Tag Archive | "خشونت"

Tags: , , , , , , ,

حکایت جمهوری اسلامی در سالگرد تاسیس


حکایت سالگرد جمهوری دیکتاتوری اسلامی که رسانه‌های وابسته به خودش برگزاری تظاهرات اتوبوسی را افتخار و حماسه و شکوه می‌نامند،‌حکایت دروغ بود و حکایت حکومت نظامی و حکایت سرکوب مردم.

مردم باز هم امروز سبز شدند و باز هم پشت دولتا کودتا لرزید، جمهوری ترسوی اسلامی برای آن‌که باز هم در برابر چشم جهانیان رسوا نشوند، از ده روز قبل اینترنت کشور را مختل کرده است. اما باز هم دارد تصاویر می‌رسد. فیلم زیر تازه‌ترین وحشی‌گری نظامی است که امروز مدعی همه چیز بود. به ویژه در سخنرانی رئیس دولت کودتایی‌اش. صحبت‌های احمدی نژاد با دیدن فیلم زیر معنا پیدا می کند:

مدیار

Posted in حقوق بشرComments (2)

Tags: , , , , , , , , ,

با فونت ۷۲ در جنگ با همه‌ی دنیا


تیتریک‌های کیهان با همه‌ی روزنامه‌های کشور فرق دارد، از نظر موضوعی این تیترها شامل «ترویج خشونت»، «آمریکاستیزی و غرب‌ستیزی»، «حمایت از دولت و ولایت فقیه»،«تبلیغ برای دولت» و… می‌شود. تیترهای کیهان همه‌گی با فونت ۷۲ یا ۷۶ هستند که به طور معمول هیچ روزنامه‌ای جز در موارد خاصی از این اندازه استفاده نمی‌کند. اما کیهان همواره این اندازه را برمی‌گزیند، شاید دلیل انتخاب این اندازه این باشد، که کیهانیان فکر می‌کنند،‌ هر چه درشت‌تر بگویند، بیش‌تر حرف‌شان به واقعیت نزدیک است!

تیترهای کیهان همواره با هدف نوشته می‌شوند و بیش‌تر از آن‌که جنبه‌ی اطلاع‌رسانی داشته باشند، جنبه‌ی تبلیغی و تلقینی و حمایت دارند. تیترهایی که همواره شخص یا اشخاصی را هدف قرار داده‌اند.

تیترهای زیر، تیترهای یک ماه گذشته کیهان هستند:

  • تولید انبوه موشک‌های ضد مرکاوا و آپاچی دروغ، تبلیغ خشونت، جنگ، آمریکا ستیزی
  • تازه‌ترین جنایت آمریکا و رژیم سعودی: تروریست‌ها در کربلا و کراچی عزاداران حسینی را به خاک و خون کشیدند دروغ، اتهام، آمریکا ستیزی
  • با حضور رئیس‌جمهوری: کاوشگر ۳ با موجودات زنده به فضا رفت تبلیغ برای دولت
  • رهبر: غفلت در مسائل سیاسی گاه به معنی خیانت است حمایت از رهبری، علیه مردم و رهبران سبز
  • اعتراف فتنه‌گران به آخر خط رسیده‌ایم دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • بیانیه نماینده‌گان: خواص مرز خود را با فتنه‌گران و بیگانگان مشخص کنند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه غرب
  • آموزش ترور در اروپا، آشوبگران عاشورا اعتراف کردند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه غرب
  • جاسوسی مشاور موسوی برای سرویس‌های اطلاعاتی دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه غرب
  • رهبر: امام به کسی باج نداد، من هم باج نمی‌دهم حمایت از رهبر، علیه مردم و رهبران سبز
  • کوچه بن بست بود، فتنه‌گران دنده عقب گرفتند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • رئیس‌جمهور ویژه‌گی‌های لایحه بودجه را تشریح کرد: تقدیم بوجه ۸۹، آغاز بحث‌های فشرده مجلس تبلیغ برای دولت
  • در سالگرد حماس: خالد مشعل: غزه هرگز شکست نخواهد خورد ترویج جنگ و خشونت، علیه اسرائیل
  • پاسخ نهایی به پیش‌نهاد وین، ایران: کوتاه نمی‌آییم دروغ، تبلیغ برای دولت، علیه غرب
  • رهبر: خواص شفاف باشند، دو پهلو موضع نگیرند حمایت از رهبر، علیه رهبران سبز
  • در دادگاه فاش شد: ارتباط محفلی آشوبگران با اسرائیل دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه اسرائیل
  • هیات اروپایی: ویرانی غزه ما را شوکه کرد، سران اسرائیل باید محاکمه شوند علیه اسرائیل
  • نصرالله:‌ صهیونیست‌ها حمله کنند، چهره منطقه را تغییر می‌دهیم ترویج جنگ و خشونت، علیه اسرائیل
  • هشدار ۱۵۰ عالم دینی در صنعا: آمریکا از یمن بیرون نرو، بیرونش می‌کنیم دروغ، آمریکا ستیزی، اتهام
  • ترور استاد دانشگاه تهران، نتیجه بسترسازی سرانه فتنه است دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • ردپای موساد در ترور استاد متعهد دانشگاه تهران اتهام، دروغ، علیه اسرائیل
  • بارزانی نپذیرفت: رشوه سه میلیارد دلاری عربستان برای ساقط کردن دولت مالکی دروغ، اتهام
  • با تقدیم لایحه از سوی رئیس‌جمهور: برنامه پنجم توسعه روی میز نمایندگان ملت تبلیغ برای دولت
  • رهبر در دیداد پر شور مردم قم: مسئولان دیدند ملت چه می‌خواهند، به وظیفه خود عمل کنند حمایت ار رهبر، تبلیغ برای دولت
  • حداد عادل در نماز جمعه: خواص پیرو رهبری نباشند، سقوط می‌کنند حمایت از رهبری، علیه مردم و رهبران سبز
  • با حضور روسای جمهور: افتتاح خط لوله گاز فصل تازه در روابط ایران و ترکمنستان تبلیغ برای دولت
  • پس از چند هفته بحث و تبادل نظر: توافق نهایی دولت و مجلس در هدفمند کردن یارانه‌ها تبلیغ برای دولت
  • مردان خداجوی موسوی، بهایی و تروریست از آب درآمدند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • آیت‌الله لاریجانی خطاب به مردم: پیام شما را شنیدم، با سران فتنه برخورد می‌کنیم  دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • بیانیه جدید موسوی، بازهم رونویسی از دست سیا و موساد دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه اسرائیل
  • آیت‌الله جنتی: آشوبگران مفسد فی‌الارض هستند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، ترویج خشونت

