میگویند اگر گرسنه هستید «سیب» نخورید، چون بیشتر دل ضعفه میگیرید و گرسنهتر میشوید! حکایت این سیب خوردن در هنگام گرسنهگی، حکایت برنامهی «رو به فردا» است که به تازهگی از صدا و سیما به عنوان «مناظره» پخش میشود و به قراری نانوشته، قرار است در آن مسائل روز کشور «صریح» گفته شود، آن هم از دو طیف مختلف فکری، اما در واقع برنامهیی رو به دولت.
مردم ایران سالها است در صدا و سیما و رسانههای کشور که تحت کنترل و سانسور حاکمیت هستند، حرفی که حرف دل آنها باشد را نمیشنوند و نمیبینند، به ویژه که در ماههای اخیر سازمان صدا و سیما به عنوان «قدرتمندترین» و «بیرقیبترین» رسانهی کشور حرفهای «دشمنان» مردم و کودتاچیانی که آنها را در خیابان میکشتند، انعکاس داده و به صورت روشن و واضح علیه مردم ایران به خبررسانی مشغول بود.
حالا این حمایت از دولت یا این حمایت از دشمنان در زیرپوست برنامهیی به نام «رو به فردا» جلوهگر شده که با ایجاد «فضای بازی دروغین» سعی میکند به صورتی غیرملموس جنبش سبز و رهبران آن را مورد حمله قرار داده و آنها را تخریب کند. در این برنامه که در قالب «مناظره» پخش میشود شخصی خشونت طلب و افراطی مثل «شریعتمداری» با راحتی و فراغ بال خاطر به ایراد هر اتهام بیپایه و اساسی علیه مردم ایران میپردازد و هر چه در سر دارد میگوید، اما در طرف مقابل شخصی مثل کواکبیان با اختیار محدود و بنابر ملاحظات در عین هواداری از دولت و حکومت مسائلی را هم مطرح میکند که بیشتر از آنکه به نفع مردم ایران باشد، خواستهها و اعتراضهای آنها را به صورت غیرملموس سرکوب میکند.
شخصی که دولت احمدینژاد را بر پایهی «فصل الخطاب» بودن سخن «نمایندهی خود خوانده خدا» به رسمیت میشناسد و دولت کودتایی و رای دزد او را به خاطر همین حرف قبول میکند، نمیتواند بیان کنندهی نظرات مردمی باشد که در طی هفت ماه گذشته هر آنچه از ظلم و ستم بوده بر آنها رفته است. میگویند اگر میخواهید کسی یا کسانی را خراب کنید، به آنها خوب حمله نکنید، بلکه از او بد دفاع کنید. این مساله حکایت کسانی شده که به اصطلاح در این مناظره جانب مردم را گرفته و از برخی جفاهایی که به آنها رفته صحبت میکنند. برای مثال در هیچ کدام از این مناظرهها از کشته شدن مردم توسط نیروهای انتظامی و بسیجی سخنی به میان نیامد، اما شریعتمداریی خشونت طلب هر آنچه که در کیهان منتشر کرده تا کنون را به زبان جاری ساخت، تنها تفاوتاش این بود که از فحاشیهایی که در کیهان میکند اند
کی فاصله گرفته بود.
در مناظره، طرفها برای حقانیت و روشن شدن مسائلی که به آن اعتقاد دارند از خود و اندیشه خود دفاع میکنند؛ اما در این مناظرهها یکی به مردم و حامیان مردم حمله میکند و دیگری با تایید نیمی از حرفهای او میگوید درست است که آن اشتباهاتی داشتهاند، اما این همه سختگیری هم حالا خوب نبود!
این برنامه از نمونه سناریوهایی است که نهادهای امنیتی با همکاری صدا و سیما در حال اجرای آن هستند. مردم ایران تشنهی دانستن هستند و تشنهی این هستند که هر شخصی، در هر جایی صدای آنان باشد و از مظلومیت آنان در این ماهها دفاع کند. مردم تشنهی این هستند که در صدا و سیمایشان که با بودجه آنان علیه خودشان اداره میشود، بشنوند که دولت احمدینژاد قانونی نیست و بسیجیها مسئول کشتار و ضرب و شتم فرزندانشان هستند.
اما همین مردم تشنه وقتی پای چنین برنامههایی مینشینند، باز هم مایوستر از قبل میشوند. هدف این سناریو با ظاهر «فضای باز» تنها تخریب جنبش سبز به صورت غیر محسوس و زمینهچینی برای اقدامات بعدی است. در همان زمانی که این برنامه پخش میشود، هزاران دانشجو و فعال سیاسی و مدنی و روزنامهنگار پشت دیوارهای بلند زندان اوین محبوساند و مشغول بازجوییهایی که با شکنجه همراه است.
اگر دچار خفقان هستید، این برنامه را نبینید که بیشتر دچار خفقان میشوید. شاید بگویند، همین که صدای کوچکی را هم میشود از صدا و سیما شنید، خود غنیمت است و باید از آن استفاده کرد، اما این دقیقن همان مسالهیی است که کودتاچیان قصد بهرهبرداری از آن را دارند. آنها به راحتی از مسائلی که به زعم خود میهمان مخالف قبول کرده، از جمله قبول دولت کودتایی احمدینژاد، اشتباهات رهبران جنبش سبز و …. به عنوان چماقی علیه مردم استفاده خواهند کرد. نمونهاش را میتوانید در گزارش خبرگزاری ایرنا که هوادار دولت کودتاچی است ببینید.
به هر حال اینکه سیب بخورید، بیشتر گشنه میشوید را نمیدانم چهقدر علمی است، اما اینکه این مناظرهها را به قصد بر طرف کردن عطش دانستن و رفع خفقان نگاه کنید، بدتر تشنه میشوید و بیشتر دچار خفقان میشوید را میدانم که علمی است و تجربه هم ثابت کرده است، «اسناد غیرقابل انکار»ش هم موجود است، باور ندارید به کیهان مراجعه کنید.
مدیار


