انتحال _ plagiarism

در مورد انتحال، سرقت ادبی، دست‌برد فکری یا ایده دزدی یا plagiarism ، مطالب و تعاریف زیادی تاکنون نوشته شده و به این مسأله بسیار مهم پرداخته شده است. در ویکی پدیا تعریف خوب و ساده‌ای از این موضوع ارائه شده : «انتحال، دزدی علمی، دستبرد فکری یا ایده‌ دُزدی به معنی «تخصیص دادن خلاقیت ادبی یا پژوهشی دیگری یا بخشی از آن یا متن ناشی از آن به خود، گویی که خود شخص آن را خلق کرده است.» دستبرد فکری ممکن است بدون رضایت صاحب اصلی اثر و یا با رضایت وی انجام شود. دستبرد فکری اگر در حوزه ادبیات باشد دزدی ادبی، اگر در حوزه هنر باشد سرقت هنری و اگر در حوزه پژوهش‌های دانشگاهی انجام شود سرقت علمی نامیده می‌شود. به زبان ساده دستبرد علمی یا ادبی یعنی رونویسی کارها یا ایده‌های دیگران و انتساب آن‌ها به خود.»

 در عین حال که تعاریف و طبقه‌بندی گوناگونی برای انتحال یا ایده دزدی مطرح شده و برای آن انواع مختلفی نیز برشمرده شده است. مانند این مقاله  که انواع آن را از قول جلال‌الدین همایی ۱۱ مورد عنوان می‌کند یا این‌جا که پنج شکل برای آن متصور شده است.

در ویکی پدیا هم‌چنین اشاره شده است که «در ادبیات آموزش دانشگاهی، دستبرد فکری توسط دانشجویان، استادان، یا پژوهشگران را نادرستی آموزشی می‌دانند و متخلفان مورد انتقادات و تنبیهات آموزشی قرار می‌گیرند. در روزنامه‌نگاری، سرقت حقوق معنوی نقض اخلاق روزنامه‌نگاری شمرده می‌شود و با متخلفان معمولاً برخورد می‌شود که این برخوردها می‌تواند شامل برخوردهای انضباطی باشد. البته برخی نیز ادعا دارند که ناخودگاه آن‌را انجام داده‌اند.»

به طور کلی اما می توان انتحال را به سه شکل دیگر هم عنوان کرد: یا عمدی است، یا سهوی است یا ناآگاهانه و ناخودآگاه.

تعریف انتحال به صورت عمدی کاملا مشخص است و آن این است که شخصی  کل یک مطلب یا بخشی از  نوشته‌ی کسی را با آگاهی تمام برداشته و به نام خود منتشر کند. اگر این مسأله به اشتباه یا فراموش کردن ذکر منبع اصلی بیاید هم انتحال سهوی خواهد بود. و اگر کسی که این‌کار را کرده آگاهی نسبت به مطلب برداشته شده نداشته باشد و نداند که چنین کاری کرده است، انتحال ناخودآگاه یا ناآگاهانه خواهد بود.

مسأله این است که در هر سه صورت تغییری در اصل ماجرا نمی‌کند و به محضی آگاهی از قضیه و یا اعتراض نویسنده‌ی اصلی، حق و حقوق منبع اولیه و نویسنده‌ی اصلی اثر حفظ و باید از او دل‌جویی شود.

این مسأله متأسفانه در عرصه روزنامه‌نگاری آنلاین فارسی به کرات اتفاق افتاده است و در طول سال‌های گذشته بسیاری از حقوق معنوی روزنامه‌نگاران از دست رفته است. اما تأسف اصلی آن‌جا است که اعتراض نویسنده‌‌گان اصلی به این قضیه جور دیگر تعبیر شده و نویسنده‌ی اصلی بدهکار ماجرا می‌شود.

حدود سه چهار ماه قبل مطلبی در نت فیسبوک‌ام نوشتم و چندین مورد از این مسائل را که به شخصه برای خودم اتفاق افتاده بود، لیست کرده و به آن اعتراض کردم. پنج لینک از پنج سایت مختلف را که چنین عملی از آن‌ها سر زده بود را نوشته و به آن پرداخته و اعتراض کرده و خواهان رعایت «اخلاق رسانه‌ای» شدم. برای شفاف شدن موضوع دو مورد از آن‌ها را اشاره می‌کنم:

یک ـ مورد اول گزارش خودم بود در رادیو زمانه  و خانه حقوق بشر ایران که اسفند ماه ۱۳۸۹ نوشته و منتشر شده بود و حدود ۱۰ ماه بعد بخش‌های عمده‌ای از آن به صورت کاملا مشخص و کپی برداری شده در سایت جرس منتشر شد و مصداق تعاریفی شد که در ابتدای این نوشتار به آن اشاره شد. (نگاهی به هر دو گزارش و خواندن آن کاملا به مسأ‌له کمک می‌کند.)

