Tag Archive | "خبرگزاری فارس"

Tags: , , , , , ,

خبر کشته شدن ۳۰ نفر از عوامل بمب‌گذرای مهاباد و ذکر چند نکته


غریب نیست که بشنویم، چندین نفر در فلان روستای و فلان شهر و فلان شهرستان کردستان بازداشت شده‌اند، غریب نیست که بشنویم اهالی کردستان یک باره ناپدید می‌شوند و در زندان‌ها پیدا می‌شوند. عادت کرده‌ایم بشنویم اهالی کردستان به راحتی حکم اعدام و زندان می‌گیرند. غریب نیست اطلاق واژه‌ی «کانون نقض حقوق بشر» به کردستان.

عادت کرده‌ایم و نمی‌دانیم که این عادت مسأله‌ی خوف‌ناکی است و با استفاده از همین عادت است که بد می‌کنند. شاید به خاطر همین عادت است که توقع زیادی  دارند  برخی اوقات؛ خبرگزاری فارس که به طور معمول از همه‌ی رسانه‌ها زودتر «خبرهای خاصی» را گزارش می‌کند و باید باور کنیم که به خاطر «حرفه‌ای بودن» خبرنگاران‌اش است و نه چیز دیگر! از کشته شدن ۳۰ تن «از اشرار و عوامل اصلی جنایت بمب‌گذاری در مهاباد» خبر داده است. این خبر چند نکته دارد به نظرم:

فرمانده قرارگاه سید‌الشهدا و مسئول اجرای عملیات گفته که در بامداد روز گذشته این اتفاق افتاده است، اما خبر آن توسط خبرگزاری فارس در ساعت ۹:۱۰ شب گزارش شده است. یعنی چیزی در حدود ۱۲ تاخیر در پخش این خبر. شاید خسته بودند بعد از این عملیات! دیر خبر را مخابره کرده‌اند.

دیگر این‌که به هیچ عنوان اشاره نمی‌شود این اتفاق در کدام نقطه از کشور و کدام منطقه افتاده است و تنها اشاره می‌شود که ۳۰ تن به «هلاکت» رسیده اند.

سوال این‌جا است که نیروهای امنیتی کشور که در عرض دو روز می‌توانند چنین شبکه‌ی تروریستی را پیدا کرده و ۳۰ تن از «عوامل اصلی» بمب گذاری مهاباد را «هلاک» کنند و در عرض همین دو سه روز پیدا می‌کنند که «برنامه‌ریز» اصلی اقدام تروریستی مهاباد «موساد و سیا» بوده‌اند، چه‌گونه است که قبل از وقوع این حوادث خبردار نمی‌شوند و نمی‌توانند جلوی آن را بگیرند؟ واقعیت این نیست که چند بی‌گناه و بی‌خبر را این‌چنین می‌کشند و می‌گویند عوامل اصلی را کشتیم؟

چرا می‌گویم چند نفر بی‌گناه و بی‌خبر»؟ فرمانده قرارگاه سیدالشهدا و خبرگزاری فارس خود طوری «کُد» می‌دهند که هر کسی همین احساس را می‌کند! وسط مصاحبه‌ای که در مورد عوامل تروریستی و کشتار آن‌ها و موساد و سیا هست، چه‌گونه است که جناب فرمانده به یک‌باره یادش می‌افتد از «عشایر» کرد بگوید و از «نقش» آنان در دوران «دفاع مقدس» یاد کند؟ چه ربطی دارد؟ هر کسی فکر نمی‌کند یک چیزی هست که واجب کرده در این خبر به طور اتفاقی یادی از عشایر هم بشود؟

یک سوال هم هست چرا همه‌ی این عملیات‌های مرگ‌بار به دست سپاه انجام می‌پذیرد؟

مدیار

Posted in ایران

Tags: , , , , , ,

حقوق بشر و مخالفت با اعدام به شیوه خبرگزاری فارس


خبرگزاری فارس همیشه خبرهای «funny» زیاد دارد، اما برخی اوقات دیگر زیادتر از حد funny می‌شود، آن هم وقتی است که به عنوان یک «رسانه» خود را موظف می‌داند، کار «تبلیغی» برای رئیس دولت کودتا، یعنی شخص احمدی‌نژاد انجام دهد.

خبر سنگسار سکینه محمدی آشتیانی در طی ماه‌های گذشته و پرداخت وسیع به آن در رسانه‌های دنیا، به شکل خوبی بار دیگر وضعیت نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی را سر زبان‌ها انداخت و مسئولین جمهوری اسلامی مجبور شدند که نمایش‌های تلویزونی و دروغ‌های متنابهی در این زمینه آماده کنند. امری که بدون شک باعث می‌شد در سفر نیویورک از احمدی‌نژاد در مورد آن سوال شود و قابل پیش‌بینی هم بود که چه رسوایی به بار خواهد آمد، که به بار هم آمد.

اما خبرگزاری funny فارس از هفته‌ی گذشته تصمیم گرفته در این زمینه مقابله به مثل کند و رفته  و پیدا کرده که یک زن ۴۱ ساله به نام «ترزا لوییس» در آمریکا هفت سال است که زندانی است و محکوم به اعدام شده است. خبرگزاری funny فارس در یکی از این گزارش‌های پشت سر هم که از سر فوران حقوق بشر نوشته شده است، هفت هشت بار اشاره می‌کند که این خانم دچار ناراحتی و اختلالات روانی است و به اشتباه این «مادر و مادربزرگ» را به اعدام محکوم کرده‌اند. بعد چند خط پایین‌تر از قول وکیل او می‌گوید که «رفتار لویس در زندان نمونه بوده است و این یکی از دلایل مبنی بر اشتباه بودن حکم اعدام است.» (البته این گزارش به نقل از هافینگتون پست نوشته شده است)

کاری به این نیست که اگر اختلالات روانی دارد پس چگونه رفتار «نمونه» در زندان دارد، همه می‌دانیم که حکم اعدام بد است و حکمی است خشونت‌آمیز چه برای سکینه محمدی و چه برای ترزا لوییس، چه در آمریکا و چه در ایران و چه در هر جایی از دنیا. بحث این است که حالا خبرگزاری فارس چه‌گونه دل‌اش به یک باره برای یک زن اعدامی آمریکایی تپیده است؟ آن هم در آستانه‌ی سفر نیویورک و جایی که احمدی‌نژاد به شکل بدی در مورد سکینه محمدی گاف داده است.

خبرگزاری فارس در طی ۹ روز گذشته ۱۵ خبر و گزارش در مورد ترزا لوییس منتشر کرده است و به اصطلاح خبر رسانی ویژه‌ای در این مورد داشته است. امروز هم از قول گاردین نوشته است که «خبرگزاری فارس سکوت رسانه‌های آمریکا در قبال ترزا لوییس را شکست»

این در حالی است که گاردین نوشته است: «خبرگزاری فارس از رسانه‌های آمریکا به خاطر سکوت‌شان در قبال ترزا لویس انتقاد کرده است» این‌که خبرگزاری funny فارس چطوری از این جمله آن تیتر را درآورده، بحث همان funny بودن است و لاغیر.

