بچههای ادوار، ادوار تحکیم وحدت یا همان سازمان دانش آموختگان ایران از آن دست بچههای هستند که دوستیشان و با آنها بودن یک افتخار است و یک حس خوشآیند. بچههای ادوار از آن دست بچههایی هستند که در عرصهی فعالیت پرخطر سیاسی ایران با جان و دل کار کرده و میکنند. چند سال است که آنها را میشناسم و خارج از حوزهی کاری با آنها دوستییی دارم و انس و الفتی. دوستییی که به خاطر حادثهها و خاطرههایی مشترک چه به صورت جمعی و چه به صورت فردی حسی نوستالوژیک برایام دارد.
چند سال پیش یک روز از آن همه روزهایی که در ساختمان خاطرهانگیز میدان عشرتآباد بودیم، فرم عضویت در ادوار را پر کردهام، نمیدانم آن فرم هنوز اعتباری دارد یا نه، اما این را میدانم که دوست
ی بچههای ادوار هنوز و تا همیشه برایام اعتبار دارد و به آن میبالم.
این روزها بچههای ادوار، در روزهای خوبی نیستند. هشت تن از دوستانمان، بهترین دوستانمان زندانیاند؛ احمدی زیدآبادی و عبدالله مومنی ماهها است که در زندان هستند و زیر شکنجه و فشار. زیر شکنجهی پیادههای دولت کودتا تا بشکنندشان و با اعتراف گرفتن از این دو به مشروعیت نداشتهشان اعتباری بدهند. و حال ده روز است که دوستان دیگرم؛ حسن اسدی و محمد صادقی نیز راهروهای خاکستری اوین را گز می کنند و در اتاقهای بازجویی چشم بسته با حریفان نامرد حریف میشوند.
بچههای دیگر ادوار هم زندانی شدهاند؛ کوهزاد اسماعیلی، موسی ساکت، حجت شریفی و نفیسه زارع کن که این دو پیوندی عاشقانه دارند و این روزها گویا قرار بر این شده که زوجها با هم به زندان بروند و خانهی مشترک، سقف غبارآلود اوین باشد.
و دیگر بچههای ادوار که به خانههایشان ریختهاند، یورش آوردهاند. همانها که به جان و مال این مردم در خیابانها یورش میبرند و در مجلس بیانیه برای شیشهی شکستهی ماشین یک نمایندهی دیگر میدهند.
دولت کودتایی احمدینژاد تنها در ۲۲ خرداد کودتا نکرد، از آن زمان هر روز در حال کودتا است و هر روز در حال نقض قانون و هر روز در حال شکستن حرمت انسان. زندانی بودن عبدالله مومنی با آن سابقه از صداقت و پاکی، زندانی بودن احمد زیدآبادی که شرف آل قلم است، زندانی بودن محمد صادقی با آن شعرهای معصومانه و صادقانهاش، زندانی بودن حسن اسدی با آن سابقه از فعالیت حقوقبشری و زندانی بودن… تنها در حکومتی اتفاق میافتد که رعایت قانون و انسانیت گناه کبیرهاش است و عدالتاش راهروهای زندان اوین و باتومهای نظامیان بسیجی و سپاهی است. حکومتی که زندان اوین را خانهی دانشجویان کرده و دانشگاه را مامن جیرهخوران خودش.
شاید حکومت میاندیشد که با بازداشت این تعداد از اعضای این سازمان، راه فعالیت آن را میبندد و برای همیشه آنان را از صحنهی سیاسی کشور دور میکند و بدون منتقد و بدون مخالف به راه خود ادامه میدهد. و وای بر حکومتی که چنین منتقدان و مخالفان شریفی را تحمل نکند. اما ادوار یک فرد نیست، یک تفکر است، تفکری که چندین سال است شکل گرفته. شاید بتوان یک فرد را از صحنه کنار گذاشت اما یک تفکر را هرگز نمیشود حذف کرد، ادوار هم یک فرد نیست که از بین برود، بچههای ادوار هنوز هم هستند و میمانند. چیزی که نمیماند دولت کودتایی است و حکومتی که حتا خودش را به خدا هم تحمیل میکند، چه برسد به مردم ایران.
پیش از این نوشته بودم
در همین رابطه بخوانید
- حکومت به جنگ پاکان آمده، از دوست ارجمندم نجات بهرامی
مدیار


