ذهنیتی برای نقض حقوق بشر

باراک اوباما در مراسم تحلیف ریاست جمهوری خود جمله‌یی گفت که همیشه در یاد من مانده است، آن‌جا که گفت « ما {ما آمریکایی‌ها}  ملتی هستیم، مسیحی، مسلمان، یهودی، هندو…» این جمله از ذهنیت جامعه‌یی برمی‌خیزد که در آن همه‌ی انسان‌ها را فارغ از مذهب، رنگ، نژاد، زبان و… انسان می‌بیند و برای هر شخصی به عنوان یک انسانی حقوقی قائل است. کیلومترها دورتر از این سرزمین و این‌جا کنار گوش‌مان ذهنیتی دیگری وجود دارد و نگاه به حقوق انسان‌ها در گرو مسائل دیگری است.

در این ذهنیت نمی‌توان ایرانی بود و مسلمان نبود، در این ذهنیت نمی‌توان مسلمان بود و ولایت فقیه را قبول نداشت، در این ذهنیت نمی‌توان ولایت فقیه را قبول نداشت و مخالف دولت بود. در این ذهنیت مخالفی وجود ندارد، بل‌که هر چه هست «دشمن» است و عنوان هر مساله‌ی به مخالفت سرمنشایی دارد آن سوی مرزها. در این ذهنیت که ذهنیت حاکم است؛

هر مخالفی دشمن است و هر دشمنی محارب است؛ و در نتیجه؛ هر مخالفی محارب است. این تفکر بهایی بودن، سلطنت‌طلب بودن، عضو سازمان مجاهدین بودن، فعال حقوق بشر بودن و به تازگی اصلاح‌طلب بودن را به خودی خود یک «جرم» می‌داند. جرمی که در هر جایی از دنیا و در همه‌ی گذشته تاریخ وجود داشته است.

این ذهنیت می‌گوید که تمامی اینان مجرمینی هستند که تمام اعتراض‌ها و مخالفت‌های موجود علیه دولت و ولایت فقیه را به دستور صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها انجام می‌دهند. همین تفکر است که باعث می‌شود مقامات قوه‌ی قضاییه بیایند و بگویند که تظاهرات روز عاشورا را عده‌یی بهایی «سازمان‌دهی» کرده بودند و  تصاویر این روز را به خارج از کشور ارسال کرده‌اند. این تفکر به همین ساده‌گی می‌گوید که نمی‌پذیرد که برای مثال یک مسلمان در این روز بیرون آمده و علیه دولت و ولایت فقیه شعار داده است.

برای تغذیه این تفکر هم همواره «خوراک» وجود دارد؛ به طور معمول بعد از بازداشت اینان از خانه‌ی آن‌ها چند قبضه اسلحه و تعدادی نارنجک دستی و چند گلوله پیدا می‌شود، یا این‌که چند روز قبل از حادثه اعضای یک گروه تروریستی در کرج، ورامین، اصفهان و غیره بازداشت شده‌اند که دارای مقدار زیادی سلاح بوده‌اند، یا شواهد و مدارک مستندی به دست می‌آید که حاکی از ارتباط آن‌ها با شبکه‌های صهیونیستی دارد؛ مدارک و اسنادی که هیچ‌گاه ارائه نشده و نمی‌شود. سال‌ها است که در رسانه‌های خود از ارتباط بهاییان با صهیونیسم سخن می‌گویند، اما حتا یک نمونه  و مثال ندارند که عرضه کنند.

این ذهنیت با این خوراک‌ها باقی می‌ماند و خشن می‌شود؛ این تفکر دیگر بهایی بودن را جرم می‌داند، سلطنت طلب بودن را جرم می‌پندارد. و این‌جا است که دیگر هر اتفاقی علیه خود را ناشی از حضور اینان می‌دانند. چرا که در ایران یک عده بهایی، سلطنت‌طلب، مجاهد و… وجود دارد که هر اتفاق ناخوش‌آیندی علیه دولت نتیجه‌ی کار آن‌ها است.

هفت ماه است که مردم به خیابان می‌آیند و علیه این دولت و ولایت فقیه شعار می‌دهند، اگر خود میزان جمعیت را ندیده‌اند، بسجیان و نیروهای انتظامی و امنیتی که مردم را زده‌اند باید از شمارش ضربه‌های باتومی که زده‌اند بتوانند حساب کنند که چند میلیون آدم به خیابان آمده است. اما باز هم با مشاهده چنین واقعیتی حاضر به پذیریش این‌که افرادی غیر از این‌ها در اعتراض‌ها شرکت دارند، نیستند. و این‌که شرکت بهاییان و غیره هم در این اعتراض‌ها نه تنها جرم نیست که حق مسلم  و قانونی و انسانی آن‌ها است.

