«فضای رسانهای بیصاحب» نامی است که بسیاری از کسانی که در کار خبر و خبر رسانی هستند و در این یک سال به گزارشگری «صادقانه» پرداختنهاند، به خوبی با آشنا هستند. فضایی که هر کسی به خودش اجازه میدهد که با هر نیت و با هر هدفی، هر خبری را هر جور که دوست دارد منتشر کند و به گوش همه برساند. هر گاه هم که کسی به اعتراض برآید، اول پاسخاش این است که دارید طرف جمهوری اسلامی را میگیرید و از این صحبتها که خوب با آن آشنا هستیم و مهم هم نیستند.
جمهوری اسلامی به اندازه کافی با تمام ارگانهای امنیتی و نظامیاش محل نقض حقوق بشر و نقض حقوق شهروندی است. جمهوری اسلامی به طور مشخص و آشکارا در همین سال گذشته و در برابر چشم جهانیان مردم ایران را به اسم آشوبگر سرکوب کرد و بازداشت کرد و شکنجه کرد و به زندان انداخت و در خیابان کشت. کدام مورد از حقوق بشر است که در ایران نقض نشود و نشده باشد؟ اعدام کم داشته و داریم؟ زندانی کم داشته و داریم؟ شکنجه کم اتفاق افتاده و میافتد؟ تجاوز در زندان کم پیش آمده و میآید؟ حقوق زنان رعایت میشود؟ کودکان سرانجام خوشی دارند و کم آزار میبینند؟ اقلیتهای مذهبی و قومی کم مورد هجوم و ظلم جمهوری اسلامی قرار میگیرند؟
به راستی کدام مورد از نقض حقوق بشر است که در ایران توسط جمهوری اسلامی اتفاق نیافتاده و نمیافتد که انقدر «مشتاق» آن هستند که هر خبری را بدون اطلاع باور کنند؟ روی سخنام با کسانی است که بدون آنکه واقعیت را در نظر بگیرند، تنها و تنها میخواهند آن خبری که شنیدهاند با هر کیفیتی درست باشد.
ماجرای ترانه موسوی که بسیاری آن را واقعیت میدانند و بسیاری چون من آن را واقعیت نمیدانند، نمونه همین مساله است. دلائل زیادی هم دارم برای این موضوع، از جمله اینکه چرا بعد از یک سال هنوز هیچ شخصی مطلقا پیدا نشده که او را بشناسد و از او حرفی بزند؟ میگویند خانوادهاش تحت فشار است. بین این همه کشته و شهید چرا تنها این یک نفر خانوادهاش تحت فشار است و … و… بسیاری مسائل دیگر که میشود گفت. تنها مستند کسانی هم که حرف ترانه موسوی را میزنند حرفهای کروبی و الویری است. خب چه دلیلی است که اینها هم اطلاعات غلط ندارند و نداشته باشند؟
قصدم اینجا این نیست که ماجرای ترانه موسوی را باز کنم و بگویم درست بوده یا نه. اما اگر این چنین موضوعاتی با سند و دلیل و مدرک بیان شود، راهی برای جمهوری اسلامی و کیهاننشیاناش میماند که این چنین مسائلی را دستآویز کنند؟ همین رسانهها که چنین اخباری را پخش میکنند چرا اخباری که در تکذیب اخبارشان است منتشر نمیکنند.
