نقض حقوق بشر و حواس پرت ما

تعداد افرادی که در زندان‌های ایران با نام «زندانی سیاسی» زندانی هستند، کم نیست. اسامی و نام تمامی آن‌ها را به علhumanrightsت عدم وجود فضای رسانه‌یی آزاد و عدم وجود سازمان‌های غیر دولتی ناظر نمی‌توان در اختیار داشت، چه رسد به این‌که جرم و دلیل بازداشت و تاریخ بازداشت و … دیگر مسائل‌شان را بتوان فهمید.

همواره زندانیان گم‌نام فشارهای بیش‌تری تحمل می‌کنند، حکم‌های سنگین‌تری می‌گیرند، شکنجه‌های بیش‌تری متحمل می‌شوند، رفتار بدتری با آن‌ها صورت می‌گیرد، خانواده‌ی آنان بیش‌تر تحت فشار است، و در کل هر چه از بی‌قانونی است برای آنان بیش‌تر از زندانیان مشهور است. متاسفانه این یک واقعیت تلخ است که در حوزه‌ی حقوق بشر و دفاع از حقوق بشر با آن روبه‌رو هستیم و این مساله «دشواری وظیفه» را دشوارتر می‌کند.

مسائل متعددی در این زمینه دخیل هستند، علاوه بر حاکمیت خود ما نیز در این زمینه مشکلاتی داریم و به تداوم این وضع کمک می‌کنیم. یکی از مهم‌ترین مسائلی که باعث فشار به زندانیان سیاسی گم‌نام می‌شود، مساله عدم خبررسانی در مورد آنان و مساله‌ی عدم توجه افکار عمومی به وضعیت آنان است. این یک واقعیت است که به  ۶ سال حبس محمدعلی ابطحی از حکم اعدام حامد روحی‌نژاد بیش‌تر توجه شود. آن هم در حالی که هر دو اتهامات مشابهی دارند و به خاطر موضوعی مشترک (انتخابات ایران) چنین حکم‌هایی گرفته‌اند. اما شرایط حامد روحی‌نژاد از نظر شکنجه شدن و بی‌قانونی و محل نگه‌داری و بیماری ام.اس حتا از ابطحی دشوارتر است؛ اما واقعیت این است که یکی محمدعلی ابطحی است و یکی حامد روحی‌نژاد.

حالا این‌جا با قسمت خوب ماجرا سر و کار داریم، هر چه از تهران دورتر شویم و به سمت کردستان و بلوچستان و آذربایجان و… برویم وضعیت حادتر می‌شود. چرا که همه‌ی مسائل گرد انتخابات ایران نمی‌چرخد و در مورد همه‌ی زندانیانی که در این مناطق هستند، خبرهای کافی داده نمی‌شود و به قولی دیده‌بانی آن‌جا کم‌تر است. نگاهی به مشکلات‌مان شاید وضعیت ما را در این زمینه بهتر کند:

فعالین حقوق بشر

فعالین حقوق‌بشر گاهی فعالیت حقوق‌بشری را با کار در عرصه‌ی رسانه‌یی اشتباه می‌گیرند، یا برای این‌که بهتر دیده شوند و در نگاه‌ها باشند، تنها به خبرهای «روز» می‌پردازند و از دیگر مسائل و موارد غافل می‌مانند و به هیچ وجه بدان توجهی نمی‌کنند. تقریبا همه‌ی گروه‌های حقوق‌بشری وافراد فعال این مشکل را به نوعی  کم یا زیاد دارند. هیچ گروه حقوق بشری در ایران نمی‌توان یافت که از این قاعده مستثنا باشد، اما در برخی گروه‌ها این مسائل پررنگ‌تر است. نمونه‌ی کامل این مساله کمپین بین‌المللی حقوق‌بشر در ایران است که تنها در مورد موضوعات روز و مهم که مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته و همه‌ی نگاه‌ها به آن معطوف شده، بیانیه صادر می‌کند.