  1. از سی تیتر کیهان ۱۷ مورد دروغ است و سنت دروغ‌گویی در جامعه را که به ویژه از زمان احمدی نژاد پدید آمده ترویج می‌کند
  2. از سی تیتر کیهان  در ۱۵ مورد اتهام به مردم و اشخاص و کشورهای دیگر است. کیهان همواره در حال اتهام‌زنی است، سنتی که در جمهوری اسلامی رواج دارد.
  3. از سی تیتر کیهان ۷ مورد به طور کاملن آشکار ترویج جنگ و خشونت است
  4. از سی تیتر کیهان  ۳ مورد آمریکا ستیزی، ۶ مورد علیه اسرائیل که با ربط و بی‌ربط آن را می‌نویسد و چهار مورد غرب ستیزی و دو مورد عربستان ستیزی که مشکل جدید جمهوری اسلامی شده است
  5. از سی تیتر هفت مورد برای  تبلیغ دولت است، که این تیترها بیش‌تر تلقینی است و کارهای دولت را با افتخار و هیجان خاصی می‌گوید، تنها در تیترهای مربوط به دولت است که از اتهام و دروغ و خشونت خبری نیست و تیترها به راستی جنبه تبلیغی دارند. در واقع تنها تیترهای مثبت کیهان است.
  6. ۵ مورد تیتر در مورد سخنان رهبر است که جمله‌گی آن‌ها علیه معترضان و رهبران جنبش سبز است و  همه «تعیین تکلیف» است.
  7. از سی تیتر ۱۴ مورد علیه خواسته‌های مردم و به همین ترتیب ۱۵ مورد علیه رهبران جنبش سبز است که مردم در انتخابات ریاست جمهوری آنان را به عنوان نماینده خود برگزیدند.

کیهان آینه‌ی تمام نمای جمهوری اسلامی و دولت آن است. جمهوری اسلامی اسرائیل را قبول ندارد و خواهان محو آن است، جمهوری اسلامی ایجاد رابطه با آمریکا را نمی پذیرد و تمامی مشکلات جهان را ناشی از آمریکا و غرب می‌داند و در واقع غرب‌ستیز است، جمهوری اسلامی جنگ و خشونت را در نگاه ایدئولوژیک خود یک عمل درست می‌داند که در راه اسلام و در راه خدا است و شهادت به هر طریقی در این راه را تقدیس می‌کند. کشتار معترضان انتخاباتی، اعدام اشخاص به دلائل واهی ماننده دو اعدام که در هفته گذشته اتفاق افتاد، نمونه‌های از دست زدن به خشونت بر اساس همین معیارها و نگاه‌ها است

رهبری و ولی فقیه «جایگاهی الهی» در نظام جمهوری اسلامی دارد و حق دارد که برای همه «تعیین تکلیف» کند و دستور دهد، چرا که او «ولی امر مسلمین جهان» است. در دستگاه‌های مختلف جمهوری اسلامی مخالفان و منتقدان همه‌گی اشخاصی هستند که وابسته به بیگانه هستند و از آنان خط و خطوط می‌گیرند، باور این‌که منتقد و مخالفی مستقل در این کشور وجود داشته باشد، در نظر حکومت جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست.

از نظر جمهوری اسلامی «مردم» کسانی هستند که «حامی» آنان باشند، کسانی که مخالف نظام حاکم هستند «نمی‌توانند مردم باشند و خواسته‌هایی هم داشته باشند.»

بر اساس همین نگاه است که کیهان با فونت ۷۲ به جنگ عالم و آدم می‌رود.

مدیار

Posted in اندیشهComments (4)

Tags: , ,

با هر دعوتی در بالاترین به صحنه‌ی خشونت نرویم


در انفرادی زندان اوین، دو سه سلول آن‌طرف‌تر از من، پیرمردی ۵۷ ساله بود که ۱۲۰ روز در انفرادی بازداشت بود. داستان بازداشت‌اش از این قرار بود که به دعوت «هخا»، همان که یک مدتی در تلویزیون‌های ماهواره‌یی برنامه داشت و اولین کسی بود که در دنیا «پارکینگ هوایی برای هواپیماها ساخته بود!» و قرار بود ۵ مهر ۱۳۸۳ برای سرنگونی جمهوری اسلامی به ایران بیاید، به ایران آمده بود و در جلوی دانش‌گاه تهران بازداشت شده بود.  بازداشت‌اش همراه عده‌یی بود در حدود ۳۰ تا ۵۰ نفر که جلوی دانشگاه تجمع کرده بودند. بنده خدا بعد از ۲۵ سال از آلمان  به ایران آمده بود، آن هم به دعوتی شخصی مانند «هخا» و چند سایت اینترنتی.

یک دعوت از یک آدم بی‌شناسنامه و بی‌هویت، یک همراهی بچه‌گانه از طرف چند سایت، باعث بازداشت این آدم و چندین نفر دیگر از همه جا بی‌خبر شد. که ماه‌ها زجر آن را کشیدند و بابت آن هزینه دادند.

خشونت نیروهای حکومتی در هفت ماه گذشته، خشونتی وصف نشدنی و بی‌سابقه است. در هر جایی با تجمعات مردم به شدت برخورد می‌شود و اعتراض آنان سرکوب می‌شود. متاسفانه در بسیاری از مواقع؛ این برخی اشخاص یا گروه‌ها هستند که «زمینه‌ساز این خشونت‌ها» می‌شوند و با اخبار دروغ، نسنجیده، احساسی، هیجانی و… مردم را به معرکه‌ی این خشونت‌ها می‌فرستند.مثال تجمع در مقابل صدا و سیما در عاشورا شب مثالی به روز و عینی برای این مساله است.

شاید ندانید که در شب عاشورا در جلوی صدا و سیما دقیقد چه اتفاقی افتاد و فقط از درگیری در آن‌جا چیزی شنیده باشید. ماجرا از این قرار بود که یک دفعه  در توییتر، توییت و ریتوییت‌هایی پی در پی زده شد که «خیل خروشان مردم برای فتح صدا و سیما به سوی آن در حرکت است». به سرعت این خبر پیچید. در سایت بالاترین به سرعت لینک دادند و گفتند مردم برای کمک «بشتابید». به سرعت هم رای‌های زیادی به آن لینک داده شد. نتیجه ماجرا که فکر نکنم درست در جایی گفته باشد این شد که، جمعیتی بسیار کم که به ۱۵۰ نفر هم نمی‌رسیدند جلوی صدا و سیما رسیدند و به شدت از طرف نیروهای بسیجی و انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و تقریبن لت و پار شدند. بسیاری از آنان بازداشت هم شدند و الان معلوم نیست چه سرنوشتی دارند.

متاسفانه سایت بالاترین علی‌رغم همه‌ی خوبی‌های‌اش ضعف‌های بسیاری هم دارد که باز هم متاسفانه ربطی به مسئولان این سایت ندارد و به کاربران آن ربط دارد. به هر خبری از هر جایی و از هر شخصی رای می‌دهند و باعث پخش آن خبر می‌شوند. خبرهایی که تنها زمینه‌ساز هزینه دادن مردم و رفتن آن‌ها به صحنه‌ی خشونت می‌شود. این موضوع را باید جدی گرفت.  ساعتی پیش یک نفر در توییتر  برای خودش دعوت کرد که «وعده‌ی بعدی ما هفتم عاشورا، از انقلاب تا آزادی» به سرعت هم در بالاترین لینک‌اش را گذاشت، مشغول رای آوردن هم هست. حواس‌مان به این اشخاص که نمی دانم بر چه اساسی این‌چنین مردم را به صحنه خشونت می‌فرستند باشد. در این فضای هیجانی ممکن است هر اتفاقی روی دهد و هر مساله‌یی پیش آید. کار برخی این است که از این فضای ملتهب و احساسی سو استفاده کنند.

