خبرگزاری فارس و رسانههای زنجیرهیی امروز به چاپ و انتشار خبر دیروز خود دربارهی مجید توکلی ادامه دادند و عکسهایی را از وی با لباس زنانه منتش کردند. امروز صبح عکسها را که دیدم تنها چیزی را که باور نمیکردم گفتهها خبرگزاری فارس و دیگر رسانههای زنجیرهی کودتا بود. ابتدا فکر میکردم که عکسها جعلی است و کار فتوشاپ است، کاری که در رسانههای زنجیرهیی هوادار کودتا بسیار باب است. اینچنین خبرهایی به طور معمول در تمامی این رسانهها با هم کار میشود.
ایرنا و فارس و رجانیوز و غیره صبح با هم منتشر میکنند و کیهان هم شب پوشش میدهد، بعد هم به رسانههای مخالف که دو تا هم بیشتر نیستند میگویند زنجیرهیی!
قصه این بود که لباس تن مجید بود، اما همانطور که میدانیم یک جای کار میلنگید و باید آنجا پیدا میشد. خوشبختانه پیگیریها نتیجه داد و شد این خبر که لباس زنانه مجید را در زندان تنش کردهاند آن هم به زور و با ضرب و جرح.
در عکسهای گرفته شده در این خبرگزاریهای هوادار کودتا هم دقت کنید میبینید که مقنعه را تا بالای ابروهای او پایین کشیدهاند که آثار این ضرب و جرح مشخص نباشد، اما از آنجا که دروغگو علاوه بر کم حافظهگی، بیحواس هم هست، ندیده جای زخمها را که بیرون مانده است. تنها دلام میسوزد به حال آن خبرنگار فارس یا بازجویی که مجبور شده لباساش را بدهد تا تن مجید کنند، البته آنجا احتمالن از این صحبتها با هم ندارند، وقتی تجاوز چند نفره به زندانی از نظر شرعی محل اشکال نیست، احتمالا این مورد بلامانع است.
اما نکتهی جالب اینجا است که حنای حکومت دیگر رنگی ندارد، واقعیت این شده که در حال حاضر فضایی پیش آمده که هر حرفی از جانب کودتاچیان و رسانههای آنان دروغ فرض میشود، حتا اگر این حرف درست باشد (البته این مورد بسیار ندارد که حرفی از آنان راست باشد). قصه قصهی چوپان دروغگو است، آنقدر دروغ گفتهاند که دیگر اگر بگویند گرگ هم آمده است کسی باور نمیکند.
این مساله حتا در بین هواداران خود کودتا و احمدینژاد و خوانندهگان این رسانهها هم صدق میکند. آن بسیجی که به همراه چهل پنجاه نفر باتوم به دست دیگر که پول میگیرد تا دانشجویان را بزند، شب وقتی کیهان میخواند و میبیند هزاران دانشجو را نوشتهاند ۱۰۰ نفر، باید مغزش معیوب باشد که قوه و قدرت تشخیص نداشته باشد. آن هوادار دولتی که سیل جمعیت و خشونت نیروهای دولتی را میبیند اما در صدا و سیما عکس قضیه را میشنود، خود به خود به چیزی شک میکند. هر کسی وقتی خبری میخواند که هواداران موسوی گاز اشکآور شلیک کردند بدون شک یاد اولین چیزی که میافتد عقل نگارنده است. هر چهقدر هم در مورد هواداران کودتاچیان بدبین باشیم و آنان را متحجر بدانیم (آن قشری که باتوم دست میگیرد و خشونت میآفریند) باید قبول کنیم که امکان تغییری در آنها نیز وجود دارد، نمیتوانند این مسائل را ببینند و لحظهیی با خود درنگ نکنند. حال آنان که از سر ناآگاهی یا هر چیز دیگری طرف حکومت را گرفتهاند از اینان چند مرحله جلوتر هستند.
این مساله از نکات مثبت حضور در خیابان است، اینکه این حضور ماهی یکبار شده زیاد جالب نیست. این روزها برعکس شدهایم، حالا شاید پیش خودمان فکر میکنیم چهقدر بد که مناسبتهای راهپیمایی حکومتی اینقدر کم است، روزهایی که هرگز به آنها فکر نمیکردیم و برایمان مهم نبودند. حضور در خیابان این مهم را برای حرکت آزادیخواهانهی مردم ایران به همراه دارد که دروغهای حکومت و رسانههای زنجیرهییاش را بیش از گذشته در معرض رسوا شدن قرار میدهد.