این  نوع گروه‌ها یا افراد با این روی‌کرد و نگاه با سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی هم هم‌کاری دارند و این سازمان‌ها بر طبق اطلاعاتی که گرفته‌اند بیانیه‌هایی در مورد وضعیت و موارد نقض حقوق‌بشر در ایران صادر می‌کنند. اگر دقت کرده باشیم، بیانیه‌ها و موضع‌گیری‌های آنان نیز تحت تاثیر چنین نگاهی قرار گرفته و کم‌تر پیش می‌آید که برای یک دانش‌جوی گم‌نام یا یک شهروند کرد ساده که موارد متعددی از نقض حقوق بشر را در مورد خویش شاهد بوده، بیانیه‌یی صادر کنند یا موضع‌گیری خاصی انجام دهند. برای مثال فکر نمی‌کنم در طول ۸ ماه زندانی بودن محمد پورعبدالله سازمان عفو بین‌الملل بیانیه‌یی در خصوص وی صادر کرده باشد، اما در مورد کسی که دو هفته زنده بوده است، در طول ۲۰ روز سه بیانیه صادر کرد؛ یکی در روز بازداشت، یکی در میان بازداشت و جالب‌تر یکی بعد از آزادی!

این عمل‌کرد باعث فشار بیش‌تر دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی بر زندانیانی می‌شود که در بین گروه‌های مدافع حقوق‌بشر جای‌گاهی ندارند. پرداخت بیش‌تر گروه‌های مدافع حقوق‌بشر به زندانیان گم‌نام و بی‌پناه‌تر وضعیت آنان را به طور حتم بهبود می‌بخشد و دستان ناقض حقوق بشر را بیش‌تر از قبل کنترل می‌کند.

روزنامه‌نگاران

علاوه بر گروه‌های مدافع حقوق بشر که در بعد خبررسانی هم فعال هستند، روزنامه‌نگاران نیز در این عرصه حضوری فعال و چشم‌گیر  و در خور توجه دارند، چه بسا روزنامه‌نگارانی که در عرصه‌ی حقوق‌بشر هستند و یک فعال در این زمینه شده‌اند و چه فعالین حقوق‌بشری که روزنامه‌نگار هستند یا شده‌اند.

در روزنامه‌نگاری هدف رساندن خبر و دادن اطلاعات به مخاطب است، این هنر یک روزنامه‌نگار است که چه‌طور موضوعی را به مخاطب‌اش عرضه کند تا احساسی خاص را در او برانگیزد یا اطلاعاتی مفید را به وی بدهد. مثال ابطحی و روحی‌نژاد را که اول گفتیم در نظر بگیرم؛ خبررسانی در مورد ابطحی کار بسیار راحتی است و احتیاجی به ریزه‌کاری و بازی با کلمه‌ها و … ندارد. خواننده خود به خود جذب این خبر می‌شود، اما خبر نوشتن از روحی‌نژاد یا یک شهروند گم‌نام بلوچ یا آذری که خواننده را ترغیب به خواندن آن کند، دیگر با هنر روزنامه‌نگار است.

ضمن این‌که در اصل قضیه اطلاع‌رسانی در زمینه‌ی حقوق‌بشر دادن اطلاعات است به گروه‌ها و نهادها و مراجع مربوطه برای پی‌گیری موضوع. اشخاص و سازمان‌های زیادی هستند که پی‌گیر اشخاصی چون ابطحی هستند، اما این امکان برای کسی چون روحی‌نژاد فراهم نیست. پیگیری خبر و کار کردن مستمر در این زمینه‌ها می‌تواند به زندانی کمک کند.

افکار عمومی

با توجه به رفتار جمهوری اسلامی و تغییر نگاه مردم ایران به سیاست و وقایع جامعه و عمل‌کرد دستگاه قضایی، خوشبختانه مساله‌ی حقوق‌بشر جای‌گاه ویژخ‌یی در زنده‌گی مردم ایران پیدا کرده و اهمیت دو چندانی نزد آنان یافته است. اکنون حتا بسیاری از کسانی که موضوعات زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر را پی‌گیری نمی‌کردند، به این مسائل توجه دارند. بسیاری از گروه‌ها و احزاب نیز این‌چنین شده‌اند. نمونه‌ی بارز آن اصلاح‌طلبان هستند که کم‌ترین توجه ممکن را در گذشته به این  مسائل داشتند، اما چون بعد از انتخابات با موضوع درگیر شدند و در حال حاضر بسیاری را در زندان دارند، به این مهم توجه نشان می‌دهند، هر چند که هنوز تنها سنگ زندانیان خود را به سینه می‌زنند.

اما افکار عمومی همان نگاهی را دنبال می‌کند که در مورد گروه‌های حقوق‌بشری وجود داشت، پی‌گیری زندانیان سیاسی مشهور و اهمیت ندادن، توجه نکردن و یا بی‌تفاوت گذر کردن از زندانیان گم‌نام. همین نگاه است که به دید و بازدید فلان زندانی مشهور بعد از آزادی به وضعیت وخیم یک زندانی گم‌نام اهمیتی نمی‌دهد و آن را پی‌گیری نمی‌کند.

