تزریق دارو و قرص مشکوک در اوین

ماجرای تزریق دارو و قرص در زندان‌های ایران مساله‌ی تازه‌یی نیست، بارها این موضوع مطرح شده است، بدون این‌که تایید شده  و یا پیگیری خاصی در مورد آن انجام شده باشد. مهم‌ترین موردی که تا به حال این بحث را بر سر زبان‌ها انداخت محمدعلی ابطحی بود که در ملاقاتی با خانواده‌اش از مصرف قرص‌هایی سخن گفته بود. موردی که به سرعت از طرف مسئولین قضایی و امنیتی مانند تمام تخلفات و قانون شکنی‌های‌شان تکذیب شد.

فرصتی دست داد تا با دوستی که در همان روزها اول انتخابات بازداشت شده بود از شرایط زندان صحبتی داشته باشم و مواردی را از زندان اوین بگوید. چنان فضایی را ترسیم می‌کند که با حتا با یادآوری‌اش مشکل دارد.

می‌گوید قرص مصرف می‌کنم برای این‌که آرام باشم. هر بار چیزی می‌گوید تاکید می‌کند که آن را منتشر نکنم یا به کسی نگویم. بیش‌تر مواردی را هم که مطرح کرد نیمه تمام گذاشت. نمی‌توانستم اصرار کنم. اما آن‌چه از فضای اوین در روزهای بعد از انتخابات ترسیم کرد به قول خودش با «قبل قابل مقایسه نبود». بار اول بازداشت‌اش نبود. چندین بار بازداشت شده و از فعالین خوش‌نام و شناخته شده است. هیچ‌گاه هم ترسی از زندان نداشت. اما این‌ بار طور دیگری حرف می‌زند.

می‌گوید اصلن شکنجه‌ی فیزیکی نبود، جز موارد معدودی که آن هم از طرف زندان‌بان‌ها برای تحقیر بود. در بازجویی فقط شکنجه‌ی سپید بود. اخبار دروغ، بازداشت نزدیکان و فشار روحی تا آن‌جا که می‌شد.

می‌گوید الان هم زندانی‌ام، نه می‌توانم چیزی بگویم، نه می‌توانم مطلبی بنویسم، کسی را ببینم، یا جایی بروم. هر کاری بکنم دوباره بازداشت می‌شوم. الان هم که حکم سنگینی می دهند. می‌گوید مثل معجزه بود آزاد شدنم. نمی‌توانستم باور کنم. به شدت تحت فشار بودم برای اعتراف تلویزیونی. شانس آوردم. واقعن بریده بود و اگر کمی دیگر مانده بودم شاید…

می‌گوید و می گوید تا این‌که از چیزی می‌گوید که خشک‌ام می‌زند. می‌گوید دوبار هم تزریق مشکوک داشتم، هم قرص و هم آمپول. می‌گویم یعنی چه؟ بلافاصله می‌گوید بی‌خیال. در این مورد دیگر اصرار می‌کنم و دیگر حرفی نمی‌زند.

خاطرم هست در همان دو سه هفته‌ی اول انتخابات بود که از طریق چندین نفر یک گزارش کامل از وضعیت زندان اوین گرفتم و منتشر کردم. همه منابع‌ام تاکید داشتند که در اوین به هیچ عنوان رسیده‌گی پزشکی صورت نمی‌گیرد.  خبرهایی که می‌رسید می‌گفت که حتا کسانی بوده که سرشان شکسته شده بود و کسی برای درمان‌ نمی‌آمد و پزشکی در اختیار نبود. سهراب اعرابی هم  در زندان بر اثر عدم رسیده‌گی پزشکی شهید شد.

با این اوصاف شنیدن این تزریق مشکوک آن هم از دوستی که با توجه به سابقه‌اش حتا حاضر نیست درباره‌ش به صورت مخفی صحبت کند، برای‌ام تعجب‌آور نیست. چه‌گونه وقتی به زندانیان رسیده‌گی پزشکی نمی‌کنند و زندانی‌‌یی که نیاز به مراقبت ویژه‌ی پزشکی دارد را رها می‌کنند، آماده تزریق آمپول و دادن قرص هستند.

در شروع همین سال بود که امیرحسین حشمت ساران و امیدرضا میرصیافی به خاطر عدم رسیده‌گی پزشکی جان سپردند در زندان اوین. حالا باید باور  کرد که برای سلامت زندانی به او دارو تزریق کرده‌اند؟

امیدوارم این حقایق روزی روشن شوند، قبل از آن‌که این جنایت‌ها بیش‌تر ادامه پیدا کند.

مدیار

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...
  • کمانگیر: مخلصم مجتبی جان....
  • weblog nevis bigonah: سلام خوبي رفيق باز هم اون خاطرات تلخ ياد آور شد نشستم تمام ل...
  • Micah Arden: Sick of obtaining low amounts of useless visitors for your s...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10


  •  رحیم رشی، فعال کرد در چهل و دومین روز اعتصاب غذا است


    08/30/10

بلاگ چرخان