بسیاری از بازداشتها در ماههای اخیر و حتا در سالهای اخیر با ترتیبی صورت میگیرد که خلاف قوانین خود قوه قضاییه و قانون اساسی جمهوری اسلامی است. بازداشت فعالین سیاسی و مدنی در بسیاری از مواقع در نیمه شب و از ساعت ۱۰ شب الی ۶ صبح صورت گرفته است. حتا بازداشتهای که در ساعات اولیه صبح صورت میگیرد نیز نمیتواند بازداشتی قانونی و پس از طی مراحل قانونی باشد.
حسن سلیمانی، سرپرست دبیرخانه هیات مرکزی نظارت بر حفظ حقوق شهروندی اعلام کرده است: «دستگیری متهمان طبق تشخیص قاضی در هر ساعتی از روز قانونی است و ضابطین قضایی با لباس شخصی نیز میتوانند مسوولیت دستگیری در جرائم مشهود را انجام دهند.» این سخن اما دقیقا بر خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی و آییننامه آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی و نقض این قوانین است. در ذیل مادهی ۲۵ قانون اساسی آمده است «هیچ کس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین میکند.» و در ماده یکم آییننامه حفظ حقوق شهروندی آمده است: «کشف و تعقیب جرایم و اجرای تحقیقات و صدور قرارهای تامین و بازداشت موقت باید مبتنی بر رعایت قوانین و با حکم و دستور قضایی مشخص و شفاف صورت گیرد و از اعمال هرگونه سلایق شخصی و سوء استفاده از قدرت و یا اعمال هرگونه خشونت و یا بازداشتهای اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود.»
جدا از اینکه بازداشت روزنامهنگاران، فعالین سیاسی و تمامی کسانی که به خاطر ابراز عقیده و انتقاد و مخالفت با دولت دستگیر میشوند، اقدامی غیرقانونی و بر خلاف موازین حقوق بشر است، روند بازداشت تمامی این فعالین نیز به صورت کامل نقض قوانین خود جمهوری اسلامی است که نهادها و اشخاص بازداشت کننده این افراد را به خاطر «نقض قوانین جمهوری اسلامی» و «اقدام در جهت خلاف قوانین آن» بازداشت میکنند.
ساعت کار دادگاهها و دادسراها مشخص است و اگر دستگاه قضایی قصد بازداشت هر کسی را داشته باشد، میتوانند با صدور حکم بازداشت ماموران و ضابطین قضایی را برای بازداشت فرد مورد نظر در «روز» به محل اسکان وی بفرستند. اگر چه بر اساس ترتیبات قانونی قضات در ابتدا باید متهم را «احضار» کرده و پس از آن در صورتی که بیم فرار او وجود داشته باشد، بر اساس اصل برائت در قانون اساسی برای وی قرار وثیقه صادر کرده و با تودیغ وثیقه از جانب متهم او را آزاد کنند.
اما ماموران امنیتی نه تنها این موارد را رعایت نمیکنند، بلکه عملکرد آنها نشان میدهد که تمامی بازداشتهای فعالین سیاسی و مدنی بر اساس «سلیقه» و خارج از ارادهی دستگاه قضایی صورت میگیرد. جز در برخی دادسراها که قاضی «کشیک» وجود دارد و به طور معمول هم این قضات از توانایی اجرایی زیادی هم برخوردار نیستند، نیمه شب قاضییی وجود ندارد که حکم بازداشت کسی را صادر کند. آن هم در حالی که شاهد هستیم در برخی شبها دهها تن از فعالین بازداشت میشوند. ماموران با خشونت وارد خانهها شده و بدون نشان دادن حکم بازداشت و یا نشان دادن آن از راه دور به تفتیش خانه پرداخته و بدون آنکه بگویند از کجا آمدهاند و چرا فرد را بازداشت میکنند او را با خود به مکانی نامعلوم که در برخی موارد مدتها هم نامشخص میماند، منتقل میکنند.
