Posted on ۱۶ بهمن ۱۳۸۸
از قضا اینترنت در آستانهی وحشت جمهوری اسلامی، یعنی چند روز مانده به ۲۲ بهمن قطع میشود و از قضا مشخص هم نیست که کی وصل میشود!
جمهوری پلیسی ـ نظامی اسلامی که با انواع اقسام طرحها و برنامهها از جمله «لایحهی جرائم رایانهیی»،«پلیس اینرنت»،«تربیت افسران اینترنتی»، ««ساخت سایتهای جعلی»، «جا زدن مامورین اطلاعات به عنوان مخالف نظام»، «ارتباط با کاربران با هویتهای جعلی»، «ساخت سایتهای معاند»، «صرف هزینههای هنگفت و خرید ادوات و دستگاههای کنترل» و تهدید و ارعاب و بازداشت و زندان و شکنجه، سابق بر این مدعی کنترل کامل اینترنت و خطوط تلفن بود، مانند روزهای بعد از کودتای انتخاباتی هم عمل نکرده و در یک کلام صورت مساله را به خاطر «عاجز» بودن از حل معما پاک کرده است.
قطع اینترنت و پیامک چند روز مانده به ۲۲ بهمن نشان از آن دارد که بر خلاف ادعاهای قبلی هیچ کنترل و نظارتی بر اینترنت نیست، و اینکه ۲۲ بهمن چه روز حیاتی برای جمهوری «بازداشت» است. جمهوری بازداشت از این جهت که دیگر بازداشت ایرانیان خانه به خانه شده است، به جد تصمیم گرفتهاند دست کم سی و هفت هشت میلیون طرفدار موسوی و کروبی «موسوم به جنبش سبز» را بازداشت کنند.
در سیاست خارجی گاه کشورها برای نشان دادن قدرت نظامی خود و یا تاثیر بر کشورهای دیگر«دروغهای دیپلماتیک» میگویند، کاری که در دوران جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب بسیار رایج بود، هر دو طرف از ساخت سلاحهایی خبر میدادند که تازه طرحاش روی میزهایشان بود، اما با این وجود از آزمایش موفقیت آمیز و تولید انبوه آن سخن میگفتند.
جمهوری اسلامی هم از این دروغها کم نگفته؛ اگر اشتباه نکنم در آزمایش «موشک شهاب ۳» بود که از عکسهای موشکهای قبلی استفاده کرده بودند، که نشان میداد هنوز این موشک ساخته نشده است، اما خب دروغ که در جمهوری اسلامی مالیات ندارد، اگر داشت این مجموعه اقلیت انقدر دروغ نمیگفت و احمدینژاد با کودتا رئیس دولت نمیشد!
ولی در کل این دروغها به سرعت آشکار میشوند و همه چیز مشخص میشود. جمهوری اسلامی برایاش مشخص شده که تعداد مخالفاناش بیشتر از ۵۰۰ نفر کیهان و احمدینژاد است، اگر نبود که قطع اس.ام.اس و اینترنت به طور کاملاش برای چه بود. حالا این را هم نمیفهمند که با این کار بیشتر به جنبش سبز خدمت میکنند و بیشتر باعث تبلیغ میشوند. الان ورد زبان همه است که ساعت ۱۰ صبح، ۲۲ بهمن…
یکی نوشته بود، راههای رسیدن به خدا زیاد است، یکی از این راهها از انقلاب تا آزادی در روز ۲۲ بهمن است.
- فقط در این قطع کامل اینترنت ما ماندهایم که چه طور میتوانند سایتها را آن هم بعد از ۱۰ روز از شروع کار فیلتر کنند. نمیدانم چرا اینترنت خودشان قطع نیست!
