جنایت در کوی دانشگاه هولناک‌تر است یا زندان ابوغریب

هفته‌ی گذشته در اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، نماینده‌گان جمهوری اسلامی به سرپرستی لاریجانی دروغ‌های بی‌شماری در مورد وضعیت نقض حقوق بشر ایران گفتند. یکی از مسائلی که عمده‌ی اعتراض‌های کشورهای متمدن دنیا را به همراه داشت؛ خشونت نیروهای انتظامی و بسیج در روزها و شب‌های بعد از انتخابات ایران بود که منجر به کشته شده شدن ده‌ها نفر از مردم ایران شد.

نماینده‌گان ایران در برابر این اعتراض‌ها و این نقض حقوق شهروندان ایران، دل برای کودکان غزه سوزاندند و پرسیدند چرا فکر آن‌ها نیستید. نماینده‌گان ایران وضعیت زندان‌های ایران را خوب توصیف کردند و طبق سنت خودشان توپ را به زمین دیگر کشورها انداخته  و چون همیشه آمریکا را متهم اول قرار دادند و از نقض حقوق بشر در زندان ابوغریب و گوانتانامو سخن گفتند و از ادعای تعطیلی کهریزک در عرض ۲۴ ساعت فخر فروختند!

صحنه‌های تکان دهنده‌ جنایت نیروهای بسیجی و نیروهای انتظامی در کوی دانشگاه که هشت ماه است در مورد آن از طرف مقامات قضایی سکوت شده است، امشب به عنوان سندی غیرقابل انکار  (از همان‌ها که کیهان می‌گوید دارد و ندارد) در بی‌بی‌سی فارسی نشان داده  شد.

صحنه‌هایی در این فیلم وجود دارد که غم‌بارترین صحنه‌ها است. صحنه‌هایی که هر انسانی ناخودآگاه از دیدن آن اشک می‌ریزد و می‌گوید «این‌ها دیگر کیستند» آدمی‌زاده‌اند یا حیوان و از این همه شقاوت درود می‌فرستد بر حیوان. در میان این فیلم صحنه‌هایی وجود داشت که مرا یاد عکسی از زندان ابوغریب انداخت. این صحنه‌ها زیاده بهم شبیه هستند. شاید تنها تفاوت ظاهری‌اش این باشد که زندانی‌ها در عکس ابوغریب لخت هستند و در تصاویر کوی دانشجویان لباس به تن دارند.

اما تفاوت اساسی‌تری که می‌توان به آن اشاره کرد، این است که یک تصویر از زندان است و یک تصویر در یک خوابگاه دانشجویی. این‌جا تفاوت جمهوری اسلامی و مساله‌ی نقض حقوق بشر نسبت به همان کشورهایی که آن‌ها را متهم می‌کند به خوبی عیان می‌شود. اگر آمریکا در ابوغریب با زندانیان چنان رفتار می‌کند، جمهوری اسلامی با دانشجویان که نخبه‌گان این کشور و بهترین افراد هر جامعه‌یی هستند، چنین رفتار می‌کند. با کسانی که هیچ جرمی ندارند، جز دانش‌جو بودن…

هشت ماه است که خشونت طلبان کیهانی و کودتاچیان احمدی‌نژادی از دستگیری سران فتنه دم می‌زنند و از برخورد با معترضان که «فتنه‌گران» نام‌شان می‌دهند. از تروریست‌های ساخته‌گی سخن می‌گویند و از ارتباطات وجود نداشته‌ی فعالین با بی‌گانه‌گان. کمیته پیگیری مجلس حتا کلامی در گزارش‌اش از این حمله‌ی جنایت‌کارانه‌ی نیروهای انتظامی و بسیجی سخنی به میان نیاورده است و تنها به انکار واقعیات مطرح شده پرداخت.

لاریجانی قوه‌ی قضاییه و دادستان تهران تنها برای روزنامه‌نگاران و فعالین دانش‌جویی و زنان و شهروندان دستور بازداشت صادر کردند و قضاتی چون صلواتی حکم‌های دریافتی از کودتاچیان را به زندانی‌ها ابلاغ کردند. چرا در این دستگاه قضایی هیچ کس از این فاجعه صحبتی به میان نیاورد؟

سردار عزیزالله رجب‌زاده که به دستورش این جنایت‌ها رفته است، چرا کلامی سخن نگفته است؟ برای این سردار بسیجی‌ی نیروی انتظامی چند سال حبس لازم است و در یک دستگاه عادل قضایی چه اندازه مجازات می‌شود؟ جرم او مصداق «جنایت علیه بشریت» نیست؟ که هست…

بر سر دانشجویان بازداشتی در این شب در منهای چهار وزارت کشور چه رفته است؟ آن پنج کشته که برای این شب اعلام شده بودند را چرا تکذیب کردند؟

حالا باید پاسخ بگویند که جنایت در زندان ابوغریب بدتر است یا در یک خوابگاه دانش‌جویی؟ اما نیک می‌دانیم که به این جنایت هولناک نیز رسیده‌گی نخواهد شد، اگر قرار بر رسیده‌گی بود؛ آن‌چه در این شب اتفاق افتاد همانی بود که ۱۰ سال قبل بر سر دانشجویان همین کوی رفته بود، سرداران جنایت آن شب، امروز پست‌ها و مقام‌ها دارند. شاید سردار رجب‌زاده نیز مثل سردار نقدی کوی دانشگاه ۷۸ به مقامی مثل امروز او برسد که پول‌های زیادی به پاداش آن جنایت جلوی زن و فرزندش بگذارد.

  • در روزهای بعد از انتخابات خبرها را از گوشه و کنار در وبلاگ‌ام منتشر می‌کردم، گزارش حمله به کوی دانش‌گاه را از «خبرنامه امیرکبیر» زده بودم که حالا خواندنی‌تر است و عیان تر. گزارش بامداد خبر را هم از این حمله وحشیانه بخوانید.

مدیار

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

از گذشته

حلقه دوستان

روزانه

My Twitter