همه زندانی سیاسی هستند

محمدعلی ابطحی بعد از ۱۶۰ روز آزاد شد، خوشی این خبر را خبر  بازداشت ساسان آقایی دوست روزنام‌نگار و وبلاگ‌نویس‌مان از ما ربود. گر چه  ادامه‌ی بازداشت دیگر دوستان زندانی‌مان هم‌چنان عذاب‌آور است.

شرایطی که محمدعلی ابطحی و دیگر زندانیانی که این روزها آزاد می‌شوند، دست‌کمی از زندانی بودن آن‌ها ندارد. ابطحی با یک حکم شش ساله در دادگاه بدوی و یک وثیقه‌ی نجومی ۷۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده است. به طور عرف و برای بیش‌تر زندانیان عادی؛ برای هر یک سال زندان ۸ تا ۱۰ میلیون تومان وثیقه می‌گیرند. محکومیت‌های زیر یک سال هم به قید کفالت است.  حال چه‌گونه است که محمدعلی ابطحی برای ۶ سال حبس‌اش باید ۷۰۰ میلیون تومان وثیقه بگذارد، از شاه‌کارهای دستگاه قضایی است. این ۷۰۰ میلیون تومان با هیچ معیار و با هیچ متری سنجیده نمی‌شود مگر نقشه‌یی کودتاچیان در سر دارند.abtahi

شیرین عبادی در تعریف زندانی سیاسی یک‌بار حرف بسیار جالبی زده بود، او زندانی سیاسی را اعم از کسانی می‌دانست که یا با اتهام‌های سیاسی در زندان هستند یا با قید قرار وثیقه یا با گرفتن حکم تعلیق بیرون از زندان. به راحتی می‌توان این تعریف را در مورد زندانیان سیاسی، گسترش داد.

کسانی که به عنوان زندانی سیاسی به زندان می‌روند کسانی هستند که حکومت از عمل‌کرد و اندیشه‌ی آنان وحشت دارد و زندان هم برای آنان به معنای محبوس کردن اندیشه‌ی آنان است.

با این تفاصیل به جز زندانیان سیاسی و آنان که چماق حبس تعلیقی، محکومیت در دادگاه بدوی، آزادی با تودیع وثیقه را روی سر دارند، کسانی که به هر نحوی تهدید می‌شوند، کسانی که تحت تعقیب هستند، کسانی که هر لحظه امکان بازداشت‌شان هست هم جزو زندانیان سیاسی هستند.

ساسان آقایی از دو ماه پیش امکان بازداشتش می‌رفت، بارها تهدید شد و به وزارت اطلاعات هم احضار شد، این‌گونه زنده‌گی کردن عملا فرد را از پای درمی‌آورد و زنده‌گی آرام را از او سلب می‌کند.

کسانی که از ترس زندان و بازداشت و هزار مشکل امنیتی دیگر که توسط جمهوری اسلامی پیش آمده مجبور به ترک کشور شده‌اند، همه‌ی کسانی که مجبور هستند رهبری را که قبول ندارند در راس کشور ببینند، همه‌ی کسانی که مجبور هستند احمدی‌نژاد را به عنوان رئیس‌جمهوری داشته باشند، روزنامه‌نگاری که نمی‌تواند گزارش‌اش را بدون سانسور بنویسد، نویسنده‌یی که کتاب‌اش در وزارت ارشاد توقیف و یا در انتظار مجوز است، کارگردان سینمایی که صحنه‌های قیچی شده‌ی فیلم‌اش را به دست‌اش می‌دهند و سی‌دی فیلم‌اش را در گاوصندوق وزارت ارشاد می‌گذارند، دانش‌آموزی که مجبور است روز ۱۳ آبان لباس بسیجی بپوشد و جلوی سفارت آمریکا چیزی را که نمی‌داند شعار بدهد، زنی که مجبور است علی‌رغم میل باطنی روسری سرش بگذارد، زنی که حق ندارد حضانت فرزندش را داشته باشد، زنی که حقوق برابر با مرد ندارد، مردمی که در ایست‌های بازرسی شبانه مجبور هستند خود را در اختیار یک نوجوان ۲۶ سال بسیجی قرار دهند تا او را تا لباس زیرش بگردد، شهروند کردی که نمی‌تواند به زبان مادری تحصیل کند،شهروند ترکی که حقوق قومیتی‌اش رعایت نمی‌شود، ورزش‌کاری که اجازه ندارد آن‌طور که دوست دارد ظاهر خود را بیاراید و و و …