مدیار
Posted on ۱۸ دی ۱۳۸۸
دادستانی کل کشور با اعلام مصادیق جرائم رایانهیی که در ذیل پنج عنوان؛ «محتوای علیه عفت و اخلاق عمومی، محتوای علیه مقدسات اسلامی، محتوای علیه امنیت و آسایش عمومی، محتوای علیه مقامات و نهادهای دولتی و عمومی و محتوایی که برای ارتکاب جرائم و سایر جرائم به کار میرود» به صورت عملی «استفاده از اینترنت» در ایران را «جرم» اعلام کرده است.
با نگاه سطحی به این «مصادیق جرائم رایانهیی» میتوان به سهولت فهمید که این قوانین تنها با نگاه به پوشش خشونتها و عملکرد جمهوری اسلامی در طی چند ماه گذشته نوشته و به عنوان قانون وضع شده است. با این مصادیق به راحتی تمامی کاربران اینترنت در ایران اعم از مخالف دولت و از موافق جمهوری اسلامی به راحتی در مظان اتهام قرار گرفته و بالفعل هر کاربری در ایران مجرم است؛ حتا یک هوادار دولت نیز وقتی به یک سایت یا وبلاگی که مخالف دولت است در مطلباش برای محکوم کردن «لینک» داده باشد نیز با این تعاریف یک عمل مجرمانه انجام داده است.
این قوانین همه به صورت «کلی» گفته شدهاند و احساس میشود قانونگذار به عمد این کار را انجام داده است تا برای برخورد با کسانی که در مظان اتهام قرار میگیرند مشکل و ایراد قانونی به وجود نیاید. برای مثال موضوع ماده چهارم زیرعنوان «محتوای علیه امنیت و آسایش عمومی» این است که «انتشار محتوا علیه قانون اساسی» از مصادیق جرم است و با متخلف برخورد میشود. یعنی هیچ کاربر اینترنتی در ایران حق ندارد جز تعریف و تمجید از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مطلبی حتا به نقد منتشر کند. در اینجا هیچ تعریف مشخصی وجود ندارد که چه محتوایی علیه قانون اساسی جرم است و اصلن برای چه جرم است؟ قانون اساسی کلام خدا است یا یک دستنوشته مذهبی و مقدس است که انتشار محتوا علیه آن جرم باشد؟
نکتهی جالب دیگر موضع مادهی ۷ زیر عنوان «محتوا علیه مقدسات اسلامی» است که «اهانت به مقام رهبری “امام خامنهای” و سایر مراجع مسلم تقلید» را از مصادیق جرم برمیشمارد. استفاده از لفظ «امام» برای کسی که بزرگترین مراجع تقلید شیعه همچون فقیه عالیقدر مرحوم آیتالله منتظری حتا «مرجعیت» او را رد میکنند و وی را در این زمینه دارای «صلاحیت» نمیدانند، خود حکایت دیگری است. اما اینکه ایشان و مقام وی را جزو مقدسات اسلامی و زیر چنین عنوان در نظر میگیرند، اگر بدعت در دین و ادعای خدایی کردن نیست، پس چیست؟ جالب اینکه با استناد به همین قانون خبرگزاری فارس و اعضایاش از اولین کسانی هستند که مجرم محسوب شدهاند و باید مجازات شوند. چرا که سابقهی توهین مکرر به مراجع «مسلم» تقلید چون آیتالله منتظری و صانعی و غیره را در کارنامهی خود دارند. گر چه باید اذعان داشت که این قوانین تنها علیه مخالفان دولت نوشته شده است و جز این هیچ کاربرد دیگری نخواهد داشت.
جمهوری اسلامی توسط نهادهای امنیتی و قضایی خود در طی چند سال اخیر کوشیده است که فضای اینترنت ایران را همچون فضای واقعی جامعه تهی از آزادی بیان کرده و با ایجاد رعب و وحشت از طریق بازداشتها و تهدیدها و تشکیل ارگانهایی همچون «پلیس اینترنت» کاربران ایرانی را وادار به خودسانسوری کند.اما روشن است که وضع چنین قوانینی هیچ کمکی به دولت برای کنترل اینترنت نمیکند. تجربه ۵ سال اخیر نشان داده است که وضع این قوانین تنها دولت و دستگاهی را به عنوان یک نهاد سرکوبگر و مخالف آزادی بیان معرفی کرده و اسنادی به هزاران اسناد موجود علیه خودش افزوده است. تمام این قوانین سندی است برای نشان دادن اینکه جمهوری اسلامی بزرگترین حکومت مخالف آزادی بیان در تمام دنیا است.
