آمدن نام دروغین احمدینژاد۲۴ میلیونی از صندوقهای رای توهین به شعور یک ملت بود و دفاع خامنهای از این توهین «تحقیر» یک ملت بود و کشتن و کتک زدن و زندانی کردن و شکنجه «ستم» بر یک ملت. تدوام همهی اینها با حمایت همه جانبه و ستمگرانه رهبری کافی بود تا ملتی از خواستهی اولیهی پس گرفتن رای فراتر رود و به شعار «مرگ بر خامنهای» برسد. این مسیری بود که خود در برابر ملت گذاشتند. ملتی که در روزهای تلخ خرداد با خوناش اشکهای زمین را درآورد و آسمان را چراغانی.
ترس و کابوس رسیدن مردم به بیت آقای ولایت فقیه بر آن داشت که «فتنهای» در کار کنند و مسیر اعتراضها را یا برگردانند و یا علمی در برابر آن بر دوش بگیرند. خشونت در ۱۶ آذر به سان روزهای گذشته با وجود نیروهای بسیجی و «ولایتمدار» پیشبینی شد و برای کشته احتمالی از قبل «پروندهی کشتهسازی» از طرف کیهان و فارس و صدا و سیما آماده شد. پاره عکسی از آیتالله خمینی به تصویر کشیدند و آه و فغان از زن و مردم که نه از رسانههای دولتی ـ کودتایی و پیرو خط رهبری آغازیدن گرفت. یک هفته بر سر و صورت کوبیدند و پرده دریدند که وااسفا اسلام را نابود کردند و به امام توهین کردند. حاصل آن همه پردهدری و دروغ این شد که در چند شهر هر جایی دو سه هزار نفری را جمع کردند و برای خودشان چند حکم اعدام صادر کردند و زمینه ساختند که «برخورد با سران فتنه» لازم است و چه و چه. اما حساب آیتالله خمینی برای اینکار زیاده خالی بود و کفاف هزینهیی که خامنهیی و دولت کودتاییاش پیش رو میدیدند را نمیکرد. این حساب مدتها پیش بسته شده بود و گذشته بود آن زمانی که ملتی عکس آیتاللهشان را در سیارهی ماه ببینند.
مرگ فقیه عالیقدر آیتالله منتظری خود زندهگی بود و خود مهر باطلی شد برای آن پردهدریها و برای آن مظلومیتها که برای یک پاره عکس سر داده بودند. فردای تشییع میلیونیاش نیز کوثر و ابتر گفتنشان ابتر شد و نشد آنچه میخواستند. تا رسیدیم به عاشورا.
آنچه از خشونت و جنایت پیروان «ولایتمدار» بسیجی آماده کرده بودند در روز عاشورا بر سر ملت آوردند و کشتن مردم را هم از سرگرفتند. مردم را زدند و چهار بسیجی جیرهخوار را در صدا و سیما به عنوان «رهگذر» به تصویر کشیدند که کتک خوردهاند. مردم را در برابر چشمهای مردم کشتند و بعد به همان مردم گفتند که از روی پل دو نفر پرت شدهاند. گفتند که ماشینی دو نفر را زیر کرده و کاشف به عمل آمد که ماشین نیروی انتظامی جمهوری اسلامی آن کرده بود که میگفتند. باز زیرش زدند و در کنفرانس مطبوعاتی در برابر سوال از قبل هماهنگ نشده در یک لحظه فهمیدند که آن ماشین به «سرقت» رفته بوده است! از مردم عزادار ایران با گاز اشکآور و باتوم پذیرایی کردند و بسیجی «ولایتمداری» را در صدا و سیما نشان دادند که میگفتن «فرش هیاتشان» را بردهاند!
زدند و کشتند و سوختند و همه را سر جمع از جیب امام حسین برداشت کردند. هزینهاش را از ایشان وام گرفتند و این شد که «به مقدسات توهین شد»، مردم را کشتند اما این شد که مساجد آش گرفته و مردم عزادار مضروب شدند! سر آخر هم مشخص نشد که ۷۰ میلیون مردم در روز عاشورا در هیاتها تک تک مشغول عزاداری بودند یا به عنوان رهگذر در خیابانها کتک میخوردند و معلوم نشد چرا این کتک خوردهها همه بسیجی بودند و معلوم نشد چرا کشتهها همه از مردم بودند.
