Tag Archive | "دولت"

Tags: , , , , , , , , ,

با فونت ۷۲ در جنگ با همه‌ی دنیا


تیتریک‌های کیهان با همه‌ی روزنامه‌های کشور فرق دارد، از نظر موضوعی این تیترها شامل «ترویج خشونت»، «آمریکاستیزی و غرب‌ستیزی»، «حمایت از دولت و ولایت فقیه»،«تبلیغ برای دولت» و… می‌شود. تیترهای کیهان همه‌گی با فونت ۷۲ یا ۷۶ هستند که به طور معمول هیچ روزنامه‌ای جز در موارد خاصی از این اندازه استفاده نمی‌کند. اما کیهان همواره این اندازه را برمی‌گزیند، شاید دلیل انتخاب این اندازه این باشد، که کیهانیان فکر می‌کنند،‌ هر چه درشت‌تر بگویند، بیش‌تر حرف‌شان به واقعیت نزدیک است!

تیترهای کیهان همواره با هدف نوشته می‌شوند و بیش‌تر از آن‌که جنبه‌ی اطلاع‌رسانی داشته باشند، جنبه‌ی تبلیغی و تلقینی و حمایت دارند. تیترهایی که همواره شخص یا اشخاصی را هدف قرار داده‌اند.

تیترهای زیر، تیترهای یک ماه گذشته کیهان هستند:

  • تولید انبوه موشک‌های ضد مرکاوا و آپاچی دروغ، تبلیغ خشونت، جنگ، آمریکا ستیزی
  • تازه‌ترین جنایت آمریکا و رژیم سعودی: تروریست‌ها در کربلا و کراچی عزاداران حسینی را به خاک و خون کشیدند دروغ، اتهام، آمریکا ستیزی
  • با حضور رئیس‌جمهوری: کاوشگر ۳ با موجودات زنده به فضا رفت تبلیغ برای دولت
  • رهبر: غفلت در مسائل سیاسی گاه به معنی خیانت است حمایت از رهبری، علیه مردم و رهبران سبز
  • اعتراف فتنه‌گران به آخر خط رسیده‌ایم دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • بیانیه نماینده‌گان: خواص مرز خود را با فتنه‌گران و بیگانگان مشخص کنند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه غرب
  • آموزش ترور در اروپا، آشوبگران عاشورا اعتراف کردند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه غرب
  • جاسوسی مشاور موسوی برای سرویس‌های اطلاعاتی دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه غرب
  • رهبر: امام به کسی باج نداد، من هم باج نمی‌دهم حمایت از رهبر، علیه مردم و رهبران سبز
  • کوچه بن بست بود، فتنه‌گران دنده عقب گرفتند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • رئیس‌جمهور ویژه‌گی‌های لایحه بودجه را تشریح کرد: تقدیم بوجه ۸۹، آغاز بحث‌های فشرده مجلس تبلیغ برای دولت
  • در سالگرد حماس: خالد مشعل: غزه هرگز شکست نخواهد خورد ترویج جنگ و خشونت، علیه اسرائیل
  • پاسخ نهایی به پیش‌نهاد وین، ایران: کوتاه نمی‌آییم دروغ، تبلیغ برای دولت، علیه غرب
  • رهبر: خواص شفاف باشند، دو پهلو موضع نگیرند حمایت از رهبر، علیه رهبران سبز
  • در دادگاه فاش شد: ارتباط محفلی آشوبگران با اسرائیل دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه اسرائیل
  • هیات اروپایی: ویرانی غزه ما را شوکه کرد، سران اسرائیل باید محاکمه شوند علیه اسرائیل
  • نصرالله:‌ صهیونیست‌ها حمله کنند، چهره منطقه را تغییر می‌دهیم ترویج جنگ و خشونت، علیه اسرائیل
  • هشدار ۱۵۰ عالم دینی در صنعا: آمریکا از یمن بیرون نرو، بیرونش می‌کنیم دروغ، آمریکا ستیزی، اتهام
  • ترور استاد دانشگاه تهران، نتیجه بسترسازی سرانه فتنه است دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • ردپای موساد در ترور استاد متعهد دانشگاه تهران اتهام، دروغ، علیه اسرائیل
  • بارزانی نپذیرفت: رشوه سه میلیارد دلاری عربستان برای ساقط کردن دولت مالکی دروغ، اتهام
  • با تقدیم لایحه از سوی رئیس‌جمهور: برنامه پنجم توسعه روی میز نمایندگان ملت تبلیغ برای دولت
  • رهبر در دیداد پر شور مردم قم: مسئولان دیدند ملت چه می‌خواهند، به وظیفه خود عمل کنند حمایت ار رهبر، تبلیغ برای دولت
  • حداد عادل در نماز جمعه: خواص پیرو رهبری نباشند، سقوط می‌کنند حمایت از رهبری، علیه مردم و رهبران سبز
  • با حضور روسای جمهور: افتتاح خط لوله گاز فصل تازه در روابط ایران و ترکمنستان تبلیغ برای دولت
  • پس از چند هفته بحث و تبادل نظر: توافق نهایی دولت و مجلس در هدفمند کردن یارانه‌ها تبلیغ برای دولت
  • مردان خداجوی موسوی، بهایی و تروریست از آب درآمدند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • آیت‌الله لاریجانی خطاب به مردم: پیام شما را شنیدم، با سران فتنه برخورد می‌کنیم  دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز
  • بیانیه جدید موسوی، بازهم رونویسی از دست سیا و موساد دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، علیه اسرائیل
  • آیت‌الله جنتی: آشوبگران مفسد فی‌الارض هستند دروغ، اتهام، علیه مردم و رهبران سبز، ترویج خشونت