مدیار
Posted on ۲۶ مهر ۱۳۸۸
اولین مصاحبهی اینترنتی میرحسین موسوی رو اینترنت قرار گرفته است، کاری که هر چند دیر انجام شد و لزوم انجاماش بارها تکرار شده بود، اما باز هم و در این مقطع بسیار مفید است.
امیدوارم موسوی به این کار ادامه دهد و کروبی هم قدر این کار را بداند و دنبالهرو باشد. بیشتر از هر چیزی هوادارن جنبش سبز خواستار شنیدن دیدگاهها و نظرات اینان در مورد وقایع و حوادث هستند. سکوت آنها در روزها اخیر جالب نبود، به خصوص در مورد صدور حکم اعدام برای چند تن از کسانی که بازداشتشان حتا قبل از انتخابات بوده است.
امیدوارم حضور موسوی آن هم به صورت تصویری به همین یک مورد ختم نشود و این موضوع به صورت مستمر ادامه یابد.
مدیار
Posted on ۲۳ خرداد ۱۳۸۸

کودتا
فیسبوک… توییتر…یوتیوپ…قلم نیوز… و کل مردم ایران به کارگردانی احمدینژاد و حق وتوی رهبری فیلتر شدند
کارمندان وزارت کشور خبر دادند بیرون: افراد واجد شرایط رای: ۴۹۳۲۲۴۱۲ افراد شرکت کننده در انتخابات: ۴۲۰۲۶۰۷۸ تعداد آرای باطله: ۳۸۷۱۶ ۱ میرحسین موسوی خامنه ۱۹۰۷۵۶۲۳ کروبی ۱۳۳۸۷۱۰۴ محمود احمدی نژاد ۵۶۹۸۴۱۷ محسن رضایی میرقائد ۳۷۵۴۲۱۸ لطفا در اطلاع رسانی این خبر ما را یاری کرده و به دیگران خبر دهید
Posted on ۱۵ خرداد ۱۳۸۸

ده سال پیش، یا شاید کمی پیشتر و یا کمی بعد از آن، هنگامهیی بود که استفاده از اینترنت در کارهای روزمرهی ایرانیان جایگاهی ثابت پیدا میکرد و ما کمابیش با استفادههای مختلف از این تکنولوژی روز آشنا میشدیم. آن روزها زیباترین صدا برای بسیاری از کاربران شبکهی جهانیی ایرانی صدای وصل شدن مودم دیالآپ بود که با ناز و کرشمهی بسیار نوید وصل شدن به اینترنت را به ما میداد. یادتان هست آن روزها را که گاهی باید ۱۰۰ بار شمارهی شرکت سرویس دهنده را میگرفتیم و از بوق اشغال خلاص میشدیم؟
اینترنت در ایران نسبت به آن روزها زیاد فرق زیادی نکرده است. درصد بسیار کمی از ایرانیان به خطوط adsl و وایرلس دسترسی دارند. هنوز بسیاری از ایرانیان از همان خطوط دیالآپ استفاده میکنند. استفاده از adsl هم به آسانی برای همه میسر نیست. اول اینکه هزینهی آن با توجه به وضع اقتصادی بیشتر ایرانیان زیاد و سنگین است. دیگر اینکه برای استفادههای خانهگی بنا بر تصمیم دولت نهم سرعتی بالاتر از ۱۲۸k میسر نیست، آن هم با حجم ترافیکی ۲ یا ۳g که بسیار پایین است. با این سرعت و با این حجم ترافیکی شما حتا قادر نخواهید بود که یک فیلم کامل را دانلود کنید. به همهی اینها اضافه کنید فیلترینگ و اینکه اکثریت سایتها و وبلاگها در محاق فیلتر به سر میبرند. و نکتهی دیگر این که پهنای باندی که به شما تعلق گرفته اختصاصی نیست و سرعت شما در حداقل ظرفیت اعلام شده است.
