شعار جمهوری ایرانی شعار جنبش سبز نیست، هست

جنبش سبز مردمی ایران در تمامی ابعاد خود جنبشی برآمده از مردم ایران و بر اساس خواسته‌ها و مطالبات آنان شکل گرفته، رشد کرده و آماده‌ی بالنده‌گی است. این جنبش در خیابان‌ها متولد شد و جنبشی خیابانی است. جنبشی که در خیابان شکل بگیرد اولین شاخصه‌ی آن سر دادن «شعار» برای بیان خواست‌ها و مطالبات افراد حاضر است. در واقع این مهم‌ترین و اصلی‌ترین سلاح جنبشی است که در خیابان، با قدرت نظامی و شبه نظامی و ابزار سرکوب‌اش طرف شده است. حتا سکوت معترضان در خیابان‌ها نیز نوعی شعار به شمار می‌رفت و بیان‌گر اعترض‌های مدنی مردم ایران در روزهای بعد از انتخابات بود.

درست است که تظاهرات سکوت در روزهای بعد از انتخابات به بهترین شکل، خواست معترضان در خیابان را بیان می‌کرد و سودهای بسیاری برای معترضان به همراه داشت، اما این سکوت در مواقعی نیز حرکت خوبی به شمار نمی‌رفت. «وقتی حرف نزنی، جای تو حرف می‌زنند» این یک اصل است که حکومت با تمام ضربه‌هایی که از جنبش سبز مردمی ایران خورد،‌ از آن استفاده کرد؛ در واقع به جای مردمی که سخن نمی‌گفتند صحبت کرد و به جای مردمی که مطالبات خود را بیان نمی‌کردند، حرف زد. گر چه این گوشه‌یی از ماجرا بود و حکومت نتوانست در مقابل این موج مردمی در خیابان‌ها طرفی ببندد جز ایجاد سرکوب و به کار بردن زور سرنیزه.

گفتیم که جنبش متولد شده در خیابان «شعار» لازم دارد و این شعارها در همین خیابان‌ها متولد می‌شوند. شعارهایی که در خیابان‌ها در طول چهار ماه گذشته سر داده شده، زائیده‌ی «اتاق فکر» نبوده و برای آن از قبل پیش‌بینی‌یی صورت نگرفته بود. مردم ایران از طیف‌های گوناگون و با عقاید گوناگون با حضور در خیابان‌ها به طرح شعارهای خود در قالب مطالبات و خواست‌هایی که داشتند، پرداختند، در این میان شعارهای حداقلی بسیاری سر داده شد و در بسیاری مواقع شعارها از سطح کف مطالبات نیز فراتر رفته و بیان‌گر خواسته‌های حداکثری بود.

خواست و اراده‌ی مردم چه در «کف» آن و چه در «سقف» آن نمی‌تواند و نباید «افراطی» خوانده شود. سایت موج سبز آزادی که بعد از انتخابات متولد شد، امروز یادداشتی بدون اسم را منتشر کرده است تحت عنوان «13 آبان و آن‌چه شعار ما نیست». اولین ایراد این نوشتار این است که در واقع نوعی «تعیین تکلیف» است و با روح حاکم بر جنبش سبز مردم ایران که در «خیابان» متولد شده است منافات دارد و شعارهایی که در «خیابان» طرح می‌شود را به «اتاق فکر» برده است.اتاق فکری که می‌خواهد خواسته‌ها را هدایت کند.

این‌که کسی بخواهد «جنبش سبز» را برای خود بداند و شعارهای آن را «تعیین» کند، باعث بسیاری از اتفاق‌ها می‌شود که اولین مورد آن «ایجاد اختلاف» میان طیف‌های مختلفی است که جنبش سبز آن‌ها را گرد هم آورده است. توجیه نویسنده‌ی مقاله برای عدم استفاده از شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» در مسیر جنبش سبز قرار نمی‌گیرد. نویسنده در همان ابتدای مطلب گفته است که این شعار اولین بار در روز قدس سر داده شده است و «تحلیل‌گران» کسانی که این شعار را داده‌اند،«اندک» دانسته‌اند. گویا به نویسنده‌ هم باید فیلم‌های تظاهرات و اعتراض‌ها و سردادن این شعارها را به مثال اعضای دولت نشان داد و گفت نه برادر این‌طور نیست و حقایق را وارونه جلوه ندهید.

نویسنده، طرح این‌گونه شعارها را فراتر رفتن از «خواسته‌های حداقلی» جنبش دانسته و گفته است که این مساله باعث از دست رفتن «بخش بزرگی از سرمایه‌ي اجتماعی»‌جنبش می‌شود. بخشی بزرگی از جامعه‌ی ایران خواستار جمهوری ایرانی است و چنین «تعیین تکلیفی» است که باعث از دست رفتن بخش بزرگی از سرمایه‌ی اجتماعی و ایجاد تفرقه بین نیروهای مختلف می‌شود.