دیگر این‌که فارس بسیار روی اختلالات روانی ترزا لوییس تاکید داشته است در گزارش‌ها. گاردین نوشته است که ضریب هوشی ترزا لوییس بر اساس تست هوش ۷۲ بوده است و بر اساس قوانین آمریکا افرادی که زیر ۷۰ باشند اعدام نخواهند شد. البته فارس به این موضوع هیچ اشاره‌ای نداشته است.

فارس در پایان یکی از گزارش‌های خود در این زمینه می‌نویسند: «بر اساس این گزارش، آمریکا از جمله کشورهایی در جهان است که در آن شمار بالای اعدام وجود دارد.» این جمله از زبان رسانه‌ی حامی دولتی که رتبه دوم اعدام در دنیا را دارد زیاد عجیب نیست، به هر حال ماله‌کشی را باید رعایت کنند دیگر. اما جالب این‌جا است که گاردین نوشته است که حکم اعدام ترزا لوییس اولین حکم اعدام یک زن در ویریجینیا در یکصد سال اخیر است!

اعدام فرزاد کمانگر پنج ماه قبل در حالی صورت گرفت که بازجویان و قضات پرونده معترف بودند که او بی‌گناه است و هیچ جرمی مرتکب نشده است، همین خبرگزاری فارس بود که تا چندین روز اتهامات و کارهای عجیب و غریب برای او بر می‌شمرد و اعدام او را توجیه می‌کرد.

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , , , , , , , , , , ,

برخورد با فعالین حقوق بشر زیر عنوان «شبکه‌ی سایبری»


همان‌طور که مشخص بود، رسانه‌های وابسته به دولت احمدی‌نژاد که به صورت زنجیره‌یی اداره می‌شوند، به صورت زنجیره‌یی دروغ می‌گویند، به صورت نجیره‌یی پول بیت‌المال را هدر می‌دهند و از آن ارتزاق می‌کنند، به صورت زنجیره‌یی در اختیار نهادهای امنیتی هستند، به صورت زنجیره‌یی علیه مردم ایران شایعه‌پراکنی، دروغ‌پردازی، دشمن‌سازی، اسناد‌سازی، تاریخ‌سازی، خبرسازی و… می‌کنند؛ به صورت زنجیره‌یی وارد پروژه‌ی برخورد با فعالین حقوق بشر هم شده‌اند.

سایت رجانیوز و روزنامه جوان بعد از کیهان و خبرگزاری امنیتی فارس، به سراغ پرونده‌سازی برای فعالین حقوق بشر رفتند و در کمال ناشی‌گری دو وب‌سایت خبرنامه امیرکبیر و ادوار نیوز را هم وارد پرونده‌ی سراسر دروغ خود کردند. از قضا و هم‌چون تمامی این سال‌ها عمده اتهام تمام فعالین حقوق بشر و سایت‌های‌شان و این دو سایت جدید ارتباط با سازمان مجاهدین و پول گرفتن و خط گرفتن از آن‌ها اعلام شده‌ است. سوال این‌که به راستی اتهام دیگری برای منتقدان و مخالفان خود ندارند. این اتهام دیگر از کلیشه هم گذشته است.

کانون مدافعان حقوق بشر، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کمیته گزارشگران حقوق بشر، شورای دفاع از حق تحصیل، احزاب اصلاح‌طلب، انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها و دفتر تحکیم وحدت، سازمان داشن آموختگان ایران، انجمن دانشجویان پلی تکنیک، فعالین سیاسی و مدنی و حقوق بشری مستقل، وبلاگ‌نویسان، روزنامه‌نگاران و…. همه‌ی این با سازمان مجاهدین در ارتباط هستند؟ آیا یک منقتد و مخالف در این کشور وجود ندارد که با این سازمان در ارتباط نبوده باشد؟ پس جمهوری اسلامی چه کاره است این وسط؟ عاقلانه نیست حکومت را به این سازمان که چنین طیف وسیعی از مردم ایران را تحت پوشش قرار داده است؛سپرده شود؟ وقتی یک سازمان تمام شده و به راستی نابود شده و بی جا و مکان این همه در بین گروه‌های مختلف و مردم نفوذ دارد، خب صلاحیت بیش‌تری برای حکومت کردن دارد تا یک حکومتی که تنها هنرش ایراد این اتهام است!

در پرونده‌سازی رسانه‌‌های هوادار کودتا و مروج خشونت، برخورد و بازداشت فعالین حقوق بشر به دستگیری فعالین «شبکه سایبری» تبدیل شده است؟ عنوانی که در جهت انحراف اذهان عمومی داده شده است.

روز گذشته نیر کیهان و خبرگزاری فارس همین عنوان را تیتریک خود قرار دادند؛ جزئیات انهدام «شبکه‌ی سایبری». این در حالی است که خبررسانی در زمینه‌ی نقض حقوق بشر در ایران که نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی انجام می‌دهند، یکی از اهداف فعالین حقوق بشر است.اقداماتی از جمله گرفتن وکیل برای زندانیان، آموزش و تدریس به کودکان، دیدار و دستگیری از خانواده‌ی زندانیان و دلداری دادن به آن‌ها بابت ظلمی که از طرف دستگاه قضایی بر آنان می‌رود تنها بخشی از فعالیت‌های گروه‌های مداقع حقوق بشر است. کانون مدافعان حقوق بشر با وکلای زبده و حاذق خود همواره در بی‌دادگاه‌های جمهوری اسلامی از زندانیان دفاع کرده است، بچه‌های کمیته گزارشگران حقوق بشر و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، همواره در زمینه‌ی کودکان کار و تدریس به آن‌ها پیش قدم بوده‌اند. این‌ها تنها بخشی از فعالیت‌های انسانی‌ی کسانی چون، شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، میلاد ابراهیمی، محمدرضا لطفی؛ نوید خانجانی، ابوالفضل عابدینی و… غیره است.

حال باید توجه کرد که برگزیدن عنوان شبکه‌ی سایبری از طرف رسانه‌های وابسته به دولت احمدی‌نژاد که این پرونده‌سازی رسانه‌یی را آغاز کرده‌اند چه معنایی دارد و دلیل آن چیست و چه اهدفی را از طرح آن دنبال می‌کنند؟

در طول ماه‌های بعد از کودتای انتخاباتی،‌ خشونت نیروهای امنیتی و کتشار مردم  و موارد نقض حقوق بشر از طریق شهروند روزنامه‌نگارها و اینترنت به تمامی دنیا مخابره شد. دشمنی جمهوری اسلامی با آزادی بیان و هر نوع رسانه‌یی بر کسی پوشیده نیست. جمهوری اسلامی هیچ رسانه‌یی را که مفاسد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی‌اش را مخابره کند و خشونت‌های‌شای‌اش را منتشر کند، تحمل نمی‌کند. توقیف مطبوعات، بازداشت روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان که در سال جاری به عدد ۲۰۰ نزدیک شده است، مسدود کردن خطوط تلفن ثابت و همراه، کم کردن سرعت اینترنت و گسترش شدید فیلترینگ و خریداری دستگاه‌های شنود و کنترل اینترنت و… همه و همه نشان از آن دارد که جمهوری اسلامی آزادی بیان و رسانه و گردش آزاد اطلاعات را چه دشمنی برای خود می‌داند.