اینترنت و استفاده از آن این روزها در هر نقطهیی از دنیا یکی از نیازهای اولیهی هر فرد است و این نیاز روز به روز در کشور ما بیشتر حس میشود و نبود اینترنت پرسرعت و با کیفیت در ایران ما را از بسیاری مسائل عقب نگه میدارد.
مجموعهی دولت نهم در طول عملکرد چهار سالهی خود که به جرات میتوان گفت در همهی زمینهها منفی و سیاه بوده است، روی کردی خصومتآمیز با مقولهی اینترنت و استفاده از آن داشت. بسیاری از اعضای دولت نهم به ویژه در وزارت ارشاد و نهادهای شبه نظامی و نیروی انتظامی طرحهای مختلفی را برای محدود کردن استفادهی کاربران ایرانی از شبکهی جهانی ارائه کردند. آنها روزگاری اعلام کردند که هر کس سایت یا وبلاگی دارد باید بیاید و آن را در وزارت ارشاد ثبت کند. طرحی که به طور کامل شکست خورد و طرح کنندهگان را به خشم آورد. ارسال لایحهی پر سر و صدای «جرائم اینترنتی» و ایجاد نهادی به نام «پلیس اینترنت» از دیگر رویکردهای خصومتآمیز در این عرصه بود. در چند ماه گذشته هم با اعلام موجودیت پروژهی “گرداب” و بازداشت و شکنجهی برخی عناصر سایتها و ایراد اتهامات عجیب و غریب به آنها این خصومت شکل جدیتری به خود گرفت. آنان همانطور که میدانیم با ساخت برنامههای تلویزیونی اذهان خانوادههای ایرانی را نشانه رفتند و ایرانیان را متوجه خطر «پدیدهیی» به نام اینترنت را کردند.
کلیهی اقدامهای دولت نهم در حوزهی خدمات رسانی به شهروندان ایرانی نسبت به اینترنت در همین محدودهها خلاصه شد و به طور عملی هیچ اقدام مثبت و شایان توجهیی در این زمینه صورت نگرفت.
این روزها که در روزهای پیش از انتخابات دولت دهم هستیم و کانیداها مشغول ارائهی تبلیغات و شعارهای انتخاباتی خود هستند، شاهد خالی بودن مقولهی مهم اینترنت در شعارها و برنامههای آنان هستیم. واضح است که در این زمینه از دولت احمدینژاد و رضایی نمیتوان انتظاری داشت، چرا که آنان بر تفکری نشستهاند که اینترنت و عرصهی آزاد اطلاعرسانی را دشمن خود و “نظام” می دانند. اما در این میان دو کاندیدای دیگر یعنی موسوی و کروبی هر دو در برنامههای خود از تغییر حرف میزنند و بسیاری موارد دیگر، که شاید به جرات بتوان گفت یکی از راههای تحقق آن داشتن اینترنت پرسرعت و با کیفیت و ارزان برای ایرانیان است. اما شاهد هستیم که این دو هم در این زمینه هیچ طرح و برنامهیی ارائه نکرده و توجهی به این مهم نمیکنند.
شاید یکی از دلائل این باشد که خود کاربران ایرانی با وجود اشراف کامل به این قضیه و رنج بردن از کیفیت اینترنت در ایران این مساله را تا به حال به صورت جدی خواستار نشدهاند. در واقع هیچجایی تا کنون کاندیداها با این سوال مواجه نشدهاند که برای بهتر کردن خدمات اینترنتی و ارائهی کیفیت خوب و ارزان آن چه برنامهیی دارید؟ در مورد فیلترینگ سایتها چهگونه فکر میکنید و چه راهکارهایی برای آن در نظر گرفتهاید؟ یک واقعیت در اینجا وجود دارد که آنها اگر امروز برنامه و طرحی در این زمینه ارائه ندهند فردا نیز پاسخگوی چیزی نخواهند بود، چرا که پیش از این ما چنین چیزی را از آنان نخواسته بودیم.
