سرنوشت، کشتی حکمرانی جمهوری اسلامی را به جایی رسانده که اکنون برای اثبات و تثبیت دوبارهی جایگاه خویش پشت«پاره عکسی» پنهان شود و برای یک تکه کاغذ آه و فعان سرمیدهد. جمهوری اسلامی که ۳۰ سال شرق و غرب را به جنایت و خیانت و رذالت کرده و نکرده و داشته و نداشته متهم میکرد و نشسته بر ایوان بیرقیبی خویش رجزگویان دشمن و منتقد و مخالف را سرکوب و حذف میکرد، شش ماهی میشد که به جای رجز خواندن، تنها خشونت میکرد و به جای «کلیشههای» سی ساله باتومهایاش را در دست نیروهای نظامی و شبه نظامیاش آبدیدهتر…
ماجرای برباد دادن سی سال داشته و نداشتهی جمهوری اسلامی از شبهای مناظرههای قبل از انتخابات آغاز شد و احمدینژاد برای «بودن» سی سال کارنامهی پرافتخار! جمهوری اسلامی را به خاطر حذف و تخریب رقبا برباد داد. شاید آن روز در تصور نمیگنجید که برای بودن دوبارهی «احمدینژاد» که فصلی بود برای زیادهخواهیها و تاخت و تاز سپاه پاسداران؛ حاکمیت حاضر است تا چه اندازه «هزینه» بدهد و تا چه اندازه گذشتهی خود را زیر سوال ببرد. روزهای قبل و بعد انتخابات هاشمی رفسنجانی و خاتمی و موسوی و کروبی آماج حملهها و تهمتهایی قرار گرفتند که حمله به سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی بود.
هزینه کودتای انتخاباتی تنها در شش ماه بعد از انتخابات خلاصه نشد، این کودتا در نگاهی دیگر کودتایی بود علیه خود جمهوری اسلامی و گذشتهی سی سالهاش. کودتاچیان آن کردند که از گذشته هیچ نماند، از دزدی و فساد اقتصادی دولتهای گذشته تا بر ضد اسلام فعالیت داشتن و همکاری با بیگانه و حتا اسرائیل؛ موسوی که از «خط امام» جدا شده بود، کروبی که در بنیاد شهید زندانیان را شکنجه میکرد، هاشمی رفسنجانی که فساد مالی در کارنامهی همهی اطرافیان و خانوادهاش بود و خاتمی که تنها اتهامی که نداشته مبارزهی مسلحانه علیه جمهوری اسلامی است…
در شش ماه گذشته ادبیات پرخاشگری و تهاجم حاکمان و دولتیان تبدیل شده بود به ادبیات دفاع و تکذیب. کشت و تکذیب کرد، سرکوب کرد و دفاع کرد، هیاتهای تحقیق تشکیل داد و معتمداناش را به بازداشتگاهها و زندانها به دیدار معتمداناش فرستاد، حتا بازداشتگاهاش را نیز مجبور شد به تعطیلی بکشاند. از کلیشههای جمهوری اسلامی در این چند ماه خبری نبود، از بیعت بار رهبری و سوگواری برای توهین به رهبری. خاطرمان هست شیون و فغان روزهای بعد از ۱۸ تیر ۷۸ را که به خاطر «توهین به رهبری» سر داده میشد و «نیروهای مومن انقلابی» چهگونه بعد از نماز جمعهها کفنپوش میشدند. اما نشد در طول اینماهها که شعار علیه رهبری از هر کوی و برزنی شنیده میشود کسی نالهیی سر دهد و طلاب حوزهی علمیه فریاد وااسلاما سردهند.
آنچه از همهی این سی سال حکومت برای جمهوری اسلامی مانده تا با آن خود را جمع و جور کند و حکایتی برای مظلومیت خویش ساز کند، تکه کاغذی است که روی آن عکس «امام»شان نقش بسته است. چند روز است چنان بر سر میکوبند از این کاغذی که از وسط به دو نیم شده که نمایندهی ملعون رهبری در آذربایجان غربی مردم را ملعون خطاب کرده و خواستار اعدام و کشتار آنان میشود. این یک تکه عکس پاره همهی آن چیزی است که از حکومت عدل اسلامی و اسلام ولایی سی ساله به جا مانده است.
اگر از پاره شدن عکس آیتالله خمینی فغان نکنند، چیزی برای بر سر کوفتن ندارند. برای ندا آقاسلطان و سهراب اعرابی و دگیر جوانانی که کشتند، نمیتوانند. مروه الشربینی هم ایرانی نبود و مردم معترض را کاری با آن نیست. این است که یک عکس پاره میشود همهی حیثیت و آبروی یک حکومت، این است که کاغذ پاره صورت احمد خاتمی را دوباره سرخ میکند و زباناش را دراز، این است که کیهان را دریدهتر میکند و خبرگزاری فارس را دروغگوتر.
مرتبط:
- سرمقاله امروز کیهان با عنوان و «آغاز و انجام انحراف» که در آن آغاز انحراف را از زمان نخست وزیری موسوی میداند که تا به امروز ادامه یافته و تمام گذشتهی سی ساله را زیر سوال میبرد
مدیار



آذر ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۵ ب.ظ
سلام … وقتی بت پرستی ساخ و دم داشته بشد ….
آذر ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۴ ق.ظ
اینها فقط بهانه بد نام کردن چند تا رهبر اصلاح طلبه و بعد به زودی می شنویم که سر همه رو زیر آب کردند…من شک ندارم ..اول می خواهند به طرق مختلف اتهام بزنند و بعد که در میان عوام چند اصلاح طلب بد نام شدند تیر خلاص رو میزنند..این رویه جمهوری اسلامی بوده و هست.
آذر ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۵:۴۷ ق.ظ
سلام بر شما
مرگ بر لاجوردی پاسخ جنبش سبز ماست به فتنه نو خامنه ای, سبز ها با شعار مرگ بر لاجوردی در و دیوار شهر را سبز کنید.