این مساله هنگامی که در دادگاه نمایش و استالینیستی بعد از کودتا برگزار شد به خوبی نشان داده شد، آن‌جا که از توییتر، فیسبوک و حتا گوگل به عنوان متهم یاد شد که خوشبختانه مدیران‌شان ایرانی نبودند که بازداشت شوند.

نهادهای امنیتی سال گذشته با شروع پروژه‌ی گرداب و تعریف «شبکه‌ی مضلین» که ساخته‌گی بودنش بعد از چند ماه آشکار شد، سعی در بی اعتماد کردن اینترنت میان عموم ایرانیان داشتند. این پروژه‌ی شکست خورده بعد از یک و به همان شکل قبل باز کلید خورده و این بار فعالین حقوق بشر قربانی این پروژه‌ی شوم رسانه‌های دولتی و نهادهای امنیتی شده‌اند.  آنان از  پروژه‌ی برخورد با فعالین حقوق بشر به نام «شبکه‌ی سایبری» چند هدف را دنبال می‌کند:

  • رواج به اعتمادی عموم ایرانیان به اینترنت (کاری که مدت‌ها است آن را دنبال می‌کنند)
  • جا انداختن این‌که فعالین حقوق بشر تنها در فضای مجازی حضور دارند و فعالیت آنان اینترنتی است
  • برخورد با فعالین و گروه‌های حقوق بشر تحت عناوین دیگر، برای فرار از فشارهای داخلی و بین‌المللی در زمینه‌ی برخورد با مدافعان حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی
  • جلوگیری از اطلاع رسانی توسط گروه‌های حقوق بشر و جلوگیری گزارش موارد نقض حقوق بشر ایران به سازمان‌ ملل و سازمان‌های بین‌المللی
  • صدور حکم‌های سنگین برای فعالین حقوق بشر که تحت عناوین اتهامی دیگر صورت می‌گیرد، آن هم به قصد ارعاب برای دیگر فعالینی که هنوز اسیر نشده‌اند
  • ایجاد بی‌خبری بیش‌تر از زندانیان گم‌نام که عمده‌ی دفاع از آنان بر دوش گروه‌های حقوق بشری مثل کمیته گزارشگران حقوق بشر و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بود و به دست آنان صورت می‌گرفت
  • معرفی فعالین حقوق بشر و گروه‌های مدافع حقوق بشر به عنوان گروه‌های معاند و بی اعتبار کردن آن‌ها از در داخل و خارج

این‌ها بخشی از اهداف این پرونده‌سازی رسانه‌یی است که از طرف کیهان، خبرگزاری امنیت فارس، رجانیوز، روزنامه جوان و… با کمک نهادهای امنیتی آغاز شده است. این اهداف بیش‌تر اهداف کوتاه مدت هستند و بدون شک اهداف دراز مدت آنان در آینده‌یی نزدیک به ادامه‌ی این پرونده سازی آشکار خواهد شد. تنها افشاگری و حمایت قاطع از فعالین حقوق بشر که در زندان شدیدن برای اعتراف‌ها و ساخت برنامه‌های تلویزیونی زیر فشار هستند می‌تواند این پروژه را خنثی کند.

مدیار

Posted in حقوق بشر, حقوق‌ شهروندی

Tags: , , , , ,

چند نکته از تداوم پرونده سازی خبرگزاری امنیتی فارس برای فعالین حقوق بشر


خبرگزاری امنیتی فارس همان طور که در مطلب پیشین نوشتم، باز هم با همراهی نهادهای امنیتی مانند سال گذشته که فعالان اینترنتی را به عنوان یک شبکه معرفی می‌کرد و در مورد آنان مسائل دروغ را اشاعه می‌داد، از روز گذشته شروع به پرونده سازی و ساخت اتهامات جدید برای فعالین حقوق بشری دست زده است.

بعد از اطلاعیه دیروز که دروغ بودن و سناریو نویسی در آن موج می‌زد، باز هم امروز دست به انتشار دروغ‌های تازه زده است. دروغ‌هایی که مصداق بارز «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» است. گر چه این خبرگزاری امنیتی ـ نظامی به خاطر داشتن مصونیتی آهنین مشکلی متوجه‌اش نخواهد شد و با این گزارش ها علیه مردم ایران به راحتی هم‌چنان به کار خود ادامه خواهد داد.

صرف نظر از دروغ‌گویی‌ها و  مطالب کذبی که در گزارش خبرگزاری امنیتی فارس آمده، چند نکته‌ی جالب وجود دارد:

  • علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی همین هفته‌ی گذشته بعد از نزدیک به ۷۰ روز بی‌خبری مطلق با خانواده‌ی خود تماس گرفتند. ۷۰ روز تمام همه مراجع و مسئولین قضایی از این دو نفر اعلام بی‌خبری می‌کردند، تا سرانجام هر دو از زندان اوین با خانواده‌ تماس گرفتند. حالا و بعد از ۸۰ روز برای معرفی وکلای کانون مدافعان حقوق بشر در این گزارش نام محمد علی دادخواه به عنوان وکیل این دو نفر ذکر می‌شود. این اگر پرونده سازی نیست پس چیست؟
  • در باب تاسیس مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گفته شده که تارا نیازی، سما بهمنی نیز عضو موسسین مجموعه بودند که یک دروغ کاملن آشکار است و به هیچ عنوان چنین چیزی نبوده است. البته اعضای خود مجموعه به احتمال زیاد در مورد این موراد توضیح خواهند داد.
  • نکته‌ی دروغ دیگر این است که بهزاد مهرانی وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار عزیز ما را هم از اعضای اصلی مدیریت این تشکل ذکر کرده‌اند. این توهم که ناشی از نادانی گزارشگر امنیتی فارس و نیروهای اطلاعاتی است، از آن‌جا ناشی می‌شود که نه بهزاد  مهرانی را می‌شناسند نه گروه حقوق بشری مجموعه فعالان را. بهزاد مهرانی تقریبن یک ماه به صورت آن هم اسمی در مجموعه عضو شد که هیچ فعالیتی هم در آن نکرد. عنوان چنین مساله‌ی یعنی پرونده سازی و اشاعه دروغ!
  • نکته‌ی کودکانه‌تر این گزارش به تروریست معرفی کردن فعالین حقوق بشر بازمی‌گردد که در مورد این دروغ بزرگ باید به تمام گروه‌ها و فعالین حقوق بشری که در این گزارش نام‌شان آمده تبریک گفت که جه اندازه در فعالیت‌های حقوق بشری خود درست عمل کرده‌اند که نهادهای امنیتی و ناقض  حقوق بشر را وادار به این دروغ گویی بزرگ کرده‌اند.
  • نکته‌ی خنده‌دار دیگر که دروغ بودن آن را به طور کامل آشکار می‌کند این است که راه اندازی کمپین یک میلیون امضا را به بچه‌های کمیته گزارشگران حقوق بشر ربط داده‌اند که دیگر چه بگوییم…
  • مساله‌ی دیگر گذاشتن دو عکس از ایمیل کیوان رفیعی از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر است که دو عکس کاملن ساخته‌گی است. اگر ایمیل کیوان رفیعی در اختیار آنان بود و همه‌ی این اتهاماتی که  در مورد او عنوان شده،  صحیح بود، باید پرسید تنها یک چت شوخی و یک ایمیل حاوی پتیشن علیه حکم اعدام در این ایمیل وجود داشت؟ نوشتن با این ادبیات زیبا نیست، اما خر خودتان هستید نه مردم…
  • و دیگر این‌که «بهاییت» را در این گزارش به عنوان «فرقه‌ی ضاله بهاییت» معرفی کرده‌اند! جالب این‌که همین ماه گذشته در برابر چشم جهانیان به دروغ عنوان می‌کردند که بهاییان در ایران دارای حقوق شهروندی و اجتماعی هستند.
  • اصرار بر این که این گروه‌ها به آمریکا و سطوح بالای دولت آمریکا در ارتباط بوده‌اند که دیگر آن قدر ادعای نخ نما و پوسیده‌یی است که ارزش سخن گفتن در مورد آن وجود ندارد.