Posted on ۲۰ بهمن ۱۳۸۷
« با متخلفان وبلاگها که اقدام به انتشار مضامین ممنوع می کنند به شدت برخورد قانونی می کند.»
چتر کنترلی بر روی وبلاگها و سایتهای اینترنتی نیست، هیچ کنترلی برای اینترنت و فضای سایبر وجود ندارد، جز خودسانسوری که برخی به دلائل گوناگون آن را اجرا میکنند. غیر از این فضای اینترنت ایران فضایی است آزاد که هر کس در آن افکار خود را مینویسد و عرضه میکند. اما دولتمردان و حکومتیان نمیخواهند این را.
راه کارهای گوناگونی تا به حال برای این منظور اندیشیدهاند که خوشبختانه تا به حال جواب نداده است. دستگیری و بازداشت وبلاگنویسان که آخرین آنها امیدرضا میرصیافی و مجتبی لطفی هستند، طرح و تصویب لایحهی جرائم اینترنتی در مجلس با محکومیتهای سنگین در نظر گرفته شدهاش، حملهها و تهدیدها از تریبونهای مثل نماز جمعه، و از دیروز هم میشنویم که نیروی انتظامی یکی دیگر از وظائف خارج از وظیفهاش برخورد با وبلاگنویسها و سایتهای اینترنتی است.
البته این برخورد کمی بیشتر از برخورد با وبلاگنویسان و مدیران سایتها است، طرح از برخورد با “کاربران اینترنت” سخن میگوید.
تکنولوژی جلوتر از دیکتاتوری و تمامیتخواهی حرکت میکند و جلوتر از تفکر سنتی، تفکری که حاضر نیست مدرنیته را در دنیای امروز تحمل کند. به سخنان آقای صفار هرندی دقت کنید، نگرانیهای وی گویای همه چیز است:
-
برخی کشورها توانستند ابتدا اینترنت را مهار و سپس به کاربران خود عرضه کنند
-
اینترنت بدون هیچ تحلیل و آگاهی وارد جامعه شد و این امر موجب ایجاد محدودیتها و به نوعی فیلترینگ شده است.
-
از لگد کوب شدن ارزشها در ارسال پیامهای تصویری تلفنی نگرانام
-
باید فناوری وارد شده در تسخیر ما باشد و نه اینکه ما مسخر آن باشیم.
خوشبختانه در حال حاضر فناوری در تسخیر اهلاش است و نااهلاش به هر دری میزند که آن را مسخر خویش نگاه دارد. این همه هزینه برای فیلترینگ از سوی دولت تا کنون جواب نداده و تنها صرف هزینه بوده است. دنیای فید و فیدخوانی و ارسال خبرها به ایمیل شخصی، فیلترینگ سایت ها و وبلاگها را بیمعنی کرده است. در کنار اینها صدها فیلتر شکن هم ساخته میشود. گویا دولت فقط دوست دارد بابت این روشها پول و انرژی انسانی را هرز بدهد وگر نه باید آگاه شده باشند که فیلترینگ بی معنی است.