  • دیدن این لینک در بالاترین هم بد نیست. چنین خبری در سایت خبرنامه امیرکبیر وجود ندارد. اما به راحتی رای می‌آورد
  • یک توضیح: آوردن اسم هخا در مطلب به خاطر مقایسه نیست، مثالی است برای روشن شدن این نکته که چه‌گونه یک ماجرای ساده می‌تواند پیامدهای سنگین در پی داشته باشد. ضمن این‌که کسانی که این‌گونه با جان این مردم بازی می‌کنند دست‌کمی از هخا و امثالهم ندارند.

مدیار

Posted in جامعهComments (23)

Tags: , , , ,

برای مردمی که هر کدام استعداد ندا و سهراب شدن دارند


ما پیروزیم. چرا که اهل مدارا و تسامح هستیم. این را از آن همان روزی که مردم در اعتراض به یک دروغ بزرگ با سکوت به خیابان آمدند فهمیدیم. همان هنگام که در برابر باتوم‌ها عطر لب‌خند سبزمان در فضا می‌پیچید. همان هنگام که ندا و سهراب را در خیابان‌ کشتند و ما تنها فریاد زدیم که ما همه یک صداییم، سهرابیم و نداییم. ما پیروزیم چرا که برای نوشتن، برای ابراز عقیده کردن، برای اعتراض کردن، برای آزادی کتک خوردیم، کشته شدیم، بازداشت شدیم، در زندان شکنجه شدیم، حکم‌های سنگین گرفتیم، ولی باز بر همانیم که بودیم و همان خواهیم بود.

بارها گفته‌ام که این مردم را، رفتارهای‌شان را، اعتراض‌شان را، روش‌شان را باید باور کرد و به آن‌ها اعتماد کرد. مردمی که حالا دیگر هفت ماه است دنیایی را به تماشای خود نگاه داشته‌اند و به جهان قبولانده‌اند که صدای‌ حکومت صدای‌شان نیست و خود حرفی برای گفتن دارند. مردمی که توانستند چهره‌یی زیباتر، انسانی‌تر و باشکوه‌تر از ایران در افکار عمومی دنیا ترسیم کنند.

مردمی که خود قوه‌ی درک و تعقل دارند و با برگزیدن و انتخاب رهبر همه‌ی آن‌چه که دارند را به او نمی‌سپارند و اندیشه‌ی خود را کنار نمی‌نهند و تصویر رهبر را روی صورت «ماه» نمی‌بینند. همین است که بدون فرمان «رهبر» در عاشورا به خیابان می‌آیند و آن‌قدر زیاد هم می‌آیند که در مقایسه با روزهای فرمان دهی رهبر و رهبران، جمعیتی به مراتب بیش‌تر را تشکیل می‌دهند. مردمی که هم رهبری کلاسیک و فردی را دارند و هم رهبری مدرن مبتنی بر اندیشه را در درون خود.

عجب نیست که رفتار دیروز  نیروهای انتظامی و بسیجی محکوم شود و به خاطر تکرار و تشدید خشونت‌ها محکوم و مورد شماتت قرار گیرد. عجب نیست که سران نظامی و امنیتی و قضایی را به خاطر ایجاد و حمایت از  این خشونت‌های وحشیانه مورد انتقاد و اعتراض قرار داد و به آن‌ها گفت که باز هم نقض حقوق‌بشر کرده‌اید و حرمت انسان‌ را رعایت نکرده‌اید. اما عجب است  که برای رفتار و واکنش  «طبیعی» مردم به این خشونت‌ها عنوان «خشونت» را برگزینند و به جای محکوم کردن رفتار نیروهای حکومتی رفتار مردم را با «ژستی روشن‌فکرانه» محکوم کنند و  بگویند«ما شکست خوردیم» و از شکست‌هایی بگویند که همه پیروزی مردم هستند. از کی تا به حال نیامدن قاتل به خانه‌ی مقتول برای عرض تسلیت شکست شده است؟

عجب است به مردمی که هر کدام استعداد ندا و سهراب شدن را هر روز و هر لحظه دارند، گفت که در برابر حفظ جان خود نباید دفاع کنی و برای این‌که از گاز‌های اشک‌آور خلاص شوی سطل آشغالی را نسوزانی. عجب است که رفتار «طبیعی» مردم همنوا با بانیان خشونت و  مروج آن، «خشونت» تعبیر و تعریف می‌شود. عجب است که دیده نشود پیرزنی که از سرش خون می‌آمد و نوزادی که در آغوش مادر گاز اشک‌آور چشم‌های معصوم‌اش را می‌سوزاند.

عجب است که از ماندلا یاد شود و از رفتار او به عنوان سرمشق حرف زده شود و شاخه‌ی نظامی «نیزه‌ ملت» او را به یاد نیاورد. عجب است که رفتار گاندی به عنوان الگو پیش‌نهاد شود و از صریح بودن و یک راست به سراغ ریشه‌ی ظلم رفتن او حرفی به میان نیاورد و بعد شنید که اعتراض‌ها باید از خامنه‌یی به احمدی‌نژاد تقلیل پیدا کند!

رفتار «مردم» روز گذشته رفتاری طبیعی و دفاع از خود در برابر کشته نشدن بوده است. آن خانواده هایی که دیروز کشته دادند و الان عزادار هستند اگر آن هنگام حضور داشتند برای دفاع از جان فرزندشان حاضر بودند دست به هر کاری بزنند، حتا کارهای که دیروز اتفاق هم نیافتاد. دیروز هیچ‌کس تصمیم نگرفته بزند، به آتش بکشد و ماموران مجری خشونت حکومت را اسیر کند. نه برای این‌کارها سازماندهی صورت گرفته بود و نه برای آن نیرویی آموزش داده شده بود. نه در تفکر مردم چنین رفتاری بود و نه سابقه‌ی اجرای خشونت داشتند. هنوز هم ندارند و هنوز هم خشونت در دستور کار جنبش سبز نیست. هنوز هم شاخصه‌ی اصلی این جنبش؛ مدنی بودن،‌ صلح طلبی، آزادی خواهی و… است.

