روز گذشته، ۱۷ اسفند ماه ۱۳۸۹ برابر با ۸ مارس، روز جهانی زن، بنا بر فراخوان «شورای هماهنگی راه سبز امید» و جمع زیادی از گروههایی مختلف و سایتها خبری قرار بود در ایران تجمع اعتراضی در اعتراض به بازداشت میرحسین موسوی، مهدی کروبی، فاطمه کروبی و زهرا رهنورد و در حمایت از «حقوق زنان» برگزار شود. «سهشنبههای اعتراض» عنوانی است که برای چهار سهشنبه آخرین ماه امسال از شروع بازداشت رهبران جنبش سبز مطرح و روی آن تبلیغ شده بود.
آنچه روز گذشته در خیابانهای ایران و به ویژه «تهران» اتفاق افتاد، حکایت همان «خشونت عریان» و «بازداشتهای گسترده» همراه با «توهین و تحقیر» شهروندان بود. بسیاری از شهروندانی که روز گذشته در خیابانها برای اعتراض حاضر شده بودند، به صورت «فلهای» بازداشت شدند. خشونتی که در هنگام بازداشت شهروندان صورت میگرفت، بسیار غیرانسانی و و کاملا غیر قانونی بود.
با همهی اینها آنچه که در مورد پوشش خبری اتفاقات دیروز تهران و دیگر شهرها، به خصوص در مورد نحوهی پوشش اخبار بازداشت و خشونتهای به کار رفته در سایتهای خبری و از طرف روزنامهنگاران خارج از کشور اتفاق افتاد، در سطحی بسیار پایین بود. در ابتدا و در زیر نگاهی میکنیم به تعداد و عناوین خبرهای مرتبط با این روز با چند سایت مهم خبری:
کلمه، سایت میرحسین موسوی
استقرار نیروهای امنیتی و انتظامی در فاطمی، ونک، ولی عصر و انقلاب (خبری کوتاه)
حضور معترضان، گارد ویژه و گشتهای اخلاقی در میرداماد (خبری کوتاه)
سحامنیوز، سایت حزب اعتماد ملی و مهدی کروبی
حضور معترضان، گارد ویژه و گشت های اخلاقی در خیایان میرداماد (به نقل از کلمه)
استقرار نیروهای امنیتی و انتظامی در خیابان های مشهد در سه شنبه ۱٧ اسفند (به نقل از جرس)
برخورد شدید نیروهای ضد شورش با مردم-۱۷اسفند (فیلمی است در یوتیوپ منتشر شده بود)
جرس، جنبش راه سبز
بازداشت گسترده زنان و دختران در روز جهانی زن (به نقل از رهانا)
برخورد شدید نیروهای ضد شورش با مردم- ۱۷ اسفند (فیلمی که در یوتیوپ منتشر شده بود)
چهره تهران مجددا امنیتی – پادگانی شد (به نقل از کلمه با تغییر تیتر)
استقرار نیروهای امنیتی و انتظامی در خیابان های مشهد در سه شنبه ۱٧ اسفند (خبری کوتاه)
ندای سبز آزادی
بازداشت گسترده زنان و دختران در روز جهانی زن (به نقل از رهانا)
حضور گسترده نیروهای امنیتی در تهران (سه فیلمی است که در یوتیوپ منتشر شده بود)
۱۷ اسفند / باردیگر چهره شهر تهران امنیتی شد (خبری کوتاه)
روزآنلاین
آنقدر مأمور بود که انگار جنگی در پیش است! (گزارشی نه چندان بلند به نقل از تعداد زیادی خبرنگار)
تحول سبز
۱۷اسفند/حضور مادران عزادار در پارک لاله (خبری کوتاه)
۱۷اسفند /باردیگر چهره شهر تهران امنیتی شد (همان خبر کوتاه ندای سبز آزادی که به نقل از خود این سایت نوشته شده است)
۱۷ اسفند/پارک انبوه ماشین های شخصی در پیاده روها (خبری کوتاه)
رادیو زمانه
حضور گسترده نیروهای امنیتی در روز جهانی زن (به نقل از کلمه، رهانا و جرس)
رادیو فردا