جنبش سبز مردمی ایران رهبران خود را «انتخاب» کرده است، رهبران جنبش باید خود دنباله‌رو این جریان و همراه و هم‌دم مردم ایران باشند، چنان که میرحسین موسوی گفته بود «این جنبش سبز است که مرا با خود می‌کشد» و خود را جدا از این جنبش نمی‌دانست.tehrangreen

در طول یک صد سال آزادی‌خواهی مردم ایران؛ از صدر مشروطه تا کنون همواره کسانی پیدا شده‌اند که با ایجاد «اتاق فکرها» و بنا بر سیاست‌ها و ناکاربلدی خود جنبش در حال حرکت را به سمت و سویی هدایت کرده‌اند که بر خلاف خیزش و سهش اولیه بوده است، همواره شروع حرکت‌ها با دلیل و خواست‌هایی همراه بوده که در طول حرکت یا تغییر کرده یا همراه با خواسته‌های دیگری چه درست و چه غلط همراه شده که در پایان خواست‌ها و پیش‌نهادهای غلط کاری کرده که نقطه‌ی پایان، با نقطه‌ی شروع به تمامی منافات داشته است و آن‌چه که باید میسر می‌شده، از بین رفته است.

آخرین پرده از این نمایش «جمهوری اسلامی» است؛ نگاه کنیم به خواسته‌های مردم قبل از انقلاب و آن‌چه که در این سی سال به سر آنان آمده است. «جنبش سبز حركتی اصلاحی‌ است» اما حرکت اصلاحی بدون «طرح خواسته‌های اصلاحی» به اصلاح  و تغییر نمی‌انجامد. حفظ وضعیت موجود با تمام راه‌کارها و قوانین و موضوعات آن با کدام «حرکت اصلاحی» منطبق است، چهارچوب قانون اساسی  اجازه‌ی کدام حرکت اصلاحی را می‌دهد؟ برای اصلاح و رسیدن به خواسته‌ها باید خواست‌ها و مطالبات را مطرح کرد، نه این‌که به نقطه‌ی صفر بازگشت.

حکومت جمهوری اسلامی احتیاجی به «پذیرش قانون اساسی» ندارد، بلکه به تمامی به آن معتقد است و همین قانون اساسی است که با داشتن «ولایت فقیه» اختیار و اجازه‌ی هر کاری را به آن می‌دهد، سیستم حاکم به طور کامل از ظرفیت‌های همین قانون اساسی سود می‌برد نه بیش‌تر از آن.

13 آبان در پیش است، این که مردم بر همانی که تا به حال بوده‌اند و انجام داده‌اند، بروند نه ضرری متوجه جنبش می‌شود نه این جنبش از سرمایه‌های اجتماعی خود دور می‌شود و  نه میان اعضای‌اش فاصله می‌بیند. جنبش متولد خیابان با ذهن خلاق و باهوش‌ خود می‌داند در خیابان چه کند و نیازی به «اتاق فکر»  هدایت کننده ندارد.

در کل شعار جمهوری ایرانی می‌تواند شعار جنبش سبز در 13 آبان باشد هنگامی که مردم آن را در خیابان مطرح کنند به عنوان یک خواست برای تغییر و می‌تواند شعار جنبش نباشد هنگامی که مردم در خیابان آن را مطرح نکنند و آن را خواست خود ندانند.

مدیار

13 Comments For This Post

  1. ایمان Says:

    به نظر من هر کس حق دارد در فضای مجازی شعار مورد نظر خودش را تبلیغ کند و شعار دیگران را نقد کند. در خیابان هم هر کس حق دارد شعار خودش را بدهد. شما شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» را تبلیغ کن و سر بده، ما هم شعار «نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی» را تبلیغ می‌کنیم و سر می‌دهیم. روز 13 آبان هم خواهد رسید و کمابیش معلوم خواهد شد سهم هر کدام از ما در جنبش سبز چه‌قدر است. اگر واقعاً اکثریت قاطع مردم شعار شما را پذیرفتند، من هم شخصاً خواهم پذیرفت. اما اگر نه، بد نیست شما هم در استدلال مخالفان این شعار تأمل مجددی بکنید.

