در انفرادی زندان اوین، دو سه سلول آنطرفتر از من، پیرمردی ۵۷ ساله بود که ۱۲۰ روز در انفرادی بازداشت بود. داستان بازداشتاش از این قرار بود که به دعوت «هخا»، همان که یک مدتی در تلویزیونهای ماهوارهیی برنامه داشت و اولین کسی بود که در دنیا «پارکینگ هوایی برای هواپیماها ساخته بود!» و قرار بود ۵ مهر ۱۳۸۳ برای سرنگونی جمهوری اسلامی به ایران بیاید، به ایران آمده بود و در جلوی دانشگاه تهران بازداشت شده بود. بازداشتاش همراه عدهیی بود در حدود ۳۰ تا ۵۰ نفر که جلوی دانشگاه تجمع کرده بودند. بنده خدا بعد از ۲۵ سال از آلمان به ایران آمده بود، آن هم به دعوتی شخصی مانند «هخا» و چند سایت اینترنتی.
یک دعوت از یک آدم بیشناسنامه و بیهویت، یک همراهی بچهگانه از طرف چند سایت، باعث بازداشت این آدم و چندین نفر دیگر از همه جا بیخبر شد. که ماهها زجر آن را کشیدند و بابت آن هزینه دادند.
خشونت نیروهای حکومتی در هفت ماه گذشته، خشونتی وصف نشدنی و بیسابقه است. در هر جایی با تجمعات مردم به شدت برخورد میشود و اعتراض آنان سرکوب میشود. متاسفانه در بسیاری از مواقع؛ این برخی اشخاص یا گروهها هستند که «زمینهساز این خشونتها» میشوند و با اخبار دروغ، نسنجیده، احساسی، هیجانی و… مردم را به معرکهی این خشونتها میفرستند.مثال تجمع در مقابل صدا و سیما در عاشورا شب مثالی به روز و عینی برای این مساله است.
شاید ندانید که در شب عاشورا در جلوی صدا و سیما دقیقد چه اتفاقی افتاد و فقط از درگیری در آنجا چیزی شنیده باشید. ماجرا از این قرار بود که یک دفعه در توییتر، توییت و ریتوییتهایی پی در پی زده شد که «خیل خروشان مردم برای فتح صدا و سیما به سوی آن در حرکت است». به سرعت این خبر پیچید. در سایت بالاترین به سرعت لینک دادند و گفتند مردم برای کمک «بشتابید». به سرعت هم رایهای زیادی به آن لینک داده شد. نتیجه ماجرا که فکر نکنم درست در جایی گفته باشد این شد که، جمعیتی بسیار کم که به ۱۵۰ نفر هم نمیرسیدند جلوی صدا و سیما رسیدند و به شدت از طرف نیروهای بسیجی و انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و تقریبن لت و پار شدند. بسیاری از آنان بازداشت هم شدند و الان معلوم نیست چه سرنوشتی دارند.
متاسفانه سایت بالاترین علیرغم همهی خوبیهایاش ضعفهای بسیاری هم دارد که باز هم متاسفانه ربطی به مسئولان این سایت ندارد و به کاربران آن ربط دارد. به هر خبری از هر جایی و از هر شخصی رای میدهند و باعث پخش آن خبر میشوند. خبرهایی که تنها زمینهساز هزینه دادن مردم و رفتن آنها به صحنهی خشونت میشود. این موضوع را باید جدی گرفت. ساعتی پیش یک نفر در توییتر برای خودش دعوت کرد که «وعدهی بعدی ما هفتم عاشورا، از انقلاب تا آزادی» به سرعت هم در بالاترین لینکاش را گذاشت، مشغول رای آوردن هم هست. حواسمان به این اشخاص که نمی دانم بر چه اساسی اینچنین مردم را به صحنه خشونت میفرستند باشد. در این فضای هیجانی ممکن است هر اتفاقی روی دهد و هر مسالهیی پیش آید. کار برخی این است که از این فضای ملتهب و احساسی سو استفاده کنند.
- دیدن این لینک در بالاترین هم بد نیست. چنین خبری در سایت خبرنامه امیرکبیر وجود ندارد. اما به راحتی رای میآورد
- یک توضیح: آوردن اسم هخا در مطلب به خاطر مقایسه نیست، مثالی است برای روشن شدن این نکته که چهگونه یک ماجرای ساده میتواند پیامدهای سنگین در پی داشته باشد. ضمن اینکه کسانی که اینگونه با جان این مردم بازی میکنند دستکمی از هخا و امثالهم ندارند.
مدیار



دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۸ ق.ظ
پس مردم باید در خانه اشان بنشینند و منتظر باشند از کره ماه بیایند آنها را نجات دهند. این اسلام و حکومت اسلامی با خشونت آماده و تنها با خشونت خواهد رفت. آقا مبارزه است و مبارزه تشنگی، گشنگی، سرما، کتک، شکنجه و کشته شدن دارد. خیالتان راحت باشد بدون زحمت چیزی بدست نخواهد آمد.