یک بهایی حق دارد که اعتراض کند و خواهان شیوه‌ی حکومتی دیگر باشد. مگر می‌شود حکومتی را قبول داشت که حقوق تو را به عنوان یک انسان قبول نمی‌کند. وقتی نمی‌توانی در کشور خود به جرم! بهایی بودن تحصیل کنی، کار کنی و در یک کلام زنده‌گی کنی، چرا باید اعتراض نکنند به کل این حکومت.

بعد از حوادث روز عاشورا و خشونت نیروهای دولتی، اشخاص دولتی و قوه‌ی قضاییه و وزارت اطلاعات مدام در مصاحبه‌ها تکرار می‌کنند که بهاییان با سازمان‌دهی و ارتباط با بی‌گانه حوادثی را در کشور رقم زده‌ و هتک حرکت کرده‌اند. این‌که نیروهای دولتی مردم را در روز عاشورا کشتند در این ذهنیت هتک حرمت نیست، این‌که مردم عزادار در این روز با گاز اشک‌آور و باتوم پذیرایی شدند هتک حرمت نیست، اما اعتراض قانونی که حق هر انسانی است در این ذهنیت هتک حرمت تلقی می‌شود.

برای به دست آوردن هر خواسته‌یی اول باید از این ذهنیت عبور کرد، ذهنیتی که هر کسی را که مخالف خود می‌بیند مجرم نپندارد. نقض حقوق بشر از همین تفکرات نشات می‌گیرد. تفکری که حتا در حرف، ناقض حقوق انسان‌ها است، همین تفکر است که در اتاق‌های بازجویی آن‌قدر خشن می‌شود که قبل از شکنجه وضو می‌گیرد…

مدیار

2 Comments For This Post

  1. نوید Says:

    مدیار جان من هر شب خسته از دود و حرف و این روزها تهمت و تکذیب به وبلاگت سر می زنم و آبی بر آتشم می ریزد. نثرت را دوست دارم و شیوه وبلاگ نویسیت را. دیشب حتی رفتم تا فیلم جولی و جولیا را دانلود کنم.
    مطلب جالبی نوشتی. از زاویه دید جدید. می دانی همیشه فریادم این بود که آزادی بیان نیست که ۱۶۰ سال در زادگاه باورم، دروغ و تهمت زدند و هم میهنانم را از من گسستند و نگاه سنگین و ناباورشان را بر سایه ام حس کردم و حتی یک بار نتوانستم حقایق را بیان کنم اما امروز می گویم چه کسی حرف دروغ گو را باور می کند مگر کسی از جنس خودش؟
    دیگر امروز کیست که تهمت جاسوسی را باور کند وقتی تمام مردمی که حق اولیه خود را می طلبند جاسوس خطاب می شوند؟
    تمام این دستگیری سناریو بوده. حتی حکم تفتیش منازل این ۱۳ نفر، مربوط به آذر ماه بوده است و عاشورایی در کار نبوده.
    از جمعیتی که با پول و قدرت، گوش به فرمان می شوند نباید ترسید از آنانی باید هراسید که بیداری معنوی و ذهنی یافته اند.
    شاد باشی و پیروز

  2. مجتبی سمیع‌نژاد Says:

    نوید جان لطف داری همیشه به من
    متاسفانه این‌ها درد ما است، درد همه ما. تمام این بازداشت‌ها و تهمت‌ها همه ناشی از این ذهنیت واپس‌گرا و درمانده است که سعی می‌کند با این دروغ‌های برای خود مشروعیتی به دست آورد.

1 Trackbacks For This Post

  1. خودبزرگ‌بینی دولت کودتا این‌بار در تقویم رسمی ایران جلوه می‌کند | شیدا جهان‌بین Says:

    [...] ذهنیتی برای نقض حقوق بشر از مدیار [...]

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...
  • کمانگیر: مخلصم مجتبی جان....
  • weblog nevis bigonah: سلام خوبي رفيق باز هم اون خاطرات تلخ ياد آور شد نشستم تمام ل...
  • Micah Arden: Sick of obtaining low amounts of useless visitors for your s...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10


  •  رحیم رشی، فعال کرد در چهل و دومین روز اعتصاب غذا است


    08/30/10

بلاگ چرخان