شاهدان عینی از حضور گسترده نیروهای امنیتی در تهران خبر می دهند (خبری کوتاه)
حضور انبوه نیروهای امنیتی و شلیک گاز اشک آور، معترضان را پراکنده کرد (خبری کوتاه)
دویچه وله
«جو شدید امنیتی» در تهران همگام با روز جهانی زن (گزارشی کوتاه)
خودنویس
سهشنبهای که مردان مسلح نگران حضور زنان بودند (چیزی شبیه یک گزارش خیلی کوتاه یا خبر که یکی دو خطی هم به نقل از رهانا دارد و همان فیلم منتشر شده در یوتیوپ)
۱. در ۱۰ سایت فوق که از جمله مهمترین و یا پر سر و صداترین سایتهای خبری و تحلیلی و یا اطلاعرسانی فارسی هستند و بسیاری از ایرانیان برای کسب اخبار به این سایتها مراجعه میکنند، از خشونت گستردهی نیروهای امنیتی، بازداشتهای بسیار زیاد که از عدد «صدها» برای آن میتوان یاد کرد، تنها ۱۱ خبر یا گزارش اختصاصی منتشر شده است که از این ۱۱ خبر ۸ مورد آن خبرهای کوتاه است که برخی از این خبرها از چهار پنج خط هم تجاوز نمیکند.
۲٫ یازده خبر منتشر شده در این سایتها اختصاصی است که یا به نقل از «شاهدان عینی» است و یا «خبرنگاران» سایتهای مذکور منتشر و نوشته شده است. سوال اینجا است که چهگونه «خبرنگاران یا شاهدان عینی» این سایتها از جمه ندای سبز، تحول سبز، کلمه، جرس و… روایتشان از خیابانهایی که پر از خبر خشونت و بازداشت و نقض حقوق شهروندان است از سه چهار خط فراتر نمیرود؟ سایت روزآنلاین در گزارشش ۶ بار خبرها را به گزارش «خبرنگاران روز» و «خبرنگار روز» (هر کدام سه بار) و شاهدان عینی (۷ بار) نقل و منتشر میکند، با این همه شاهد عینی و خبرنگار چگونه است که در این سایت تنها یک گزارش از ۱۷ اسفند وجود دارد که گزارش نسبتا بلندی هم با توجه به این همه منبع خبری نیست؟
۳٫ در ۱۱ سایت فوق ۲۲ خبر از وقایع روز گذشته ایران منتشر شده است که ۳ خبر از آنها بازنشر فیلمی منتشر شده در یوتیپوپ است و ۸ خبر نیز کپی پیست و یا گزارش خبر سایتهای دیگر است. از آن همه وقایع خشونتآمیز، از آن همه بازداشت مرد و زن و از آن همه نقض قانون تنها سه گزارش در روزآنلاین و دویچه وله و رادیو فردا منتشر شده است. که گزارش دو سایت آخری نیز گزارش بلند و کاملی نیست.
۴٫ بیشترین اخبار پوشش داده شده از وقایع ۱۷ اسفند ماه متعلق به سایت جرس با ۴ خبر است که یکی از آنها انتشار فیلم و دو خبر دیگر نیز بازنشر اخبار دیگر سایتها است. اما با نگاهی به آرشیو این سایتها در طول یک هفته گذشته در مییابیم که هر کدام از این سایتها دهها مقاله، مصاحبه، گزارش، بیانیه و فراخوان و پوستر در باب اعتراض و تجمع روز ۱۷ اسفند ماه منتشر کردهاند. تنها وبسایت خبری تحلیلی جرس از تاریخ ۱۵ اسفند ۱۷ الی اسفند ماه ۱۴ خبر، گزارش و بیانیه در باب اعتراض این روز منتشر کرده است.
۵٫ نکته اینجا است که بیشتر اخبار منتشر شده نیز به نقل از توییتر، فیسبوک و یا شهروندانی است که در تهران هستند و پیش از درج در این سایتها منتشر شده بودند. اگر مانند من اخبار را از توییتر به طور مرتب دنبال کنید، این نکته به راحتی قابل دستیابی است.