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۹ ق.ظ
پس مردم باید در خانه اشان بنشینند و منتظر باشند از کره ماه بیایند آنها را نجات دهند. این اسلام و حکومت اسلامی با خشونت آماده و تنها با خشونت خواهد رفت. آقا مبارزه است و مبارزه تشنگی، گشنگی، سرما، کتک، شکنجه و کشته شدن دارد. خیالتان راحت باشد بدون زحمت چیزی بدست نخواهد آمد. زندگی تنها با مبارزه پیش می رود.
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۱ ق.ظ
دوست گرامی
زحمت کشیدن و هزینه دادن و مبارزه تنها خشونت و کشتن نیست. راههای بسیار زیادی وجود دارد که با راههایی که شما گفتی بسیار متفاوت است در جنبش مردمی ایران جایی ندارد.
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۱ ق.ظ
اقای سمیع نژاد با تمام تیتر زدنها و کامنت ها به قول شما فقط ۱۵۰ نفر جمع شدند، هموظن گرامی پتانسیل تویترو بالاترین و غیره فقط همین اندازه است نه بیشتر انتظاری هم نیست
خروش مردم و امدن به خیابان با علم به اینکه سرکوب میشود بصورت چند ده هزار نفر فراتر از یک کامنت خواندن میباشد.
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۹ ق.ظ
خب برادر من همان ۱۵۰ نفر به شدت مضروب شدند و برخی از آنها اکنون در بازداشت هستند. مسالهی کمی است این؟
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۳ ق.ظ
میجنگم میمیرم خندهمو پس میگیرم
با سلام
حقیقت فلسفه عاشورا چه بود؟ و بزرگداشتش چگونه باید باشد؟
توجه کاربردی به پاسخ سوال بالا شاید راهنمای معضل مفروض باشد. آنچه به یقین نیاز امروز جنبش سبز ما است, ایجاد شورائی برای اعلام همین نوع از تجمعات در سطح ملی و شهری به وسعت تهران است, این نوع از اعلامیه دادنها کار یک یا چند گروه دانشجوئی نیست. شرایط برای احزاب و سازمانها نیز مناسب نیست, باید در این زمینه فعال شد
همیشه شاد باشید
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۰ ق.ظ
من اینرا در فیسبوک به اشتراک گذاشتم …
ممنون
لیلی لیلی
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۱ ق.ظ
با حرف شما موافقم. در هر کاری تعقل شرط لازم است.
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۴ ق.ظ
این حرف که مردم دنبال هر دعوتی حرکت نکنند درسته. اما اینکه مردم همینجوری بنشنند و کاری نکنند از اون اولی هم بدتره. وقتی رهبران جنبش نمی توانند مردم را دعوت به کاری بکنند و وقتی که پیشروی جنبش تا حالا همینجوری خودجوش بوده، حالا ناگهان بیاییم استراتژی مان را عوض کنیم و از تهاجم مان دست برداریم و توی خانه بنشینیم؟ و دیگر اینکه شماها چرا بخاطر اینکه عقیده تان را تحمیل بکنید زود یک خاطره از زندانتان میارید؟ نمی دانم شما به چه دلیلی به زندان افتاده اید اما فکر می کنید آنهایی که به زندان نرفته اند و اینجوری دارند شجاعانه توی خیابانها می جنگند از شماکمتر می فهمند؟
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۷ ق.ظ
خوب چه اشکالی داره مگه امام حسین رو نمیگین با ۷۲ نفر رفت جلو لشکر ۳۰ هزار نفری بعد هم مرد. خوب اینم یه چیزی مثل اونا !!!!! اقلا برا اونایی که به اسلام اعتقاد دارن که این حرکات ناشناخته نیست.!!!!!
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۰ ق.ظ
دوست عزیز حرف شما درست است . مشکل اساسی جنبش مردمی ایران این است که سازمان رهبری کننده ای هنوز وجود ندارد – تنها راه حل همه مشکلات اتحاد گروه های مخالف چه درداخل و چه درخارج حول محور دموکراسی است یک جبهه از همه گروه ها احزاب و سازمان ها که برای هر گرد هم آیی ها و تظاهرات اطلاعیه مشخص بدهند به جز این مسلما مردم بیشتر سرکوب میشوند
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۴ ق.ظ
az koja pool migiri inharo benevisi
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۳ ق.ظ
برای آنهایی که تاریخ را کمی فراموش کرده اند نمونه جنگ دوم جهانی و کنار کشیدن ایران و مجبور شدن رضا شاه بزرگ به اعلام بیطرفی ایران یک نمونه خوب میتواند باشد. سالها پس از پایان جنگ ، پژوهشگران ارتش پس از بررسی و مقایسه با کشورهای دیگر به این نتیجه رسیدند که اگر ایران فعالانه در جنگ شرکت میکرد تلفات انسانی و مالی بسیار کمتری داشت. همانگونه که می دانید در جنگ های جهانی جنایتی بر ملت ایران رفت که تنها با دوره حمله چنگیز قبل مقایسه است. البته گناه اصلی متوجه سران خودفروخته ارتش بود که رضا شاه را در بیخبری نگاه داشته و با مرخصی دادن به سربازان همه پادگان ها را خالی کرده بودند. کتک زدن این خودفروختگان توسط رضا شاه هم دیگر دردی را چاره نمیکرد. ولی میدانید دلیل عامه پسند این آقایان چه بود: آنها میخواستند از خونریزی سربازان جلوگیری کنند. ولی بیشتر همین جوانان به سبب گرسنگی و بیماری در گذشتند( به جای آنکه شرافتمندانه و به نام سرباز در راه میهن جان ببازند).