  2. ali Says:

    آفریین به این کامنت… به عنوان یکی از مخالفا جدی شعار بی‌معنی “جمهوری ایرانی” از نویسنده این کامنت تشکر میکنم

  3. باقرزاده Says:

      اشکال شعار “جمهوری اسلامی” این است که ما ۳۰ سال است جمهوری اسلامی داریم و هر گونه اصلاحات در نهایت در دست ولی فقیه (شاهنشاه) است! حقوق زنان، اقلیت ها، سنی ها، دراویش، احزاب، انتخابات، ارتش، سپاه، چماق، رسانه ها….الی آخر در دست فرعون است.
    حرف شاه غاصب و جائر را حرف خدا وانمود میکنند. در مجلس “جمهوری اسلامی” به دستور فرعون رای اعتماد کسب میکنندو به دستور فرعون قیمت ها را بالا میبرند و جیب خود پر میکنند و خرج “حق هسته‌ای” پر هیاهویشان میکنند که به خرجش برای ملت ما صرف نمیکند.
    بد‌تر از آن “اصلاح طلبی” را کار خوارج قلمداد میکنند، با مردم ایران بد تر از ارتش اشغالگر عراق رفتار میکنند، ما را در خانه خود دشمن میخوانند! به نام “جمهوری اسلامی” (نظام) اسلام و خدا و همه چیز را شسته و کنار گذاشته‌اند. تمام حرفهایشان به یک چیز ختم میشوند: “حفظ نظام” … یعنی حفظ “جمهوری اسلامی” یعنی همین قانون اساسی، یعنی صبر کنید شاید فرعون بعدی عادل باشد، دروغگو نباشد، متحجر نباشد، ارزش موسیقی بداند، خبرگان نپسندد، خود را نماینده دست اول خدا نداند….
    اگر کسی جمهوری اسلامی میخواهد و خود را سبز میداند، چگونه خود را سبز میداند؟ خجالت نکشید: جمهوری اسلامی یعنی خط امامی، قتل زندانی، حفظ نظامی، خودی و غیر خودی، تبعیز دینی، جنسی و قومی …این کارها تحت هر نامی زشت است و زشت ترین نوع آن به اسم دین و خداست. اگر سیاست شما عین دیانت شماست، احتیاج به دین ندارید مگر برای کلاه شرعی ساختن .

  4. مجتبی سمیع‌نژاد Says:

    آقای ایمان
    هنوز این جنبش به جایی نرسیده که دنبال «سهم» در آن هستی. زیاده تند نرو بردار جان. هر کس حق دارد هر جایی سخن و عقیده‌ی خود را بیان کند. لازم هم نیست به خاطر رای اکثریت عقیده‌ي‌ خودت را زیر پا بگذاری، کافی است به عقاید خود پای‌‌بند باشی و در عین حال به عقاید دیگران یا «اکثریت» احترام هم بگذاری.
    اتفاقا مطلب را بر اساس نقد استدلال‌های مخالفان این شعار و به خصوص نوشته‌ی ذکر شده نوشته‌ام. فکر می‌کنم خود مطلب گویا باشد و احتیاجی به تکرار دوباره‌ی آن نباشد.
    در ضمن ممنون می‌شوم معنای «دولت سبز ملی» را برای من معنی کنید که یعنی چه؟ من از ترکیب این سه واژه کنار هم هیچ معنایی را نمی‌یابم. همان‌طور که اشاره کردم اول باید خواست‌ها مطرح بشود و روشن هم باشد تا به تغییر و اصلاح برسیم

  5. مجتبی سمیع‌نژاد Says:

    هیچ معنی در جمله‌ی جناب عالی پیدا نکردم که «جمهوری ایرانی» را بی‌معنی عنوان کردی؟ به جای تشکر بدون تعقل بهتر است کمی به معنا دقت کنی عزیزم

  6. انسانم آرزوست Says:

    بی نظیر گفتین و این حرف واقعی هر ایرانیه. اگر اصلاح طلبی تنها انتخاب مردم در برابر دیکتاتوری اسلامی باشه خوب مسلما مردم اصلاح طلبی رو انتخاب می کنن. ولی همه ما خوب میدونیم که خواست واقعی مردم یک جمهوری ایرانیست. خودتونو گول نزنین. ما همه عمرمونو تو این مملکت گذروندیم و جز هرج و مرج و بی قانونی ندیدیم….چشماتونو و گوشاتونو باز کنین و بشنوین چه دوست دارین و چه ندارین …مردم جمهوری ایرانی میخوان نه اسلامی!

