Tag Archive | "بسیج"

Tags: , ,

یک توضیح کوچک در مورد ماجرای قتل دختر تبریزی


این نوشته برای دوستانی می‌نویسم که در این دو روز ایمیل زدند و سوال پرسیدند. گفتم تک تک پاسخ ندهم و یک جا بگویم:

در این‌که خانم بابازاده در تبریز کشته شده که هیچ شکی نیست. حتا دیروز دیدم، خبرگزاری‌های دولتی ایران (یکی فارس بود) کشته شدن این خانم را در تبریز به نقل از دادستان تبریز تایید کردند. مساله اصلی در مورد آمر (یا عامر؟ یادم رفت) این جنایت بود و کیفیت و چگونگی آن.

من با سه نفر از کسانی که گفتند از بستگان بسیار نزدیک این خانم هستند، تلفنی صحبت کردم که امروز با اضافه شدن یک نفر دیگر در ایمیل به چهار نفر رسید. هر  سه نفر با کمی اختلاف یک چیز را بیان کردند (نفر چهارم که به نظرم موثق‌تر و موجه‌تر می‌آمد از بقیه گفت که خودش هنوز پیگیر ماجرا است و چیزی به دست نیاورده): که این خانم کشته شده به دست یک آدم مسلح، که کارت بسیج هم داشته (هیچ کدام نمی‌دانستند جعلی بوده یا نه) و اسلحه هم در اختیار داشته (با توجه به این‌که اسلحه داشته، می‌شود حدس زد که بسیجی بوده است، هر کسی که اسلحه ندارد در این ممکلت) برای دزدی ماشین (گویا پرشیا) دختر جوان تبریزی می‌رود، او را می‌کشد و از طریق تلفنی که به یک قاچاقچی زده پیدایش می‌کنند. در بازجویی هم گویا به یک قتل قبلی اعتراف می‌کند. (حالا به خاطر شکنجه اعتراف کرده یا نه را خدا می‌داند)

غیر از این‌ها، اکثر کسانی که گفتند آشنایی دارند یا دورادور می‌شناسند یا هم محله‌ای‌شان بودند هم، همین داستان را تعریف کردند. همه آن‌ها هم متفق‌ القول گفتند که مساله تجاوز و برخورد با بدحجابی و اجرای حکم خدا را یا نمی‌دانند و نشنیده‌اند یا اصلا گفتند چنین چیزی نبوده است. یک نفر هم گفت فقط خدا می‌داند و بس. تنها یک نفر گفت که این مساله حقیقت دارد و به همین شکل بوده است.

همه این اطلاعات و حالا جزئیات عجیب و غریب دیگری که رسید و گفته نشود هم بهتر است برای این‌که آن‌ها را «موثق» بدانیم و بدانید، کافی نیست. چرا که هیچ سند و مدرکی نبود و هیچ‌کس نشانه اطمینان بخشی نداد.

در واقع کل قضیه این بود که این دختر جوان کشته شده، اما این‌که کیفیتش چگونه بوده، نامعلوم است. واقعیت هم بسیار تلاش کردم که بیش‌تر از این به دست بیاورم که نشد. گویا دو سه روزنامه ترکیه‌ای و یک روزنامه هلندی هم به شرح این ماجرا پرداخته‌اند و از تجاوز سخن گفته‌اند که این هم در جای خود جالب است و قابل تأمل. با این همه شاید بهترین کسانی که بتوانند پاسخ بدهند مسئولان سایت هرانا باشند که مدعی بودند گزارشگرش در محل هم حاضر بوده است و خبر را با اطمنیان خاصی هم زده بودند، اما خوب پاسخی به این ابهامات نداده‌اند.

کل ماجرا همین بود. بیش‌تر از این هم چیزی دستگیرم نشد، نه من و نه دوستان دیگری که در دو سه روز گذشته هر کاری از دست‌شان برمی‌آمد کردند.

مدیار

Posted in جامعهComments (4)

Tags: , , , , , ,

جنایت در کوی دانشگاه هولناک‌تر است یا زندان ابوغریب


هفته‌ی گذشته در اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، نماینده‌گان جمهوری اسلامی به سرپرستی لاریجانی دروغ‌های بی‌شماری در مورد وضعیت نقض حقوق بشر ایران گفتند. یکی از مسائلی که عمده‌ی اعتراض‌های کشورهای متمدن دنیا را به همراه داشت؛ خشونت نیروهای انتظامی و بسیج در روزها و شب‌های بعد از انتخابات ایران بود که منجر به کشته شده شدن ده‌ها نفر از مردم ایران شد.

نماینده‌گان ایران در برابر این اعتراض‌ها و این نقض حقوق شهروندان ایران، دل برای کودکان غزه سوزاندند و پرسیدند چرا فکر آن‌ها نیستید. نماینده‌گان ایران وضعیت زندان‌های ایران را خوب توصیف کردند و طبق سنت خودشان توپ را به زمین دیگر کشورها انداخته  و چون همیشه آمریکا را متهم اول قرار دادند و از نقض حقوق بشر در زندان ابوغریب و گوانتانامو سخن گفتند و از ادعای تعطیلی کهریزک در عرض ۲۴ ساعت فخر فروختند!

صحنه‌های تکان دهنده‌ جنایت نیروهای بسیجی و نیروهای انتظامی در کوی دانشگاه که هشت ماه است در مورد آن از طرف مقامات قضایی سکوت شده است، امشب به عنوان سندی غیرقابل انکار  (از همان‌ها که کیهان می‌گوید دارد و ندارد) در بی‌بی‌سی فارسی نشان داده  شد.

صحنه‌هایی در این فیلم وجود دارد که غم‌بارترین صحنه‌ها است. صحنه‌هایی که هر انسانی ناخودآگاه از دیدن آن اشک می‌ریزد و می‌گوید «این‌ها دیگر کیستند» آدمی‌زاده‌اند یا حیوان و از این همه شقاوت درود می‌فرستد بر حیوان. در میان این فیلم صحنه‌هایی وجود داشت که مرا یاد عکسی از زندان ابوغریب انداخت. این صحنه‌ها زیاده بهم شبیه هستند. شاید تنها تفاوت ظاهری‌اش این باشد که زندانی‌ها در عکس ابوغریب لخت هستند و در تصاویر کوی دانشجویان لباس به تن دارند.

اما تفاوت اساسی‌تری که می‌توان به آن اشاره کرد، این است که یک تصویر از زندان است و یک تصویر در یک خوابگاه دانشجویی. این‌جا تفاوت جمهوری اسلامی و مساله‌ی نقض حقوق بشر نسبت به همان کشورهایی که آن‌ها را متهم می‌کند به خوبی عیان می‌شود. اگر آمریکا در ابوغریب با زندانیان چنان رفتار می‌کند، جمهوری اسلامی با دانشجویان که نخبه‌گان این کشور و بهترین افراد هر جامعه‌یی هستند، چنین رفتار می‌کند. با کسانی که هیچ جرمی ندارند، جز دانش‌جو بودن…

هشت ماه است که خشونت طلبان کیهانی و کودتاچیان احمدی‌نژادی از دستگیری سران فتنه دم می‌زنند و از برخورد با معترضان که «فتنه‌گران» نام‌شان می‌دهند. از تروریست‌های ساخته‌گی سخن می‌گویند و از ارتباطات وجود نداشته‌ی فعالین با بی‌گانه‌گان. کمیته پیگیری مجلس حتا کلامی در گزارش‌اش از این حمله‌ی جنایت‌کارانه‌ی نیروهای انتظامی و بسیجی سخنی به میان نیاورده است و تنها به انکار واقعیات مطرح شده پرداخت.

لاریجانی قوه‌ی قضاییه و دادستان تهران تنها برای روزنامه‌نگاران و فعالین دانش‌جویی و زنان و شهروندان دستور بازداشت صادر کردند و قضاتی چون صلواتی حکم‌های دریافتی از کودتاچیان را به زندانی‌ها ابلاغ کردند. چرا در این دستگاه قضایی هیچ کس از این فاجعه صحبتی به میان نیاورد؟

سردار عزیزالله رجب‌زاده که به دستورش این جنایت‌ها رفته است، چرا کلامی سخن نگفته است؟ برای این سردار بسیجی‌ی نیروی انتظامی چند سال حبس لازم است و در یک دستگاه عادل قضایی چه اندازه مجازات می‌شود؟ جرم او مصداق «جنایت علیه بشریت» نیست؟ که هست…

بر سر دانشجویان بازداشتی در این شب در منهای چهار وزارت کشور چه رفته است؟ آن پنج کشته که برای این شب اعلام شده بودند را چرا تکذیب کردند؟

حالا باید پاسخ بگویند که جنایت در زندان ابوغریب بدتر است یا در یک خوابگاه دانش‌جویی؟ اما نیک می‌دانیم که به این جنایت هولناک نیز رسیده‌گی نخواهد شد، اگر قرار بر رسیده‌گی بود؛ آن‌چه در این شب اتفاق افتاد همانی بود که ۱۰ سال قبل بر سر دانشجویان همین کوی رفته بود، سرداران جنایت آن شب، امروز پست‌ها و مقام‌ها دارند. شاید سردار رجب‌زاده نیز مثل سردار نقدی کوی دانشگاه ۷۸ به مقامی مثل امروز او برسد که پول‌های زیادی به پاداش آن جنایت جلوی زن و فرزندش بگذارد.

  • در روزهای بعد از انتخابات خبرها را از گوشه و کنار در وبلاگ‌ام منتشر می‌کردم، گزارش حمله به کوی دانش‌گاه را از «خبرنامه امیرکبیر» زده بودم که حالا خواندنی‌تر است و عیان تر. گزارش بامداد خبر را هم از این حمله وحشیانه بخوانید.

مدیار

Posted in حقوق بشر, کودتا و سرکوبComments (0)

Tags: , , , , , ,

عاشورای خونین تهران: کشتار مردم توسط بسیجی‌ها و نیروهای انتظامی


مردی حدودا ۵۰ ساله ظهر امروز در میدان انقلاب بر اثر شدت ضربات باتوم چند نفر بسیجی بر روی سرش کشته شد. جنازه‌ی او را مردم عزادار تا چهار راه ولی‌عصر روی دست می‌آورند. جنازه‌ی این مرد که حدود پنجاه سال سن داشته در چهارراه ولیعصر با حمله‌ی نیروهای نظامی از دست مردم گرفته می‌شود، در درگیری با مردم نیروهای بسیجی و انتظامی در جدالی لفظی به مردم می‌گویند که این مردم مسن یک بسیجی بوده است.

حدود نیم ساعت نیروهای انتظامی و بسیجی به خاطر ایجاد رعب و وحشت جسد او را کنار جدول خیابان می‌گذارند، در حالی که آمبولانس چند متر آن‌طرف‌تر پارک شده بوده است. بعد از نیم ساعت بالاخره آن‌ها که کشته بودندش جسدش را می‌برند، تا کی به خانواده‌اش تحویل داده شود.

در میدان و خیابان ولی‌عصر و اطراف آن نیز ظهر امروز درگیری شدیدی بین نیروهای انتظامی و بسیجی  با مردم وجود داشت، این درگیری با شلیک گلوله از طرف نیروهای بسیجی و انتظامی دنبال می‌شود و در این جریان سه نفر زخمی می‌شوند که یکی از آنان یک دختر جوان بود که از ناحیه کمر گلوله خورد. هر سه زخمی را نیروهای نظامی و امنیتی با خود می‌برند و مشخص نیست چه بلایی بر سر او آمده است.

در زیر پل کالج ( حافظ) نیز یک بسیجی ۱۸ ساله به مردمی که طرف او می‌رفتند با یک کلت کمری شلیک می‌کند. به گزارش سایت جرس سه نفر در درگیری‌های این منطقه توسط نیروهای انتظامی و بسیجی کشته شده‌اند.

به گزارش سایت پارلمان نیوز ظهر امروز سیدعلی حبیبی موسوی خامنه خواهرزاده  ۲۰ یا ۳۵ ساله‌ی مهندس میرحسین موسوی در حوادث تلخ عاشورای حسینی در تهران کشته شدهم است و پیکر او در بیمارستان سینای صادقیه نگه‌داری می‌شود که مهندس موسوی نیز آن‌جا حضور دارد.

  • عکس: احتمال می‌دهم این همان مردم ۵۰ ساله‌یی باشد که در میدان انقلاب با ضربه‌ی باتوم نیروهای بسیجی کشته شده است.
  • جریان مرگ این مرد مسن به نقل از دو شاهد عینی است

مدیار

Posted in ایران, حقوق بشر, کودتا و سرکوبComments (1)

Tags: , , , , , , ,

آسوده بخوابید؛ شهر در امن و امان است


جمهوری اسلامی جزیره‌ی جالبی است که در آن عمارت‌های عجیب و غریبی مثل قوه‌ی قضاییه و  موجودات انسان‌نمایی مثل سپاه و بسیج در آن وجود دارد. این جزیره مثل جزیره‌ی سحرانگیز سریال لاست می‌ماند که همه چیز را می‌بلعد و اطلاعات را در خود نگاه می‌دارد اما به ساکنان‌اش نم پس نمی‌دهد.

حکایت کشتار شهروندان ایرانی در روزهای پس از انتخابات و حکایت پاسخ‌های عجیب و غریب دولت‌مردان جمهوری اسلامی در برابر آن جنایت‌ها خود از عجیب و غریب بودن این جزیره حکایت می‌کند و دیگر نیازی نیست برسیم به بیست ـ سی زن سیاهپوش که قاتل ندا آقا سلطان را آرش حجازی معرفی می‌کردند و خواستار استرداد او به ایران شده بودند.sohrab

در طول این ۵ ماه صدها نفر از فعالین سیاسی را بازداشت کردند و به زندان فرستادند و روند بررسی پرونده را هم آن‌قدر سریع طی کردند که به صدور حکم‌های سنگین و حتا تبعید به گناباد هم رسیدند. در طول تحقیقات سریع و وسیع‌شان حتا فهمیدند که برای مثال عبدالله مومنی که هرگز از ایران خارج نشده، به آلمان رفته بوده است. حالا بعد از یک سال هنوز نفهمیده‌اند حسین درخشان که بوده و چه کرده و هنوز حتا پرونده‌اش گویا به دادگاه نرفته، حکایتی دگر است که از جمهوری اسلامی و سیستم قضایی‌اش برمی‌آید و بس.

پنج ماه از کشت و کشتار بسیجیان گذشته است، روز ۲۵ خرداد به گواه شاهدان و فیلم‌ها و عکس‌ها و حتا خود دولتی‌ها جمعیتی بین ۳ تا ۴ میلیون نفر در خیابان‌های تهران بوده است، در این روز از بالای ساختمان گردان ۱۱۷ عاشورا به سوی مردم تیراندازی شده است، در نقاط دیگر تهران نیز تیراندازی به سوی مردم از طرف نیروهای بسیجی و انتظامی صورت گرفته است. به طور مشخص هم ۳ و ۴ میلیون ایرانی را نمی‌توان «اغتشاش‌گر» نامید، اگر هم کسی اصراری بر این موضوع دارد، «دیوانه»یی بیش نیست، حالا می‌خواهد هر کسی باشد.

بر فرض، بر فرض این‌که حتا کسی هم بوده بین این جمعیت که برای مثال از آمریکا و انگلیس و غیره هم خطی گرفته و در پی «آشوب» هم بوده، قابل شناسایی نبوده و نیست. آن آدم‌کش بسیجی که از بالای ساختمان کردان ۱۱۷ عاشورا به سوی جمعیت شلیک می‌کرده به طور حتم طرف‌اش را نمی‌شناخته و الله بختکی شلیک می‌کرده است. از طرفی دیگر خود فرمانده‌ی نیروی خشونت‌طلب بسیج، سردار عراقی هم بارها اذعان کرده که از بالای آن ساختمان شلیک شده است.

با این تفاصیل می‌ماند این‌که چرا تا به حال هیچ کدام از قاتلین بسیجی و نیروی انتظامی معرفی، محاکمه و به سزای عمل‌شان نرسیده‌اند؟ ماجرای پیدا کردن قاتلان شهروندان ایران از نظر تحقیقات قضایی با توجه به شواهد و مدارک و شاهدان بسیار، کار سختی نیست. در این میان حتا مجرمین نیز به انجام فعل معترف هستند، تنها در مورد نیت‌شان حرف «مفت» تحویل مردم می‌دهند. اما پیدا کردن قاتلان از سوی دولتی‌ها یا بهتر بگوییم کودتاچی‌ها دارای اشکالاتی است. وگرنه پیدا کردن  جواب این سوال که چرا نام سهراب اعرابی برای ۲۰ روز در لیست زندانیان زندان اوین بوده و چرا حتا برای‌اش قرار کفالت صادر شده و حتا  کفالت از طرف دادگاه قبول هم شده است، کار سختی نیست.

نامه‌ی خانواده‌ی کیانوش آسا هم که در روزهای اخیر نوشته شده است و خطاب به کمیته‌ی پی‌گیری مجلس است، از این چارچوب بیرون نیست. شواهد و قرائن مشخص است؛ اما جواب سوال داده نمی‌شود و هیچ کس مسئولیتی بر عهده نمی‌گیرد.

راستی گفتیم کمیته‌ی پیگیری مجلس که در مورد بازداشت شده‌گان و آسیب دیده‌گان حوادث بعد از انتخابات یا همان  کودتا تشکیل شد، یادمان به یاد عمل‌کرد این کمیته افتاد که آخرش چه شد و چه کردند؟ هر چه در ذهن‌ام دنبال سابقه‌ی گزارش‌های این کمیته برای افشای یکی از موارد تخلف مسئولین می‌گردم، چیزی پیدا نمی‌کنم.  تنها چیزی که از این کمیته در ذهن من از خود سابقه‌یی به جا گذاشته است، همان تکذیب افشاگری‌های مهدی کروبی در باب تجاوز به زندانیان بوده است و بس. به طوری کلی کار این کمیته تکذیب کردن بوده است گویا. خب این کار از مجلسی که تمام دخل و خرج مملکت را با یک تشر به رئیس بی‌سواد و اقتصادندان دولت کودتا می‌دهد، امر تازه‌ و البته عجیبی نیست و نباید باشد. کاری شبیه به آن‌چه همان کمیته‌ی تشکیل شده در قوه‌ی قضاییه انجام داد.

پادشاه  از وزیر دارایی‌اش پرسید حال و روز خزانه وضعیت معیشت رعایا در چه حال است؟ وزیر گفت خاک پای قدر قدرت اقدس همایون‌ات بشوم،  کشتزاها آباد و تاکستان‌ها مملو از انگور و سفرها پرنان و  رعایا  از این‌که پدید آورده‌اید، همه دعا گو هستند. از رئیس عدالت‌خانه سراغ عدالت را گرفت، شنید که زیر سایه‌ی پادشاه عادل همه در صلح و صفا هستند و عدالت برقرار  و همه دعاگو هستند. از داروغه پرسید که اوضاع جرم و جنایت و امنیت به چه شکل است و شکایت از پادشاه کسی دارد؟ شنید که پادشاه به سلامت باد و عمرشان برقرار جارچی‌ها هر شب در شهر برای مردم فریاد می‌زنند، آسوده بخوابید شهر در امن و امان است.

حال این‌که مردم گرسنه بودند و نانی به سفره‌شان نبود و مالیت‌های ماموران شاه زنده‌گی‌ را سخت کرده بود و شکایت به معنای خوردن شلاق بود و از درد کسی تا صبح پلک روی پلک نمی‌گذاشت و هر کس به جای عارض شدن به درگاه و دربار، دست دعا سوی آسمان برده بود.

حکایت جزیره‌ی جالب جمهوری اسلامی هم همین‌طور است، قوه‌ی قضاییه می‌خواهد بگوید عدالت را اجرا نکرده، یا بسیج و سپاه به عنوان بازوهای نظامی حکومت می‌خواهند بگویند، مردم را کشتیم؟ نماینده‌گان مجلس، نماینده‌ی حکومت هستند نه نماینده‌ی«بادنجان».

این وسط می‌ماند کشت و کشتاری که راه انداختند و سهراب و ندا و اشکان و امیر و کیانوش و… دیگر خواهران و برادرانی که به خون غلطیدند. و ما که دربه‌در دنبال این هستیم که دادمان را از که باید بستانیم؟ گرسنه هم هستیم، ثروت‌مان را چپاول می‌کنند، از درد و رنج هم تا صبح نمی‌خوابیم، جارچی هم هر هفته می‌رود نماز جمعه و جار می‌زند، آسوده بخوابید؛ شهر در امن و امان است.

در همین باره و پیش از این:

مدیار

Posted in حقوق بشر, حقوق‌ شهروندی, کودتا و سرکوبComments (2)

Tags: , , ,

اما شیخ می‌خندد


حضور کروبی در نمایش‌گاه مطبوعات به حمله‌ی اراذل و اوباش بسیجی که از کارکنان غرفه‌های رسانه‌های ضد مردمی کیهان و فارس بوده‌اند، موا85_500_300_nff_3190جه شد. شعار جمعیت زیادی که فریاد «مرگ بر دیکتاتور» می‌دادند، جواب سنگینی بود بر علیه این وحشی‌گیری و زخمی کردن شیخ شجاع مردم ایران.

اما لب‌خند پیروزمندانه‌ی شیخ کروبی بعد از این وحشی‌گیری عمال احمدی‌نژاد و دربار منصوب کننده‌اش جواب بدتری است برای آن‌ها که می‌خواستند سر مست از این اتفاق باشند. این عکس که در آن کروبی بعد از حمله‌ی چماق‌داران خبرگزاری فارس و روزنامه‌ی خشونت‌پرور کیهان می‌خندد و برای جمعیت بزرگ هوادارن‌اش دست تکان می‌دهد، جواب بسیار عالی است.

از طرف دیگر حضور کروبی و حوادث امروز تکان خوبی به جنبش داد تا بار دیگر حضورش را اعلام کند. برنامه‌یی که بدون هماهنگی پدید آمد و نشان داد مردم برای هر حادثه‌یی آماده هستند.

مدیار

Posted in کودتا و سرکوبComments (2)

Tags: , , , , ,

احمدی‌نژاد یک سو تفاهم بزرگ


احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری ایران نیست، نمی‌تواند باشد، نه شایسته‌گی‌اش را دارد و نه توانایی‌اش را؛ این را کارنامه‌ی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ۵ سال گذشته ایران می‌گوید که این شخص را به اشتباه و البته به اجبار بالای سر قوه‌ی اجرایی کشور دیده است. این را مردم ایران می‌گویند که در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری ایران اولین و برای بسیاری تنهاترین دلیل‌شان برای شرکت در انتخابات عدم حضور دوباره‌ی وی بود. این را همان آرایی می‌گوید که در روز ۲۲ خرداد دزدیده شد.

حضور احمدی‌نژاد به عنوان یک دروغ‌گوی بزرگ که فرهنگ دروغ‌گویی را در کشور رسمیت بخشیده است، برای ایران و ایرانیان تنها یک سو تفاهم بزرگ است که بر اساس غفلت‌های تاریخی و لحظه‌ای آنان رخ داده است، به خاطر حضور احمدی‌نژاد در پست ریاست جمهوری همه‌ی ایرانیان مقصر هستند، نه تنها ایرانیانی که امروز شاهد حضور این «پدیده‌ی دروغ» هستند، بلکه همه‌ی ایرانیانی که از گذشته‌های حتا دور شرایط کشور را طوری جلو برده‌اند که امروز به این نقطه برسیم که حضور چنین کسی به عنوان رئیس‌جمهوری مایه‌ی خجالت و خشم و نفرت هر ایرانی و حتا بسیاری از دولت‌ها و مردم کشورهای دنیا باشد.

اما این سو تفاهم بزرگ امروز هوادارانی و هواخواهانی هم دارد که کمک کرده‌اند تا این هیبت دروغ بر سرکار باشد، سپاه را می‌گویم و کسانی چون صفار هرندی؛ وزیر ارشاد دولت نهم که حضورش در دولت احمدی‌نژاد در روزهای پایانی ارزشی معادل یک عدد داشت برای ۱۰ شدن. چرا که اگر او استعفا می‌داد و می‌ رفت کابینه‌ی دهم سقوط می‌کرد و. احمدی‌نژاد این نپذیرفت و با این‌که بسیnedaار به بیرون انداختن این وزیر  علاقه داشت، چند روزی صبر کرد.

فرهنگ رسمیت یافتن دروغ که حاصل حضور احمدی‌نژاد است به سرعت در میان اعضای دولت و نزدیکان و هوادارن‌اش رواج یافته است. امروز شاهد آن هستیم که افراد دولتی و رسانه‌های دولتی که از بودجه‌ی عمومی کشور استفاده می‌کنند، بسیار راحت، سلیس و روان دروغ می‌گویند و از این بابت هیچ بیم و هراسی هم به دل ندارند. در این کشور هرگاه کسی، هم‌چون روزنامه‌نگاران حقایقی را بنگارد یا سخنانی را بر زبان براند که مصداق واقعیت باشد و بر علیه حکومت اولین اتهام‌اش «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» است و اولین محکومیت‌اش حبس از شش ماه تا ۲ سال. اما فرهنگ احمدی‌نژادی این اجازه را به نزدیکان و اعضای دولت می‌دهد که به راحتی دروغ بگویند آن هم درست وقتی رو در رو با خیل مخاطبان قرار دارند.

صفار هرندی وزیر بی‌کفایت ارشاد که دوران وزارت‌اش یکی از سیاه‌ترین دوران فرهنگی کشور در ۳۰ سال اخیر است و از دولت هم بیرون انداخته شده، امروز به دعوت نیروی شبه نظامی بسیج به دانش‌گاه تهران رفته و در نشستی با بسیجیان تحت عنوان «سو تفاهم بزرگ» سخنانی را در مورد انتخابات به کودتا انجامیده بیان کرده است.

در این جلسه دانش‌جویان معترض به شدت به حضور و سخنان صفار هرندی اعتراض کرده‌اند که در خبرها حواشی این مراسم آمده است و می‌آید. اما نکته‌ی جالب تاکید دوباره‌ی یکی از هواخواهان احمدی‌نژاد مبنی بر کشته شدن ۱۰ تن بسیجی در جریان حوادث بعد از کودتای ۲۲ خرداد شده است. به شخصه بعید می‌دانم که یک تن بسیجی غیرت و جربزه‌ی این را داشته باشد که به خیابان آمده باشد و خواسته باشد در برابر خیل عظیم جمعیت معترض جنبش سبز مردمی ایران بایستد، به طور معمول این جیره‌خواران دولت که وجوهات‌شان هر ماهه از بیت المال می‌رسد در جاهایی مثل پشت بام گردان ۱۱۷ عاشورا می‌ایستند و با ترس مردم معترض داخل خیابان را می‌کشند.

اما این همه تاکید سران نظام جهوری اسلامی بر وجود چنین اتفاقی هنگامی مضحک‌تر می‌شود که حتا نام یک تن از این بسیجی‌های کشته شده را اعلام نمی‌کنند. روز گذشته چند تن از سران سپاه در یک عمیلات تروریستی کشته شده‌اند شرق و غرب را مسئول این ترور می‌دانند و عزای عمومی هم اعلام می‌کنند. چرا برای این بسیجی‌ها عزای عمومی اعلام نمی‌کنند؟ مردن ۱۰ بسیجی این همه برای‌شان بی‌ارزش است که حتا نام‌شان را نیز اعلام نمی‌کنند؟

البته می‌دانیم که این حرف‌ها از همان فرهنگ دروغ‌گویی حاکم بر کشور نشات می‌گیرد که احمدی‌نژاد نامی را به عنوان یک سو تفاهم بزرگ تاریخی بر مسند ریاست‌جمهوری این کشور نشانده است و روزانه از هر مجرای ارتباطی و رسانه‌یی مشغول نشر اکاذیب برای مردم ایران است. سیزدهم آبان قرار است مردم یک‌بار دیگر به این سو تفاهم بزرگ نه بگویند و این دروغ را زشت شمارند، با عکس‌ها و پوسترهایی که از عزیزان کشته شده‌شان پس از کودتای ۲۲ خرداد در دست دارند، اگر۶۳ درصد از رای مردم ایران را دارید با تصویر یک تن از آن ده بسیجی در خیابان باشید.

  • مصاحبه‌ام را با شیوا نظرآهاری در مورد شرایط بازداشت و وضعیت زندانی بودن خودش و دیگران در رادیو زمانه بخوانید

مدیار

Posted in جامعهComments (2)

Tags: , , , , , , , , , , ,

کیفرخواست یا فرافکنی به نفع دولت کودتا


میلیون‌ها معترض ایرانی که پس از کودتای ۲۲ خرداد به خیابان‌ها آمدند تا اعتراض‌شان را به دزدیده شدن رای‌شان نشان دهند، نه توسط آمریکایی‌ها آموزش دیده بودند که در خیابان با باتوم و چماق کتک بخورند، نه توسط متخصصین انگلیسی آماده و ورزیده شده بودند که چه‌گونه گاز اشک‌آور استشمام کنند. مردم ایران به دبی و باکو و کشورهای آمریکایی اعزام نشده بودند که یاد بگیرند چه‌گونه رای‌شان دزدیده شود، ندا آقاسلطان توسط نیروهای صهیونیستی آموزش ندیده بود که چه‌گونه گلوله توسط نیروهای بسیجی به قلب‌اش بخورد و جان بسپارد، سهراب اعرابی توسط نیروهای آمریکایی آموزش ندیده بود که وقتی گلوله خورد چه‌‌گونه بتواند در زندان اوین بدون معالجه‌ی پزشکی جان بسپارد. مادر سهراب توسط دولت‌های غربی آموزش ندیده بود که ۲۶ روز دربه‌در فرزندش فاصله‌ی دادگاه‌ها و زندان‌ها را خسته و نالان طی کند.

داود صدری یاد نگرفته چه‌گونه در خیابان آزادی گلوله بخورد، هیچ‌کدام از کسانی که در اعتراض‌های خیابانی جان‌شان را از دست دادند یاد نگرفته بودند که گلوله بخورند و جان‌شان را از دست بدهند، نیروهای آمریکایی و انگلیسی و بی‌بی‌سی و صدای آمریکا آموزش نداده بودند که میلیون‌ها مردم معترض چه‌گونه جلوی تیرهای نیروهای بسیجی قرار بگیرند. آن‌ها آموزش ندیده بودند که چه‌گونه در کهریزک و زندان اوین توسط نیروهای سپاه و اطلاعات و بسیج شکنجه شوند.

متن کیفرخواست ارائه شده در جلسه‌ی دوم دادگاه نمایشی یک فرافکنی کامل و چکیده‌یی از نوشته‌های روزنامه‌ی کیهان و خبرگزاری فارس بود که در واقع همان دیدگاه جمهوری اسلامی! است. این کیفرخواست که بیش‌تر به یک داستان تخیلی چندش‌آور شبیه بود بیش‌تر از آن که کیفرخواست باشد، بیانیه‌یی سیاسی بود و هدف اصلی‌اش به جای تفهیم اتهام، به فراموشی سپردن جرائم اتفاق افتاده از طرف جمهوری اسلامی در طی این ۵۰ روز بود که مصداق بارز «جنایت عیله بشریت» است.

کیفرخواست ارائه شده شامل یک‌سری مطالب سرهم‌بندی شده‌ی شتاب‌زده و فاقد وجاهت حقوقی است و شامل همان اتهام‌های همیشه‌گی با  دوز توهم بیش‌تر است تا آن‌جا که  ارائه‌ی سرویس googletranslate فارسی از طرف شرکت گوگل را در راستای «انقلاب مخملی» در ایران می‌داند. این کیفرخواست یا همان چکیده‌ی نوشته‌های ارگان‌های امنیتی هم‌چون کیهان بیش‌تر شامل دادن آدرس‌های غلط است برای منحرف کردن افکار عمومی از قضایای اصلی. متهم کردن شرکت زیمنس و نوکیا و بزرگ نمایی فعالیت گروهی به نام «انجمن پادشاهی ایران» از نمونه‌های این آدرس‌های غلط است. این گروه که کلیه‌ی اعضای آن ۲۰۰ – ۳۰۰ نفر هم نمی‌شوند، یک گروه خودبزرگ‌بین و هم‌چون خود جمهوری اسلامی متوهم است که با رئیس خود «فرود فولادوند» هیچ نقشی در هیچ جنبش اعتراضی و مدنی مردم ایران از گذشته تا کنون نداشته و ندارد. یکی از کارهای همیشه‌گی این گروه بر عهده گرفتن اتفاق‌ها و وقایع بی‌صاحب است برای معرفی خود به افکار عمومی. نمونه‌ی بارز آن هم بر عهده گرفتن22_8805170420_L600 بمب‌گذاری حسینیه‌ی شیراز است که در این کیفرخواست هم به آن اشاره شده است، بمب‌گذاری که تنها نقشی که در آن به عهده داشته‌اند پذیرفتن مسئولیت آن بوده‌ است. محاکمه کردن آنان در این دادگاه به جز نشان دادن یک شوی مضحک و دادن آدرس غلط هیچ چیز دیگری نمی‌تواند باشد.

باز هم در این بیانیه‌ی سیاسی خوانده شده در دادگاه نمایشی، شاهد متهم کردن کلیه‌ی گروه‌ها و افراد فعال در زمینه‌‌های مدنی و اجتماعی و جنبش‌های زنان و دانش‌جویی هستیم، که در جلسه‌ی اول دادگاه نمایشی هم آمده بود. چهار یا پنج بار در این بیانیه از ترکیب «گروه‌های به اصطلاح مدافع حقوق‌بشر» استفاده شده است و فعالیت آنان مرتبط با گروه‌های خارج از کشور شده است.

گاف‌های زیادی در این کیفرخواست وجود دارد که نشات گرفته از بی‌سوادی نویسنده‌گان آن است، به کار بردن «فعال کردن سایت آمریکایی فیسبوک» از نمونه‌های خنده‌دار و مضحک آن است. شاید اگر کسی با اینترنت کار نکرده باشد فکر کند فیسبوک یک سایت از کار افتاده بوده که بعد از کودتای ۲۲ خرداد فعال شده است. یا در نمونه‌یی دیگر از بی‌سوادی می‌توان به ارائه‌ی سرویس‌های آپلود فیلم با حجم کم برای سرعت پایین اینترنت در ایران اشاره کرد. نویسنده‌گان بی‌سواد این کیفرخواست به احتمال زیاد نمی‌دانند که این سرویس‌ها از قبل وجود داشته و ایرانیان بعد از انتخابات با توجه به محدودیت شدید رسانه‌یی ایجاد شده از طرف دولت کودتایی احمدی‌نژاد و ایجاد اختلال رسانه‌یی مجبور به استفاده از این سرویس‌ها برای نشان دادن ظلم و جنایت علیه خود به جهانیان شده‌اند.

در کلام کلی همه‌ی برگزاری این دادگاه و همه‌ی مطالب مطرح شده در کیفرخواست (برای این می‌گویم مطالب مطرح شده که هیچ وجهه‌ی حقوقی‌یی در آن نیست) در جهت فرافکنی و انداختن توپ به زمین حریف تنظیم و طراحی شده است. مطرح کردن چنین مواردی در واقع فرار از پاسخ‌گویی به افکار عمومی ایرانیان و دیگر کشورهای دنیا است. شهروندان فرانسوی و انگلیسی بازداشت و به دادگاه آورده می‌شوند تا این کشورها به جای پی‌گیری نقض بی‌بدیل حقوق‌بشر در ایران به پی‌گیری سرنوشت شهروندان خود مشغول باشند. آوردن مکرر این‌که متهمان تحت آموزش سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و غیره بوده‌اند برای این موضوع است که جنایت‌های صورت گرفته توسط نیروی سرکوب‌گر بسیج فراموش شود و کسی به دنبال این نباشد که کشتار صورت گرفته در گردان ۱۱۷ عاشورا به فرماندهی سردار عراقی چه شد و قاتلان بسیجی چرا تحت تعقیب قرار نمی‌گیرند؟  همه‌ی این اتهام‌ها برای این مطرح می‌شود که فجایع صورت گرفته در زندان‌های اوین و کهریزک به باد فراموشی سپرده شود و چه خیال خامی که در سر می‌پرورانند.

متن کیفرخواست‌ها: ۱ و ۲ و۳ و ۴ و ۵

بله شماره ۳ ندارد! از فارس بپرسید بابت این شماره‌گذاری!

Posted in انتخابات, ایران, حقوق بشرComments (1)

Tags: , , , , , , ,

گردان ۱۱۷ عاشورا به فرمان سردار عراقی


فرمانده‌ی بسیج تهران سردار عراقی در امتداد دروغ‌گویی‌های معمول مسئولین مملکتی و عوامل کودتا دروغ‌های تازه‌یی گفته که در میان حجم انبوه خبرهای ایران پر خبر این روزها زیاد به آن توجه نشده است. در شعارهای مردم ایران و طبق درخواست‌های همه‌ی معترضین به انتخابات آمده که عاملین و عامرین جنایت‌ها و کشتارها اخیر باید مجازات بشوند. بدون شک نیروهای انتظامی و بسیجی که بر روی مردم آتش گشوده‌اند و سینه و بدن آن‌ها را نشانه رفته‌اند خودسرانه این کار را انجام نداده‌اند و طبق دستورات داده شده عمل‌ کرده‌اند. سردار عراقی به یکی از این فرمان‌ها اعتراف می‌کند.

گردان ۱۱۷ عاشورا یکی از محل‌هایی بود که در طی تظاهرات ۲۵ خرداد تهران در یاد و خاطره‌ی همه‌ی ایرانیان مانده است. از بالای پشت بام این ساختمان و از پنجره‌های آن به طور مداوم بسیجیان مستقر در پای‌گاه مشغول شلیک تیر هوایی و شلیک مستقیم به سوی مردم بودند. تصویرها و فیلم‌های گرفته شده به وضوح نشان می‌دهد که چندین شخص در اثر تیراندازی مستقیم بسیجیان مستقر در گردان ۱۱۷ عاشورا کشته و زخمی شده‌اند. طبق گزارش‌های که بعد از آن روز منتشر شد، چنیدن تن از کشته شده‌گان محصول همین تیراندازی‌ها بوده‌اند. سردار عراقی در این مصاحبه که کیهان هم از سر ذوق آن را منتشر کرده گفته است که برای متفرق کردن مردم ۳۰۰ تیر مشقی شلیک شده است که با نگاهی به فیلم‌ها می‌بینیم که بعد از شلیک‌ها هوایی همان اسلحه به سوی مردم گرفته شده است و آن‌ها را زخمی و مجروح کرده و یا کشته است. کیهان در لابه‌لای همین سخنان فرمانده‌ی بسیج می‌نویسد: «صدای معترضان در فیلم مشهود است که می‌گویند تیرها مشقی است»!

فرمانده‌ی نیروی خشن و سرکوب‌گر بسیج می‌گوید در این پای‌گاه صدها قبضه اسلحه وجود داشته است و معترضان به اسلحه‌خانه این پای‌گاه یورش می‌برند که دو نفر از آن‌ها کشته شده‌‌اند، بعد از این ادعای بی‌معنا مدعی هم می‌شود که در تماس با فرمانده‌ی ۱۱۷ عاشورا گفته که مردم تلفاتی وارد نشود. نکته‌ی قابل توجه این‌جا است که مردم همه در خیابان هستند و در خیابان هم به طور معمول اسلحه‌خانه وجود ندارد، دیگر این‌که مردم در همین خیابان تیر می‌خورند و دروغ جناب فرمانده‌ی بسیج آقای عراقی آشکارتر می‌شود. اما مهم‌تر از همه‌ی این‌ها این نکته است که دستور رفتار افراد حاضر در این پای‌گاه از طرف جناب سردار صادر شده است و به یقین هر اتفقای که آن‌جا افتاده است مسئولیتش به شخص شخیص فرمانده‌ی بسیج تهران یعنی سردار عراقی است که در دروغی مضحک خبر از کشته شدن ۹ بسیجی هم می‌دهد؛ اگر ۹ بسیجی در این جریان کشته شده بود، بدون شک تا کنون اسم چند اتوبان و دانش‌گاه و مدرسه به نام‌شان شده بود و هزار بار خانواده‌های‌شان در صداوسیما (رسانه‌ی کودتا) آمده بودند و بر علیه ملت سخن رانده بودند.

جناب سردار عراقی دروغ دیگری هم می‌گوید؛ این‌که حدود ۵ هزار نفر از مردم در این روز به این پای‌گاه حمله کرده‌اند، اما طبق گفته‌ی میلیون‌ها شاهد، طبق هزاران عکس منتشر شده، طبق صدها فیلم منتشر شده، هیچ‌گاه مردم برای حمله کردن به کسی به خیابان‌ها نیامده بودند و نمی‌آیند. کسی که در سکوت راه‌پیمایی می‌کند، نمی‌تواند به کسی حمله کند. دروغ می‌گویی سردار و جنایت را دستور داده‌یی

فیلم‌های مربوطه:

  1. فیلم اول که در آن بسیجی از پنجره‌ی ساختمان شلیک هوایی و مستقیم به مردم را تومان دارد
  2. فیلم پخش شده در بی‌بی‌سی
  3. از یک شبکه‌ی خارجی که از بالای ساختمان مستقیما به سوی مردم شلیک می‌کند
  4. فیلمی در نزدیک محل
  5. یک فیلم دیگر هم هست که بسیار نزدیک‌تر است و همان روزها دیدم، اما پیدا نکردم. در آن فیلم به ضوح نشان می‌دهد که چه کسانی تیر خورده‌اند و لحظه‌ی تیراندازی را دارد

پی‌نوشت:

  • این ویدئو را امروز آپلود کردم (ویدئو را دوستم گرفته بود) دو روحانی حاضر در فیلم را اشتباه تشخیص دادم و در تیتر نوشتم که یکی از آنها عبدالله نوری است. ده دقیقه هم نکشید که عوض کردم. خبر حضور عبدالله نوری تا صدای آمریکا هم رفت! هر چه نوشتم اشتباه بوده کارساز نشد. (حالا نوری بوده است در بهشت زهرا؟) نمیدانم به هر حال دوباره می نویسم بدانید. اشخاص حاضر در فیلم غفاری و تبریزی هستند. به نظر خبر حضور عبدالله نوری در بهشت زهرا هم از همین اشتباه من پدید آمد، یک عده هم سریع کپی کردند و توییت زدند که نوری در بهشت زهرا بوده است و در بالاترین هم که… خلاصه این‌که اشتباه بود
  • این هم ویدئوی دیگری که امروز از حضور کروبی آپلود کردم
  • این‌که بتوانی در امر خبررسانی طوری عمل کنی که به عنوان یک منبع موثق معرفی بشوی و به عنوان یک خبرنگار رسالت خود را درست انجام داده باشی، جای لذت دارد. امروز برای چندمین بار نیویورک‌تایمز از توییت‌های‌ام استفاده کرد و به عنوان خبرهای دریافتی آن‌ها را منتشر کرد. (مصاحبه‌یی هم با  نیویورک تایمز در دو هفته قبل داشتم)
  • مرا از توییتر دنبال کنید
  • ایران امروز هم دیدنی بود و بر علیه کودتا و دیکتاتوری: تهران، اهواز، رشت، اصفهان، شیراز….

Posted in انتخابات, حقوق بشرComments (1)

Tags: , , ,

همه چیز در غرب اتفاق می‌افتد


امروز و بعد از نماز جمعه‌ی تهران گروهی از زنان تهرانی که «گوش به فرمان ولایت دارند» بعد از سر دادن شعارهایی بر علیه آمریکا و دولت‌های اروپایی به زبان شیرین «عربی» و سخن‌رانی‌ها، «مدعیان حقوق‌بشر و روشن‌فکری» را به «بلغور کردن» واژه‌های غربی متهم کردند.

این زنانان «مسلمان» که به نوشته‌ی خبرگزاری ایلنا «مردم تهران بودند و با حمایت قاطع خود از این زن مسلمان مصری کشورها غربی را مورد خطاب قرار داده و نسبت به واکنش آن‌ها برای مرگ «ندا آقاسلطان» دختر ایرانی که در دو هفته‌ی گذشته به دست نیروهای بسیج کشته شده بود، موضع گرفتند و آن را محکوم کردند.

داستان جالبی این میان پدید آمده است، در تهران آدم می‌کشند و مردم را به بدترین شکل ممکن کتک می‌زنند و بعد از مردم فلسطین و لبنان دفاع می‌کنند و کشورهای غربی را محکوم می‌کنند. چرا که آن‌ها به زعم اینان با مسلمانان دشمنی دارند، اما وقتی در چین مشغول کشتار مسلمانان هستند صدا از اینان درنمی‌آید.  صحبت‌های یثربی استاد دانش‌گاه تهران در زمینه‌ی قتل این خانم مصری جالب است: «حادثه ای که در آلمان برای خانم الشربینی رخ داد، هیچ توجیه اسلامی، انسانی، حقوقی و بین المللی ندارد بلکه یک فاجعه بین المللی است» این سخنان در حالی ارائه می‌شود که تا کنون و طبق آمارهای منتشر شده دست کم ۳۵ نفر توسط نیروهای بسیجی و انتظامی در تهران و دیگر شهرهای ایران جان خود را از دست دادند. نماینده‌گان مجلس هم که سکوت‌شان در برابر کشتار ملت در طول روزهای گذشته واضح و روشن بود حالا برای زن مصری به همتای آلمانی‌شان نامه می‌نویسند و از مرگ این مصری شکایت می‌کنند.ّ

گویا دولت‌مردان ایران یا شاید بهتر باشد بگوییم کودتاچیان ایران همه‌ی نگاه‌شان به غرب است و شرق را نمی‌بینند. هر اتفاقی که این‌جا می‌افتد ده‌ها برابر بدتر فاجعه‌بارتر از چیزی است که آن‌ها بر علیه‌ش موضع می‌گیرند، انگار که آن زن مصری از ندای ایرانی ایرانی‌تر بوده است.

جالب است که قتل ندا آقاسلطان و دیگر کشته‌های این روزها را مایل به پی‌گیری نیستند و اگر هم بکنند آن را به فلان سازمان خارجی نسبت می‌دهند، اما زن مصری حالا برای‌شان بت می‌شود و از او به عنوان اسوه یاد می‌کنند. بدتر این‌که اجازه‌ی برگزاری مراسم ختم برای نداآقا سلطان را در تهران ندادند و خانواده‌اش را در خانه محبوس کردند. اما  امروز یک جسد نمادین از یک زن مصری درست کردند و روی دوش خود آن را در تهران تشییع کرده‌اند. این است حکومت اسلامی ایران دیگر.

Posted in حقوق‌ شهروندیComments (2)

Tags: , , , , ,

اغتشاش‌گر یعنی معترض


خبرگزاری فارس عکس‌هایی را که در سایت افراطی و خشونت‌طلب گرداب منتشر شده بود را منتشر کرده و از مردم معترض به عنوان اغتشاش‌گر نام برده است.
جالب است که این روزها اغتشاش‌گر هم کم کم دارای معنی خوبی می‌شود. همان‌طور که در طول این سی سال رفته رفته زندان رفتن به عنوان یک مساله‌ی خوب و نشانی از افتخار و قهرمانی برای فرد و جامعه محسوب شد، واژه‌ی اغتشاش‌گر هم دیگر معنای خوبی دارد پیدا می‌کند. به راستی شما دوست ندارید اغتشاش‌گر باشید؟
اغتشاش‌گر با آدم‌کش تفاوت زیادی دارد.
راستی این گردان ۱۱۷ عاشورا پای‌گاه بسیج است یا سپاه؟ این آدم‌کش مربوط به کدام ارگان است؟

Posted in ایرانComments (0)

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • weblog nevis bigonah: عزيز تو تو همه چيز رکورد داري :-) (البته شوخي کردم) رکور...
  • weblog nevis bigonah: سلام دوست عزيز واقعا سخت تو کشوري که چيزي ازش نمي دوني ونه ح...
  • هرمز ممیزی: salam madiar jan modaty ast mikhaham barayat paiam bogzaram...
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه


  • مصاحبه مهدی کروبی بعد از حمله نیروهای بسیجی


    09/03/10

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10

بلاگ چرخان