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , , , ,

سناریوی جدید: شبکه سازی برای کنشگران حقوق بشر در زندان


سال گذشته در همین روزهای پایان سال بود که سپاه پاسداران با اطلاعیه‌های خبر از «شبکه‌های اینترنتی» داد که وابسته به «آمریکا» و دیگر کشورهایی بودند که «علیه جمهوری اسلامی» فعالیت می‌کنند. خبر و اطلاعیه‌یی که از همان جنس «توهم توطئه» بود و به خاطر افشارگری‌هایی که در مورد افراد بازداشت شده و شکنجه‌هایی که شده بودند، علی‌رغم تبلیغات وسیع نهادهای امنیتی از طریق صدا و سیما و رسانه‌های دولتی و پخش برنامه‌هایی مانند «شوک» به شکست انجامید و این پروژه مسکوت ماند.

در همان روزها بود که امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس در زندان به خاطر کوتاهی مسئولین زندان و پزشکان زندان اوین جان خود را از دست داد و باعث شد که سال ۱۳۸۸ را از همان روزهای آغازین با مرگ یک زندانی سیاسی و روزنامه‌نگار در زندان اوین شروع کنیم، سالی که از بهارش همه چیز پیدا بود.

حالا درست در سال‌گرد این جریان، باز هم سپاه پاسداران و باز هم از طریق ارگان امنیتی خود «خبرگزاری فارس» اقدام به اطلاعیه‌یی سراسر دروغ کرده که در آن چندین و چند فعال سیاسی و گروه مختلف را در سناریویی جدید به شکل یک «شبکه» معرفی کرده و سعی می‌کند که فعالین حقوق بشر و برخی افراد بازداشتی و فعالین مختلف را به صورت یک شبکه‌ی سازمان یافته که باز هم طبق روال همیشه از آمریکا و سازمان سیا ساپورت می‌شده‌اند.

گزارش سال قبل خبرگزاری فارس و گزارش امروز این خبرگزاری وابسته به نهادهای امنیتی کاملن شبیه هم است و خبر از یک سناریوی جدید می‌دهد. به شکل جالبی هر دو اطلاعیه با گفتن این که این شبکه «در یک سلسله عملیات پیچیده فنی ـ اطلاعاتی» بازداشت شده‌اند. در حالی که این بازداشت تنها با اطلاع قبلی صورت گرفته و یا بر اثر شکنجه‌های که بازداشت شده‌گان قبلی تحمل کرده‌اند. ضمن این‌که اکثریت مطلق این فعالین حقوق بشر با اسم واقعی و مشخصات اصلی خود مشغول فعالیت بوده‌اند.

تفاوت این دو اطلاعیه این جا است که در اطلاعیه امروز سپاه پاسداران فعالین و کنشگران و گروه‌های شناسنامه دار هدف قرار گرفته‌اند  و نهادهای امنیتی که در طول چند ماهه‌ی اخیر بدون هیچ واهمه‌یی به اتهام زنی و دروغ‌گویی پرداخته‌اند، خبر از یک سناریوی دیگر می‌دهند. در این اطلاعیه گروه «ایران پروکسی» به «مجموعه فعالان حقوق بشر» ربط داده شده است و این دو گروه را در ارتباط با یک‌دیگر معرفی کرده است که یک دروغ کاملن آشکار و روشن است.

اوج دروغ‌گویی و سخنان بی‌ربط در این اطلاعیه آن‌جا است که «هم زمان به منظور تسهیل و گسترش فعالیت‌های این شبکه، در اقدامی هماهنگ از سوی برخی از کشورهای اروپایی، نام گروهک‌ منافقین نیز از لیست گروه‌های تروریستی خارج شد.»  این اوج توهم توطئه در میان دستگاه‌های امنیتی و از سوی خبرگزاری فارس است که چنین مسائلی را مطرح و سعی می‌کنند که کنشگران حقوق بشر را در زندان تحت فشار قرار دهند.

بر اساس خبرهایی که از زندان اوین دارم، فعالین حقوق بشری که در اسفند ماه بازداشت شده‌اند به شدت تحت فشار هستند و افراد مختلفی که بازداشت شده‌اند در ماه‌های اخیر بابت این پرونده تحت فشار هستند، تا ناکرده‌ها قبول کرده و وادار به اعتراف بشوند.

نکته‌ی دیگر جالب توجه این است که دقایقی بعد از صدور این اطلاعیه سایت‌های وابسته به مجموعه فعالان حقوق بشر از دسترس خارج شده و با مراجعه به سایت این گروه به سایت گرداب هدایت می‌شوید. همان سایت وابسته به سپاه که سال گذشته چنین سناریویی را آغاز کرده بود. سایت گرداب در مواقعی این کار را انجام می‌دهد که بتواند اطلاعات کامل سایت را در اختیار داشته باشد.

مخلص کلام این است، فعالین حقوق بشری بازداشت شده به شدت تحت فشار هستند و مجبور به اعتراف به کارهایی نکرده شده‌اند.

مدیار

Posted in حقوق بشر

Tags: , , , , , , , , , , ,

خشونتی که از قبل توجیه شده بود، مراقب سناریوها باشیم


خشونت بی‌حد و حصر نیروهای انتظامی  و به ویژه بسیجی  و سپاهی در روز عاشورا به کشتن شدنن چندین نفر انجامید که تا کنون دست کم در ۹ مورد تایید شده است. بر خلاف روزهای بعد از کودتا رسانه‌ها امنیتی و اشخاص مسئول زود به صرافت افتاده‌اند که این ماجرا را خود در دست بگیرند و از همان ابتدا با دروغ‌های‌شان از رسوایی هر چه بیش‌تر یکی دیگر از جنایت‌ها گذر کنند. «پرونده‌ی کشته‌سازی» را امروز بسیار زود در رسانه‌های نظامی امنیتی فارس و کیهان دیدیم و در روزهای بعد هم بیش‌تر خواهیم دید و از زبان مسئولان نظامی و قضایی هم خواهیم شنید.