مردم شعار مرگ بر خامنهای دادند اما مشخص نشد چرا حرمت عاشورا شکسته شد، مردم مرگ بر دیکتاتور گفتند اما معلوم نشد چرا شدند یزدیان، مردم پرسیدند ای رهبر آزاده، تجاوزم آزاده؟ اما مشخص نشد چه ربطی داشت به شکستن حرمت عزاداران؟ مردم شعار دادند…
این شد که قرار بر تجمع میلیونی با منبع درآمد از جیب امام مظلوم تاریخ در دستور کار یزید و یزیدیان قرار گرفت. خامنهای که همهی اعتراضها و شعارها را به سوی خود میدید خود را به نشنیدن زده و به امام حسین گفت با شما بودند!
اتوبوسهای حمل «ولایتمداران» بسیجی آماده شده و بخشنامهها به روسای ادارات برای ارسال دستکم ۵۰ نفر «ولایتمدار» به میدان آزادی که نه میدان انقلاب صادر شد. هلیکوپترها را خاموش کردند و ساندیسها را با وانت آوردند. نادانی چون علمالهدی را از مشهد به تهران حمل کردند که به یک ملت بگوید «گوساله و بزغاله». جناب رهبری هم در طول سه روز زبان به دهن گرفت و هیچ نگفت تا کسی از یاد امام حسین غافل نشود و از یزید یادی نکند.
اینطور تعریف کردهاند که آقا دیگر سخنی نگوید و هر چه رویارویی است در سویی دیگر باشد. آقا خسته شدهاند از این همه مرگ بر خود شنیدن. شیخ ساده لوحی را از مشهد میآورند که زمانی قرار گرفتن یک زن به عنوان جلودار کاروان المپیک ایران را «مخالف با اصول نظام و انقلاب و اسلام» میدانست. و به او میگویند به ملت توهین کن تا تجاوز و کشتار و شکنجه و اعتراف و دزدیدن رای و یزید از یاد همهگان با این واژههای کثیفت برود.
جمهوری اسلامی کثیف بازی میکند؛ آنجا که مردم را میکشد و کشتن را به پرت شدن از پل حواله میدهد. آنجا که احمدیمقدم از واژهی فاسد میگذرد و زیر کردن مردم با ماشین نیروی انتظامی را سرقت مینامد. جمهوری اسلامی کثیف بازی میکند و ناجوانمردانه، آنجا که در تصاویر حضور «میلیونی» هواداران ولایتمدار در اعتراض به «فتنه» به اشتباه و از سر ناچاری فیلمی از شهرستانها نشان میدهد که روی آن زیرنویس شده «تصاویر راهپیمایی روز قدس»، آنجا که میرود در ادارهی دولتی و به زور تن کارمندانش کفن میپوشاند که روی آن نوشته شده «جانم فدای رهبر» و بعد او را به خاطر «شکستن حرمت عاشورا» برای راهپیمایی به میدان انقلاب میآورد.
- گزارش امروز کیهان از تجمع عاشوراییانی که به زور از ادارات آورده شده بودند نصفاش بیان شعارهایی است که هر جور سعی کردم نتوانستم آن را با وزن و آهنگ سر دهم، ماندم که چهطور چنین شعارهایی سر میدادند. مثل این: ما منتظریم تا علی اذن دهد چشم سران فتنه را کور کنیم!
- عملکرد روحانیون حامی دولت در شش ماه گذشته
مدیار



دی ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۶ ب.ظ
متاسفانه قشر وسیعی از این تظاهر کنندگان زاغه نشین هستند و بیسواد…یکی پلاکاردی در دست داشت که روش نوشته بود: اگه ولایت فقیه نباشه دیکتاتوری میشه!! اینها معنی واقعا به صغیر بودن خودشون معتقدند!
دی ۹م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۲ ب.ظ
من یه چیزی برام سوال شده.
اگه این ما بودیم که مردم عزادار رو روز عاشورا زدیم، یعنی ما ضد انقلابیها، خیلی دوست دارم بدونم چرا نرفتیم امروز اینا رو بزنیم؟ هیشکی امروز هیچی اش نشد.
یعنی من به عنوان یه محارب، خوب طبیعتاً میرم انقلابیا رو میزنم دیگه مگه نه ؟
اینا خودشون هم دیگه نمی دونن چه جوری باید مردم رو گول زد.
امروز یه عالمه موتور سوار برادرنشین، اومده بودن جلوی دانشگاه شریف و به ما فحش می دادن. ما هم منتظر تاکسی بودیم. انقدر سعی کردن ما تحریک بشیم! جواب نداد. فکر کنم زورکی می خواستن برای مراسم امروز تشنج بسازن . نشد.