صدور حکم برای اعدام «محمد یوسف رشیدی» که تا همین چند شب پیش هم ایمیل اینکه به اعداماش اعتراض کنید را داشتم، مگر از همین سایتهایی مثل آژانس ایران خبر و غیره در نیامده بود؟ مگر همین سایتها نبودند که در روز ۲۲ خرداد فیلم تظاهراتی گذاشته بودند که مردم در آن با لباس زمستانی بودند؟
سوال این است که با این همه موارد نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی در جمهوری اسلامی چه نیازی به «دروغگویی» و … است؟ جمهوری اسلامی که به اندازه دهها دیکتاتوری دارد ظلم و ستم میکند. توحش نیروهای انتظامی و بسیجاش در خیابانها و کوی دانشگاه به روشنی مشخص و روشن بود، دروغگویی حاکماناش در سخنان و رسانههایشان پیدا است، پس چه نیازی است به این دروغگوییها؟ غیر از این است که این شایعات و دروغها از دامن خود جمهوری اسلامی بیرون میآید برای همین بدنام کردن مخالفان؟
باور دارم آن کسانی که بینام و نشان و با اسمهای مستعار و جعلی در شبکههای اجتماعی به پخش این خبرها کمک میکنند و کسی که در برابرشان قرار میگیرد را آماج حمله قرار میدهند، جز ماموران امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی کسی نیستند. آنها هستند که این فضای رسانهای را مسموم کرده و میکنند و به پخش این قبیل اخبار مبادرت میکنند.
چنین خبری از یک دختر منتشر شده، چندین نفر روزنامهنگار و فعال حقوق بشر پیگیر قضیه میشوند، هر چه جستوجو میکنند با خبر منتشر شده از زمین تا آسمان فرق دارد، سایت هرانا که منتشر کننده خبر است و مدعی است خبرنگارش تحقیقات محلی کرده است، هیچ چیزی برای گفتن ندارد و هیچ حرفی نمیزند. اینجا جز سایت هرانا کسی مسئول هست؟ بسیاری دوستان میگویند ایمیل میزنیم و حتا جواب هم نمی دهند؟
اینجا مخاطب به چه انگاشته میشود؟ به هیچ که حتا پاسخی دریافت نمی کند. هر رسانه مسئول آن خبری است که منتشر میکند و باید جوابگوی افکار عمومی باشد، اما شاهد هستیم که اینگونه نیست.
تنها عدهای که میخواهند و دوست دارند این خبر درست باشد و از نظرشان اگر نباشد، جمهوری اسلامی پاک و منزه است، بدون هیچ تحقیق و سوالی میگویند همین است که هست. جمهوری اسلامی سرتاپایاش نقض حقوق بشر و جنابت است، نیازی هم به این دروغپردازیها نیست، چرا که جمهوری اسلامی خود دروغ است و تندیسی از جنایت.
- کارآگاهی شدهایم برای خودمان امروز، یادم باشد اگر فرصتی شد شیاد پلیس جنایی هم بتوانم بشوم. خانمی که تماس گرفته بود، الان دوباره که ساعت حدود سه نیمه شب است و گزارشگران مطلع هرانا احتمالن خواب هستند، در مورد مساله برگزاری ختم در قیطریه و گیشا گفت که این اشتباه به خاطر این صورت گرفته که بستگانشان در تهران شش ماه پیش از منطقه گیشا به منطقه قیطریه نقل مکان کردهاند و ایشان به اشتباه این مساله را عنوان کردهاند. باز هم تاکید داشتند که در مورد تجاوز هیچ حرفی نمیتوانند بزنند و پزشک قانونی می تواند تشخیص دهد. ایشان اضافه هم کردند که وقتی کسی در محل نبوده بدون شک نمیتوانسته بفهمد که چنین مسالهای برای برخورد با بدحجابی صورت گرفته و یا اجرای حکم خدا.