به باورم خشونت امروز نیروهای نظامی و بسیجی به طور کامل از قبل پیش‌بینی شده بود. کودتاچیان به این نتیجه رسیده بودند که برای سرکوب همیشه‌گی جنبش اعتراضی مردم ایران از خشونت تمام عیار استفاده کنند. این خشونت قرار بود در ۱۶ آذر اتفاق بیافتد، چرا که توجیه این خشونت به طور مشخص در رسانه‌های امنیتی نظامی چون کیهان و فارس انجام شده بود، اما به دلائلی این اتفاق در ۱۶ آذر نیافتاده است و در عاشورا این خشونت عریان اجرا شد. حال شاهد آن هستیم که همان توجیهاتی که قبل از ۱۶ آذر پیش‌بینی شده بود در مورد جوانانی که امروز به دست نیروهای بسیجی و با گلوله‌ی آنان کشته شدند، ارائه می‌شود.

خبرگزاری فارس و کیهان در اقدام هماهنگ از پرونده‌ی کشته‌‌سازی خبر داده‌اند و این که«در روزهای آینده شواهدی از طرف مسئولین» ارائه خواهد شد که پرده از این ماجراها برمی‌دارد. هنوز خون این عزیزان در کف خیابان‌ها خشک نشده و تعداد دقیق آن‌ها مشخص نیست، این دو رسانه از شواهدی که در روزهای آینده ارائه خواهد شد، صحبت می‌کنند!

در روزهای قبل از ۱۶ آذر خبرگزاری فارس چندین خبر دروغ و از اساس بی‌پایه را مبنی بر دستگیری یک گروه تروریستی و ورود آمپول‌های سمی برای «کشته‌سازی در روز دانش‌جو» در تارنمای خود قرار داد. به سرعت رسانه‌های زنجیره‌یی ـ امنیتی این اخبار را پوشش داده و از چنین امکانی در روز دانش‌جو خبر دادند.

این خبرهای دروغ به کار ۱۶ آذر نیامد و حالا در عصر عاشورا و درست ساعتی بعد از کشته شدن چندین نفر به دست نیروهای بسیجی این داستان تکرار می‌شود  و نام کشته‌سازی برای شیهدان امروز عنوان می‌شود و صدا و سیما هم با تمام امکانات خود در جهت پخش این دروغ قدم برمی‌دارد. خبرگزاری فارس در خبرش در این مورد نوشت: «اما این آخرین اقدام فتنه‌انگیزان! در این راستا نبود، چه آن‌که آنان در ایام نزدیک به ۱۶ آذر روز دانشجو، نیز با وارد کردن آمپول‌های سمی (به نقل از رسانه های داخلی) به کشور و توطئه‌چینی، قصد داشتند…»

جالب این‌جا است که این خبرگزاری امنیتی خبر خود را به «نقل از رسانه‌های داخلی» بازگو می‌کند و نمی‌گوید که این خبر دروغ را خود برای توجیه‌ خشونت‌ها در آینده نوشته بوده است. در این زمینه در همان قبل از ۱۶ آذر در پستی تحت عنوان توجیه خشونت در ۱۶ آذر نوشته بودم. به هوش باشیم، که با دروغ‌هایی نظیر پرت شدن یک نفر از پل و تصادف دو نفر و ترور خواهرزاده‌ی موسوی صحنه‌گردان این سناریو نشوند و دروغ‌های‌شان را جا نیاندازند.

مدیار

Posted in ایران, کودتا و سرکوب

Tags: , , , , , ,

بی‌خبری خانواده‌های زندانیان و آگاهی رسانه‌های دولتی


شصت و یک سال بعد از تصویب اعلامیه جهانی حقوق‌بشر و تعهد کشورهای عضو به اجرای آن کلیه‌ی موارد مندرج در ایarton6438ن اعلامیه در ایران نقض می‌شود و جمهوری اسلامی در مقابل این وضعیت به هیچ عنوان پاسخ‌‌گو نیست. حقوق زنان، حقوق کودکان، حقوق کارگران، حق برگزاری تجمع، حق آزادی بیان، حق اعتراض، حق انتقاد، حق داشتن روزنامه‌ و نشریه مخالف و حقوق زندانیان و… به شدت در ایران نقض می‌شود، آن هم توسط نهادهای دولتی و قضایی که موظف به اجرای قانون هستند.

یکی از موارد گسترده‌ی نقض حقوق‌بشر در ایران، نحوه‌ی بازداشت، بازجویی و سیر ابتدایی پرونده‌ی هر متهمی است. به طور معمول در این‌گونه موارد با زندانی به عنوان یک مجرم رفتار می‌شود و او از دیدن وکیل و حق ملاقات با خانواده محروم است. بسیاری از کسانی که بازداشت شده‌اند، مشخص نیست که در کجا نگه‌داری  و به چه اتهامی بازداشت شده‌اند. خانواده‌های زندانیان در مراجعه به مراجع قضایی هیچ جوابی در خوری پیدا نمی‌کنند و هیچ اطلاعی به آن‌ها از وضعیت عزیزشان دریافت نمی‌کنند. این در حالی است که در بسیاری موارد خانواده‌ها با بدرفتاری مامورین و حتا تهدید‌های آنان مواجه می‌شوند.

اصل ۳۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی به صراحت اعلام می‌کند: «هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلائل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت ۲۴ ساعت پرونده‌ی مقدماتی به مراجع صالحه‌ی قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم شود. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات شود.»

ولی آن‌چه که مشاهده  می‌شود عدم پای‌بندی به این اصل قانونی و موارد مشابه مندرج در اعلامیه جهانی حقوق‌بشر از سوی بازجویان و بازپرسان قضات است. اکنون بسیاری از خانواده‌ها حتا از محل نگه‌داری فرزندان خبر ندارند، هنوز اتهام‌شان را نمی‌دانند، وکلا از دیدار و اطلاع از پرونده‌ی  موکلان خود محروم هستند. همه‌ی این‌ها در حال است که اشخاص یا گروه‌ها یا رسانه‌های خاصی این امکان و دسترسی را دارا هستند. نمونه‌ی بارز آن را که در چند روز اخیر دیدیم، دسترسی خبرنگار و عکاس خبرگزاری فارس به مجید توکلی بود.

هنوز مشخص نیست اتهام مجید توکلی چیست، هنوز خانواده‌ی وی از محل نگه‌داری‌اش خبر ندارند، هنوز ارگان بازداشت کننده‌ی وی مشخص نیست، هنوز وکیل وی با او دیداری نکرده است و اطلاعی از پرونده‌ی او ندارد، مساله این‌جا است که این وضعیت برای او مانند دیگر زندانیان تا هفته‌ها و حتا ماه‌های بعد نیز ادامه خواهد داشت. با این حال خبرنگرا و عکاس خبرگزاری فارس می‌تواند به محل بازداشت وی برود و با هماهنگی نیروهای امنیتی تن او لباس زنانه بکند و برای تحقیر از او عکس بگیرد و منتشر هم بکند. زندانی‌یی را که هنوز اتهام‌اش مشخص نشده است. حتا با مجرمان نیز نمی‌توان بنابر شرایط خاص این کار را کرد.