اما در این میان باز هم نیروی انتظامی به جای برخورد به این همه نا امنی و جرم و جنایت در سطح کشور کاری را دنبال میکند که خارج از وظیفهاش است و در تعریف اعمال نیروی انتظامی نیامده است! در این طرح مشخص نشده “مضامین ممنوع” چیست که با آنها برخورد میشود و کاربران اینترنتی چه کسانی هستند؟ برای مثال نیروی انتظامی وارد چت روم یا یاهو ۳۶۰ میشود و آنها که “مضامین ممنوع” مینویسند بازداشت میکند؟ برای اینکار چه مقدار نیروی انسانی استفاده میکند؟ لباس پوشیدن ۷۰ میلیون انسان را که کنترل میکند، می خواهند استفادهی ۲۱ میلیون کاربر اینترنت را هم کنترل کنند؟
این طرحها تنها چیزی شبیه شوخی است و ایجاد فضای رعب و وحشت، اما حتا در صورتی که این طرح در مقیاسی کوچک اجرا شود و کسی بازداشت شود، نقض حقوق بشر است و وارد شدن به حریم خصوصی افراد. مادهی سوم حقوق بشر میگوید: “هر کس حق زندهگی، آزادی و امنیت شخصی دارد” و وارد شدن به این قضیه نقض حقوق انسانی افراد است. کاربران ایرانی مثل دیگر کاربران جهان حق دارند از اینترنت و فضای آزاد در جهتی که دوست دارند استفاده کنند، به ویژه در جهتی که خواب شیرین ناقضان حقوق بشر را آشفته سازد.
مرتبط
-
-
-
در میان اخبار
خوشبختانه بلد نیستم خودم را گول بزنم. آنان که برای آمدن خاتمی هلهله به راه انداختهاند بد نیست این سخنان وی را بخوانند:
“هر کسی که روی کار می آید، باید بداند که در جمهوری اسلامی روی کار میآید، با پذیرش نظامی که وجود دارد و آن را قبول دارد روی کار میآید، با پذیرش اینکه در این نظام رهبری جایگاه خاص و ویژه خود دارد و با پذیرش اینکه چارچوب، سیاستهای کلی است و جهت حرکت کشور مشخص است و حتی علاوه بر پاسداشت موفقیت و جایگاه رهبری حتما باید به دغدغه های ایشان نیز توجه داشته باشد.”
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۷

سالها بود که عادت کرده بودم به اینکه idهای yahoo و gmail را باید به انگلیسی بسازیم. از سرویسهای گوناگون موجود در اینترنت به زبان انگلیسی استفاده کنیم. سالهای قبلتر بنا بر دلائل گوناگون مشکل ساپورت نکردن زبان پارسی از سوی سرویس دهندهگان برایمان بسیار عادی بود و با آن کنار آمده بودیم. همه کمابیش این مشکل را داشتیم و داریم. اما امروز روز دیگر قابل تحمل نیست:
وقتی میرویم به
frengly برای ترجمه و میبنیم هر زبانی هست غیر از پارسی…
وقتی در
facebook چیزی مینویسم خراب از کار در میآید و میبینیم همهی کلمهها به هم میچسبند…
وقتی در
feedburner هر کلمهی فارسی که مینویسد و save را میزنید و شش تا علامت سوال جای چیزی که نوشتهاید، میبینید
وقتی به
translate.google میروید؛ مشاهده میکنید که هر زبانی برای ترجمه وجود دارد غیر از زبان پارسی و افسرده و غمگین که در این ارتباط جهانی جایی ندارید باز میگردید…
وقتی برای ترجمه به
babelfish yahoo هم میرویم با وضعی بهتر از این مواجه نمیشویم و میبینیم که زبان مادریمان در دهکدهی جهانی جایی ندارد؛ آن وقت است که میخواهیم سر به دیوار بکوبیم.
وقتی در
digg نمیتوانید linkeی که میگذارید با تیتر فارسی باشد…
وقتی چند روز است که
twitter به عنوان یک میکروبلاگ، شده سرویس محبوبتان و میفهمید که
سرویس جدیدی دارد با نام
twitrans که ترجمه به هر زبانی را با سرعت و توسط نیروی انسانی انجام می دهد و میفهمید که از زبان پارسی پشتیبانی نمیکند، میخواهید هر چه زودتر بروید در جهنم را بزنید و “خودمعرف” خود را تحویل دهید.
چرا زبان مادریمان در این شبکهی جهانی جایگاهی ندارد؟ به راستی دلیلاش را نمیفهمم…
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی