قبل از این نوشته بودم که مجموعهی حکومتی ایران اعم از دولت و دستگاه قضایی و … صلاحیت لازم را برای نگه داری و حفظ جان زندانیان ندارند و به آنان در این زمینه هیچ اعتمادی وجود نداشته و نخواهد داشت. حکومتی که خشونت و رفتار سرکوبگرانهی خود را به صورت عریان نشان میدهد و از توجیه و یا انکار آن هیچ ابایی ندارد، به هیچ عنوان نمیتواند مرجعی صاحب صلاحیت برای ادارهی زندانها و اجرای عدالت برای متهمان و زندانیان باشد.
در واقع همانگونه که همه میدانیم بازداشتهای صورت گرفته در طول یک ماه گذشته بر اساس سناریویی نوشته شده بود که از ۲۲ خرداد آغاز شد. در این میان به علت وجود معترضان خیابانی و حضور میلیونی آنها در خیابان بسیاری از شهروندان بر اساس همان خشونت عریان و سرکوبها بازداشت و روانهی زندانها شدند. در دو هفتهی بعد از انتخابات بر اساس آمار منتشر شده ۳۵ نفر به دست نیروهای انتظامی و بسیج کشته شدهاند که بیشتر آنها جوانان بین ۱۸ تا ۳۰ ساله بودهاند. اشکان سهرابی و بهمن جنابی دو تن از کشته شدهگان تنها ۱۹ سال سن داشتهاند. با فروکش کردن اعتراض در خیابان سرکوب و خشونت از سوی نیروهای حکومتی فروکش نکرده و ادامهی این خشونت عریان در زندانها و به دور از چشم افکار عمومی و گروههای مدافع حقوقبشر در جریان است. سهراب اعرابی یکی دیگر از قربانیان سرکوب و خشونت سیستماتیک و مهندسی شدهی این روزها است. اعلام شده است که این جوان ۱۹ ساله در روز ۲۵ خرداد ماه و در خیابان به ضرب گلوله کشته شده است، آن هم به دست آن بسیجی که از بالای پشتبام مقر گردان ۱۱۷ عاشورا اقدام به تیراندازی به سوی مردم کرده بوده است. اما یک نکتهی ابهام آمیز در این مورد وجود دارد و آن این است که اگر وی در ۲۵ خرداد تیر خورده و کشته شده است چرا خانوادهی وی ۱۶ تیرماه برای وی کفیل گذاشتهاند و دادگاه هم آن را قبول کرده است؟ گذاشتن کفالت برای یک زندانی و قبول کردن دادگاه انقلاب به این معنی است که سهراب اعرابی زنده بوده است! بدون شک نمیشود برای کسی که مرده در دادگاه کفیل گذاشت. این موضوع دارای دو وجه میتواند باشد؛ اول اینکه سهراب اعرابی تا آن روز یعنی ۱۶ تیر زنده بوده است و بر اثر اتفاقاتی که در زندان اوین بر او گذشته جان خود را از دست داده است . در دومین حالت که باز هم بر فرض زنده بودن او در ۱۶ تیر استوار است اینکه مسئولان قضایی و زندان به علت وخیمتر شدن حال او بر اثر تیر خوردن تصمیم به آزاد کردن او گرفتهاند و کفالت خانواده را قبول میکنند، اما بسیار دیر بوده است. یعنی یا بر اثر شدت شکنجهها و یا بر اثر عدم رسیدهگی پزشکی. نکتهی قابل توجه اینجا است که امکان ندارد یک جسد اسماش در لیست زندانیها برود و در شمار زندانیان به حساب آید، ضمن اینکه خانوادهی وی قبل از آن به پزشکی قانونی مراجعه کرده و او را نیافته بودند. خانوادهی او گفته بودند که به همه جا برای یافتن فرزندشان رفته بودند و پزشکی قانونی یکی از آن اماکن بوده است.
نکتهی قابل توجه اینجا است که گفته شده است جای گلوله در پیکر وی مشاهده شده است، این بدان معنی است که حالت دوم برای این جوان درگذشته حالت محتملتری است و جای هیچ شکی باقی نمیماند که باز هم مسئولین زندان اوین و دستگاه قضایی مرتکب یک عمل جنایتکارانهی دیگر شدهاند. آنها جوانی تیر خورده را به مدت دو هفته در حالی در زندان نگاه داشتهاند که نیاز مبرم به امکانات سریع پزشکی خارج از زندان داشته است و آنها از این کار خودداری کردهاند. متاسفانه مسئولین زندان اوین در حال تبدیل این زندان به قتلگاه هستند و این مورد نقض مسلم و آشکار حقوقبشر است که از سوی آنان بارها و بارها تکرار شده است.
روز گذشته گزارشی از مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران دربارهی وضعیت زندانیان در زندان اوین منتشر شد. در این گزارش آورده شده بود که بسیاری از کسانی که در خیابانها بازداشت شدهاند مجروح و زخمی به زندان اوین منتقل شدهاند و تعداد بسیار بالای زندانیان اجازهی رسیدهگی به زندانیان را نمیدهد. البته این موضوع سوای کمکاری و اهمال همیشهگی مسئولین زندان اوین در قبال حفظ جان زندانیان است. سهراب اعرابی نیز یکی از این زندانیان بوده که وضعیت بسیار خطرناکی داشته است و مسئولین زندان در قبال وی کوتاهی کردهاند. باز هم به گزارش مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران اشاره میکنم مبنی بر اینکه وضعیت زندان اوین چیزی شبیه وضعیت قرمز است، حال این نکته را با حرفهای بستهگان سهراب اعرابی مقایسه کنید که گفتهاند: «روز جمعه برادر بزرگتر سهراب برای تحویل جنازه مراجعه کرد و به گفته خودش در میان ۵۰ تا ۶۰ عکس که به او داده شد، عکس دوم سهراب بوده که او شناسایی کرده است». این نکته بدین معنی است که تعداد زیادی در روزهای گذشته در زندان یا خیابانها به دست نیروهای دولتی و حکومتی کشته شدهاند و یا بر اثر فشارهای غیر متعارف و شکنجه و عدم رسیده گی پزشکی جان خود را از دست داده یا میدهند. زندانیان زندان اوین روزگار را به سختی میگذارانند و مرتکب نقض حقوقبشر به طور بیسابقهیی هستند. لازم است که قبل از وقوع فاجعهیی دیگر نسبت به این اعمال جنایتکارانه پایان دهند. زندانیان سیاسی بدون فوت وقت و بی هیچ قید و شرطی باید آزاد شوند و این بر عهدهی همهی مردم ایران است که در دفاع از آنان از هیچ تلاشی فروگذاری نکنند.
به اعتقاد من سهراب اعرابی نه در خیابان بلکه در زندان اوین جان خود را از دست داده است. شواهد همه از این قضیه حکایت میکنند



تیر ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۷:۴۱ ب.ظ
evin is tartaros. hell of hells. i don’t know what happens there but i am so afraid 2 stop asking,2 let it go, fade into oblivian
تیر ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۷ ب.ظ
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
مدیار جان حالا نوبت ماست که در حد توانمان یک حالی به گرداب بدهیم.آن چه که لازم است انجام شود بسیار ساده است و نه نیازی به مهارت دارد و نه نیازی به وقت اضافه….
کافیست در هر سایت علمی , فرهنگی , ورزشی , هنری , دینی , سیاسی , ادبی , سکسی و هر سایت دیگری اعم از ایرانی و خارجی که می روید و در آن خبر نامه مشاهده می کنید ایمیل سایت دروغ پرداز گرداب یعنی info@gerdab.ir که ایمیل اصلی گرداب است را در آن ها ثبت کنید.اسپم ها و هرزنامه ها را هم فراموش نکنید .خلاصه هر چه که دیدید دریغ نکنید.
مطمئنا حجم بالای ایمیل دمار بچه های گرداب و سپاه را در خواهد آورد و تا سرحد مرگ عصبانیشان خواهد کرد.اگر تعداد زیاد باشد هیچ کاری از دستشان بر نمی آید.
آذر ۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۱ ب.ظ
ba salam
khaste nabashid
omid mir sayyaf ro ham yademon nare ke khodamshahe2d pe2ikre bijanesh dar rooye takhte behdari andarzgahe 7 evin byydam. goftand khodkoshi kardeh.on ro raha kadrdand ta ba on hale vakhimesh az dast bere. vaghti ham ke komaKE PEZESHKI KHADSTIM GOFTAND TAMAROZ MIKONE VELESH KONID.
آذر ۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۳ ب.ظ
OMID DAR ORDIBEHESHTE 88 DAR ZEND2ANE EVIN BAR ASARE BITAVAJOHI BEHDARI VA MASOLINE ZENDAN EVIN JAN BAKHT
R2OOHASH SHAD