حالا باید پرسید خبرنگاران فارس کیستند که می‌توانند جلوتر از خانواده‌ها و وکلا به زندانی‌ دسترسی پیدا کنند و چه‌گونه فراتر از قانون می‌توانند عمل کنند و بدون اجازه از قاضی و بازپرس چنین عملی انجام دهند. چه‌گونه است که رسانه‌های دولتی اتهام‌های متهمی را که هنوز دادگاهی نشده‌اند در رسانه‌های خود می‌آورند و حتا اعتراف‌های منتشر نشده‌شان را منتشر می‌کنند؟ تمام این‌ها نشان از فضای امنیتی حاکم بر کشور است که توسط نهادهایی مثل سپاه پاسداران به وجود آمده و به قصد سرکوب ادامه پیدا می‌کند.

مدیار

Posted in حقوق بشر, حقوق‌ شهروندی

Tags: , , , , , , , , , ,

حنایی که دیگر رنگی ندارد


خبرگزاری فارس و رسانه‌های زنجیره‌یی امروز به چاپ و انتشار خبر دیروز خود درباره‌ی مجید توکلی ادامه دادند و عکس‌هایی را از وی با لباس زنانه منتش کردند. امروز صبح عکس‌ها را که دیدم تنها چیزی را که باور نمی‌کردم گفته‌ها خبرگزاری فارس و دیگر رسانه‌های زنجیره‌ی کودتا بود. ابتدا فکر می‌کردم که عکس‌ها جعلی است و کار فتوشاپ است، کاری که در رسانه‌های زنجیره‌یی  هوادار کودتا بسیار باب است. این‌چنین خبرهایی به طور معمول در تمامی این رسانه‌ها با هم کار می‌شود. majid-04ایرنا و فارس و رجانیوز و غیره صبح با هم منتشر می‌کنند و کیهان هم شب پوشش می‌دهد، بعد هم به رسانه‌های مخالف که دو تا هم بیش‌تر نیستند می‌گویند زنجیره‌یی!

قصه این بود که لباس تن مجید بود، اما همان‌طور که می‌دانیم یک جای کار می‌لنگید و باید آن‌جا پیدا می‌شد. خوشبختانه پی‌گیری‌ها نتیجه داد و شد این خبر که لباس زنانه مجید را در زندان تنش کرده‌اند آن هم به زور و با ضرب و جرح.

در عکس‌های گرفته شده در این خبرگزاری‌های هوادار کودتا هم دقت کنید می‌بینید که مقنعه‌ را تا بالای ابروهای او پایین کشیده‌اند که آثار این ضرب و جرح مشخص نباشد، اما از آن‌جا که دروغ‌گو علاوه بر کم حافظه‌گی، بی‌حواس هم هست، ندیده جای زخم‌ها را که بیرون مانده است. تنها دل‌ام می‌سوزد به حال آن خبرنگار فارس یا بازجویی که مجبور شده لباس‌اش را بدهد تا تن مجید کنند، البته آن‌جا احتمالن از این صحبت‌ها با هم ندارند، وقتی تجاوز چند نفره به زندانی از نظر شرعی محل اشکال نیست، احتمالا این مورد بلامانع است.

اما نکته‌ی جالب این‌جا است که حنای حکومت دیگر رنگی ندارد، واقعیت این شده که در حال حاضر فضایی پیش آمده که هر حرفی از جانب کودتاچیان و رسانه‌های آنان دروغ فرض می‌شود، حتا اگر این حرف درست باشد (البته این مورد بسیار ندارد که حرفی از آنان راست باشد). قصه قصه‌ی چوپان دروغ‌گو است، آن‌قدر دروغ گفته‌اند که دیگر اگر بگویند  گرگ هم آمده است کسی باور نمی‌کند.

این مساله حتا در بین هواداران خود کودتا و احمدی‌نژاد و خواننده‌گان این رسانه‌ها هم صدق می‌کند. آن بسیجی که به همراه چهل پنجاه نفر باتوم به دست دیگر که پول می‌گیرد تا دانش‌جویان را بزند، شب وقتی کیهان می‌خواند و می‌بیند هزاران دانش‌جو را نوشته‌اند ۱۰۰ نفر، باید مغزش معیوب باشد که قوه‌ و قدرت تشخیص نداشته باشد. آن هوادار دولتی که سیل جمعیت و خشونت نیروهای دولتی را می‌بیند اما در صدا و سیما عکس قضیه را می‌شنود، خود به خود به چیزی شک می‌کند. هر کسی وقتی خبری می‌خواند که هواداران موسوی گاز اشک‌آور شلیک کردند بدون شک یاد اولین چیزی که می‌افتد عقل نگارنده است. هر چه‌قدر هم در مورد هواداران کودتاچیان بدبین باشیم و آنان را متحجر بدانیم (آن قشری که باتوم دست می‌گیرد و خشونت می‌آفریند) باید قبول کنیم که امکان تغییری در آن‌ها نیز وجود دارد، نمی‌توانند این مسائل را ببینند و لحظه‌یی با خود درنگ نکنند. حال آنان که از سر ناآگاهی یا هر چیز دیگری طرف حکومت را گرفته‌اند از اینان چند مرحله جلوتر هستند.

این مساله از نکات مثبت حضور در خیابان است، این‌که این حضور ماهی یک‌بار شده زیاد جالب نیست. این روزها برعکس شد‌ه‌ایم، حالا شاید پیش خودمان فکر می‌کنیم چه‌قدر بد که مناسبت‌های راه‌پیمایی حکومتی این‌قدر کم است، روزهایی که هرگز به آن‌ها فکر نمی‌کردیم و برای‌مان مهم نبودند. حضور در خیابان این مهم را برای حرکت‌ آزادی‌خواهانه‌ی مردم ایران به همراه دارد که دروغ‌های حکومت و رسانه‌های زنجیره‌یی‌اش را بیش از گذشته در معرض رسوا شدن قرار می‌دهد.

داستان پوشاندن لباس زنانه به تن مجید توکلی در زندان توسط بازجویان و همکاری خبرنگاران فارس در این زمینه از نمونه‌ی همین مسائل است که دروغ‌گویان را رسوا می‌کند. دو مساله در این‌جا حائز اهمیت است:

مساله اول این‌که در زندان بر تن مجید توکلی لباسی پوشانده‌اند که به خاطر پوشاندن این لباس به تن زنان و دختران سی سال است در ایران چماق به دست گرفته‌اند. لباسی که بسیاری از زنان ایرانی از آن استفاده می‌کنند، آن‌ها که این‌چنین به قصد تحقیر یک دانشجو در زندان این لباس را پوشانده‌اند قبل از هر چیزی این لباس را تحقیر کرده‌اند و زنانی که این لباس را می‌پوشند. و این‌که  باز هم چون همیشه از زن استفاده‌ی ابزاری کرده‌اند. گویا در فرهنگ حاکمان این دیار زن تنها هنگامی دارای جای‌گاه است که بتوان از آن نوعی بهره‌برداری کرد.