۶٫ روز گذشته بی بی سی فارسی، دویچه وله و رادیو زمانه که در چنین روزهای اقدام به پوشش و گزارش لحظه به لحظه میکردند، از این کار امتناع کرده و چنین گزارشی نداشتند!
در زیر نگاهی میاندازیم به عملکرد تعدادی از روزنامهنگاران همین سایتها در فیسبوک و اینکه آیا به پوشش این اخبار در فیسبوکشان دست زدهاند یا نه. صفحات فیسبوک ۲۲ روزنامهنگار را چک کردم تا ببینم در ارتباط با پوشش اخبار دیروز دست کم در فیسبوکهایشان چه کردهاند و آیا عملکردشان مانند رسانههایشان بوده است یا خیر.
رادیو فردا (دو مرد و یک زن)
بازنشر خبر از وقایع اول اسفند: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
نوشتن خبر وقایع ۱۷ اسفند به صورت استاتوس: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
انتشار ویدئوهای مربوط به وقایع ۱۷ اسفند: خبرنگار اول ۰ فیلم/خبرنگار دوم ۰ فیلم/ خبرنگار سوم ۰ فیلم
دویچه وله (دو مرد و یک زن)
بازنشر خبر از وقایع اول اسفند: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۱ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
نوشتن خبر وقایع ۱۷ اسفند به صورت استاتوس: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
انتشار ویدئوهای مربوط به وقایع ۱۷ اسفند: خبرنگار اول ۰ فیلم/خبرنگار دوم ۰ فیلم/ خبرنگار سوم ۰ فیلم
روزآنلاین (سه مرد)
بازنشر خبر از وقایع اول اسفند: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
نوشتن خبر وقایع ۱۷ اسفند به صورت استاتوس: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
انتشار ویدئوهای مربوط به وقایع ۱۷ اسفند: خبرنگار اول ۰ فیلم/خبرنگار دوم ۰ فیلم/ خبرنگار سوم ۰ فیلم
جرس (دو زن و یک مرد)
بازنشر خبر از وقایع اول اسفند: خبرنگار اول ۱ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۱ خبر
نوشتن خبر وقایع ۱۷ اسفند به صورت استاتوس: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
انتشار ویدئوهای مربوط به وقایع ۱۷ اسفند: خبرنگار اول ۰ فیلم/خبرنگار دوم ۰ فیلم/ خبرنگار سوم ۰ فیلم
ندای سبز آزادی (دو مرد)
بازنشر خبر از وقایع اول اسفند: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر
نوشتن خبر وقایع ۱۷ اسفند به صورت استاتوس: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر
انتشار ویدئوهای مربوط به وقایع ۱۷ اسفند: خبرنگار اول ۰ فیلم/خبرنگار دوم ۰ فیلم
* تنها دو خبرنگار از این سایت میشناختم
تحول سبز (یک مرد)
بازنشر خبر از وقایع اول اسفند: خبرنگار اول ۰ خبر
نوشتن خبر وقایع ۱۷ اسفند به صورت استاتوس: خبرنگار اول ۰ خبر
انتشار ویدئوهای مربوط به وقایع ۱۷ اسفند: خبرنگار اول ۰ فیلم
* تنها یک خبرنگار از این سایت میشناختم
رادیو زمانه (سه مرد)
بازنشر خبر از وقایع اول اسفند: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۱ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
نوشتن خبر وقایع ۱۷ اسفند به صورت استاتوس: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۱ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
انتشار ویدئوهای مربوط به وقایع ۱۷ اسفند: خبرنگار اول ۰ فیلم/خبرنگار دوم ۰ فیلم/ خبرنگار سوم ۰ فیلم
خودنویس (یک زن و دو مرد)