همه‌ی این‌ها زندانی هستند، همه‌ی ما زندانی هستیم، زندانی سیستمی که آزادی را حتا در کوچک‌ترین موارد از ما گرفته است، آن هم با گروکشی و آتو گرفتن در موارد مختلف. محمدعلی ابطحی در اثر فشارها و شکنجه‌ها و به کار بردن روش‌هایی هم‌چون مصرف قرص وادار به اعتراف در دادگاه  و صداوسیمای دولتی شد. خیمه‌شب بازی‌یی که برای مشروعیت بخشیدن به حکومت شکل گرفت و برای اثبات عدم تقلب در انتخاباتی که به کودتای دولتی انجامید.

نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی برای اجرای این نمایش سناریوها نوشتند، حتا متهمان بی‌پناهی را که قبل از انتخابات و به خاطر مسائل دیگر بازداشت شده بودند به این نمایش آوردند و سر آخر برای‌شان حکم اعدام صادر کردند، حتا از کسی مثل حامد روحی‌نژاد با بیماری ام.اس و آن وضع وخیم‌اش نگذشتند، پس در این حالت و بعد از آزادی هم اجازه‌ی تحرک را به کسی که این همه سرمایه‌گذاری روی‌اش کرده‌اند و این همه به خاطرش هزینه داده‌اند، نمی‌دهند. شکی نبود که نگه‌داری بیش‌تر از این محمدعلی ابطحی نه به نفع‌شان بود نه در توان‌شان، اما برای کنترل وی چه راهی بهتر از صدور ۶ سال زندان و صدور وثیقه‌ی ۷۰۰ میلیون تومانی؟

همه‌ی کسانی که در انتخابات بازداشت شده‌اند یا با چنین حکم‌هایی آزاد شده‌اند یا با چنین وثیقه‌هایی و یا با هر دو. این وثیقه‌ها و این حکم‌ها زندانی بیرون از زندان را دوباره زندانی نگاه می‌دارد. فردا ابطحی انکار کند آن‌چه را که در زندان گفته است، یا باید پی‌ی ۶ سال زندان را به تن‌اش بمالد یا باید قید ۷۰۰ میلیون تومان پول ناقابل را بزند، که در حالت معقول و منطقی نمی‌شود.

همین که ابطحی و کسانی مثل او در زندان نیستند، جای خوش‌حالی است، اما واقعیت این است که نه او و نه ما، هیچ‌کدام‌مان در این شرایط آزاد نیستیم و همه زندانی تفکر حاکمیتی هستیم که می‌خواهد هم چیزمان را بگیرد.

مدیار

0 Comments For This Post

2 Trackbacks For This Post

  1. ‘We Are All Prisoners,’ Iranian Blogger Says - The Lede Blog - NYTimes.com Says:

    [...] attending protests — another blogger, Sassan Aghaei, was arrested. (Mr. Samienejad’s original post is in Persian, but he also published an English translation of it on [...]

  2. RADIO FREE EUROPE: ‘We’re All Political Prisoners’ Says:

    [...] false;} A blogger at Madyar (his blog name is Ghomar Asheghaneh, or Amorous Gamble) reacts to the recent release of [...]

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • kia: rahbar enghlab goh khord goft na !!!...
  • سیامک: بسیار بررسی عالی ایی بود...
  • dustandtrash: "آلمان هیتلری در هر صورت، اگر موفق نمی شد ایالات متحده را به...
  • دكتر همايون نوبرانى: فكر ميكنيد چرا حداد عادل به دروغ گفت, موسوی فردای انتخابات گ...
  • دكتر همايون نوبرانى: چو دانی و پرسی سؤالت خطاست نبینی که سختی به غایت رسید مشقت...
  • Ali: وقتی که صدای ضجه های مادران عزادار در کوچه های غم انگیز شهر ...
  • دكتر همايون نوبرانى: سي سال است ایران در خون میغلتد, تقصیر مردم نیست که «ساختار» ...

Human rights

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه


  • مهدیه گلرو و همسرش به بند عمومی زندان اوین منتقل شدند


    02/06/10


  • از علیرضای ما خبری در دست نیست، مصاحبه مادر علیرضا را در بی‌خبری از فرزندش این‌جا بخوانید


    01/20/10

بلاگ چرخان