آن‌چه دیروز اتفاق افتاد واکنشی بود بر هفت ماه (شاید بهتر باشد بگوییم سی سال) خشونت تمام عیار و عریان نیروهای نظامی و شبه نظامی حکومتی که تنها وجهه‌ی مردمی بودنش استفاده‌ی دروغ از واژه‌ی «ملت ایران» است. هفت ماه خشونت و سرکوب و کشتار و اعدام و زندان و شکنجه و تجاوز نتیجه‌اش آن بود که دیروز در تهران اتفاق افتاد. در روزی که چندین نفر دیگر را کشتند و صدها نفر را بازداشت و به شکنجه‌گاه بردند. این حکومت است که خشونت را تحمیل کرده و راه ساختن آن را نیز همواره کرده است. آن‌ها یا خشونت را تحمیل می‌کنند یا «خشونت‌سازی» می‌کنند؛ بدین معنی که صحنه‌ی خشونت را می‌سازند. مثال از وقایع ۱۸ تیر ۸۷ این مساله را به خوبی روشن می‌کند:

از ۱۸ تیر ۸۷ تا تا دوشتبه ۲۳ تیر حتا یک خودروی نظامی در اطراف و نزدیکی دانش‌جویان و مردمی که به اعتراض به خیابان‌ها آمده بودند دیده نشد. اما در روز گذشته در زیر پل کالج جایی که خشونتی تمام عیار تا حد کشتن سه نفر از طرف نیروهای حکومتی اتفاق افتاده به یک باره یک خودروی نیروی انتظامی با ۲ سرنشین پیدا می‌شود! یک ماشین نیروی انتظامی در بین جمعیت در آن هیاهو و در میان مردم با آن وضعیت روحی و روانی چه کار می‌کند؟ غیر از این است که این ماشین برای «صحنه سازی خشونت» فرستاده شده است؟ غیر از این است که از توقف و به آتش کشیدن آن فیلم تهیه شود و در رسانه‌ی میلی جمهوری اسلامی از آن به عنوان «تخریب اموال عمومی» یاد شود؟ (گر چه باید در نظر داشته باشیم که اموال نیروی انتظامی هر چیزی هست به غیر از اموال عمومی، از اموال عمومی علیه عموم مردم هیچ‌وقت استفاده نمی‌شود).

این جنبش ابعاد زیبا شناختی بسیاری در درون خود دارد؛ روز گذشته در جریان گرفتن بسیجی‌ها توسط مردم، کسانی می‌خواستند آن‌ها را بزنند و کسانی مانع از این کار می‌شدند و حتا در فیلمی بیش‌تر مردم علیه ضرب و شتم آنان شعار می‌دادند. هم آنانی که می‌زدند و هم آنانی که مانع می‌شدند «مردم» بودند. مردمی که بزرگ‌ترین شعارشان در طول این هفت ماه شعار «ما همه با هستیم» است. نه آنانی که می‌زدند و نه آنانی که نمی‌خواستند چنین چیزی روی دهد، هر دو پرهیز دارند از خشونت. چه‌گونه است که این دیده می‌شود و آن نه؟

خشونت در جنبش سبز جای‌گاهی ندارد، چرا که نه سازمان‌دهی شده و نه تئوریزه شده است. اما عجب است که برخی چنان این قضیه را در رفتار «طبیعی» روز گذشته مردم  پر رنگ می‌کنند که تا پای «شکست خوردن» آن و «خانه‌‌نشین» شدن مردم و «کوتاه آمدن» آنان از خواسته‌های‌شان پیش رفته‌اند. آتش زدن یک ماشین، چند موتور سیکلت، گرفتن چند بسیجی که قاتلان سهراب و ندا هستند اگر خشونت است، پس کشتن، تجاوز و شکنجه و زندان که از طرف حکومت سر می‌زند چیست؟ آن موتور سیکلت‌ها و ماشین‌ها که آتش گرفتند و سوختند فدای یک تار موی  مردمی که هر کدام  استعداد ندا و سهراب و اشکان و کامران شدن دارند و فدای یک تار  موی جوانانی که جان خود را از دست دادند.

ضرب و شتم ماموران و بسیجی‌هایی که به دست مردم افتادند را باید در چارچوب یک واکنش هیجانی و احساسی و مقعطی بررسی کرد. اتفاقی که تنها در همان زمان و در همان موقعیت و آن شرایط ویژه پیش آمده است. ظرفیت مقابله با یک ماجرای خاص در همه‌ی انسان‌ها با هم تفاوت دارد، گروهی می توانند خویشتن‌داری کنند یا واکنش مناسبی نشان دهند و گروهی دیگر نه. بسیاری به ضرب و شتم بسیجی‌ها روی نیاوردند و حتا با آن مقابله کردند و گروهی دیگر که مانند همه‌ی مردم خشم و بغض داشتند به این کار اقدام کردند. بدون شک در یک شرایط عادی و غیر ویژه آن گروه هم دست به این کار نمی‌زد. اما بسیجی‌ها و ماموران حکومت در هر شرایطی دست به خشونت می‌زنند؛ خشونتی که سازمان دهی و تئوریزه شده است.

شاید بد نباشد به جای «خشونتی» که در بین مردم هیچ جای‌گاهی ندارد، «ژست روشن‌فکرانه» نگیریم و خشونت نیروهای انتظامی و نظامی که دیروز عزیزان‌مان را کشتند محکوم کنیم. بد نیست اگر به یاد داشته باشیم که در این چند ماه چند هزار نفر در زندان ضرب و شتم و شکنجه شدند، شاید بد نباشد یادمان باشد که صدها نفر دیروز بازداشت شده‌اند و در معرض شکنجه و تجاوز و شکستن حرمت انسانی‌شان قرار دارند. شاید بد نباشد به جای «خشونتی» که در بین جنبش سبز وجود ندارد، اخبار دروغ صدا و سیما را در باب «حمله‌ی مردم به عزاداران، به آتش کشیدن مساجد، دزدیدن فرش و…» محکوم کنیم. بد نیست اگر افشا کنیم که هیچ کس از روی پل پرت نشده است و در میان خیل یک جمعیت هیچ ماشینی نمی‌تواند آن‌قدر با سرعت برود که دو نفر را زیر بگیرد و آن‌ها کشته شوند. بد نیست اگر بپردازیم به دروغ رسانه‌های امنیتی که هنوز ساعتی از کشتن مردم توسط نیروهای بسیجی‌ نمی‌گذرد از بازداشت منافقین و ترور شدن مردم با آدرس دادن به نوع گلوله و تفنگ سخن می‌گویند. بد نیست به چیزی که نیست نپردازیم.

مدیار

Posted in ایران, جامعهComments (14)

Tags: , , , , , , , , , , ,

خشونتی که از قبل توجیه شده بود، مراقب سناریوها باشیم


خشونت بی‌حد و حصر نیروهای انتظامی  و به ویژه بسیجی  و سپاهی در روز عاشورا به کشتن شدنن چندین نفر انجامید که تا کنون دست کم در ۹ مورد تایید شده است. بر خلاف روزهای بعد از کودتا رسانه‌ها امنیتی و اشخاص مسئول زود به صرافت افتاده‌اند که این ماجرا را خود در دست بگیرند و از همان ابتدا با دروغ‌های‌شان از رسوایی هر چه بیش‌تر یکی دیگر از جنایت‌ها گذر کنند. «پرونده‌ی کشته‌سازی» را امروز بسیار زود در رسانه‌های نظامی امنیتی فارس و کیهان دیدیم و در روزهای بعد هم بیش‌تر خواهیم دید و از زبان مسئولان نظامی و قضایی هم خواهیم شنید.