من هم مخالف خشونت کور هستم ولی در جایی که باید جواب مشت را با مشت داد نباید خواهش کرد که شما را اذیت نکنند. من همیشه از این که گفته می شود ایران در ۳۰۰ سال گذشته به کشوری تجاوز نکرده بیزارم چون ان را نمونه زبونی و پستی کامل میدانم. ۱۴۰۰ سال است که هر کسی به این کشور تجاوز میکند و ما آنوقت دلمان خوش است که صلح طلبیم. خوشبختانه نسل کنونی (و آینده) ایران دارد تیپا در کون این پدران خیرخواه و اندرزهای بزدلانه آنها میزند.
ضمنا من سلطنت طلب نیستم و رژیم سلطنتی را از بدترین گونه های حکومت میدانم. سیستمی که به رضا شاه بزرگ و محمد رضا پهلوی که بدون تردید از میهن پرست ترین حاکمان ایران بودند اجازه نداد به خوبی از استعداد های این کشور استفاده کنند. خود آنها صد البته نیز بی تقصیر نیستند. تنها حکومتی که میتواند ایران را نجات دهد حکومتی غیر دینی مبتنی بر دو اصل میهن پرستی و دمکراسی است. تنها چنین حکومتی که هر کس را در ان بشود از راه قانون کنترل کرد می تواند مشکل ایران را چاره ساز باشد. و برای رسیدن به ااین چنین حکومتی باید مبارزه کرد. راننده پاترولی که مردم بیگناه را زیر میگیرد و میکشد را به هنگام به چنگ آوردن تا مرز کشتن زدن مبارزه است نه خشونت. حتا در آوردن چشمانش از حدقه و کشیدن روده هایش از درون شکم حقش است. با کسی که تنها حرف زور میشنود باید با زبان زور گفتگو کرد.
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۰ ق.ظ
Man matlabetoon ro kheili doost dashtam va dar abaade vasi pakhshesh kardam roo net (ba zekre manba albatte). Merci va khosh bashid
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۷ ق.ظ
از همون جایی که شما میگیری محمد جان
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۸ ق.ظ
هوشنگ جان
به هیچ عنوان با خشونت موافق نیستم و جنبش سبز ایران از این مساله بری است. و امیدواریم که همیشه این گونه بماند. خشونت دوای درد ما نیست
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۹ ق.ظ
لطف داشتی و داری بابک عزیز
دی ۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۴ ب.ظ
فکر نکنم منظور مجتبی این بود که تو خونه بشینید و هیچکار نکنید تا از کره ماه کسی بیاد. فکر کنم منظورش این بود که فوری و بدون تامل هرچی که تو فیس بوک و بالاترین و تویتر دیدید رو باور نکنید و سریع پخشش نکنید. اول بدونید که منبع کاملا موثق هست و دوم اینکه با عقل خودتون هم بسنجید. این مثال فتح صدا سیما در عصر عاشورا مثال خوبی بود چرا که خبر خیلی عقلانی هم بنظر نمی اومد. فتح صدا سیما در این مرحله که هنوز سپاه و بسیج تا دندون مسلحه و مردم دست خالی چه سودی برای مردم داره آخه؟؟؟ بر فرض هم ۵۰۰ هزار نفر مردم می رفتند ساختمون صدا سیما رو فتح میکردند، که چی؟ چند تا مسلسل می برند مردم رو رگبار می بستند. بعد اصلا از نظر عملی هم خبرش ایراد داشت. میگفت مردم میدون فردوسی جمع می شن و از اونجا به طرف صدا سیما و اوین و یک جای دیگه که یادم نیست الان میرن!! فردوسی کجا جام جم کجا!!! یک سفر نیمروزه است!! خلاصه حرفم اینکه با مجتبی موافقم، نباید عین ماشینی که قدرت تجزیه تحلیل نداره فوری هرچه به دستمون رسید رو باور یا پخش یا بهش عمل کنیم.
دی ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۱ ب.ظ
سلام به همه
دی ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۸ ب.ظ
اکثر مردم عادی دسترسی به انترنت ندارن
شما جونین نه تجربه ۱۳۵۷ رو دارین ونه ۸سال جنگ رو
مردم نیاز به راهکار دارن نه نصیحت
دی ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۴ ب.ظ
man ba tajziye&tahlil mokhalef nistam vali mardome ma bayad agahane hazineye azadiro bepardazan…chon chizi ke gozara o sathi bedast biyad be hamoon asooni az dast mire…
ba dorood be iran&iraniiiiiiiiii