  7. ايراندخت Says:

    آقای علي، هر چیز که با سلیقه شما جور در نمیاید بی معناست؟ اینکه شما برای داشتن یک هویت به مذهب احتیاج دارید مسئله ای شخصی است ولی چرا شما اصرار دارید که انتخابهای شخصی اتان را بر تمام ساکنان یک کشور تحمیل کنید؟ آیا ایمان و مذهب شما اینقدر سست و متزلزل است که بدون در دست داشتن افسارهای حکومتی از هم خواهد پاشید؟ به نظر من در سی سال گذشته حکومت اسلامی ضعف خود را در برآورد نیازهای همگان (علی الخصوص اقلیتها و ضعفای جامعه) به وضوح ثابت کرده، وقت آنست که از تاریخ درس بگیریم و رژیمی سازنده برای میهنمان پایه گذاریم، به دور از رنگهای مذهبی و قومی!

  8. hamoon Says:

    به نظر من شعار جمهوری ایرانی فقط توانسته عده ای را از میدان جنبش سبز بیرون کند.چون بسیاری از مردم ما معتقد به اسلام هستند و تنها خواستار اصلاحات و اجرای صحیح قانون اساسی هستند.در حال حضر در ایران هم به دین و هم به قانون اساسی سلیقه ای و به مصلحت بعضیها عمل میشود.

  9. ناصر Says:

    امیدوارم هر چه زودتر جمهوری ایرانی تاسیس شود تا ما غیر فارسها که سالهاست تحت ستم ملی هستیم و هویت ما لگدمال شده تکلیف خودمان را بدانیم،چون ما نه ایرانی هستیم و نه فارس.

  10. مجتبی سمیع‌نژاد Says:

    اعتقاد به اسلام هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ندارد

  11. مجتبی سمیع‌نژاد Says:

    کسی که داخل مرزهای این کشور زنده گی می کند ایرانی است و دیگر هیچ

  12. Dr. Homayoun Nobarani Says:

    اي كه نميداني معنايش چيست.
    جمهوری ایرانی يعني:
    لغو خدمت اجباري وظيفه و نابرابري و پايان تحقير نظام مند, طلب حق جوانان جنبش سبز ما است
    جمهوری ایرانی يعني:
    جنبش سبز ما رهبر ندارد, نماينده دارد و نمايندگانش را رهبرى ميكند
    جمهوری ایرانی يعني:
    جنبش سبز ما هیچ مرزی را جز با حاميان كودتا برسمیت نمی شناسد. ما همه با هم هستیم, با اطلاع رسانى, تفرقه اندازان كودتا را رسواتر سازيد
    و شما اي دوست دانشمندم, چرا ميگوييد:” نیست، هست” . مگر بايد باز هم زير تيغ دشمن تكرار كرد, اگر يك صبح تا شب گفتيم و كفاف نكرد, چه سود از تكرارش وقتي اين پيام داده شد و بر قلبها نشست و خواست‌ها بسيارند و بسياري حتي اشارتي نشدند.
    و چون با هم هستيم,
    سیزده آبان,با شعار جمهوری ایرانی, سبز حضورتان رساتر باد

  13. ایرانی یا به تعبیری غیرخودی Says:

    درود بر شما
    عنوان : دوستان راه سبز بهتر بود به بقیه سبزا هم اجازه اظهار نظر میدادید
    چون دوستان نویسنده حتی حاضر نشدند به بقیه مردم حق اظهار نظر بدهند من نتوانستم در لینک اصلی ( http://www.mowjcamp.org/article/id/۴۸۳۰۱# ) نظرم را بنویسم با تشکر از دوستان در اینجا مینویسم
    اگر قرار باشد باز هم این دوستانی که مطلب فوق را نوشته اند خود را وکیل و وصی مردم بدانند باید عرض کنم واقعا در اشتباه هستند این جنبش متعلق به تمامی مردم ایران است نه قشر خاصی اگر دوستان اصلاح طلبان با حاکمیت کنار می آمدند که هیچ کاری به مردم نداشتند همانند خرداد ۷۶ و خیلی راحت به اموراتشان میرسیدند و باز مردم بینوا می مانند و خواسته هایشان .
    بی انصاف نباشیم مردم خودشان راه را بلدند از نویسنده عزیز میخواهیم آن ملت بزرگ را عده اندک ننامد وگرنه ممکن است پس از ۱۳ آبان مجبور شوید حرف خود را پس بگیرد.
    خلاصه نگذارید در این برهه تاریخ مردم شما را کاملا رها کنند و کار خودشان را بدون شما انجام دهند.

    با تشکر مجدد یک ایرانی

1 Trackbacks For This Post

  1. Tweets that mention شعار جمهوری ایرانی شعار جنبش سبز نیست، هست | مجتبی سمیع‌نژاد -- Topsy.com Says:

    [...] This post was mentioned on Twitter by madyar, madyar and mona, mona. mona said: RT @madyar "شعار جمهوری ایرانی شعار جنبش سبز نیست، هست" ( http://bit.ly/F1DDD ) #iranelection [...]

Leave a Reply

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی

بلاگ چرخان