به باورم خشونت امروز نیروهای نظامی و بسیجی به طور کامل از قبل پیش‌بینی شده بود. کودتاچیان به این نتیجه رسیده بودند که برای سرکوب همیشه‌گی جنبش اعتراضی مردم ایران از خشونت تمام عیار استفاده کنند. این خشونت قرار بود در ۱۶ آذر اتفاق بیافتد، چرا که توجیه این خشونت به طور مشخص در رسانه‌های امنیتی نظامی چون کیهان و فارس انجام شده بود، اما به دلائلی این اتفاق در ۱۶ آذر نیافتاده است و در عاشورا این خشونت عریان اجرا شد. حال شاهد آن هستیم که همان توجیهاتی که قبل از ۱۶ آذر پیش‌بینی شده بود در مورد جوانانی که امروز به دست نیروهای بسیجی و با گلوله‌ی آنان کشته شدند، ارائه می‌شود.

خبرگزاری فارس و کیهان در اقدام هماهنگ از پرونده‌ی کشته‌‌سازی خبر داده‌اند و این که«در روزهای آینده شواهدی از طرف مسئولین» ارائه خواهد شد که پرده از این ماجراها برمی‌دارد. هنوز خون این عزیزان در کف خیابان‌ها خشک نشده و تعداد دقیق آن‌ها مشخص نیست، این دو رسانه از شواهدی که در روزهای آینده ارائه خواهد شد، صحبت می‌کنند!

در روزهای قبل از ۱۶ آذر خبرگزاری فارس چندین خبر دروغ و از اساس بی‌پایه را مبنی بر دستگیری یک گروه تروریستی و ورود آمپول‌های سمی برای «کشته‌سازی در روز دانش‌جو» در تارنمای خود قرار داد. به سرعت رسانه‌های زنجیره‌یی ـ امنیتی این اخبار را پوشش داده و از چنین امکانی در روز دانش‌جو خبر دادند.

این خبرهای دروغ به کار ۱۶ آذر نیامد و حالا در عصر عاشورا و درست ساعتی بعد از کشته شدن چندین نفر به دست نیروهای بسیجی این داستان تکرار می‌شود  و نام کشته‌سازی برای شیهدان امروز عنوان می‌شود و صدا و سیما هم با تمام امکانات خود در جهت پخش این دروغ قدم برمی‌دارد. خبرگزاری فارس در خبرش در این مورد نوشت: «اما این آخرین اقدام فتنه‌انگیزان! در این راستا نبود، چه آن‌که آنان در ایام نزدیک به ۱۶ آذر روز دانشجو، نیز با وارد کردن آمپول‌های سمی (به نقل از رسانه های داخلی) به کشور و توطئه‌چینی، قصد داشتند…»

جالب این‌جا است که این خبرگزاری امنیتی خبر خود را به «نقل از رسانه‌های داخلی» بازگو می‌کند و نمی‌گوید که این خبر دروغ را خود برای توجیه‌ خشونت‌ها در آینده نوشته بوده است. در این زمینه در همان قبل از ۱۶ آذر در پستی تحت عنوان توجیه خشونت در ۱۶ آذر نوشته بودم. به هوش باشیم، که با دروغ‌هایی نظیر پرت شدن یک نفر از پل و تصادف دو نفر و ترور خواهرزاده‌ی موسوی صحنه‌گردان این سناریو نشوند و دروغ‌های‌شان را جا نیاندازند.

مدیار

Posted in ایران, کودتا و سرکوبComments (1)

Tags: , , , , ,

پیام تسلیت کروبی: اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید


ملت بزرگ و  شریف ایران

بدنبال انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ که اوج عدم تمکین و تبعیت جریانی از اصول قانون اساسی، جمهوریت نظام، و آموزه امام خمینی (ره) که همواره می‌فرمودند «میزان رای ملت است»، شاهد حوادث بسیار تلخ و فراموش نشدنی نظیر به شهادت رسیدن تعدادی از هموطنان در راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز، بازداشت‌های غیر قانونی فعالان سیاسی، برگزاری دادگاه‌های نمایشی، خشونت بی‌حد و حصر در قبال بازداشت شدگان در کهریزک و امثالهم و … بودیم.
لجاجت، خیره سری و عدم تمکین به قانون و حقوق مردم هفت ماه است که کشور و مردم را به پرداخت هزینه‌ای جبران‌ناپذیر دچار کرده است . متاسفانه ابعاد جدیدتری از برخوردهای غیرقانونی در دهه اول محرم الحرام اتفاق افتاد که دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد.
در شب عاشورا عده‌ای از اوباش اجیر شده به حسینه جماران که کانون مواضع بی‌نظیر و روشنگرانه امام خمینی (ره) بود به بهانه سخنرانی شخصیتی که مواضع‌اش همواره در چارچوب نظام بوده و از خطوط قرمز عبور نمی‌کرده، با هماهنگی مراکزی خاص، بطور وحشیانه‌ای حمله کردند و به تخریب این حسینه پرداختند.
در این یورش، مردم اعم از زن و مرد را با هتاکی و فحاشی کتک زدند و اموال آنان را از بین بردند و در کنار منزل امام با شکستن درب و پنجره‌ها به ایجاد رعب و وحشت پرداختند.
در شب عاشورای حسینی، شیعه حسین (ع) را در ماتم حسین (ع) می‌زنند و هر آن‌چه که می‌خواهند در امنیت کامل انجام می‌دهند.
امروز در عاشورای حسینی از بدو صبح با خشونتی وصف‌ناپذیر بر مردم یورش بردند و جمع زیادی را مجروح، دستگیر و بنابر گزارش‌های رسیده تعدادی از هم‌وطنان را به شهادت رساندند.
آنان که هویت و شناسنامه این انقلابند و در روزگار مبارزه در صف اول مبارزان بودند، بیاد دارند که در عاشورای ۱۳۴۲ تظاهراتی عظیم با شعارهایی تند علیه شاه صورت گرفت اما رژیم ستم شاهی حرمت عاشورا نگاه داشت و کشتار، سرکوب و دستگیری رهبران مبارزه و در راس آن امام را به روزهای بعد موکول کرد.
براستی چه شده است که حکومت برخواسته از قیام عاشورا، در روز عاشورا دست بر خون مردم برده و جماعتی وحشی را به جان مردم انداخته است.
یا رب چه شده است که حرمت عاشورا و عزاداران فرزند زهرا (س) در ظهر عاشورا نگاه داشته نمی‌شود و آنان را به خاک و خون می‌کشند. یا رب چه شده است که حرمت خون مردم در این ماه عزیز هم رعایت نمی‌گردد. یا رب چه شده است که برگزاری مراسمِ ختم مرجع تقلیدی مجاهد و مبارز تحمل نمی‌گردد و مراکز مقدس، بیت و حسینه بنیان‌گذار این نظام در شب عاشورا مورد تهاجم و تخریب قرار می‌گیرد.
اینجانب این مصیبت بزرگ و گناه نابخشودنی را به محضر حضرت صاحب الزمان (عج)، ملت بزرگ ایران و خانواده‌های آسیب دیده تسلیت عرض می‌کنم و در پرتو آموزه جاودانه اباعبداله در ظهر عاشورا فریاد می‌زنم که اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید.
مهدی کروبی
۶ دی ۱۳۸۸ برابر با ۱۰ محرم الحرام ۱۴۳۲