  1. از سی تیتر کیهان ۱۷ مورد دروغ است و سنت دروغ‌گویی در جامعه را که به ویژه از زمان احمدی نژاد پدید آمده ترویج می‌کند
  2. از سی تیتر کیهان  در ۱۵ مورد اتهام به مردم و اشخاص و کشورهای دیگر است. کیهان همواره در حال اتهام‌زنی است، سنتی که در جمهوری اسلامی رواج دارد.
  3. از سی تیتر کیهان ۷ مورد به طور کاملن آشکار ترویج جنگ و خشونت است
  4. از سی تیتر کیهان  ۳ مورد آمریکا ستیزی، ۶ مورد علیه اسرائیل که با ربط و بی‌ربط آن را می‌نویسد و چهار مورد غرب ستیزی و دو مورد عربستان ستیزی که مشکل جدید جمهوری اسلامی شده است
  5. از سی تیتر هفت مورد برای  تبلیغ دولت است، که این تیترها بیش‌تر تلقینی است و کارهای دولت را با افتخار و هیجان خاصی می‌گوید، تنها در تیترهای مربوط به دولت است که از اتهام و دروغ و خشونت خبری نیست و تیترها به راستی جنبه تبلیغی دارند. در واقع تنها تیترهای مثبت کیهان است.
  6. ۵ مورد تیتر در مورد سخنان رهبر است که جمله‌گی آن‌ها علیه معترضان و رهبران جنبش سبز است و  همه «تعیین تکلیف» است.
  7. از سی تیتر ۱۴ مورد علیه خواسته‌های مردم و به همین ترتیب ۱۵ مورد علیه رهبران جنبش سبز است که مردم در انتخابات ریاست جمهوری آنان را به عنوان نماینده خود برگزیدند.

کیهان آینه‌ی تمام نمای جمهوری اسلامی و دولت آن است. جمهوری اسلامی اسرائیل را قبول ندارد و خواهان محو آن است، جمهوری اسلامی ایجاد رابطه با آمریکا را نمی پذیرد و تمامی مشکلات جهان را ناشی از آمریکا و غرب می‌داند و در واقع غرب‌ستیز است، جمهوری اسلامی جنگ و خشونت را در نگاه ایدئولوژیک خود یک عمل درست می‌داند که در راه اسلام و در راه خدا است و شهادت به هر طریقی در این راه را تقدیس می‌کند. کشتار معترضان انتخاباتی، اعدام اشخاص به دلائل واهی ماننده دو اعدام که در هفته گذشته اتفاق افتاد، نمونه‌های از دست زدن به خشونت بر اساس همین معیارها و نگاه‌ها است

رهبری و ولی فقیه «جایگاهی الهی» در نظام جمهوری اسلامی دارد و حق دارد که برای همه «تعیین تکلیف» کند و دستور دهد، چرا که او «ولی امر مسلمین جهان» است. در دستگاه‌های مختلف جمهوری اسلامی مخالفان و منتقدان همه‌گی اشخاصی هستند که وابسته به بیگانه هستند و از آنان خط و خطوط می‌گیرند، باور این‌که منتقد و مخالفی مستقل در این کشور وجود داشته باشد، در نظر حکومت جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست.

