سرانجام و پس از شش ماه دستگاه قضایی بعد از آنکه توانست صدها متهم را بازداشت و زندانی و بازجویی و محاکمه کند و برای بسیاری از آنان حکمهای سنگین و طولانی صادر کند، بعد از آنکه کمیتهی پیگیری حوادث بعد از انتخابات که از طرف مجلس ایجاد شده بود، در تنها عمل خود همهی مواردی را که نیروهای انتظامی و قضایی و دولت نسبت به آن متهم بودند «کذب محض» دانست، بعد از آنکه کمیتههای مختلفی که از سوی رئیس قوهی قضاییه برای بررسی مسالهی تجاوز به زندانیها، شکنجه در زندان، بازداشت مردم تشکیل شده بود کلیهی موارد مطروحه را «کذب» خوانده و صحت آنها را تایید نکرد، بعد از آنکه کلیه عوامل دولتی و حکومتی زمین و زمان را متهم کردند و میلیونها تن از مردم را اغتشاشگر نامیدند، بعد از آنکه دهها کشته شده را روی دست خانوادهها گذاشتند و در مواردی همچون مرگ ندا آقاسلطان، جرم خود را متوجه شخص دیگری کردند، سازمان قضایی نیروهای مسلح طی بیانیهیی اعلام کرد که سه نفر در زندان کهریزک کشته شدهاند و ۱۲ نفر هم متهم هستند.
این مهم است که بالاخره دستگاه قضایی زیر فشار افکار عمومی مجبور به افشای سه مورد از جنایاتی شده که ماموران دولت کودتا نسبت به آن اقدام کردهاند و تا اینجای کار دستکم کشته شدن این سه نفر در کهریزک تایید شده است، اما اینکه این پرونده نیز مانند هزاران پروندهی مشابه مشمول مرور زمان شود و متهمان با بهانههای واهی و حمایت حکومتی آزاد شوند و هیچ خبررسانی در این زمینه صورت نگیرد، امری دور از ذهن و بعید نیست. ضمن اینکه باید این مورد را نیز در نظر داشت که افشای این مورد، بدون ارتباط با قتل محسن روحالامینی نبوده که پدرش از فرماندهان سپاه و صاحب منصبان بوده است، بدون شک مجبور شدن قوهی قضاییه به این کار بیش از آنکه از سر دغدغهی عدالت و حقوق شهروندان باشد، از سر اجبار بوده است، که درصد بیشتری از این اجبار به خاطر حضور روحالامینی پدر بوده است.
نکتهی مهمی در بیانیهی بازداشتگاه کهریزک عنوان شده است؛ اینکه «بازداشتگاه کهریزک از شرایط نامناسبی به لحاظ زیستی، بهداشتی و تغذیه برخوردار بوده» است. بدون شک این شرایط نامناسب زیستی و، بهداشتی و تغذیه یک شبه و از فردای انتخابات به وجود نیامده است. بازداشتگاه کهریزک ۸ سال است که ساخته شده و در طول این سالها زندانیان آزاد شده از آنجا خاطرههای بسیار بدی را بازگو میکنند که دو مورد از این زندانیان را از نزدیک دیدهام و به مسائل وحشتناکی که در آنجا برایشان اتفاق میافتاده گوش دادهام. گزارش های متعددی در این زمینه از زندانیان آزاد شده از آنجا و مسئولان و حتا نمایندهگان مجلس ارائه شده است. برخی از نمایندهگان بارها به صراحت گفتهاند که در سالهای گذشته خواستار تعطیلی این محل به خاطر وضعیت بد آن بودهاند، مسالهیی که مرتضوی دادستان سابق تهران هم به خاطر آن در مظان اتهام بوده هست و با طفره رفتن از پاسخگویی صریح و درست این شائبه را بیشتر جا انداخته که یکی از دهها جرم او استفاده از این بازداشتگاه بوده است.
کهریزک شاهد ۸ سال نقض حقوق بشر و نقض حقوق زندانیان و متهمان بوده است، ۸ سال متهمان در این بازداشتگاه با سنگینترین شکنجهها از جمله ضرب و جرح هر روزه روبهرو بودهاند، ۸ سال در این بازداشتگاه زندانیانی برای تنبیه زیر آفتاب داغ در کانکسهای انفرادی نگهداری شده و از دادن آب به آن دریغ شده است، ۸ سال در این زندان وضعیت بهداشتی در ضعیفترین شکل ممکن بوده است، ۸ سال در این زندان تغذیه زندانیان به بدترین شکل ممکن بوده و محیط استاندارد برای زندانی بودن که نه برای زندهگی کردن وجود نداشته است. چهگونه است که بعد از ۸ سال تنها ۱۲ نفر متهم پیدا میشود که به احتمال زیاد نیمی از آنان هم تبرئه میشوند و نیمی دیگر… البته اگر سرآخر همچون پروندهی کوی دانشگاه یک سرباز را به خاطر دزدیدن تیغ ریشتراشی محکوم نکنند، جای امیدی باقی میماند.