Posted in ایرانComments (1)

Tags: , , , , , ,

عاشورای خونین تهران: کشتار مردم توسط بسیجی‌ها و نیروهای انتظامی


مردی حدودا ۵۰ ساله ظهر امروز در میدان انقلاب بر اثر شدت ضربات باتوم چند نفر بسیجی بر روی سرش کشته شد. جنازه‌ی او را مردم عزادار تا چهار راه ولی‌عصر روی دست می‌آورند. جنازه‌ی این مرد که حدود پنجاه سال سن داشته در چهارراه ولیعصر با حمله‌ی نیروهای نظامی از دست مردم گرفته می‌شود، در درگیری با مردم نیروهای بسیجی و انتظامی در جدالی لفظی به مردم می‌گویند که این مردم مسن یک بسیجی بوده است.

حدود نیم ساعت نیروهای انتظامی و بسیجی به خاطر ایجاد رعب و وحشت جسد او را کنار جدول خیابان می‌گذارند، در حالی که آمبولانس چند متر آن‌طرف‌تر پارک شده بوده است. بعد از نیم ساعت بالاخره آن‌ها که کشته بودندش جسدش را می‌برند، تا کی به خانواده‌اش تحویل داده شود.

در میدان و خیابان ولی‌عصر و اطراف آن نیز ظهر امروز درگیری شدیدی بین نیروهای انتظامی و بسیجی  با مردم وجود داشت، این درگیری با شلیک گلوله از طرف نیروهای بسیجی و انتظامی دنبال می‌شود و در این جریان سه نفر زخمی می‌شوند که یکی از آنان یک دختر جوان بود که از ناحیه کمر گلوله خورد. هر سه زخمی را نیروهای نظامی و امنیتی با خود می‌برند و مشخص نیست چه بلایی بر سر او آمده است.

در زیر پل کالج ( حافظ) نیز یک بسیجی ۱۸ ساله به مردمی که طرف او می‌رفتند با یک کلت کمری شلیک می‌کند. به گزارش سایت جرس سه نفر در درگیری‌های این منطقه توسط نیروهای انتظامی و بسیجی کشته شده‌اند.

به گزارش سایت پارلمان نیوز ظهر امروز سیدعلی حبیبی موسوی خامنه خواهرزاده  ۲۰ یا ۳۵ ساله‌ی مهندس میرحسین موسوی در حوادث تلخ عاشورای حسینی در تهران کشته شدهم است و پیکر او در بیمارستان سینای صادقیه نگه‌داری می‌شود که مهندس موسوی نیز آن‌جا حضور دارد.

  • عکس: احتمال می‌دهم این همان مردم ۵۰ ساله‌یی باشد که در میدان انقلاب با ضربه‌ی باتوم نیروهای بسیجی کشته شده است.
  • جریان مرگ این مرد مسن به نقل از دو شاهد عینی است

مدیار

Posted in ایران, حقوق بشر, کودتا و سرکوبComments (1)

Tags: , , , , ,

شعبان بی‌مخ از جاوید شاه به جاوید خامنه‌ای رسید


شعبان بی‌مخ در سال ۱۳۳۲ وقتی که با دار و دسته‌ی اراذل‌اش به خیابان‌ها می‌ریخت و مردم را به باد کتک می‌گرفت، فریاد می‌زد: «جاوید شاه» و دیگر شعارهایی که همه در جهت سلامت روح و روان اعلیحضرت شاهنشاه آریا مهر بود! حالا به تکرار تاریخ رسیده‌ایم؛ پنجاه و شش سال بعد از آن کودتا و آن فریادهای اراذل و اوباش در شهر که به نام شخص یگانه‌ی مملکت مردم را به باد کتک می‌گرفتند، می‌بینیم که به نام خامنه‌یی مردم را به باد کتک می‌گیرند و شعار می‌دهند «ابوالفضل علمدار، خامنه‌یی رو نگه‌دار».

همان‌ها که برای پاره شدن عکس آیت‌الله خمینی تا همین هفته‌ی پیش گریبان می‌دریدند و فتوای حکم اعدام صادر می‌کردند و در رسانه‌های امنیتی‌شان پرده‌دری می‌کردند، امشب به جمارانی که روزگاری پارچه‌ی روی صندلی‌‌های‌اش را تکه تکه می‌کردند و به نشان تبرک در سجاده‌ی نمازهای‌شان می‌گذاشتند، ریختند و  با باتوم و اسپری فلفل و گاز اشک‌آور عربده‌زنان  مردم را به باد کتک گرفته‌اند و آن‌چه از خشونت بود روایت کردند.

حکایت، کابوس خامنه‌یی است که بسیار زودتر از همه بازی را از پیش باخته می‌بیند. لرزانی پایه‌های نظامی که سی سال کشت و زندانی کرد و دروغ گفت زیر پای خامنه‌یی حس می‌شود، قبل از آنی که مردم چنین اراده‌یی داشته باشند و بر سر آن به توافقی جمعی رسیده باشند. مردم ایران را هنوز از جا کندن ریشه‌های این نظام در سر نیست و خامنه‌یی هراسان دیگر دست به دامان اراذل و اوباشی شده که قداره ‌بند در شهرها می‌گردند و به نام‌اش با «مهر نماز» سر می‌شکنند.

فردا عاشورا است؛ حال و هوای این روزهای ایرانی، کم‌تر از همان داستان مظلومیتی نیست که صدها سال است به خاطرش در این زمین و سرزمین بر سر و سینه می‌ِزنند. مظلومیت مردم ایران که با داستانی بدتر از یزدیان روبه‌رو هستند داستان تازه‌تر و به روزتری است، واقعیتی است پیش روی چشمان ما، واقعیتی است روی سرها و بدن‌های مردم که اراذل و اوباش خامنه‌یی پدید می‌آورند. در جایی خوانده بودم: ظهر عاشورا سرخ بود، سبزش می‌کنیم…

مدیار

Posted in ایرانComments (1)

Tags: , , , , ,

کشتن چهار نفر به خاطر اعدام نشدن دو نفر


روز گذشته اتفاق بسیار مهم و نادری در شهر سیرجان اتفاق افتاد، اتفاقی که برای فعالین حقوق‌بشر و مخالفین اعدام باید بسیار حائز اهمیت شمرده می‌شد و توجه‌یی ویژه بدان صورت  می‌گرفت، اما متاسفانه تا لحظه‌ی نگارش این مطلب گروه‌های مختلف حقوق‌بشری و مخالفین اعدام نه تنها با این موضوع نپرداخته بلکه بیش‌تر آن‌ها اخبار کشته و زخمی شدن تعدادی زیادی از مردم را در جریان این حادثه را نیز پوشش نداده‌اند.

