دارد جان آینده بالا میآید. آیندهیی که به لعنت، همین چند ساعت دیگر است. ساعت سه بامداد. پیچش طناب و
چوبهی ایستاده، کودک دیروز. دارد جان آینده بالا میآید، از چشمان منتظر مادری که نیست.
دارد جان آینده بالا میآید، از تن بیجان بهنودی که دیگر جانی در بدن ندارد. یک بار، دوبار، سه بار… چند بار است که جان داده در سلول انفرادیی انتظار اعدام. فرشته پرسه میزند اطراف اوین. صدایی میگوید خدا کودکان را دوست دارد، نوجوانان را دوست دارد؟ دنبال فرشتهیی میگردم تا بپرسم خدا نوجوانان دیروز را هم دوست دارد؟
صدای ضجهیی مادری میآید که سالها پیش رفته. مردم قرار است پرسه بزنند زیر آسمان حوالی شهر اعدام، پشت دیوارهای بلند شهر اعدام. صدایی میگوید آینده اشک دارد، آیندهی لعنتی که همین چند ساعت دیگر است.
چیزی میبینم؛ بهنود است گویا، گوشهیی از سلول، لباس سپیدی پوشیده، چهرهاش به قاتلان نمیخورد، اجازه ندادند چهرهاش مردانه شود، چهرهاش در ۱۷ سالهگی همانگونه ماند، دیگر بزرگ نشد. کسی که چند بار برای مردن رفته، چهرهاش بیشتر شبیه میت میماند. قرار است نماز بخواند، قرار است شام آخر را سفارشی بدهند، شب بیخوابی عجیبی است…
جان آینده دارد از دهانام بیرون میزند، التهابام سراسر، زندهگی به ثانیههایی بند است. زندهگی ثانیهیی، زنده گی چند ساعته، زندهگی، زندهگی، زندهگی و بهنود. دنبال خدا میگردم، همین گوشهها باید باشد، یا شاید هم آنورها، خدایا این دست، این دعا، این نماز، این راز و این نیاز، این تو، آن بهنود و تنهایی و طناب و چوبهی دار، و چند قلب که بارها راضی به مرگ شدهاند و در این همه من جای انسانیت را نکته به نکته و قطعه به قطعه پیدا نمیکنم
دارد جان آینده بالا میآید
- محمد مصطفایی، وکیل بهنود شجاعی از مردم درخواست کرده که ساعت ۲ صبح، پیش از اجرای مراسم اعدام پشت در اوین جمع شوند تا شاید به واسطه ی حضور این جمعیت اجرای حکم اعدام لغو شود. اطلاع رسانی کنید. فردا ۲ صبح بهنود شجاعی اعدام می شود
- قرار است مادر سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان هم به جلوی زندان اوین بروند تا شاید حکم اعدام متوقف شود
بعد نوشت
- و شاخه از نور باز ماند. بهنود اعدام شد
مدیار



مهر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۸:۲۶ ب.ظ
به جای این بهتر نبود که قبلا طی برنامه ای مردم در خونه اولیائ دم حاضر می شدند؟
مهر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۶ ق.ظ
کاش اونجا بودم تا تو این درد بیدرمون کنار هم بودیم. وکیل از مردم میخواهد دعا کنند … آخر این چه مملکتایست که وکیل دادگستری به جای توصل به قانون به دعا دست بیندازد؟
آه.