جمهوری اسلامی پنج ماه تمام است که دست به «خشونت عریان» زده است و این کار را به بدترین شکل ممکن، حتا کشتن معترضان و مخالفان، بروز داده است. اینکه چه نیروهایی و چه کسانی، چهگونه آموزش دیده و پرورش داده شدهاند که آنچنان که در 13 آبان دیدیم و قبل از آن هم مشاهده کردیم، دست به این «خشونت» بزنند مسالهیی است که باید آن را پیگیری کرد و نسبت به آن واکنشی شایسته نشان داد.
در روز 13 آبان نیروهای «خشن» دولت کودتا تا حد سرشکستن و بیهوش کردن مادران و دختران پیش رفتند و زنانی که همواره در جلوی صفها برای حفظ مردان میایستادند مورد بیرحمانهترین و سنگدلانهترین برخوردها قرار گرفتند. آنچه در فیلمها و عکسهای منتشر شده و آنچه از مشاهدات عینی بیان شده، شرح اجرای چهگونهگی اجرای خشونتی است که آن را باید در ذهن عصبانی و مغشوش حکومت جستوجو کرد.
با اینکه دولت کودتا یک بازی دیگر را به مردم واگذار کرده و یک مناسبت دارای ارزش تبلیغی را در مقابل موج اعتراض هزاران شهروند ایرانی از دست رفته میبیند و رسانهها و دولتها و مردم دنیا شاهد یک مخالفت تمام عیار و گسترده بر علیه حکومت بودند، اما عصبانیت و ترویج خشونت همچنان با گذشت دو روز در صحبتها و نوشتههای آنان به چشم میخورد. طوری که هر مخاطبی گمان میدارد که نیروهای کودتا در حسرت عدم کشتار مردم ماندهاند.
اما چهگونه باید جلوی این «خشونت عریان» را گرفت. جمهوری اسلامی بنابر قانون اساسی فعلی کشور و با توجه به میثاقهای بینالمللی که امضا کرده و باید بدان متعهد باشد، حق ندارد اینچنین «وحشیانه» شهروندان ایرانی را مورد ضرب و شتم قرار بدهد و آنها را زخمی کند.
شلیک مستقیم گاز اشکآور تا حد اینکه سر محافظان مهدی کروبی شکسته شود، شلیک تیر پلاستیکی که چندین نفر را در روز قدس به علت خونریزی راهی بیمارستان کرد، زدن باتوم بر روی سر و صورت مردم تا حد سرشکستن و بیهوش کردن زنان، نشان از خشونت بیاندازهیی دارد که شخص آیتالله خامنهیی و احمدینژاد و روسای قوای سه گانه باید پاسخگوی آن باشند. 
در ایران امروز ساز و کارهای دستگاه قضایی به علت «فسادی» که در اجرای عدالت از طرف نهادهای امنیتیی وابسته به دولت و بیت رهبری تحمیل میشود، اجازهی برخورد و دادخواهی را به شهروندان ایران نسبت به این «خشونت عریان» نمیدهد. نمایندهگان مجلس شورای اسلامی هم که در مجلس هرکاری میکنند به جز دفاع از حقوق مردمی که مدعی نمایندهگی آنان هستند. نهادهای مردمی و مستقل از حکومت هم که در ایران دارای ابزار نظارت باشند و قدرت اجرایی داشته باشند، وجود ندارند. با این اوصاف در مقابله با این خشونت کثیف و اجبار کردن حکومت به دست برداشتن از آن در داخل ایران هیچ کاری نمیتوان انجام داد. سربازان پرورش داده شدهی حکومت با مصونیتی آهنین قدرت انجام هر کاری را دارند و روزنامهیی چون کیهان هم مروج این خشونت است.
ایجاد خشونت و مقابله به مثل هم با این خشونت عریان هم نه کاری است عقلانی، نه روشی درست. حرکت آزادیخواهانهی مردم ایران بر پایهی صلح و احترام و دوستی و بدور از خشونت است و استفاده از خشونت مغایر با اهداف آن است.
تنها راهی که برای مقابله با این خشونت میتوان انجام داد، فشار به جموری اسلامی در بیشتری شکل ممکن (به اندازهي همین خشونت عریان) از طرف دولتهای خارجی، نهادهای بینالمللی، سازمان ملل و گروههای مدافع حقوقبشر بینالمللی است. برای این امر که از نظر نگارنده باید آن را خیلی سریع و مستمر دنبال کرد، نیروهای خارج از کشور باید تمامی توان خود را به کار بگیرند. همراهی با مردم داخل ایران تجمع همزمان در مقابل سفارتها نیست، بلکه آنان باید از تمامی راههایی که میتوانند حداکثر فشار ممکن را به جمهوری اسلامی برای دست برداشتن از این رفتار غیرانسانی به کار گیرند، استفاده کنند.
تن مادران ما نباید میزبان باتومهایی باشد که در جهت خاموش کردن صدای به حق مردم ایران فرود میآید و ضربه میزند. مادران و خواهران ما در روز 13 آبان و روزها قبل از آن مورد خشنترین و بدترین رفتار ممکن از سوی نیروهای پرورش داده شدهی حکومت قرار گرفتهاند. باید به این رفتار وحشیانه و خشونتآمیز حکومت به شدت واکنش نشان داد و نیروهای خارج از ایران این مساله را باید جزو اصلیتریت وظایف خود بدانند.
- عصبانیت کیهان از برگزاری مراسم 13 آبان
- مردم روی ماشین نیروی انتظامی هم شعار مینویسند
مدیار