دو ـ مورد دوم برعکس شد، خبری را که سایت خانه حقوق بشر ایران نوشته بود (این سایت چهار ماه است که فعالیت خود را متوقف کرده و از چهار ماه گذشته تاکنون پایین است، برای همین لینک خبر از جرس گذاشته شده است که با ذکر منبع خبر را منتشر کرده بود) با تغییرات بسیار جزئی در حد دو یا سه کلمه این‌بار در رادیو زمانه بدون ذکر منبع  به صورت کپی برداری و منتشر شد.

از چند سایتی که نوشته‌ی مذکور صاحبان آن را مخاطب قرار داده بود، تنها مسئولین رادیو زمانه بودند که با رعایت اخلاق رسانه‌ای پی‌گیر موضوع شدند و که این مسأله در قبال سکوت دیگر رسانه‌ها و عدم پاسخ‌‌گویی‌شان بسی جای خوش‌حالی داشت و غنیمتی بود. عنوان شد که خبر مورد اشاره دوم از سوی شخصی دیگری ارسال شده و در مصاحبه با او نوشته شده است. بدیهی بود که مصاحبه به این شکل در نمی‌آید، بعد از بحث و بررسی و پی‌گیری این لحاظ شد که خبر از سوی شخص دیگری ارسال شده و نویسنده گزارش زمانه اطلاع نداشته است که قبلا این خبر منتشر شده است.

با وجود فاصله‌ی زمانی یک هفته‌ای و پخش خبر در تمامی سایت‌ها به همان شکل منبع اولیه، مبنا را بر این قرار دادم که حتمن اصل ماجرا این است و نویسنده گزارش زمانه «ناآگاهانه» مرتکب انتحال شده است. با این وجود ماجرا را پی‌گیری نکرده و به دلائلی که دیگر لازم به بیان نیست، اصراری بر ذکر منبع اصلی نکردم. از این مسأله همان‌طور که گفته شد چند ماهی گذشته، اما به علت این‌که طی چند روز گذشته در یک فضای کاملا دوستانه و به دور از حب و بغض، تعداد معدودی از دوستان با بحث بر سر این مسائل سعی در رد این مسأله کرده و با انتقادهای بسیار سازنده‌ی خود به این ماجرا پرداختند با توجه به قولی که داده بودم، به همان شکل این مسأله را شفاف بیان کردم. دل‌ام هم نیامد از انتقادات سازنده این دوستان و بحث بسیار دوستانه‌شان تشکر نکنم که این روزها در میان ما کیمیا است، معمولا در این‌گونه موارد سعی بر تخریب طرف مقابل و سعی بر وارونه گفتن حقایق به دلائل گوناگون می‌شود که در این مورد خوش‌بختانه به هیچ عنوان به این شکل نشد! تنها دوست بسیار فرهیخته‌ای گفته بود که بر سر این مسأله نویسنده این سطور دچار اشتباه شده‌ است، با این توضیح که مبنا بر این قرار گرفت که این انتحال یا سرقت ادبی یا ایده دزدی یا هر اسم دیگری که بر روی آن است یک انتحال ناآگاهانه بوده است، فکر می‌کنم این قضیه برعکس باشد و نویسنده خاطی باید مسئولیت‌پذیر باشد.

گر چه این توضیحات تکرار همان بحث چند ماه قبل نبود که تمام شده بود، تنها شفاف کردن موضوعی بود که در آن جمع بسیار دوستانه پدید آمده بود و سعی کردم که با پرداختن به آن چیزی یاد گرفته باشیم.

در مورد سرقت ادبی مطالب مختلفی روی اینترنت به زبان فارسی وجود دارد که دعوت می‌کنم دوستان را به خواندن آن‌ها. برای مثال این مقاله

مدیار

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

از گذشته

حلقه دوستان

روزانه

  • photo from Tumblr

    #paris #eiffel #tour (at Tour Eiffel)


    05/22/13

  • photo from Tumblr

    يك هفته پيش اين درخت‌ها همه خشك بودند در #اسلو نمي‌دونم تو يك هفته چي شد!


    05/21/13