داستان پوشاندن لباس زنانه به تن مجید توکلی در زندان توسط بازجویان و همکاری خبرنگاران فارس در این زمینه از نمونهی همین مسائل است که دروغگویان را رسوا میکند. دو مساله در اینجا حائز اهمیت است:
مساله اول اینکه در زندان بر تن مجید توکلی لباسی پوشاندهاند که به خاطر پوشاندن این لباس به تن زنان و دختران سی سال است در ایران چماق به دست گرفتهاند. لباسی که بسیاری از زنان ایرانی از آن استفاده میکنند، آنها که اینچنین به قصد تحقیر یک دانشجو در زندان این لباس را پوشاندهاند قبل از هر چیزی این لباس را تحقیر کردهاند و زنانی که این لباس را میپوشند. و اینکه باز هم چون همیشه از زن استفادهی ابزاری کردهاند. گویا در فرهنگ حاکمان این دیار زن تنها هنگامی دارای جایگاه است که بتوان از آن نوعی بهرهبرداری کرد.
مسالهی دوم این است که میزان آزادی بیان و انتقاد و مخالفت با حاکمیت در ایران در چه جایگاهی قرار دارد. حتا اگر دروغ خبرگزاری فارس و رسانههای زنجیرهیی کودتا را قبول کنیم، این نکته جلب توجه میکند که آنها خود ناخواسته اعتراف میکنند که مخالفانشان مجبور هستند به هر شیوهیی به خاطر بازداشت نشدن و زندانی نشدن از چنگ آنان بگریزند. در واقع آنها خود با زبان بیزبانی میگوید که در این کشور هیچ آزادی وجود ندارد و هر کسی که حرف مخالفی زد باید یک فراری باشد. این مساله هنگامی قابل تامل تر است که میدانیم مجید توکلی قبل از بازداشت در دانشگاهها سخنانی را علیه دولت کودتایی بیان کرده بود.
نبود آزادی بیان و تحقیر و استفادهی ابزاری از زن دو شاخصهی اصلی جمهوری اسلامی در طول سی سال گذشته است که همواره آنها را اجرا کرده است. آنان که چنین پروژهی زشتی را اجرا کردند شاید دیگر باید به این نتیجه رسیده باشند که لباس زنانه به تن یک زندانی کردن آن هم با زور و خشونت در زندان، مسالهیی نیست که بتوان آن را به راحتی به خورد مردم داد.
مدیار



آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۸ ب.ظ
ما نباید با منطق و نگاه پلید جمهوری اسلامی ها با موضوع زن برخورد بکنیم. با مقنعه ظاهر شدن مجید یکی از بهترین اتفاقاتی است که در جنبش سبز افتاد. باید از این اتفاق با زبان زیبای جود جنبش جوابی کوبنده به رژیم داد. ما مردها در تظاهرات آینده با روسری ظاهر بشویم.
آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۵ ب.ظ
کاملا با علی موافقم. اتفاقا حتی باید نظیر پیشنهادی که خانم علینژاد داد، همه مردان هم باید با روسری ظاهر شوند که از مجید عزیز و حتی همه زنانی که ۳۰ سال با توسری سرشان روسری نکبت و خرافه را گذاشتند، حمایت کرد
آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۳ ق.ظ
توی خبرگزاری فارت نیوز نوشته که مجید به خاطر چهار ترم معدل زیر ۱۰ از دانشگاه اخراج شده .
یکی نیست به اینا بگه آخه احمقها دروغ هم که میگین لااقل یه ذره حرفه رو تو دهنتون چپ و راست کنید گندش در نیاد به قول ترکها “حرف باید منطخ داشته باشد” .
همه می دونن که دو ترم اول دانشگاه دروسی که ادامه دروس دبیرستان است و کسی که با بلد بودن این دروس تو کنکور بتونه از دانشگاه امیر کبیر پذیرفته بشه و سهمیه ای هم نباشه(که نیست) چطور تو ادامه همون درسها(ریاضی ، فیزیک ، زبان، فارسی و…)نمیتونه یه ۱۰ ناقابل بگیره.
آذر ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۳ ق.ظ
من با ساسان موافقم – باید از زنان کشورمون به هر طریقی حمایت کنیم.