dictatorship. Ahmadinejad isn’t our president
- قمار عاشقانه بی فیلتر
در این چند ماه همه جور از انتخابات نوشتم، از موضع سرسختانهی تحریم با بحث و تبادل نظر و جنگ و دعوا و مجادله با دوست و دشمن و خواندن و سبک و سنگین کردن شرایط به رای در انتخابات راضی شدم و انتخاب اول و آخرم برای انتخاب شدن مهدی کروبی بود.
سخنی کوتاه با دوستان تحریمی
فردا این انتخابات تمام میشود، همانگونه که هر کس حق دارد و میتواند انتخاب کند و شما هم با رای ندادن یک انتخاب کردهاید، حق دارید که از موضعتان دفاع کنید و موضعتان به عنوان یک تحریمی محترم است. اما هنوز فرصت هست و هنوز فرصت انتخاب جدید هست؛ یک دلیل شاید جدید میآورم برایتان؛ اگر همهی ما با هم یعنی چیزی در حدود ۷۰ یا ۸۰ درصدمان در انتخابات شرکت نکنیم، تحریم انتخابات یک اقدام موثر و صحیح میتواند باشد، در این صورت حکومت پیام ما را میگیرد. اما چنین امری در حال حاضر بعید است.
از سوی دیگر رای حداکثری ما در این انتخابات و نه گفتن به احمدینژاد که نه گفتن به تفکری است که او بدان وابسته است و رای به تیمی که درست در نقطهی مقابل تفکر و رفتار احمدینژاد است و از حقوقبشر و شهروندی دم میزند نیز میتواند حاوی چنینی پیامی باشد. حال کدام را انتخاب میکنید؛ دادن پیام یا در انتظار یک پیام بودن که هیچوقت اتفاق نمیافتد؟ من معتقدم رای دادن به تیم کروبی رای دادن به تفکری است که حاوی چنین پیامی میتواند باشد، در این یک شب خوب فکر کنید. شاید فردا برای همیشه دیر باشد.
سخنی با دوستات طرفدار موسوی
اینکه بسیجیان و پاسداران و جدیدا برخی از اعضای ستاد احمدینژاد به شما پیوستهاند میتواند شما را به شک بیاندازد. اینکه موسوی از «بازگشت به فضای ارزشی اول انقلاب حرف» میزند و می گوید من یک «بسیجی» هستم و به آن افتخار میکنم، اینکه او هیچ کارنامهی معتبر و مستندی در زمینهی دفاع از حقوقبشر ندارد میتواند شما را به شک بیاندازد. و بسیاری مسائل دیگر که در این چند وقت گفتیم و گفتند و نشنیدید و نخواستید که بشنوید و برچسب «تخریب» و «توهین» روی آن زدید که رفتاری بود با فرسنگها فاصله از دموکراسی و آزادی و عرصهی آزاد اطلاعرسانی… همین یک ماه پیش به شما میگفتند که انتخاب شما انتخاب بین بد و بدتر است… اما بنگرید که چه اسطوره و قدیسی از همان انتخاب «بد» دیروز، امروز راهانداختهاند و از چه موج پرشوری سخن میگویند. در اینها باید شک کنید، شک نیست که این انتخاب هم حق شما است و شما به هر کس را که بخواهید میتوانید رای بدهید، اما چند بار باید فریب بخوریم… یک دورهی هشت ساله که خروجی آن برای ما دولت احمدینژاد بود کافی نیست؟
و چرا کروبی
از اینکه همراه هواداران کروبی هستم خوشحالام. گر چه معتقدم این جمع و این عده همیشه با هم بودهاند. دفاع از حقوقبشر و حقوقشهروندی و دانشجویی و… عرصهیی نیست که در همین چند ماه اخیر به وجود آمده باشد. این مساله از قبل بوده و این کروبی است که به ما و تیماش پیوسته است و این اتفاق خوش آیندی است.