مساله‌ی دوم این است که میزان آزادی بیان و انتقاد و مخالفت با حاکمیت در ایران در چه جای‌گاهی قرار دارد. حتا اگر دروغ خبرگزاری فارس و رسانه‌های زنجیره‌یی کودتا را قبول کنیم، این نکته جلب توجه می‌کند که آن‌ها خود ناخواسته اعتراف می‌کنند که مخالفان‌شان مجبور هستند به هر شیوه‌یی به خاطر بازداشت نشدن و زندانی نشدن از چنگ آنان بگریزند. در واقع آن‌ها خود با زبان بی‌زبانی می‌گوید که در این کشور هیچ آزادی وجود ندارد و هر کسی که حرف مخالفی زد باید یک فراری باشد. این مساله هنگامی قابل تامل تر است که می‌دانیم مجید توکلی قبل از بازداشت در دانشگاه‌ها سخنانی را علیه دولت کودتایی بیان کرده بود.

نبود آزادی بیان و تحقیر و استفاده‌ی ابزاری از زن دو شاخصه‌ی اصلی جمهوری اسلامی در طول سی سال گذشته است که همواره آن‌ها را اجرا کرده است. آنان که چنین پروژه‌ی زشتی را اجرا کردند شاید دیگر باید به این نتیجه رسیده باشند که لباس زنانه به تن یک زندانی کردن آن هم با زور و خشونت در زندان، مساله‌یی نیست که بتوان آن را به راحتی به خورد مردم داد.

مدیار

Posted in حقوق بشر, حقوق زنان, حقوق‌ شهروندی

Tags: , , , , , , , , ,

آنانی می‌ترسند که همه زیر یک چادر بودند نه مجید توکلی


کودتاچیان را آن‌چنان هراس بر دل افتاده که دیگر مانده‌اند چه کنند، گزارش کیهان و بازی  با اعدادش که همه از یک ذهن پرتشویش بیرون آمده مدرک خوبی است برای نشان دادن این ترس. این‌که بنشینند و با اعداد بازی کنند و بگویند آن‌جا ۲۰۰ نفر بودند ما ۵۰۰ نفر و بعد ۱۰ نفری آمدند و دانشجویان باتوم به دست ولایی ۵۰ نفری و هی جمع و منها کنند و دنبال علامت کوچک‌تر و بزرگ‌تر بگردند، خیلی خنده‌دار شده است.47904143

کودتاچیان از ۱۶ آذر امروز بدجور نگران شده‌اند، هر چه می‌گذرد جنبش اعتراضی مردم ایران وسعت و شدت بیش‌تری می‌گیرد و خیال خام آن‌ها برای فرسایش این جنبش به یاس تبدیل می‌شود.

اما عصبانی شدن کودتاچیان در نوشته‌ها و واکنش‌ها و ضرب و شتم مردم به کنار، خوش‌حالی و سرور و لجن‌پراکنی‌شان در قبال بازداشت یک دانش‌جو حکایتی دیگر است. خبرگزاری دریده‌ی فارس و روزنامه‌ی مروج خشونت کیهان چنان از بازداشت مجید توکلی سرمست شده‌اند که «گاوگند چاله دهان» خود را گشوده و هر آن‌چه که خود انجام‌اش می‌دهند به این فعال دانش‌جویی نسبت می‌دهند. رسانه‌های هوادار کودتا که از قاتلان نداها و سهراب‌ها گرفته در ایران، تا تروریست‌های یمنی و لبنانی و طالبانی در افغانستان هواداری می‌کنند و سوای هزینه‌ی معنوی‌یی که می‌پردازند، بشکه بشکه پول نفت این کشور را هم جلوی‌شان می‌گذارند، از ارتباط یک فعال دانش‌جویی با گروه‌های تروریستی دم می‌زنند. حکایتی است که تروریست‌ها و مروجان خشونت و افراط‌گرایی که در صف اول ترویج خشونت قرار دارند آن‌قدر از آزادی‌خواهی یک ملت عصبانی باشند، که عقده‌های روانی‌شان را بر سر یک دانش‌جو خالی کنند.

مجید توکلی را تا به حال چندین بار بازداشت کرده‌اند و ماه‌ها در زندان اوین زیر شدیدترین شکنجه‌های روحی و جسمی قرار داده‌اند. بار اول بسیجیانی که کیهان و خبرگزاری فارس سنگ‌شان را به سینه‌ می‌زنند نشریه‌یی چاپ و در دانش‌گاه توزیع کردند که توهین به مقدساتی بود که خودشان مدعی آن هستند و خود را نماینده‌ی خود خوانده‌ی خدا برای اجرای‌اش می دانند. بعد از این، اتهام چاپ این نشریه را به مجید توکلی و دیگر دانشجویان پلی‌تکنیکی نسبت دادند، پس از ۱۵ ماه بازداشت هم دادگاه مجید و دیگر دانشجویان را تبرئه کرد و رسوا‌یی‌اش ماند برای همینان که چنین نشریه‌یی را منتشر کرده بودند.

بار دگیر نیز مجید را در مراسم لغو شده‌ی مهندس بازرگان نگاه داشتند و باز هم ۱۱۵  روز در زندان اوین زیر شکنجه‌های روحی و روانی شاگردان  سردبیر روزنامه‌ی خشونت طلبان کیهان، حسین بازجو سر کرد و زندانی بود.

کیهان و خبرگزاری فارس که در جعل خبر و دروغ‌پردازی ید طولایی دارند و به همین دلیل هم هست که حامی دولت کودتاچی هستند؛ در خبرهای‌شان از ترس مجید هنگام فرار نوشته‌‌اند و این‌که هم‌چون بنی‌صدر لباس زنانه برای فرار کردن پوشیده است. اما چه کسی می‌ترسد؟

آن‌کس که باتوم‌اش را روی سر زنان و دختران و حتا پیرزن‌ها فرومی‌آورد تا مبادا شعاری بدهند و تجمعی شکل دهند یا مجید توکلی و فعالین دانشجویی؟ آن‌کس که پرده دور دانشگاه می‌کشد تا مردم جنایت‌های‌اش را نبییند یا آن دانشجویانی که با شجاعت در برابر باتوم و گاز اشک‌آور و خشونت بسیجی‌ها و نیروهای انتظامی می‌ایستند؟

آن کسی می‌ترسد که امروز پرده‌یی به اندازه‌ی تمام دانش‌گاه تهران روی سر تمام نیروهای‌اش کشیده بود. آن کسی می‌ترسد که پشت پرده کارهای‌اش را انجام می‌دهد. آن کسی می‌ترسد که جرات ندارد کارش را در برابر چشم مردم انجام دهد. آن کسی می‌ترسد که تعدادی بسیجی را به جای دانشجو با اتوبوس و پرداخت پول به دانشگاه می‌آورد تا چهارتا شعارشان را در صدا و سیما‌ی‌اش پخش کند. آن‌کسی می‌ترسد که هر روز شعله‌ی اعتراض‌ها را بلند‌تر می‌بینند اما سرش را هر روز بیش‌تر در برف فرو می‌کند.

