تا چند ساعت دیگر شورای حقوق بشر سازمان ملل پروندهی جمهوری اسلامی را روی میز کار خود میبرد. بسیاری از فعالین حقوق بشر ایرانی از مدتها قبل برای این روز لحظهشماری کردهاند، اما آنچه که واقعیت مینماید این است که به نتایجی که از این شورا حاصل خواهد شد، چندان نمیتوان امید بست. 
اولین دلیل آن است که جمهوری اسلامی هیچ کدام از موارد نقض حقوق بشری را که انجام داده نخواهد پذیرفت و هر حکم و بیانیهیی علیه خود را قبول نخواهد کرد و طبق عادت قدیمی آن را «سیاسی» خواهد خواند که قدرتهای غربی برای «اعمال فشار» علیهاش مطرح کرده و تصویب کردهاند. اما یک نکتهی خوب در این جلسه وجود دارد و آن هم این است که جمهوری اسلامی این شورا را خواسته و ناخواسته قبول دارد و نمایندهاش نیز در آن شرکت و سخنرانی میکند، در واقع این بدین معنی است که باید به مواردی که مطرح میشود پایبند باشد و پاسخگو.
با این حال طبق شنیدهها جمهوری اسلامی از مدتها قبل کشورهای دوست و متحد خود را آماده کرده که واقعیتها در این جلسه تا حد ممکن مطرح نشود و فرصت به کشورهای معترض نقض حقوق بشر در ایران کمتر برسد. حالا شاید معنی دعوت از کشورهایی مثل «کومور» به کشور را بهتر درک کنیم!
واقعیت دنیای امروز این است که نقض حقوق بشر در کشورهای دنیا، به ویژه کشورهای دیکتاتوری هم چون جمهوری اسلامی «هزینهبردار» نیست و این دولتها با خیال راحت و در کمال آرامش به نقض حقوق بشر میپردازند. هیچ ساز و کار مناسب و ابزاری هم وجود ندارد که بتوان کشورها را پایبند به کلیهی موازین حقوق بشر کرد، تنها راهکار موجود اجرای قانون و حاکمیت قانون است که و پایبندی دولتها به حقوق بشر. غیر از این کشورهای چون جمهوری اسلامی که حقوق بشر را «غربی» میدانند و یا آن را «مشروط» میپذیرند، ارزشی برای این مساله قائل نیستند.
نکتهی قابل تامل دیگری نیز در برای این نشستها و بررسی وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف وجود دارد، سازمان ملل در این جلسهها تنها دولتها را به رسمیت میشناسد و برای سازمانهای غیر دولتی جایگاهی قائل نشده و اجازهی صحبت به اشخاص و گروههای مستقل را نمیدهد. آنچه که مشخص است در دنیا امروز حقوق بشر دستخوش سیاستها است و دولتها بر اساس سیاستهای خود در مورد وضعیت حقوق بشر دیگر کشورها موضعگیری میکنند.
نمونهی این مساله را میتوان در قبال موضع ایران در مسالهی کشتار مسلمانان در چین و دیگر نقاط دنیا دید، موضعی در سکوت در قبال هیاهوهای بسیار. و در مثالی دیگر عربستان سعودی است که همواره رایهایاش نسبت به محکومیت وضعیت حقوق بشر ایران منفی بود و بعد از اختلافها بر سر جنگ داخلی یمن، تغییر موضع داد و دو ماه قبل علیه وضعیت حقوق بشر در ایران رای داد.
فردا هم بدون شک همین وضعیت پدید خواهد آمد، کشورهایی که با جمهوری اسلامی دوست و هم پیمان هستند، وضعیت حقوق بشر ایران را حتا شاید در حد عالی توصیف کنند و کشورهایی که با ایران مشکل دارند، موضعی خصمانه داشته باشند. این وسط تنها چیزی که مد نظر قرار نمیگیرد، وضعیت حقوق بشر است در ایران.
اگر به راستی قرار است وضعیت حقوق بشر در ایران بررسی شود، این گروهها و نهادهای مستقل حقوق بشری در داخل کشورها و نهادهای بزرگ بینالملی هستند که باید به وضعیت حقوق بشر در کشورها رسیدهگی کنند، اول به دلیل اعتقاد قلبی و انسانیشان به حقوق بشر و دوم به خاطر عدم توجهشان به مسائل سیاسی و روابط است. مورد مهم دیگر برای این موضوع، این است که هیچ یک از کشورها به طور حتم از وضعیت کامل حقوق بشر در ایران اطلاعی ندارند.
برای مثال در این جلسه چه کسی میخواهد مطرح کند که آرش رحمانیپور و محمدرضا علیزمانی قبل از انتخابات بازداشت شده و به خاطر وقایع بعد از انتخابات محاکمه شده و اعدام شدند، آن هم چه اعدام شدنی! بدون شک این مسائل گفته نخواهد شد و هزاران مسالهی اینچنین دیگر در مورد زندانیان، زنان، کودکان، کارگران و…
مورد دیگر این است که شاید این اجلاس برای همهی ما فعالین حقوق بشر «میزان» خوبی باشد که چه قدر توانستهایم «تاثیر گذار» باشیم و چه اندازه توانستهایم دنیا را نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران حساس کنیم. شاید بعد از تمام شدن این اجلاس بد نباشد از خود این سوال را بکنیم که:
«آیا به همان اندازه که جمهوری اسلامی برای این که در این نشست «دروغ» بگوید و کشورهای هم سو با خود را بسیج کند، تلاش کرد، تلاش کردیم که «راست» ما را دیگر کشورها بشنوند و به این دروغ فرصت ندهند؟»
مدیار


