یکی دیگر از این شبهای بیقرار لعنتی تمام شد و در این هوای مضروب شدهی وطن «مدیاری♦» دیگر به آسمان رقص مرگ کرد و هوای اهالی کردستان را مرگاندود. بغض ندارم، خشم دارم از جمهوری اسلامی که دیگر «زندانی عقیده» را میکشد و خشم دارم از قانونی و سیستم قضایی منحوسی که حکم ده سال زندان را میتواند با اجرای حکم اعدام نمایش دهد. خشم دارم از آن جمهوری اسلامی، خشمی که از دهان هزاران انسان روزی بر سرش آوار خواهد شد و همهی دستگاه امنیتی و نظامیاش به هیچ کار نخواهد آمد.
جمهوری اسلامی به کنار، میشناسیمش و با زخم زدنهایاش آشناییم؛ میدانیم که خشونت را مهندسی میکند و اعدام را نقاشی روی صورت مردم بیدفاع. میدانیم که گلولهها را به سینهها میبنند و باتومها را روی صورتها میکشد، میدانیم کلید زندان را به میلههای زندان میبندد و دستها را به آن میلهها قفل میکند. من و ما جمهوری اسلامی را میشناسیم. اما خودمان را نه. خودمان را نمیشناسیم؛ فکر میکنم چه کار باید میکردیم که نکردیم، چه کار میتوانیم بکنیم که نمیکنیم؟
آقایان اصطلاحطلب از مشارکتی و مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگرانشان هنوز که هنوز است حقوقبشر و انسانیت و عدالت را تنها از دریچهیی که به سوی یارانشان باز میشود میبیند؟ هنوز تنها حکم اعدام برای خودشان بد است و برای کردها و بلوچها و ترکها…؟ هنوز اعتراض به اعدام این جوانان عبور از خط قرمز است؟ تجربه نشده سکوتشان در آن ۸ سال اصلاحات در قبال زندانیان که حالا خود این همه زندانی دارند؟ باید به حکم اعدام هم برسند تا زبان بگشایند بر علیه این جنون بشری؟ آقای موسوی و کروبی و خاتمی حقوقبشر تنها در همین کوچه و پس کوچههای تهران میچرخد و اینجا رعایت نمیشود؟ مادر احسان هم به احتمال زیاد خانهی کاهگلییی دارد، آنجا هم اگر دیداری باشد ردایتان خیس باران نمیشود و اگر بشود باران کردستان رحمت و شفا است. پسران زاگرس با همین بارانها بزرگ و عصیاننگر میشوند.
چرا دیروز و هنگامهی اعدام احسان در مقابل زندان سنندج تنها سه چهار نفر بودند؟ کجا رفتند آنها که از شورش در زندان سنندج و شهر میگفتند و به دروغ میگفتند زندانیان دیگر در اوین و رجاییشهر از جمله فرزاد کمانگر در اعتصاب غذا هستند؟ حالا هم که از اعدام احسان گذشته دروغهایشان را پاک کردهاند؟ دیروز فقط آمده بودند سر مردم را کلاه بگذارند؟ آمده بودند اینجا را شلوغ بکنند که چه بشود؟ آن دروغ پراکنیها چه سوی داشت برای پسری که داشت به آغوش مرگ میرفت؟ سر چه کسی را میخواستند کلاه بگذارند؟ سر مردم را؟ بیعملیشان را میخواستند با این کار پوشش بدهند؟ یا میخواستند کینهها و عداوتهایشان را به میان بیاورند و تسویه حساب کنند؟ چه انسانهای نازنین و مهربان و…
- ♦مدیار یعنی یار کردستان، مدیار یعنی دوست کردستان
- نامهی دوست و برادر عزیزم فرزاد کمانگر را بخوانید در سوگ احسان فتاحیان
- لینک مطلب در بالاترین
مدیار






آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۴ ب.ظ
امروز که میلیونها نفر با خشم و نفرت این اخبار را تعقیب میکنند٬ آیتالله بی بی سی با درج یک خبر درشت در صفحه اول خود٬ به این ابهام پراکنی ادامه میدهد و عملا کمک میکند مردم خشمگین در ایران و در دنیا به خیابان نریزند و خشم خود را فرو خورده و فعلا منتظر خبر تایید این جنایت از زبان خامنهای و نمایندگانش در بی بی سی شوند!
کمیته بینالمللی علیه اعدام اعلام میکند که جمهوری اسلامی احسان را به قتل رساند و این جنایت بیشرمانه را علیرغم اعتراضات میلیونها نفر انجام داد و همه ما باید علیه این جنایت وقیحانه به پا خاسته و خبر این جنایت را در دنیا جار زده و موجی از اعتراض را در ایران و در دنیا علیه حکومت اسلامی دامن بزنیم . هیچ ابهامی وجود ندارد٬ جنایتکاران احسان را کشتند!
ما از مردم کردستان و همه مردم ایران دعوت میکنیم که مراسم تدفین احسان را به صحنه بزرگ اعتراض علیه حکومت و به صحنه ابراز نفرت از این جلادان تبدیل کنند. حکومتی که عکس رهبرش زیر پای مردم همین چند روز قبل له شده باید بداند که با این ترفندها و از جمله ابهام پراکنیهای بی بی سی نمیتواند عمر ننگیناش را طولانی کند. این جنایات به آتش خشم مردم میدمد و روز مرگ اینها را نزدیکتر میکند.
* Share/Bookmark
[Reply]