اعدام دو نفر که قرار بود در سیرجان صبح امروز در ملاء عام اجرا شوند و سریال تکراری ترویج و تدریس خشونت توسط دستگاه قضاییبار دیگر اتفاق افتد، با حمله و حمایت خانواده‌های آنان و فراری دادن‌شان متوقف شد. پس از چند ساعت دو اعدامی بازداشت و دادگستری شهر بلافاصله از اجرای دوباره‌ی مراسم اعدام در همان محل خبر می‌دهد. در حالی که بنابر قانون و شرع اعدام دوباره‌ی کسی که از اعدام جسته ، غیرقانونی و غیرشرعی است. چرا که وی به یک‌بار اعدام محکوم شده است.

بار دوم اتفاق قابل تامل‌تری روی می‌دهد، مردمی که برای نظاره آمده بودند و دستگاه قضایی می‌خواست خشونت را بار دیگر برای آنان نمایش دهد، اجازه‌ی برگزاری این  نمایش خشونت را نمی‌دهند و مراسم برای بار دوم متوقف می‌شود. اما آن‌چه که این‌بار اتفاق می‌افتد یک جنایت تمام عیار است؛ دست کم چهار نفر در درگیری نیروهای انتظامی با مردم،‌ با شلیک گلوله‌ی نیروهای انتظامی کشته می‌شوند و بیش از سی تن مجروح و زخمی راهی مراکز درمانی می‌شوند.

اقدام عملی برای ممانعت از اجرای حکم اعدام در کشور توسط مردم اقدامی بسیار جسورانه و بی‌سابقه است که جا دارد توجهی جدی به آن بشود. مردم حاضر به اجرا شدن شوی خشونت در میان خود نشده‌اند و حتا مجرمانی را که به دلائل اتهامی سنگین این حکم را گرفته بودند، با مهربانی و حس انسان دوستی آنان مواجه شده‌اند. این مساله بسیار جای خوش‌بختی و شادی دارد که مردم ایران به نقطه‌یی رسیده‌اند که در برابر «اجرای حکم اعدام» مقاومت می‌کنند. مردم در طی ماه‌های اخیر نشان داده‌اند که بسیار بسیار جلوتر از همه‌ی «آقا بالاسرها» هستند.

اجرای حکم اعدام این دو نفر عملی غیرقانونی و غیرانسانی و خشونت‌بار بود، اما کشتن چهار شهروند بی‌گناه که به اجرای حکم اعدام اعتراض داشتند، از این اعدام بسیار بدتر و غیر انسانی‌تر و غیرقانونی‌تر بوده است. نیروهای انتظامی به راحتی و بنا بر هر دلیلی «حق تیراندازی مستقیم» می‌گیرند و سربازانی «…» سینه‌های شهروندان را نشانه می‌گیرند. اتفاقی که هر روزه در مناطق مرزنشین کشور به ویژه در مناطق غربی و شمال غربی کشور اتفاق می‌افتد. حتا در این مناطق گاهی تیراندازی‌ها تنها به خاطر مظنون شدن به شخص صورت می‌پذیرد. این اتفاق همواره در مناطق مختلف کشور  توسط نیروهای انتظامی کشور به نام «انجام وظیفه» اتفاق می‌افتد و نیروی انتظامی به هیچ‌عنوان پاسخ‌گو نیستو با نیروهای خاطی به هیچ عنوان برخوردی صورت نمی‌گیرد.

جان شهروندان این کشور گویا هیچ ارزشی برای دستگاه قضایی، ضابطان قضایی و نیروهای انتظامی ندارد که به این ساده‌گی به روی مردم عادی، به هر دلیلی آتش می‌گشایند. چه کسی پاسخ‌گوی قتل این چند  نفر است که امروز در شهر سیرجان کشته شده‌اند. صبر و تحمل و راه‌کارهای نیروهای انتظامی چرا همیشه به قیمت کشتار مردم بی‌گناه و عادی تمام می‌شود؟ چرا همواره تیراندازی به سوی مردم به عنوان اولین اقدام در نظر گرفته می‌شود؟

چه دلیلی داشت که در یک اقدام غیرقانونی و غیرشرعی مراسم اجرای اعدام در این شهر دوباره و در حضور همان مردم برگزار شود؟ برای قدرت‌نمایی نیروی انتظامی مرگ و زخمی شدن شهروندان لازم بود؟

اجرای مجازات و تنبیه بزهکاران برای تنبیه آن‌ها صورت می‌گیرد و قوانین و احکام مجازات را برای نظم جامعه در نظر می‌گیرند، چه لزومی دارد که اجرای احکامی از این قبیل در بین مردم اتفاق بیافتد؟ مگر مجرمی که به حبس ابد محکوم می‌شود در بین جمعیت و در میدان اصلی شهر حکم حبس ابد خود را سپری می‌کند؟ مگر مجرمی که به جریمه محکوم می‌شود در میدان شهر جریمه خود را می‌پردازد؟ مگر مردم شهر باید عبرت بگیرند از اعمال خلاف یک نفر که حکم اعدام در میان آنان اجرا می‌شود؟ مگر مردم شهر همه مجرم هستند و همه قاچاقچی که  اعدام یک نفر به خاطر این عمل را باید شاهد باشند؟

دستگاه قضایی ایران به همراه نیروهای انتظامی و نهادهای امنیتی وضعیت حقوق‌بشر در ایران را هر روز بیش‌تر از روز قبل آشفته می‌کنند. آن‌چه که در این میان اهمیتی ندارد، حقوق شهروندان و از آن بدتر جان آن‌ها است. دستگاه قضایی حاضر است به خاطر اجرای اعدام دو نفر جان چند شهروند دیگر را بگیرد و ده‌ها تن را زخمی کند. این شیوه تاسف برانگیز باید با پاسخ و توجه جدی همه‌ی شهروندان ایران همراه باشد.

پیش‌نهاد امروز

پیش‌نهاد امروز خندیدن به کیهان است برای این‌که خاطرتان منبسط شود، کیهان با توجه به جوی‌های خیابان‌ و شمردن درخت‌ها در جواب به ملت ایران اثبات کرده است که ۵ هزار نفر برای مراسم تشییع آیت‌الله العظمی منتظری آمده بودند. ضمن این‌که به عکس صفحه اول نگاه کنید استقبال فتوشاپ‌کار کیهان را از احمدی‌نژاد در شیراز می‌بینید. فقط نمی‌دانم کیهان این همه بلیط از کجا می‌آورد که این سکوهای خالی را پر می‌کند!