- خدا داند. گفتم تا خود خانواده اظهار نظر نکنند نمیشود چیز دقیقی گفت. که گفتند خانواده در حال حاضر به هیچ عنوان نمیتواند
مدیار






تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ at ۸:۴۶ ب.ظ
جناب مدیار تلاش شما برای روشن شدن حقیقت ارزشمند است اما متاسفانه همان انتقادی را که از منتقدینت میکنی خود به آن دچار هستی. میگویی:«باور دارم آن کسانی که بینام و نشان و با اسمهای مستعار و جعلی در شبکههای اجتماعی به پخش این خبرها کمک میکنند و کسی که در برابرشان قرار میگیرد را آماج حمله قرار میدهند، جز ماموران امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی کسی نیستند. آنها هستند که این فضای رسانهای را مسموم کرده و میکنند و به پخش این قبیل اخبار مبادرت میکنند.» خودت از این که به تو تهمت بزنند ناراحت هستی و در عین حالا داری منتقدین خودت را مامور جمهوری اسلامی میخوانی. میخواهی آدمهای داخل ایران نام و نشان بدهند که چه بشود. جالب است نسبت به قتل الناز بابازاده تردید داری و میگویی تا خانوادهاش نگویند نمیشود حرفی زد اما با یقین میگویی کسانی که در برابر تو قرار میگیرند مامور جمهوری اسلامی هستند! نکن دوست عزیز٬ اسیر دعواها و فرقهبازیها نشو این را خیلی دوستان دارم به تو میگویم. به جای تخریب دیگران سعی به روشن شدن حقیقت بکنی. آن قسمتی که به نظرت حقیقت است را منتشر کن. تصور من این است که تو قبول داری که دختری به نام الناز بابازاده وجود داشته است که شخصی با نشان دادن کارت بسیج با او درگیر شده است و بعد او را به قتل رسانده است همین خبر را کار کن و به آن بپرداز اما تمام تلاشت را داری میکنی که دیگران را افشا کنی که در انتشار خبر غلو میکنند و از آن بدتر هرکس را که مخالف حرف تو حرف بزند را مامور جمهوری اسلامی میخوانی؟ آیا این کار تو خبررسانی درست است. دانستن حقیقت ماجرای الناز را به خدا واگذار میکنی اما در مامور جمهوری اسلامی بودن مخالفانت تردید نداری؟ عجیب نیست؟
تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ at ۹:۴۸ ب.ظ
آقای سمیع نژاد چرا اینطوری می کنی برادر.داستان راست یا دروغ میشد بهتر حلش کرد. با رفتارهای سنجیده تر همه ما موفق تر خواهیم بود. هدف ما تخریب هرانا یا هر سایت و شخص دیگری نیست و هدف مامبارزه با رژیم دیکتاتوری است که همه از ظلم اون بیش از ۳۰ سال است در عذابیم. یک داستان منجر به این شد که شما حرف هایی که تا امروز میدانستی که مورد استفاده حکومت قرار می گیره نزدی و امروز دیگه چیزی باقی نذاشتی. حفظ خونسردی و جلوگیری از تفرقه بین ما مخالفین ج ا بزرگترین هدفی ست که نباید فراموش کنیم. شما تحقیق می کردی و خبر درست را در وبسایت خودت رهانا می گذاشتی و در بالاترین هم اینقدر دهن به دهن نمی شدید. همه مکالمات و نوشته ها شده تهمت. این همون چیریه که ج ا میخواد و الان داره به ما می خنده.
تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۰۳ ق.ظ
برای بلوا
بلوا باز هم مطلب ار اشتباه برداشت می کنی و راه را کج می روی برادر من
من کجا گفتم منتقدین این خبرها را پخش می کنند؟ کجای همین نوشته چنین چیزی آوری. گفتم ماموران جمهوری اسلامی این خبرها را پخش می کنند.
اسمت بی خود بلوا نیستا
تیر ۲۳م, ۱۳۸۹ at ۵:۳۱ ق.ظ
مدیار جان، فضای رسانه ای مسموم است. ولی ای کاش فقط این فضا مسموم بود. این را هم بخوانید.نوشته ای است زیبا:
“همه به جان هم افتادهایم. تاب هم را نداریم. رقابت را جای رفاقت نشاندهایم. این روی صحنه است. پشت سر برای هم خنجر میکشیم. دشنام میدهیم. یکدیگر را مامور میخوانیم.”
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/07/107552.php