از نظر جمهوری اسلامی «مردم» کسانی هستند که «حامی» آنان باشند، کسانی که مخالف نظام حاکم هستند «نمی‌توانند مردم باشند و خواسته‌هایی هم داشته باشند.»

بر اساس همین نگاه است که کیهان با فونت ۷۲ به جنگ عالم و آدم می‌رود.

مدیار

Posted in اندیشهComments (4)

Tags: , , , ,

تاملی بر بیانه هفدهم موسوی؛ همه آنچه که ما می‌خواهیم


بیانیه هفدهم میرحسین موسوی بیانیه‌ای بسیار مهم و قابل تامل است. بیانیه‌ای که اول از همه خشونت‌های نیروهای بسیجی و انتظامی و کشتار مردم را محکوم می‌کند و نشان می‌دهد که با همه‌ی هتاکی‌های کودتاچیان باز هم موسوی بر مواضع خود ایستاده و این همه هتک حرمت و تبلیغات دروغی کودتاچیان برای «عقب‌نشینی» کردن او ثمربخش نبوده است.

عده‌ای بیانیه موسوی را نوعی «عقب‌نشینی» و به رسمیت شناختن دولت کودتایی احمدی‌نژاد دانسته‌اند. پر واضح است که این نگاه، نگاهی است نادرست. شاید هیچ کس به اندازه‌ی کیهان و کودتاچیان اهمیت و منظور این بیانیه را خوب نفهمیده باشد. نگاهی به مواضع نزدیکان دولت کودتایی در رسانه‌های امنیتی و مروج خشونتی چون کیهان و خبرگزاری فارس که همواره از کشتار و استفاده از خشونت علیه مردم دفاع می‌کنند، به خوبی نشان می‌دهد که آنان اهمیت بیانیه هفدهم موسوی را به خوبی و بیش از همه فهمیده  و درک کرده‌اند و از همین بابت است که به شدت احساس خطر می‌کنند.

موسوی در بیانیه خود با ارائه‌ی راه‌کارهایی بسیار اصولی پاشنه‌ی آشیل کودتاگری و کودتاصفتی را نشانه گرفته است. تحقق هر کدام از خواسته‌های این بیانیه که موسوی ارائه داده، برداشتن گامی بزرگ به سوی دموکراسی و آزادی است:

قانون انتخابات

اصلاح قانون انتخابات برای رسیدن به انتخاباتی آزاد و دموکراتیک هدفی است که در طول سال‌های اخیر بسیار از سوی اصلاح‌طلبان دنبال شده بود، وتوی رهبری و نهادهای امنیتی و فشارها هرگز به دولت خاتمی و نمایندگان مجلس اجازه‌ی اصلاح این قانون را نداد. قانون فعلی انتخابات است که به احمدی‌نژاد فرصت کودتا و تقلب را می‌دهد، همین قانون است که باعث می‌شود وزارت کشور از تخلف‌ها مصون بماند. قانونی که به «شورای نگهبان قانون اساسی»‌ ختم می‌شود و انتخابات را به تمامی با خواست و نظر این شورا که زیر نظر رهبری است پیش می‌برد.

«تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات‌ها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد» دقیقن اشاره به همان جایی است که دست نهادی چون شورای نگهبان را برای انجام این امور ببندد و انتخابات‌ها در یک موقعیت آزاد و برابر برگزار شود. ترکیب فعلی «مجلس شورای اسلامی،  شوراهای شهر، مجلس خبرگان قانون اساسی» دست‌آورد «شورای نگهبان» است، اصلاح این قانون و برداشتن «نظارت استصوابی» نتایجی به دنبال دارد که سال‌ها به دنبال آن هستیم.

آزادی مطبوعات و رسانه‌ها

قدمت توقیف رسانه‌ها و سرکوب روزنامه‌نگاران در ایران قدمتی به اندازه‌ی روزنامه و روزنامه‌نگاری دارد. قدمت دیکتاتوری در ایران قدمتی به اندازه‌ی شکستن‌ قلم‌ها و کشتار  و زندانی کردن صاحب قلم‌ها دارد. ما هیچ‌گاه در طول تاریخ‌مان جز در موارد بسیاری جزئی و مقطعی آزادی مطبوعات و رسانه‌ها نداشته‌ایم، اما در همین سیر تاریخی دیکتاتوری داشته‌ایم، روزی که ما مطبوعات و رسانه‌های آزاد و مستقل و روزنامه‌نگارانی با امنیت شغلی و اجتماعی داشته باشیم، روزی است که سایه‌ی استبداد از سر ما رخت بر بسته است.

مطبوعات و رسانه‌ها، رکن چهارم دموکراسی هستند. به طور حتم اگر صدا و سیما یک رسانه‌ی «بی‌طرف و ملی» بود میزان خشونت نیروهای نظامی و بسیجی هرگز این‌چنین نمی‌شد که در ماه‌های گذشته اتفاق افتاد. رسانه‌ی آزاد پاشنه‌ی آشیل دیکتاتوری است، دیکتاتورها در نبود رسانه‌های آزاد است که نفس می‌کشند. رسانه‌های آزاد ابزاری قدرتمند هستند که با وجود آنان هرگز اشخاصی مانند رادان و احمدی‌مقدم و سردار عراقی نمی‌توانند با دروغ‌ها از مسئولیت کاری که کرده‌اند فرار کنند.

حق تجمع

در جوامع مدرن و آزاد دنیا خواسته‌ها و مطالبات در سطوح و لایه‌های مختلف مردمی مطرح و با پشتیبانی و حمایت اندیشمندان و سیاست‌مداران محقق می‌شود. حق راه‌پیمایی و برگزاری اجتماعات از حقوق مسلم و مصرح در اعلامیه جهانی حقوق‌بشر است که از ما در جمهوری اسلامی دریغ شده است و تنها برای کاروان‌های اتوبوسی و بسیجیان میسر است. اصل ۲۷ قانون اساسی به طور صریح و مشخص به این حق اشاره دارد، اما جمهوری اسلامی با خشونت و بازداشت شهروندان این حق را از شهروندان ایرانی دریغ کرده است.

این حق می‌تواند نشان دهنده‌ی خواست اکثریت جامعه به حکومتی باشد که خود را به زور به عنوان «نماینده ملت ایران» جا زده و از این واژه‌ی عزیز به صورتی مزورانه استفاده می‌کند و خواسته‌ها و مواضع نامشروع و غیرانسانی خود را به نام «ملت ایران» مطرح می‌کند.

آزادی زندانیان سیاسی

آزادی زندانیان سیاسی به طور عام و خاص اشاره به رعایت بند بند اعلامیه جهانی حقوق بشر دارد، این که کسی به خاطر عقاید و اندیشه‌ها، نوشته‌ها، فعالیت سیاسی و مدنی و اجتماعی، داشتن حق تحصیل به زبان مادری و قومیتی و… زندان نرود، یعنی تمام مواد اعلامیه جهانشمول حقوق بشر. و ما مگر غیر از این چه می‌خواهیم؟ و این‌که موسوی در بیانیه اشاره می‌کند از آن‌ها «اعاده‌ی حیثیت و آبرو» شود یعنی برقراری عدالت و ستاندن داد مظلوم از ظالم.