این طریق بازداشتها نشان دهندهی آن است که نهادهای امنیتی همچون سپاه پاسدارن، وزارت اطلاعات، بسیج و دیگر نهادهای امنیتی که همه از حامیان دولت کودتایی حال حاضر هستند، آنقدر توان و قدرت دارند که میتوانند به صورت خودسرانه و دلخواه هر کسی را در هر شرایطی با هر ترتیبی که میخواهند بازداشت کنند. وقتی کسی یا کسانی در نیمه شب بازداشت میشوند آن هم بدون وجود حکم بازداشت، بدین معنی است که حکم بازداشت آنان برای پرونده در روزهای بعد توسط قاضی صادر میشود.
حسن سلیمانی در قسمت دیگری از مصاحبه خود گفته است: «اگر قاضی تشخیص دهد که بیم فرار متهم یا احتمال از بین رفتن اسناد وجود دارد ممکن است در هر ساعتی او را بازداشت کند.» یک روزنامهنگار که به خاطر انجام شغل خود و اطلاع رسانی بازداشت میشود، چرا باید فرار کند و احتمال بیم فرار او برود که در نیمه شب بازداشت میشود. نه اسلحهای دست گرفته است و نه تهدیدی برای شخص خاصی است. تنها شغلاش را انجام داده است، اما وی به خاطر شغلش در نیمه شب در حالی که هیچ قاضی وجود ندارد که تشخیص بدهد احتمال فرار او وجود دارد بازداشت میشود.
سلیمانی در بخشی دیگر از سخنان خود به ارائه آمار یک ساله پرداخته و گفته است: «از بازداشتگاه های سراسر کشور دو هزار و ۲۲۳ مورد، ۱۶۷۷ مورد از زندان ها، ۸۷۵ مورد از دادسرا و دو هزار و ۵۱ مورد از مراجع قضایی بازدید کرده و مجموع شکایت های واصله نیز دو هزار و ۴۲۷ مورد بوده است. سلیمانی افزود؛ هیات نظارت بر حفظ حقوق شهروندی از ۳۰ استان ۲۵ استان را مورد بازرسی قرار داده است.»
جالب اینجا است که جناب سلیمانی در طی مصاحبه اعلام میکند که از بازداشتگاه کهریزک نیز قبل از انتخابات توسط این نهاد بازدید به عمل آمده است و با وجود شرایط این بازداشتگاه در آن هنگام هیچ اتفاق درخوری صورت نگرفته است. صرف بازدیدها و ارائه آمارهایی بر پایه هزار برای ایشان و دستگاه قضایی گویا کافی است. همان بازدشتگاهی که ایشان و دیگر اعضای قوه قضاییه از آن بازدید کردهاند دست کم با اعلام رسمی خود قوه قضاییه پس از انتخابات باعث کشته شدن سه جوان شده و به صدها نفر آسیب رسانده است. این یک مورد نشان میدهد که ارائهی این آمارها از چه کیفیتی برخوردار است و به چه طریقی صورت گرفته است. گر چه آنهایی که به هر دلیلی زندانی شدهاند دیدهاند که زندانها و بازداشتگاهها در روزهایی که قرار است مسئولین قضایی برای بازدید بیایند به چه بهشتی تبدیل میشود و کیفیت غذها چه اندازه افزایش پیدا میکند و چه طور زندانیان برای سوال و جواب با مسئولین گلچین میشوند.
- سال ۱۳۸۳ شکایتی را مبنی بر تحمل بیش از ۳۰ مورد شکنجه در زندان اوین به دبیرخانه هیات مرکزی نظارت بر حفظ حقوق شهروندی فرستادهام و هنوز هیچ عملی در قبال آن انجام نگرفته است، آن وقت ایشان از گرفتن بیش از ۲۰۰۰ هزار شکایت صحبت میکند. گویا جمع کردن شکایت تنها وظیفهی این نهاد است، بازدید از بازداشتگاه و زندانها هم به منزلهی یک گردش علمی ـ تفریحی تلقی میشود.
- اگر بر طبق قانون اساسی و همین قانون حفظ حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع همه مردم ایران فقط به خاطر باتوم خوردن طی چند ماه گذشته شکایت کنند، چه اندازه شکایت جمع خواهد شد؟ اگر چنین کاری صورت بگیرد، دبیرخانه این نهاد قضایی سال بعد آماری میلیونی خواهد داد و احساس خواهد کرد وظیفهاش را بهتر انجام داده است.
مدیار


