میگیرند.
آری اینچنین است که آدمها در زندان اعتراف میکنند؛ وقتی که آنها را میزنند، بیخوابی میدهند و ارتباطشان را با دنیای خارج قطع میکنند و جدیدا که قرص هم میدهند تا به قول ابطحی از “هیاهوی این دنیا رها شوی”. جلادان زندان اوین اینکار را میکنند و نهادهای امنیتی برایاش دادگاه تشکیل میدهند و رسانههای فاشیستی مثل خبرگزاری فارس که دشمن تک تک مردم ایران است و خبرنگاراناش باید حواس خود ار از این پس بیش تر جمع کنند، گزارشاش را میزنند.
این اعترافها باطل است، حرام است، مسخره است، غیره قانونی است، حجیت شرعی و قانونی ندارد، اعترافی که خبرگزاری فارس گزارشاش را بدهد قابل استناد نیست. باور نکنید که این گفتهها که از روی کاغذ خوانده میشد، گفتههای زندانیان سیاسی عزیز ما است. میدانم که هیچ کس باور نمیکند و آنها آب در هاون میکوبند و همه باور داریم که دولت احمدینژاد یک دولت کودتایی و غیرقانونی است که خودش و حامیاناش مسئول قتل و کشتار مردم هستند و با این رفتارها استالینیستی فوج بر فوج بر منفوریت خود میافزایند






مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۰ ب.ظ
به تو هموطنم افتخار میکنم
محمد
[Reply]
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۱ ب.ظ
اگر این اعترافات غیر از این بود ممکن بود مردم در ظالم و فاسد بودن این حکومت شک کنند. ولی این اعترافات با این وضعیت مهر تائیدی بود بر ظلم و فسادی که سراسر این حکومت را فرا گرفته.
[Reply]
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۰ ب.ظ
Let’s change the name Fars News Agency in to False News Agency.
It only make sense, because the agency is only broadcasting “False” news!!
The Holy Quran says:
They played a trick and God played his own trick, and God is the best in playing tricks!
[Reply]
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۰ ب.ظ
۳۲۵ برادر نه ۳۵۲
با آن خبردار ایستادن های رو به دیوارش، شب تا صبح، صبح تا شب…
[Reply]
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۷ ب.ظ
yek nokteyye kheili mohem :
inha i ke az 40 ruz pish (hafteye avval)
tu zendanan aslan z oza khabar nadaran …
ina alan fek mikonan mardom bargashtan khunehashun o ye 20 30 nafaram dasgir shodan o hamin
ina age alan midunestan ke mellat haddeaghal 200 ta koshte dadan be hich vajh va tahte hich shekanjei kutah nemiumadan
in binavaha 40 ruze ke joz bazjuashun hich kaso nadidan , va joz hrfai ke azjuashun mizdan hich khabari az birun nadaran va in ghodrte tahlilo azashun gerefte
faghat kasi ke ghablan in sharyeto tajrobe karde itune unaro dark kone
[Reply]
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۶:۵۳ ب.ظ
ظلم رفتنی است.
[Reply]
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۹ ب.ظ
سلام مدیار عزیز خوبی داداش
این نگفتی که نصف شب وقتی که برف می ییومد می بردنت تو حیاط و می بستند به درخت تا ساعتهاتا بگم که غلط کردم – اینو نگفتی که یک دست و یک پا رو ضربدری می بستن و کتکت می زند تا بگم ……..
[Reply]
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۲ ب.ظ
این که خودت گفتی که زمان خاتمی و قبل از خاتمی این شکنجه ها بود ولی همین اصلاح طلب ها چیزی نمیگفتند که آش را دست نزن که خراب میشود
چرا این اصلاح طلبی متوقف نمیشود تا مردم به فکر درست کردن نظام جدیدی بیافتند ؟ باز هم از قول خودت میگویم چند جوان باید زیر شکنجه جان بدهند چند جوان باید از لحاظ فکزی و روحی خرد و نابود بشوند تا فکر اصلاح را از سر مان بیرون کنیم و اصول اداره کشور را بر پایه جدیدی بنویسیم؟
[Reply]
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۵ ق.ظ
درود به مدیار گرامی …
اگر بشه این متن رو جایی قرار بدی تا دیده بشه خیلی خوبه …
خطاب به سفارت خانه های کشور های خارجی در ایران
شرکت شما در مراسم تحلیف و تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد تایید یک دولت غیرقانونی است و باعث آزردگی ایرانیان خواهد شد .