مدیار

Posted in حقوق بشر, حقوق‌ شهروندی

Tags: , , , , ,

توجیه خشونت در ۱۶ آذر


حرکت آزادی‌خوانه و بدون خشونت مردم در طول ماه‌های گذشته، موجب دردسر  ستاد کودتا شده است. واقعیت این است که کودتاچیان حرف‌های زیادی برای گفتن ندارند؛ چرا که این بار با یک شخص یا گروه خاص طرف نشده‌اند، ایستاده‌گی در برابر یک ملت کار هیچ دولتی نیست. آن‌ها به خوبی می‌دانند که نمی‌شود یک ملت را وصل به خارج کرد و اعتراض‌های آنان را «اغتشاش» نامید، هر چند که سعی می‌کنند در بعد تبلیغی این مساله‌ی آشکار را نهان کنند و باور خود را طور دیگری نمایش دهند.

عمل‌کرد هواداران احمدی‌نژاد و دولت کودتایی‌اش ثابت کرده که آن‌ها تمام اعمال‌شان را بر پایه‌ی خشونت و ایجاد رعب و وحشت پایه‌ریزی می کنند. کشتن ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی، امیر جوادی‌فر، اشکان سهرابی، آرمان استخری و ده‌ها جوان دیگر از طرف نیروهای بسیجی، سپاهی و نیروهای انتظامی، هیچ جای صحبتی باقی نگذاشته که این نیروها از اعمال هیچ خشونتی دریغ ندارند.

۱۶ آذر نزدیک است و کم‌تر از یک هفته به این روز اهورایی مانده است. ستاد کودتا با توسل به رسانه‌های خود از روزها پیش، هم‌چون روزهای قبل از روز قدس و ۱۳ آبان، به تهدید و ارعاب و جوسازی علیه مردم ایران پرداخته‌ است. اما در روزهای اخیر اخباری از تریبون‌های ستاد کودتایی دولت530 احمدی‌نژاد منتشر می‌شود که نسبت به آن‌ها باید توجه خاص داشت. اخباری که نشان دهنده‌ی عزم جزم کودتاچیان برای اجرای «جدی» خشونت در این روز است. خشونتی که شاید تا حد کشتار دوباره‌ی مردم بیانجامد. از سوی دیگر می‌توان نشر چنین خبرهای دروغی را برای ایجاد همان رعب و وحشت در بین مردم تفسیر کرد، که با این حربه از آمدن به خیابان پرهیز کنند. خبرگزاری فارس نیوز که در دروغ‌گویی همراه و هم‌گام با دولت کودتا است، در زمینه‌ی نشر این اخبار در صف اول قرار دارد:

اولین خبر دروغ فارس نیوز مربوط به «پروژه‌ی کشته سازی در روز دانش‌جو» است. پروژه‌یی که با پرواز «مرغ خیال» نویسنده‌گان این خبرگزاری، طرح‌ریزی شده، اجرا شده و در میانه‌ی اجرا با دستگیری و بازداشت «خنثی» شده است: «عناصر ضد انقلاب که هر ساله نگاه ویژه‌یی به روز دانش‌جو دارند، با برنامه‌ریزی خطرناکی برای روز ۱۶ آذر امسال، نوعی «آمپول سمی» را به کشور وارد کرده‌اند تا با کشته سازی از میان گروه حامی میرحسین موسوی یک سناریو جدید را آغاز کنند.»

با توجه به خشونت‌طلبی نیروهای سپاهی و بسیجی که حتا از تیراندازی مستقیم به کسی ابا ندارند، انجام این‌کار از سوی آنان هیچ دور از ذهن نمی‌تواند باشد. انشتار این‌گونه اخبار می‌تواند توجیه اقدامات احتمالی آنان در روز ۱۶ آذر باشد، و همان‌طور که گفته شد می‌تواند برای ایجاد رعب و وحشت  نیز باشد. اما چیزی که عیان است، دروغ بودن محض این خبر است.

در خبری مشابه دیگر باز فارس نیوز از خنثی کردن یک شبکه‌ی تروریستی در کرج خبر می‌دهد که از قضا «یکی از دستگیرشدگان این تیم تروریستی، مسوول دفتر یکی از نمایندگان مجلس ششم بوده است» که باز هم از قضا و به سرعت یکی از تروریست‌ها اعتراف کرده که «ادامه‌ی اغتشاشات» در ایران نیاز به «کشته» شدن مردم دارد، تا مردم «انگیزه‌ی» کافی برای حضور در خیابان را داشته باشند.

چیزی که این میان مشخص است، این نکته‌ است که تنها کسی که باور دارد مردم برای حضور در خیابان «انگیزه‌» ندارند خود «جمهوری اسلامی» است. وگرنه چه «انگیزه‌یی» بالاتر از این‌که دولت کودتایی احمدی‌نژاد ساقط شود، سقوط کند و رای مردم پس داده شود. چه انگیزه‌یی بالاتر از این‌که قاتلان بسیجی و سپاهی و شکنجه‌گران‌شان در زندان محاکمه شوند و به سزای اعمال خشونت‌آمیزشان برسند.

غیر از این هیچ آدم عاقلی در دنیا به چنین نتیجه‌یی که این گروه خیالی تروریستی به آن رسیده‌اند، نمی‌رسد. این‌ خبرها به سرعت در حال پخش از منابع و رسانه‌های دولت کودتایی است. آن‌قدر هم این اخبار را منتشر می‌کنند که امر بر خودشان هم مشتبه می‌شود، چنان‌که کیهان انگار که این خبر را همه می‌دانند، بدون این‌که اصل خبر را بنویسد، روی این خبر طنز «گفت و شنود»اش را می‌نویسد.

از طرف دیگر  ستاد کودتا از بعد تبلیغی و روانی هم غافل نمانده است. در طی هفته‌های گذشته گویا کلیه‌ی هواداران دولت بالاخره توانسته‌اند به یک نتیجه واحد در مورد قاتل ندا آقاسلطان برسند و به جای حرف‌های متناقض و همیشه‌گی «آرش حجازی» را قاتل ندا معرفی کنند. امروز نیز می‌خواهند با تجمع چند بسیجی در مقابل سفارت انگلیس به نام دانشجو این کار را ادامه دهند.

با توجه به این‌که در داخل ایران امکان تجمعات مدنی و اعتراضی وجود ندارد، و این امر تنها برای بسیجیان مهیا است، نیروهای خارج از کشور باید در مقابل این اقدام کودتاچیان واکنش نشان داده و در برابر سفارت‌های ایران در اعتراض به قتل ندا آقا سلطان  و دیگر شهروندان ایرانی توسط بسیجیان واکنش نشان دهند.

مدیار

Posted in کودتا و سرکوب

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

از گذشته

حلقه دوستان

روزانه

  • photo from Tumblr

    در راه برگشت از #پاريس #paris


    05/19/13

  • photo from Tumblr

    #eiffel #paris #peace #صلح


    05/16/13