در این اعلامیه آمده است متهمان«بدون رسیدهگیهای لازم پزشکی در کنار برخی افراد سابقه دار و شرور نگهداری میشدند و به دلیل ظرفیت محدود بازداشتگاه، تعداد زیادی از دستگیر شدهگان در فضای محدود و وضعیتی سخت، ایام بازدشت خود را سپری کردهاند.» در ابتدای اعلامیه هم آمده است که در مجموع در طی دو تاریخ ۱۶۸ نفر به این بازداشتگاه منتقل شده، که تنها ۱۴۵ نفر از اینان در تاریخ ۱۹ تیر ماه به این بازداشتگاه منتقل شدهاند. از سوی دیگر سخنان علیرضا جمشیدی را در تاریخ ۲۰ مرداد ماه به خاطر داریم که از بازداشت ۴۰۰۰ هزار نفر بعد از کودتای ۲۲ خرداد سخن گفته است. وی در این تاریخ اعلام میکند که ۳۷۰۰ نفر از این متهمان در مدت کوتاهی آزاد شدهاند، اما در تاریخ ۱۰، ۱۷ و ۲۶ مرداد ماه سه دادگاه برگزار میشود که نزدیک به ۱۵۰ متهم بعد از انتخابات در آن حضور دارند! با این تفاصیل تکلیف همهی آن ۳۰۰ نفر باقی مانده روشن میشود!
در طول یک ماه اعتراضها ۴۰۰۰ هزار نفر بازداشت میشوند که تنها ۱۶۸ نفر به بازداشتگاه کهریزک اعزام میشوند و مابقی یعنی چیزی در بیش از سه هزار و ۸۰۰ نفر به زندان اوین و دو سه مکان دیگر منتقل شدهاند. سوال اینجا است که کدام بازداشتگاهها و زندانهایی وجود داشته که پذیرای این همه زندانی باشد؟ بازداشتگاه کهریزک چهقدر کوچک است که با انتقال ۱۶۸ نفر وضعیت محل زندانیان در آنجا انقدر آشفته میشود و جا کم میآید؟ اگر ۱۶۸ نفر از نظر مکانی با یک بازداشتگاه ۸ ساله چنین میکنند ۳۸۰۰ نفر بقیه با دیگر اماکن چه کردهاند و چه بر سر آنها رفته است؟
نکتهی دیگر بحث زندانیان قدیمی این بازداشتگاه است، چون شرور بودهاند باید حقوق انسانی آنها نادیده گرفته میشده است؟ آیا آنان دارای حقوق شهروندی نبودهاند؟ آیا آنان نیز مورد ضرب و شتم هر روزه قرار نمیگرفتهاند؟
پروندهی کهریزک، پروندهیی است که به اندازهی ۸ سال در آن مجرم وجود دارد، صدها نفر باید به خاطر آن محاکمه شوند. بازداشتگاهی با چنین وضعیتی محدود به چند مسئول دون پایه نمیشود، چهگونه است که بازداشتگاهی ۸ سال چنین وضعیتی داشته است و مسئولان قضایی از آن خبر نداشتهاند. آیتالله شاهروی به عنوان رئیس وقت دستگاه قضایی متهم شمارهی یک این پرونده است، مرتضوی با وجود اینکه میگوید این بازداشتگاه در حوزهی اختیارات وی نبوده است، اما میگوید که دبیر شورای امنیت ملی با او تماس گرفته و بازداشت شدهگان را وی از این زندان منتقل کرده است؟ چهگونه است که این بازداشتگاه زیر حوزهی وی نبوده، اما میتواند زندانیان را از آنجا منتقل و دستور تعطیلی آنجا را اجرا کند.
روند این پرونده نشان از آن دارد که متهمان اصلی با حمایت مراجع و نهادهای امنیتی در حال لاپوشانی هستند و عدهیی قربانی این ماجرا میشوند. همچون همیشه. این که مشخص شده سه نفر از دهها کشتهی بعد از انتخابات در این زندان درگذشتهاند نشانهی خوبی است، اما اینکه برخی قربانی آن شده و امثال مرتضوی چون همیشه به سلامت عبور کنند، نشانهی جالبی نیست.
در آخر، یادآوری این نکته ضروری است که احمدینژاد در سخنرانی خود در یکی از نمازهای جمعه قتل و شکنجه در بازداشتگاه کهریزک را هم حاصل کار بیگانهگان دانسته بود که توانسته بودند به این زندان نفوذ کنند. حال باید دید که به راستی اینطور بوده است و آیا مامورین و قضات و ضابطان قضایی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی هم از خارج از کشور خط میگیرند؟
پیشنهاد امروز
مهدی افشارنیک دوست خوبام، وبلاگ جدیدش را به نام پیهن راه انداخته است که هم معنی تیرانداز میدهد و هم معنی خارپشت و او میگوید که هر دو است. در مطلب جدیدش از ساسان آقایی دوست دیگر زندانیمان نوشته و مادر او. نوشتهاش را با نام فرو ریختن باورهای سنتی مادران بخوانید
مدیار