نگاه ملی به حقوق بشر

حقوق بشر در یک خطه‌ی خاص از ایران نقض نمی‌شود، نقض حقوق بشر در مورد همه‌ی ایرانیان  اتفاق می‌افتد، خیلی صریح باید اعتراف کرد که اصلاح‌طلب‌ها از اصلاح‌طلب‌های زندانی فقط دفاع می‌کنند، کردها تنها مشغول دفاع از زندانیان سیاسی خود هستند، دانشجویان تحکیمی از دانشجویان تحکیمی دفاع می‌کنند و برای مثال از حق تحصیل بهاییان دفاعی نمی‌کنند، ترک‌ها تنها زندانیان سیاسی آذربایجان را می‌بینند، بهاییان تنها به زندانیان خود نگاه می‌کنند و… الی آخر

حقوق‌بشر برای آحاد بشر است و برای تک تک ما ایرانیان، این‌که تنها سنگ زندانی خود به سینه زده شود، با روح این اعلامیه هماهنگ نیست و هم‌خوانی ندارد. این درست است که حقوق بشر در مناطقی چون کردستان و آذربایجان بیش‌تر نقض می‌شود و یا این‌که بهاییان و فرقه‌های مذهبی مورد ظلم بیش‌تری قرار می‌گیرند و تنهاتر هستند؛ اما مساله این‌جا است که همه‌ی گروه‌ها از هم به دلائلی دور افتاده‌اند و جدا شده‌اند. دلیل اول و مهم این جدایی هم به حاکمیت بازمی‌گردد، حاکمیت کاری کرده که نگاه به مرکز از سوی کردها و ترک‌ها و لرها و… نگاهی غیرواقعی باشد، گناه حکومت مرکزی به پای مرکز نوشته شده است. این‌چنین است موارد دیگر.

حقوق‌بشر را باید در سطح ملی دنبال کنیم نه منطقه‌یی و گروهی و حزبی، به راستی چند گروه مثل کمیته گزارشگران حقوق بشر یا مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران داریم که حقوق‌بشر را در سطح ملی دنبال کنند و البته در همه‌ی موارد؟ آیا از این نظر دچار فقر زیادی نیستیم؟

احزاب و گروه‌ها

در خلال صحبت‌های بالا بدان اشار شد، اما برای تاکید باید نوشت که وقت آن است که احزابی چون جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نهضت آزادی و … گروه‌های از این دست که همه سابقه‌ی زیادی دارند و هم دستی در قدرت داشته‌اند، بیش‌تر و فراتر از مسائل درونی خود به این مقوله نگاه کنند. وقت آن است که خطوط قرمزی را که در این عرصه برای خود ترسیم کرده‌اند بشکنند و روی‌کرد دیگری داشته باشند.

جمهوری اسامی در طول همین ۹ ماهی که از سال گذشته بیش‌تر از ۱۰ هزار نفر را بازداشت، زندانی، شکنجه و محاکمه کرده است، ده‌ها نفر را کشته است و ده‌ها نفر را اعدام کرده است. به جز همدلی و همراهی همه‌ی گروه‌ها و افراد در برابر این موج سرکوب و خفقان نمی‌توان ایستاد.

موارد دیگر

مسائل زیاد دیگری در زمینه‌ی حقوق‌‌بشر و دفاع از زندانیان وجود دارد، مرزبندی‌های کاذب، بی‌اخلاقی‌ها، داشتن خطوط قرمز، عدم هم‌کاری مثبت برخی گروه‌ها با یک‌دیگر، جاه‌طلبی‌ها برای کسب منافع، کنار زدن دیگر گروه‌ها که متاسفانه به چشم رقیب به آن‌ها نگاه می‌شود، به دنبال کسب منافع اقتصادی و گرفتن بودجه بودن و هزاران مساله‌ی ریز و درشت دیگر که جز با زدودن این مسائل نمی‌توان به مقصود رسید.

سیستمی که با نقض مستمر و مهندسی شده‌ی حقوق‌بشر به حاکمیت خود ادامه می‌دهد از این اتفاقات نهایت استفاده را می‌برد. در حالی که این سیستم و این حاکمیت باید بیش‌ترین هزینه‌ی ممکن را برای این نقض گسترده‌ی حقوق‌بشر تحمل کند و به روی چشم خود ببیند.