بازنشر خبر از وقایع اول اسفند: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
نوشتن خبر وقایع ۱۷ اسفند به صورت استاتوس: خبرنگار اول ۰ خبر/خبرنگار دوم ۰ خبر/ خبرنگار سوم ۰ خبر
انتشار ویدئوهای مربوط به وقایع ۱۷ اسفند: خبرنگار اول ۰ فیلم/خبرنگار دوم ۰ فیلم/ خبرنگار سوم ۰ فیلم
بازداشت شهروندان در داخل ایران و در خیابانها چگونه «خبری» است؟ بازداشت صدها شهروند همراه با خشونت و ضرب و شتم دارای «ارزش خبری» نیست؟ آیا این خبرها فاقد «عناصر خبری» لازم برای درج، پوشش و انتشار هستند؟
سایتهایی که دهها فراخوان میدهند و بیانیهی گروههای مختلف را برای حضور مردم در خیابانها منتشر میکنند، سایتهایی که پوستر و ویدئو طراحی میکنند و میسازند به قصد حضور مردم در خیابانها، چه وظیفهای دارند در مقابل بازداشت و خشونتی که بر آنها در خیابان میرود؟
آیا اتفاقاتی که دیروز به ویژه در تهران افتاد مشابه همان خبرهای سال قبل و بدتر از آن نبود؟ آیا به خاطر درج و انتشار اخبار همان روزهای سال گذشته ایران در فیسبوک و توییتر به اعتراضات مردمی ایران لقب «اولین انقلاب دیجیتالی دنیا» داده نشد؟
وظیفهی روزنامهنگارانی که از کشور خارج شدهاند چیست؟ آیا تمام سایتهایی که اقدام به انتشار فراخوانها و بیانیهها و تبلیغات برای حضور مردم در خیابان میکنند و مدعی هستند که در خیابانهای تهران «خبرنگار» دارند و با «شاهدان عینی» زیادی در ارتباط هستند، نباید خبرنگارانشان که خارج از کشور هستند، صدای همکارنشان در ایران باشند؟ چهطور میشود که همکاران خبرنگار در خیابانها بدوند و به آنها خبر برسانند، اما خبرنگاران خارج از کشور صدای آنها نباشند؟ اگر بازداشت صدها نفر در خیابانها «ارزش خبری» ندارد و نمیشود برای آنها وقتی گذاشت، آیا نباید حرمت همکاران خبرنگارانی که در خیابانها با هزاران خطر برای تهیه خبر میروند را نگاه داشت؟
ممکن است این نوشتار برای برخی از همکاران روزنامهنگارم تلخ باشد و آنها را خوش نیاید، اما دوستان و همکاران باید نگاه کنند به عملکردشان چرا که تلخ شدن مزاج این دوستان، در برابر تلخیهایی که شهروندان و روزنامهنگاران در خیابانهای تهران میبینند و بر آنها میرود، هیچ است و در واقع مهم هم نیست. شاید بد نباشد جامعه روزنامهنگار خارج از کشور به خود و عملکردش نگاه جدیتری داشته باشد.
قرار بود ما صدای آنها باشیم که در ایران و در دل خطرها ماندهاند، بد نیست نگاه کنیم که امروز کجا ایستادهایم و روز ۱۷ اسفند که مردم در خیابانها کتک میخوردند و بازداشت میشدند، چه میکردیم.
مدیار



ینه به سینهی کودتاچیها شعارهای تند هم میدهد و باز هم میآید و میگوید موسوی رئیسجمهوری من است. بعد آقا مینشیند و علیه موسوی و کروبی سخن میگوید که اینها چون به مردم چیز دیگر میگویند و فلان و بهمان، رهبر نیستند و این جیرهخواران سی سالهی ولایت باید بروند و…! عجب! حال چه کسی گفته شما قد و قوارهی این هستی که برای یک ملت تعیین تکلیف کنی الله اعلم!
بعد از اینکه صبح امروز خبر درگذشت امیر جوادی را نوشتم دوست داشتم که صحت نداشته باشد اما متاسفانه صحت داشت و باز هم ما ماندیم و غمی دیگر و زندانبانان و یک قتل دیگر. ایمیلی رسید دوباره که در مورد چهگونهگی درگذشت امیرجوادی سخن گفته است، به رسم امانت آنرا بدون کم و کاست اینجا میگذارم:








