Categorized | ادبیات

چون عید نو

باز آمدم چون عید نو تا قفل و زندان بشکنم
وین چرخ مردم‌خوار را چنگال دندان بشکنم
هفت اختر بی آب را کاین ماکیان را می‌خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم
گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او
گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دست‌ام کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصل‌اش برکنم
گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
خوان کرم گسترده‌یی مهمان خویشم برده‌یی
گوش‌ام چرا مالی اگر من گوشه‌یی نان بشکنم
ای که میان جان ما تلقین شعرم می‌کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • weblog nevis bigonah: عزيز تو تو همه چيز رکورد داري :-) (البته شوخي کردم) رکور...
  • weblog nevis bigonah: سلام دوست عزيز واقعا سخت تو کشوري که چيزي ازش نمي دوني ونه ح...
  • هرمز ممیزی: salam madiar jan modaty ast mikhaham barayat paiam bogzaram...
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه


  • مصاحبه مهدی کروبی بعد از حمله نیروهای بسیجی


    09/03/10

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10

بلاگ چرخان