مدیار

Posted in حقوق بشرComments (1)

Tags: , , , , , , ,

دعوت هستید برای دیدن نمایش اعدام


از وقتی این عکس را دیدم مات و مبهوت نشسته‌ام که این کار یعنی چه؟ دهن کجی از این آشکارتر به این همه اعتراض به خاطر این حجم عظیم  اجرای اعدام در کشور ممکن نیست. دستگاه قضایی نه تنها در مقابل این اعتراض‌ها نسبت به صدور و اجرای حکم اعدام‌ها رفتار خود را تعدیل نمی‌کند، حتا اجرای این حکم غیرbilbord-ahwazانسانی را علنی کرده و از مردم هم برای تماشا کردن آن دعوت می‌کند.

صدور حکم اعدام، صدور یک حکم خشن و غیرانسانی است، اجرای حکم اعدام، اجرای یک حکم خشن و غیرانسانی است، اما دعوت برای دیدن حکم اعدام ترویج  خشونت و نهادینه کردن خشونت در ذهن همه‌ی افراد جامعه است. دستگاه قضایی با چنین عملی به صراحت و به روشنی به ترویج و بسط خشونت دست زده است. برای این نمایش خشن بلیطی صادر نمی‌شود و مکان سربسته‌یی هم در نظر گرفته نشده است. چند کودک و چند نوجوان همراه با والدین یا دور از چشم والدین یا اتفاقی به تماشای این مراسم خواهند رفت و چه تاثیری در ذهن آنان دیدن چنین نمایش خشونت‌آمیزی بر جای خواهد گذاشت؟

شاهد بودن مرگ یک انسان توسط یک انسان دیگر با کدام معیار مذهبی و انسانی و قانونی تطابق دارد و چه نتیجه‌یی مثبتی از آن عاید بیننده‌گان خواهد شد؟ جز این است که تنها و تنها این مساله به خاطر ایجاد رعب و وحشت و در پیش گرفتن رویه‌ی خشونت و سرکوب در جامعه است؟ جز این است که می‌خواهند علنی بگویند با مجرمان و حتا مخالفان خود در صورت بروز هر اتفاقی چنین رفتاری خواهیم داشت.

طبق آماری که دارم دست کم ۳۳ نفر از زندانیان سیاسی در ایران با حکم اعدام در زندان هستند. احسان فتاحیان هم در ماه گذشته نمونه‌یی از اجرای حکم خشن اعدام در مورد زندانیان سیاسی بود.

محاربه با خدا را  چه کسی تشخیص می‌دهد که بر مبنای آن حکم اعدام صادر می‌کند؟ چه کسی گفته که شما نماینده‌ی خدا در زمین هستید و می‌توانید نقش وکیل او را بازی کنید و از کسی که خود به او جان داده، جان‌اش را بستانید؟ در کدام کشور دنیا برای اجرای حکم اعدام بیلبورد تبلیغی نصب می‌کنند که در ایران چنین اتفاقی می‌افتد؟ اگر تک تک شهرهای ایران را اکنون نگاه کنیم، حتا یک بیلبورد تبلیغی از یک «کتاب» نخواهیم دید، در صدا و سیما حتا یک کتاب تبلیغ نمی‌شود. یک کتاب فروشی در سراسر ایران تا به حال در رسانه‌ی ملی تبلیغ نداشته است. این تبلیغ به رایگان و به راحتی روی دیوارهای شهر نصب شده است که مردم بیایند و اعدام  کسانی که با خدا مبارزه کردند را ببیند! اما در همین کشور در همین استان خوزستان اگر بخواهید یک بیلبورد تبلیغاتی برای یک کتاب بزنید باید مبلغ بسیار زیادی را به شهرداری بدهید.

در کشوری که کتاب‌ها یا سانسور می‌شوند و یا مجوز نمی‌گیرند، در کشوری که روزنامه‌ها توقیف می‌شوند و روزنامه‌نگاران‌اش زندانی‌ می‌شوند، در کشوری که هرگز در صدا و سیمای‌اش حتا یک کتاب تبلیغ نشده، در کشوری که فقط سه چهار سالن استاندارد برای اجرای تئاتر داریم، در کشوری که در برخی شهرهای‌اش حتا کتاب فروشی و سینما وجود ندارد، در کشوری که کتاب‌خانه را خراب می‌کنند و جای‌اش نمازخانه می‌سازند (کاری که احمدی‌نژاد در دوران شهردار بودنش کرد)، در کشوری که «کافه کتاب»ها چون محلی برای تبادل افکار هستند، باید تعطیل شوند، در کشوری که کتاب بعد از چاپ هم توقیف می‌شود و فیلم پس از ساخته شدن اجازه‌ی پخش نمی‌گیرد… از مردم‌اش برای حکم اعدام در یک مکان باز دعوت می‌شود.

آن وقت است که مردم «شهیدپرور و  ولایت‌مدار» اهواز را برای «مراسم اعدام» دعوت می‌کنند و این مراسم می‌شود جشن و سرور یک حکومت و یک دستگاه قضایی که جز بدبختی و خشونت برای مردم‌اش هیچ نداشته است.

نگاه می‌کنم به کودکی‌های‌ام از دیروز تا امروزی که اینجا ایستاده‌ام، هرگز چهره‌ی شاملو را در تلویزیون ندیدم، هرگز از فروغ و اخوان برنامه‌یی تلویزیونی ندیدم، هرگز نشنیدم که یک نهاد دولتی یک برنامه‌ی شاهنامه‌خوانی دائم  و همیشه‌گی برای‌ مردم راه بیاندازد، هرگز در طول این سال‌های عمر  یاد ندارم که از رسانه‌های دولت از نجنگیدن، نکشتن، خون‌ریزی نکردن شنیده باشم، هرگز یادم نمی‌آید از دوست داشتن و عشق ورزیدن و محبت گفته باشند، هر چه بود جنگ با دشمنان ما و خودشان و خدا و همه‌ی‌ عالم بود، جنگ با منافقان بود… و   یاد دارم دو  سال از دورانی را که با آدم‌های بسیاری خداحافظی کردم که دیگر برنگشتند و به آسمان‌شان در آسمان رنگ مرگ پاشیدند. به خاطر ندارم از گاندی و ماندلا برنامه‌های مستند و آموزشی از راه  و رفتارشان پخش شده باشد، هر چه بود از شمشیر مالک بود و سرهای بریده شده در کربلا، هر چه بود از کشتار فلسطینی‌ها بود و شعارهای مرگ بر… هر چه بود نابود کردن ضد انقلاب بود و بدخواهان اسلام… هر چه بود… هرچه هست…

نگاه می‌کنم به کودکان سرزمین‌ام که با چه تصاویری باید بزرگ ‌شوند و زنده‌گی کنند، تصویری از خواهر بزرگ‌شان که یا در خیابان کتک می‌خورد و یا در خانه جای باتوم‌های کبود را نشان می‌دهد، تصویری از برادری که یا زندانی است و یا از زندان بازگشته و جای شکنجه‌ها را نشان می‌دهد، تصویری از اعدام آن‌هایی که با خدا مبارزه می‌کنند… تصویری کامل و کمیاب از خشونت

مدیار

Posted in حقوق بشرComments (5)

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه


  • مصاحبه مهدی کروبی بعد از حمله نیروهای بسیجی


    09/03/10

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10

بلاگ چرخان