لذا ما ملت آزادی خواه ایران از سفرای شما می خواهیم برای همصدایی با این جنبش مردمی و ابراز اتحاد علیه ظلم و استبداد در مراسم تنفیذ و تحلیف حکم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد شرکت ننمایید .
با سپاس ،
به امید صلح برای دنیا .
To whom it may concern ;
Addressed to foreign Embassies in Iran .
your attendance in Ahmadinejad’s government approval rite , would be considered as endorsement of an illegal & invalid government and causes an irritation to Iranians .
Hence ; We , the liberal & peaceful people of iran , demand your respected embassadors not to participate in Mahmoud Ahmadinejad’s government approval ceremony , in order to support this people – based movement and show unity & solidarity with people against autarchy , cruelty & injustice in iran .
regards ,
The hope for world peace .
[Reply]
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۷ ق.ظ
نگفتی که این شکنجه ها در دوره ی خاتمی هم بود یا نه نگفتی تکلیف کتک خوردگان ۱۸ تیر ۷۸ چیست؟ نگفتی؟
در ضمن شریعتی را هم شکنجه کردند اگر اقتدا می کنی به کسی اقتدا کن که تا پای جان برای هدفش می رود شریعتی مرد ولی از اعتقادش دفاع کرد نه چون ابطحی به قول تو کتک خورده بزدلانه بنشیند و …. در ضمن این زندان ها در زمان هاشمی و خاتمی نوازش می کرد آیا؟؟؟؟ برو بخوان جمله ای که در موقع گرفتن سحابی گفته اند جناب آقای هاشمی!!!
[Reply]
مجتبی سمیعنژاد Reply:
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۳ ق.ظ
شما تشریف ببر زندان به قول بچه ها ببینم با چک چندم اعتراف می کنی. نشین اینجا و بگو لنگش کن. مرد عملی برو وسط
[Reply]
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۸ ق.ظ
…آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند.
[Reply]
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۰ ق.ظ
“یزیدی” اند
[Reply]
مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۶ ق.ظ
اقای آدم برو تاریخ رو واقعی و دست بخون بعد بشین زیر باد کولر و آبمیوه بدست شکنجه های زمان شاه و زندان های زمان ختمی و هاشمی رو با شکنجه گه های دولت کودتا مقایسه کن. و بعد اگر هنوز هم سر حرفات بودی به قول دوست عزیمون برو وسط واز برون لنگش نکن.
[Reply]
مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۵:۰۵ ق.ظ
بمیرم برات داداش چی بهت گذشت..بارها شد که موقع غذا خوردن تو جلوی صورتم میومدی و با یادآوری سختی هایی که بهت میرفت غذا کوفتم میشد…به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
[Reply]
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۷ ق.ظ
آن چه می خواهم زمانیست برای یک چشم بر هم زدن
[Reply]
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۲ ق.ظ
الحمدالله خدا دشمنان ما را خوار کرده هرچی بر سرتون میاد حقتون است کسی که مفت مفت می خوره و قدر خون شهداء را نمیدونه حقشه هر چی بر سرش بیاد انشاءالله خدا نسلتون را از زمین برداره.اللهم احفظ قائدنا خامنه ای صلوات.
[Reply]
مجتبی سمیعنژاد Reply:
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۱ ب.ظ
مفت مفت رو که تو امثال تو از بیت المال می خورید. عین بختک افتادید با اسم بسیج روش
در ضمن با دعای گربه سیاه بارون نمیاد. کاش یک هفته قبل کامنت می گذاشتی. امروز که این کامنت رو گذاشتی و دعا کردی خوب شدم
انشا الله که احمدی نژاد بی پدر بشه
[Reply]
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۳ ب.ظ
هرچی بیشتر می گذره گند و تعفن بیشتری از این نظام به مشام می رسه
[Reply]