برای مثال می‌گویم؛ مصاحبه‌یی گرفته بودم با خانواده‌ی یک زندانی و منتشر کرده بودم. وضعیت زندانی بسیار حاد بود و نیاز به خبررسانی در مورد او بود. برای همه مطلب را فرستادم، یکی از سایت‌های اصلاح‌طلب مصاحبه را بدون ذکر منبع زده بود، به مدیر سایت اعتراض کردم که اخلاق رسانه‌یی را رعایت کنید و نام منبع را ذکر کنید، از آن‌جایی که هیچ علاقه‌یی به ذکر منبع به دلائلی که اصلاح‌طلبان دارند نبود، مدیر محترم در یک اقدام عجیب خبر و مصاحبه را پاک کرد، به جای او من از کار خودم مثل «چی» پشیمان شدم و دیگر توبه‌ام شد چنین چیزی را از کسی نخواهم، برای من مهم خبر زندانی بود، نه منبعی که من و هم‌کاران‌ام هستیم.

با این‌ حال متاسفانه این نگاه وجود دارد و برخی خط و خطوی دارند که در این حوزه‌ بودنش صحیح نیست و تنها ضرر می‌رساند. به قول شاعر چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید. دشمن در روبه‌روی ما ایستاده است و نه در کنار ما. وقتی بتوانیم یک‌دیگر را دوست داشته باشیم، شاید برسد روزی که بتوانیم دشمن‌مان را هم دوست داشته باشیم و او را حتا با دوست داشتن از کار خود پشیمان کنیم و به راه بیاوریم. نقض حقوق بشر در ایران یک امر دائمی است، اما حواس ما معطوف جایی دیگر است.

  • مصاحبه‌ی تلخ پدر سینا شکوهی را هر کسی دید، اشک از چشمان‌اش جاری شد. دانش‌جویی که ۱۰ روز است بازداشت شده و در زندان اوین به سر می‌برد. وی در آن روز همراه چند تن دیگر از دوستان‌اش هم‌چون سورنا هاشمی، البرز زاهدی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه و… بازداشت و راهی ناکجاآباد زندان اوین شد.

مدیار

4 Comments For This Post

  1. uli vs - Munich Says:

    My dear Madyar, obviously you write in a very elaborate language, google is not able to translate; it’s hard to guess, what you’re saying; I understood, that you regret that it is not possible to cover ALL human rights violations, that all groups should work together… and that anonymous prisoners not covered by the public are in greater danger of being tortured — that publicity is needed – did I get this right??

    is there a certain suggestion for me to what to do?
    uli

  2. نقض حقوق انسانی اتنیکهای فارس و واژه ای به نام ملت ایران(ملی) Says:

    مجتبی عزیز
    آنچه تحت عنوان “نگاه ملی به حقوق بشر”میگویید و از نبود آن دل آزرده هستید با خطایی روبروست و این مفهوم عملا وجود دارد.

    اتفاقا دفاع آذربایجانیها و کردها از حقوق ملت آذربایجان و کردستان نمونه بارز این دید ملی است و نشان از آن دارد که مفهومی به نام ملت ایران عملا برای آنها مفهوم نیست.

    آذربایجانی در ۲۹ بهمن ۵۶ آن تظاهرات عظیم را در تبریز و در حمایت از تهران و قم به راه انداخت و سیستم شاه را متزلزل کرد اما اکنون او در مقابل وقایع تهران و اصفهان و شیراز سکوت کرده و تنها نظاره گر است و تنها در مورد آنچه که مربوط به منافع ملی خود(ملت آذربایجان)است دست به تحظاهرات خیابانی می زند.

    دراین موضوع نه فقط حکومت ایران بلکه گروههای اپوزیسیون فارس هم موثرند و در کل باید گفت که نوع رفتارهای الیت فارس در ایران باعث شده است که فرآیند ملت شوندگی در ایران تسریع شود.

