بیانیه هفدهم میرحسین موسوی بیانیهای بسیار مهم و قابل تامل است. بیانیهای که اول از همه خشونتهای نیروهای بسیجی و انتظامی و کشتار مردم را محکوم میکند و نشان میدهد که با همهی هتاکیهای کودتاچیان باز هم موسوی بر مواضع خود ایستاده و این همه هتک حرمت و تبلیغات دروغی کودتاچیان برای «عقبنشینی» کردن او ثمربخش نبوده است.
عدهای بیانیه موسوی را نوعی «عقبنشینی» و به رسمیت شناختن دولت کودتایی احمدینژاد دانستهاند. پر واضح است که این نگاه، نگاهی است نادرست. شاید هیچ کس به اندازهی کیهان و کودتاچیان اهمیت و منظور این بیانیه را خوب نفهمیده باشد. نگاهی به مواضع نزدیکان دولت کودتایی در رسانههای امنیتی و مروج خشونتی چون کیهان و خبرگزاری فارس که همواره از کشتار و استفاده از خشونت علیه مردم دفاع میکنند، به خوبی نشان
میدهد که آنان اهمیت بیانیه هفدهم موسوی را به خوبی و بیش از همه فهمیده و درک کردهاند و از همین بابت است که به شدت احساس خطر میکنند.
موسوی در بیانیه خود با ارائهی راهکارهایی بسیار اصولی پاشنهی آشیل کودتاگری و کودتاصفتی را نشانه گرفته است. تحقق هر کدام از خواستههای این بیانیه که موسوی ارائه داده، برداشتن گامی بزرگ به سوی دموکراسی و آزادی است:
قانون انتخابات
اصلاح قانون انتخابات برای رسیدن به انتخاباتی آزاد و دموکراتیک هدفی است که در طول سالهای اخیر بسیار از سوی اصلاحطلبان دنبال شده بود، وتوی رهبری و نهادهای امنیتی و فشارها هرگز به دولت خاتمی و نمایندگان مجلس اجازهی اصلاح این قانون را نداد. قانون فعلی انتخابات است که به احمدینژاد فرصت کودتا و تقلب را میدهد، همین قانون است که باعث میشود وزارت کشور از تخلفها مصون بماند. قانونی که به «شورای نگهبان قانون اساسی» ختم میشود و انتخابات را به تمامی با خواست و نظر این شورا که زیر نظر رهبری است پیش میبرد.
«تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد» دقیقن اشاره به همان جایی است که دست نهادی چون شورای نگهبان را برای انجام این امور ببندد و انتخاباتها در یک موقعیت آزاد و برابر برگزار شود. ترکیب فعلی «مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر، مجلس خبرگان قانون اساسی» دستآورد «شورای نگهبان» است، اصلاح این قانون و برداشتن «نظارت استصوابی» نتایجی به دنبال دارد که سالها به دنبال آن هستیم.
آزادی مطبوعات و رسانهها
قدمت توقیف رسانهها و سرکوب روزنامهنگاران در ایران قدمتی به اندازهی روزنامه و روزنامهنگاری دارد. قدمت دیکتاتوری در ایران قدمتی به اندازهی شکستن قلمها و کشتار و زندانی کردن صاحب قلمها دارد. ما هیچگاه در طول تاریخمان جز در موارد بسیاری جزئی و مقطعی آزادی مطبوعات و رسانهها نداشتهایم، اما در همین سیر تاریخی دیکتاتوری داشتهایم، روزی که ما مطبوعات و رسانههای آزاد و مستقل و روزنامهنگارانی با امنیت شغلی و اجتماعی داشته باشیم، روزی است که سایهی استبداد از سر ما رخت بر بسته است.
مطبوعات و رسانهها، رکن چهارم دموکراسی هستند. به طور حتم اگر صدا و سیما یک رسانهی «بیطرف و ملی» بود میزان خشونت نیروهای نظامی و بسیجی هرگز اینچنین نمیشد که در ماههای گذشته اتفاق افتاد. رسانهی آزاد پاشنهی آشیل دیکتاتوری است، دیکتاتورها در نبود رسانههای آزاد است که نفس میکشند. رسانههای آزاد ابزاری قدرتمند هستند که با وجود آنان هرگز اشخاصی مانند رادان و احمدیمقدم و سردار عراقی نمیتوانند با دروغها از مسئولیت کاری که کردهاند فرار کنند.
حق تجمع
در جوامع مدرن و آزاد دنیا خواستهها و مطالبات در سطوح و لایههای مختلف مردمی مطرح و با پشتیبانی و حمایت اندیشمندان و سیاستمداران محقق میشود. حق راهپیمایی و برگزاری اجتماعات از حقوق مسلم و مصرح در اعلامیه جهانی حقوقبشر است که از ما در جمهوری اسلامی دریغ شده است و تنها برای کاروانهای اتوبوسی و بسیجیان میسر است. اصل ۲۷ قانون اساسی به طور صریح و مشخص به این حق اشاره دارد، اما جمهوری اسلامی با خشونت و بازداشت شهروندان این حق را از شهروندان ایرانی دریغ کرده است.