شعارهای که کروبی می دهد را هیچ کاندیدای دیگری نداد. گفتند که این شعارها عملی نیست. اگر این شعارها را کروبی نمی داد با موسوی تفاوت زیادی نداشت، بر فرض عملی نشدن این شعارها هم دست کم این است که این گفتمان در بالاترین سطح جامعه مطرح شده و مطرح خواهد شد. خب ما باید به وعدهها و شعارها و شناختها رای بدهیم؛ کاری که تیم کروبی با طرح این شعارها داد کاری نو و تازه بود و در خور ستایش… بر فرض عملی نشدن وعدهیی به خاطر مشکلات موجود از آن حرف نزدن کاری است به غایت از روی جهل… مبارزه با دیکتاتوری و خودکامهگی همین است حرف و شعار را باید زد و مطرح کرد، آنقدر گفت که به کرسی بنشیند، حال کسی که این شعارها را نمیدهد چهگونه میخواهد به این خواستهها کمک کند؟ اگر شعار تغییر قانون اساسی را بدهیم قانون اساسی تغییر می کند یا ابراز وفاداری به آن بکنیم؟
کروبی کاندیدایی از هر جهت کامل نیست، بارها نوشتهام که گذشتهیی با کارنامهی منفی زیاد دارد و به همان نسبت نکات مثبت بسیاری هم در کارنامهی خود به خصوص در حوزه حقوقبشر دارد، همانطور که گفتم رای به کروبی رای به شعارها و برنامهها و گفتمانی بود که او همراه هواداراناش مطرح کرد. شاید تکرار این چند جمله بد نباشد: «گفتمانی که تیم کروبی به وجود آوردهاند بیش از آنکه تلاش برای تغییر دولت احمدی نژاد باشد، تلاشی بزرگ و قابل ستایش برای تغییر نگاه پوسیدهیی است که قریب به صد سال در تاریخ مدرن سیاسی ایران کوشیده است با این تفسیر که اوضاع رو به راه نیست بدون هیچ وعدهیی راه خود برای رسیدن به قدرت هموار کند…نگاه نقاب داری که می کوشد با اورژانسی خواندن شرایط شوالیهوار در قدرت حضور یابد و جز حلقه فکری متعلق به خود هیچ کس را بازی ندهد.»
و باز هم تکرار میکنم پیروز این انتخابات، چه با رای آوردن و چه با رای نیاوردن ما هستیم که خواهان تغییریم
و پیشبینی من از انتخابات به ترتیب
اولین و واقعبینترین حالت این است که موسوی با حداکثر آرا در دور اول پیروز انتخابات خواهد بود، گر چه تفکر او نمی تواند پیروز انتخابات باشد، این را چهار سال دیگر خواهیم فهمید.
در دومین حالت که این هم قریب به یقین است موسوی و احمدینژاد به دور دوم میروند و موسوی در دور دوم به آرای هوداران کروبی نیاز پیدا میکند و به گفتمان آنها در همان یک هفته هم که شده توجهی میکند و هوداران موسوی خودشان را به هرجایی میزنند که هر کس رای ندهد به احمدینژاد رای داده و حق انتخاب را از همه میگیرند و… بگذریم… در این حالت هم موسوی هم پیروز انتخابات است.
در سومین حالت کروبی و موسوی به دور دوم میروند که میتواند چنین اتفاق بیافتد و بسیاری از هوداران کروبی چنین نظری را دارند که زیاد آن را قریب به یقین نمیدانم… ولی وای اگر بشود… در این حالت پیروز انتخابات بدون شک گفتمان کروبی است، چون در آن صورت دیگر کسی به خاطر ترس از احمدینژاد به موسوی رای نمیدهد و به علت بیشتر رای داشتن او… آن موقع باید بر اساس عقیده رای داد… در واقع این تنها شانس رای آوردن کروبی و گفتماناش است…
من جز این سه حالت حالت دیگری را غیر متصور نیستم جز یک حالت که آن هم «تقلب» است… که همهی معادلات را بر هم خواهد زد
و در آخر
کروبی و تیماش و هواداراناش و گفتماناش و حقوقبشر… بر اساس عقیده و تفکر و تعقل… این آخرین پرده است و شاید تا سالهای سال چنین فرصتی دست ندهد، به سادهگی از آن نگذریم.
این ما بودیم و هستیم، پیروز و بیشمار؛ مصمم بودیم و با اراده، با فریادهای مرگ بر دیکتاتور که ایران را به لرزده در آوردیم. ما پیروزیم،؛ چه برندهی این انتخابات باشیم، چه در آن رای نیاوریم. چه احمدینژاد دروغگو دوباره سایهی دروغاش را بر ایران بگسترد، چه کسانی که با احساسات و موجسواری پیش آمدهاند.آریا مرد آریا بانو
تو را ناخواسته نعمتی والا عطا کردند
که ببخشیدند سرشت پاک ایرانی
نمی دانم وامدار پاک چون اهورائیم
و یا دست طبعیت را بباید بوسه بارانیم
«گفتمان که تیم کروبی به وجود آوردهاند بیش از آنکه تلاش برای تغییر دولت احمدی نژاد باشد، تلاشی بزرگ و قابل ستایش برای تغییر نگاه پوسیدهیی است که قریب به صد سال در تاریخ مدرن سیاسی ایران کوشیده است با این تفسیر که اوضاع رو به راه نیست بدون هیچ وعدهیی راه خود برای رسیدن به قدرت را هموار کند…نگاه نقاب داری که می کوشد با اورژانسی خواندن شرایط شوالیهوار در قدرت حضور یابد و جز حلقه فکری متعلق به خود هیچ کس را بازی ندهد.»
دو روز تا انتخابات بیشتر نمانده است. کسانی که انتخابات را تحریم کردهاند، هنوز فرصت تغییر عقیده دارند. آنها میتوانند نقادانه و آگاهانه پا به عرصهی انتخابات بیایند.کروبی و تیماش آگاهانه و با برنامه، خواستهها و مطالبات ما را در این انتخابات فریاد زدند و فرصت طرح آنها را در بالاترین سطح ممکن ایجاد کردند. رای به مهدی کروبی رای به خواستهها و مطابات خود ما در زمینهی تبعیضهای گوناگون است.
بر کروبی و گذشتهی او نقدهای بسیاری وارد است، همچنان که نکات مثبت زیادی هم وجود دارد، اما بر هیچکدام از شعارها و برنامههای او نقدی وارد نیست. هیچ کس کامل نیست و کروبی هم نمیتواند از همه چیز مبرا باشد. اما خواستهها و مطالبات او که خواستهها و مطالبات ما است از همه چیز مبرا و از هر نظر کامل است.
با رای به کروبی به آنچه که خودمان می خواهیم و برای آن تلاش می کنیم رای بدهیم. رای ما از سر ترس از کسی نیست، جنس رای ما از جنس شجاعت و شهامت و پافشاری بر خواستههایمان است. با رای به کروبی حرکتی رو به جلو را آغاز کنیم…
یار دبستانی من/با من و همراه منی
بدون شک حضور ما در انتخابات به معنای مشروعیت دادن به نظام و آن چیزی که دشمنان آزادی میخواهند نیست. شاید آنها فردای انتخابات از حضور ما بهرهبرداری تبلیغاتی بکنند و بگویند «حضور پرشکوه مردم» نشانهی تایید «ما» است. اما ما رای دهندهگان باید بدانیم و میدانیم که اینچنین نیست. رای ما در این برههی زمانی رای به خواستههایمان است، راییی است نقادانه و برای «تغییر» وضعیت موجود.دی شیخ همی گشت با چراغ گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

برای اینکه ساده نیامده و خواستههای حداقلی و حداکثری را با هم و تا حد ممکن دارد. برای اینکه حقوق اجتماعی همهی شهروندان ایران از اصول برنامههای او است و در صدر برنامههایاش قرار دارد. کمپین کروبی ساده نیامده است، خطوط قرمزی را پشت سر گذاشته و تابوهایی را شکسته است.
برای اینکه ساده نیامده است، جنجالی آمده و بحث حجاب اختیاری را در رسانهی حکومتی ایران محکوم میکند. برای اینکه وقتی روسای نظام حاکم شعار تغییر قانون اساسی را ساخته و پرداختهی دشمن میدانند، بر آن پافشاری میکند. برای اینکه مثل دیگر کاندیداها از همین اکنون شکست را قبول نمیکند و با اظهار وفاداری به قانون اساسی فرار رو به جلو را ترجیح نمیدهد.
برای اینکه ساده نیامده است، حرف و عمل را با هم دارد: شیخ مهدی کروبی را میگوییم. تنها کاندیدای «اصلاحطلب» انتخابات.
کروبی کاندیدایی است با نقاط قوت و ضعف بسیار. با پیشینهیی پر از موارد مثبت و دارای سوابقی پر اشتباه. کروبی در میان چهار کاندیدای موجود در انتخابات صادقترین فرد است. نه مانند دیگران چیزی را لاپوشانی میکند، نه مانند دیگران وعدههای انجام نشدنی میدهد. در مقابل دیگر کاندیداها که به صراحت اعلام کردهاند که به قانون اساسی وفادار هستند، از تغییر قانون اساسی سخن میگوید.گفته بودم که اولویتم در فعالیتهایام خاصه توجه به «حقوقبشر» است و توجهام به کروبی این است که «دست کم» در این سالها نام چند زندانی را برده و خانواده چند زندانی را دیده و دیدهام و دیدهاید که برای آنان کاری هم اگر شده کرده است. جاهایی نوشتم اینها را و بیشتر از اینها را که یک کدامش فیسبوک و دوستانی که با آنان در آن جا همراه هستم که: کروبی میتواند در این زمینه «کف مطالبات ما باشد» چرا که ظرفیتهایی دارد، که دو سه کاندیدای دیگر هیچ ندارند. نه احمدینژاد را از حقوقبشر نشانی میبینم و نه موسوی را در این زمینه فعال و دارای توجهی. سابقهاش هم که از نقض این قوانین حکایت دارد. مگر نه اینکه تا همین دیروز از «تغییر تدریجی» سخن میراندید و از اصلاحاتی که در هیچ کجای تاریخ دنیا نمونهاش یافت مینمیشود؟
اما این تغییر عقیده و چرخش سوی کروبی از جانب من و البته از جانب عدهیی دیگر که میشود گفت صورت همزمانی به خود گرفت عدهیی دوست و عدهیی «مغرص» را خوش نیامده است. مورد دوم را که حرفی نداریم، اما در مورد دوست، آرش سیگارچی از همان جمله دوستان است که این «تغییر» را نپذیرفته و شاید اگر پذیرفته سخت پذیرفته که در فیسبوک مینویسد این تغییر شما را «دو رنگ» خواهد کرد!
آرش خان سیگارچی مطلبی در وبلاگ نوشته و در آن با ذکر آنچه که پیشتر رفت بر تحریمیهای دیروز رانده و اشتباه تکرار شدهی این سالها؛ یعنی شکست «اصلاحطلبان» در دورهی قبل با معین را باز بر گردهی آنان نشانده است و من نمیدانم این اشتباهی تکراری را تحریمیان تا به کی باید پاسخ بگویند. آیا کسی هست که دوباره به این نگرش اشتباه بگوید و یادآوری کند که رای احمدینژاد ۱۷ میلیون بود و تحریمیها به او رای نداده بودند؟ و بگوید دوباره… آنچه در این سالها مکرر در مکرر نوشته شده است و این تفکر حاضر به پذیرش اشتباه خود نشده است؟ بگذریم که به تکرار میرسیم.
اما آرش خان از تندروی من گفته از آن هنگام که تحریمی بودهام و از این هنگان که بر حمایت از کروبی پا میفشارم و این تغییر را بر نتابیده است. خدمت این دوست جانی ذکر این چند نکته ضروری است که نه تغییر عقیده «تندروی» است، نه دفاع از عقیده تندروی است. و نه نوشتن یک تحلیل ساده و گفتن «شهروند آزاد با کروبی» نشانی از تندروی دارد. اشارت آرش خان به پست قبلی بود و عکسی که با این جمله از کروبی روی آن نقش بسته بود. گفتم که در انتخابات و تبلیغاتش بر ضعف و تقصیرهای کاندیدا یک حامی انگشت نمیگذارد و از قوتهایاش میگوید. مگر نیستند هوادارن موسوی که چنین به تطهیر چهرهی او همت گماشتهاند؟
اما سخن آخر اینکه صریح و بیپرده سخن راندن از آن چیزی که واقعیتش را خوب میدانی نیز نمیتواند تندروی باشد. فرق است بین این و آن. ما باید بتوانیم رسم احترام به عقاید را در هر صورتی یاد گرفته باشیم. نمیشود که هر عقیدهیی بر خلاف نظر ما مردود شمرده شود و بر روی آن «برچسبی» زده شود. تحریمی را میکوبیم، هوادار احمدینژاد را میکوبیم، هوادار کروبی را میکوبیم و به موسوی که میرسیم قصه رنگ دیگری به خود میگیرد. نه برادر! اگر منظور از «میانه» که گفتی «مصلحت» است که من اینگونه پنداشتهام، مرا در این خط سر ماندگاری نیست.