  3. مجتبی سمیع‌نژاد Says:

    اتفاقا بر عکس شما فکر می‌کنم. به جز تهران در بیشتر اوقات در این ۵ ماه شهرستان‌ها نظاره‌گر بودند و این ربطی به آن چیزی که شما فکر می‌کنید ندارد. در ضمن در ۱۳ آبان هم مردم آذربایجان مثل دیگر شهرها به خیابان آمدند و یک دل شدند. همه‌ی قوم‌ها در ایران در اقلیت هستند، اقلیت فارس،‌اقلیت کرد، اقلیت ترک و…
    آن چه که مهم است ملت ایران است، آذربایجان هم جزوی از ملت ایران است.
    از این بیانیه‌ها هم در روزهای اخیر زیاد منتشر شده. بد نیست نگاهی به آن‌ها بکنید
    http://www.achiq.com/herekat3/16%20azer.htm

  4. arash Says:

    دردنامه یک ایرانی از ژاپن:
    آه بر زبانم، اشک بر چشمانم و غم بر دلم گسترده شده است . خبر به دار آویختن احسان فتاحیان جوان و دیگر آزادیخواهان ایرانی را خواندم و تاب نشان ندادن واکنش در برابر این رخداد غم انگیز و غیر انسانی از دستم رفت .
    نمی دانم احساس آموخته با اندوه و دردناک دلم برای به دار آویختن احسان که مانند بسیاری دیگر از ایرانیان آزدیخواه طعمه ضحاکان خونخوار شد را چگونه با قلم ناقص خود واژه نگاری کنم.
    من رویایی در دل دارم، آرزویی در سر و نور امیدی در چشم دارم. رویای من این است که روزی واژه های زشتی همچون اعدام، شکنجه و یا زندان آنهم به دلیل دگر اندیشی، از فرهنگنامه ما ایرانیان بیرون انداخته شود و بجای آن واژه های زیبای زندگانی، مهر و بخشش در فرهنگنامه ما پررنگتر و بزرگتر نوشته گردد.
    اما چه شد که ما ایرانیان که روزی به جوانمردی در جهان مشهور بودیم به چنین روزی افتادیم . چه شد که برای ما ایرانیان ارزش جان اینقدر کم شد و به ساده گی از کنار خبرهای روزمره مربوط به اعدام، شکنجه و آزار می گذریم .
    کجا رفت یادگار کورش پدر ما ایرانیان که به ما مهر و بخشش را یاد داد، کجا رفت آیین زرتشت که به ما پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را یاد داد . کجا رفت آن سروده سعدی که می گفت میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است . کجا رفت آن ترانه حافظ که به ما مروت با دوستان و مدارا با دشمنان را یاد داد .ای آه و افسوس .
    قلب احسان این جوان ایرانی از تبش افتاد، اما خون او هنوز در رگ های ما ایرانیان می چرخد و راه او برای رسیدن به آزادی و یک زندگی انسان منشانه بدون بندگی و برده گی ادامه خواهد داشت .
    به امید اینکه واکنش شدید در برابر گرفتن جان آدم ها، شکنجه و آزار مردم برای ما ایرانیان تبدیل به یک ارزش اخلاقی تغییر ناپذیر شده و دیگر چنین رویدادهای غیر انسانی و ددمنشانه در ایران و یا هر کشور دیگری رخ ندهد .
    احسان ما را ببخش که نتوانستیم تو را از دست ضحاکان زمان آزاد کنیم . روحت شاد و رستگار باشی. سپاسگزارم

4 Trackbacks For This Post

  1. Tweets that mention نقض حقوق بشر و حواس پرت ما | مجتبی سمیع‌نژاد -- Topsy.com Says:

    [...] This post was mentioned on Twitter by madyar, ew. ew said: RT @madyar: نقض حقوق بشر و حواس پرت ما http://bit.ly/8a5JVy MADYAR #iranelection [...]

  2. Tweets that mention نقض حقوق بشر و حواس پرت ما | مجتبی سمیع‌نژاد -- Topsy.com Says:

    [...] This post was mentioned on Twitter by ew, Persian Banoo. Persian Banoo said: Human rights for all written by @madyar (FA) http://bit.ly/8oRhnZ #iranelection [...]

  3. تاریخ تکرار می‌شود | شیدا جهان‌بین Says:

    [...] نقض حقوق بشر و حواس پرت ما از مدیار [...]

  4. روز جهانی حقوق بشر و نقض گسترده‌ی آن در ایران | شیدا جهان‌بین Says:

    [...] نقض حقوق‌بشر و حواس پرت ما از مدیار [...]

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...
  • کمانگیر: مخلصم مجتبی جان....
  • weblog nevis bigonah: سلام خوبي رفيق باز هم اون خاطرات تلخ ياد آور شد نشستم تمام ل...
  • Micah Arden: Sick of obtaining low amounts of useless visitors for your s...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10


  •  رحیم رشی، فعال کرد در چهل و دومین روز اعتصاب غذا است


    08/30/10

بلاگ چرخان