این حق میتواند نشان دهندهی خواست اکثریت جامعه به حکومتی باشد که خود را به زور به عنوان «نماینده ملت ایران» جا زده و از این واژهی عزیز به صورتی مزورانه استفاده میکند و خواستهها و مواضع نامشروع و غیرانسانی خود را به نام «ملت ایران» مطرح میکند.
آزادی زندانیان سیاسی
آزادی زندانیان سیاسی به طور عام و خاص اشاره به رعایت بند بند اعلامیه جهانی حقوق بشر دارد، این که کسی به خاطر عقاید و اندیشهها، نوشتهها، فعالیت سیاسی و مدنی و اجتماعی، داشتن حق تحصیل به زبان مادری و قومیتی و… زندان نرود، یعنی تمام مواد اعلامیه جهانشمول حقوق بشر. و ما مگر غیر از این چه میخواهیم؟ و اینکه موسوی در بیانیه اشاره میکند از آنها «اعادهی حیثیت و آبرو» شود یعنی برقراری عدالت و ستاندن داد مظلوم از ظالم.
پاسخگویی
با دولتی طرف هستیم که حتا به صورت دلخواه قوانین اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را زیر پا میگذارد، با دولتی طرف هستیم که خواستههای خود را با پشتیبانی نهادهای فراقانونی و با تهدید و ارعاب در مجلس تصویب میکند. با دولتی طرف هستیم که به جای ارتباط قانونی با مجلس و مجلسیان با آنان معاشقه میکند. به جای قوهی قضاییه ملوانان انگلیسی را آزاد میکند، مخالفانش را به دست قوهی قضاییه میسپارد تا زندانی شوند، رابطهی این سه قوه اجرای و قضایی و قانونگذاری در کشور به جای رعایت اصل تفکیک قوا، رابطهی است بر اساس منافع «نظام» و نه «مردم». پاسخگو کردن دولت (نه دولت احمدینژاد به طور خاص) در برابر «ملت، مجلس و قوه قضاییه» که بدون «حمایتهای غیرمعمول» (حمایت رهبری یا سپاه) که موسوی بدان اشاره کرده، در واقع رسیده به یک دمکراسی است. اینکه دولت یا هر نهادی در قبال کارهای خود پاسخگو باشد و در برابر اعمال و رفتارش مسئول باشد آرزوی دیرینه ما است.
♣♣♣
حال جمع این ۵ راهکار را در نظر بگیریم، کدام خواستهی ما در مورد رسیدن به دموکراسی و آزادی هست که در این بیانیه جای نمیگیرد؟ کدام یک از مفاهیم یک جامعهی آزاد و مدنی مبتنی بر رفتارهای عقلانی در آن گنجانده نشده است؟ با تکیه بر همین خواستهها و تلاش و تاکید بر روی آنها میتوانیم به تدریج به همهی آنچه که میخواهیم برسیم.
ماندلا در خاطرات خود با عنوان «راه دشوار آزادی» به طرحی در حزب کنگره آفریقا اشاره میکند که در آن از عموم مردم کشور خواسته شد که خواستهها و مطالبات خود را برای آینده نوشته و ارسال کنند. در طول ماهها و سالها این نامهها که خواست تک تک مردم آفریقای جنوبی بود، جمعآوری شد و از دل آن خواستهها، آرزوها و مطالبات، یک خواستهی رسمی مطرح و ماندلا و کنگرهی آفریقا و مبارزان بر آن پای فشردند.
خواستههایی که سالها بعد بر اساس آن ماندلا سر میز مذاکره با «دکلرک» و دولت نامشروع و خشونتطلباش نششت و سرآخر همان خواستهها در همان میز مذاکره پایان آپارتاید شد. راه دشوار آزادی تنها با «مرگ بر» گفتن و مخالفتهای اینچنینی که بیانیهی موسوی «عقبنشینی و تایید دولت کودتای» بوده، که اینچنین هم نبوده است، محقق نمیشود. راه دشوار آزادی با تکیه و تاکید بر همین خواستهها و تلاش برای به دست آوردن آنها محقق و میسر میشود.
- عکس از وبلاگ آرش عاشورینیا، ساعاتی در منزل پدر یکی از شهدای عاشورا
- نگاهی به زندهگی دکتر گلزاده غفوری: پیمرد خسته و دلشکسته از دنیا رفت
مدیار



دی ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۷:۲۶ ق.ظ
سازمان دفاع از زندانیان اعتقادی(عقیدتی – سیاسی) برای دفاع از حق و عدالت، برای پاسداشت آزادی بیان و اندیشه و برای حمایت ازکسانی که خود و خانواده هایشان به جرم ابراز عقیده به رنج افتاده اند فعالیت خود را آغاز کرده است.
کتاب ” دفاع از زندانیان بی دفاع” شامل آموزش روشهای دفاع و حمایت از زندانیان اعتقادی به خانواده ها و دوستان.
لینک دانلود:
http://www.4shared.com/file/155871005/4fe35807/Sadaza-_ebook.html
لطفا برای کمک به خانواده های زندانیان اعتقادی به انتشار این کتاب کمک کنید.
دی ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۷ ق.ظ
marg bar jomhoori eslami,kemoosavi az an poshtibani mikonad,aghaye moosavi mardom na joomhoori eslami ra mikhahand na khomeyni ghatel ra doost darand.aghel bashid ta hanooz az mardom biehterami nadidi…