پاسخ‌گویی

با دولتی طرف هستیم که حتا به صورت دل‌خواه قوانین اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را زیر پا می‌گذارد، با دولتی طرف هستیم که خواسته‌های خود را با پشتیبانی نهادهای فراقانونی و با تهدید و ارعاب در مجلس تصویب می‌کند. با دولتی طرف هستیم که به جای ارتباط قانونی با مجلس و مجلسیان با آنان معاشقه می‌کند. به جای قوه‌ی قضاییه ملوانان انگلیسی را آزاد می‌کند، مخالفانش را به دست قوه‌ی قضاییه می‌سپارد تا زندانی شوند،‌ رابطه‌ی این سه قوه اجرای و قضایی و قانون‌گذاری در کشور به جای رعایت اصل تفکیک قوا، رابطه‌ی است بر اساس منافع «نظام» و نه «مردم». پاسخ‌گو کردن دولت (نه دولت احمدی‌نژاد به طور خاص) در برابر «ملت، مجلس و قوه قضاییه» که بدون «حمایت‌های غیرمعمول» (حمایت رهبری یا سپاه) که موسوی بدان اشاره کرده، در واقع رسیده به یک دمکراسی است. این‌که دولت یا هر نهادی در قبال کارهای خود پاسخ‌گو باشد و در برابر اعمال و رفتارش مسئول باشد آرزوی دیرینه ما است.

♣♣♣

حال جمع این ۵ راه‌کار را در نظر بگیریم، کدام خواسته‌ی ما در مورد رسیدن به دموکراسی و آزادی هست که در این بیانیه جای نمی‌گیرد؟ کدام یک از مفاهیم یک جامعه‌ی آزاد و مدنی مبتنی بر رفتارهای عقلانی در آن گنجانده نشده است؟ با تکیه بر همین خواسته‌ها و تلاش و تاکید بر روی آن‌ها می‌توانیم به تدریج به همه‌ی آن‌چه که می‌خواهیم برسیم.

ماندلا در خاطرات خود با عنوان «راه دشوار آزادی» به طرحی در حزب کنگره آفریقا اشاره می‌کند که در آن از عموم مردم کشور خواسته شد که خواسته‌ها و مطالبات خود را برای آینده نوشته و ارسال کنند. در طول ماه‌ها و سال‌ها این نامه‌ها که خواست تک تک مردم آفریقای جنوبی بود، جمع‌آوری شد و از دل آن‌ خواسته‌ها، آرزوها و مطالبات، یک خواسته‌ی رسمی مطرح و ماندلا و کنگره‌ی آفریقا و مبارزان بر آن پای فشردند.

خواسته‌هایی که سال‌ها بعد بر اساس آن‌ ماندلا سر میز مذاکره با «دکلرک» و دولت نامشروع و خشونت‌طلب‌اش نششت و سرآخر همان خواسته‌ها در همان میز مذاکره پایان آپارتاید شد. راه دشوار آزادی تنها با «مرگ بر» گفتن و مخالفت‌های این‌چنینی که بیانیه‌ی موسوی «عقب‌نشینی و تایید دولت کودتای» بوده، که این‌چنین هم نبوده است، محقق نمی‌شود. راه دشوار آزادی با تکیه و تاکید بر همین خواسته‌ها و تلاش برای به دست آوردن آن‌ها محقق و میسر می‌شود.

مدیار

Posted in ایران, جامعهComments (4)

Tags: , , , , , ,

مجوز گرفتن از دولت کودتا، تایید آن نیست؟


شش ماه قبل در ۲۲ خرداد، صندوق‌های رای دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری در درون خود رای‌هایی را داشتند که یا به رنگ سبز بود یا به شعار تغییر آذین بسته شده بود، اما آن‌چه که از صندوق‌های بیرون آمد، یک دروغ بزرگ بود. دولت برآمده از این شمارش توهین‌آمیز به ملت ایران، دولتی بود سراسر دروغ و سراسر تزویر، احمدی‌نژاد در راس این دولت کودتایی زمام امور را که نه زمام دروغ‌گویی را در دست گرفت و دولت نامشروع و دروغ‌گوی‌اش شد، دولت دهم، که آن را به عنوان دولت کودتایی می‌شناسیم.490

از کوچک و بزرگ این سرزمین کسی نه این دولت را قبول دارد، نه حتا عنوان دولت خالی را برای آن به کار می‌برد؛ لفظ به کار برده شده برای این دولت، دولت کودتایی، دولت نامشروع و دولت ناقض حقوق‌بشر و شهروندان ایران است. دولتی که ده‌ها نفر را بعد از انتخابات در خیابان‌های ایران کشت و هزاران نفر را به زندان‌ها برای شکنجه فرستاد. میرحسین موسوی به عنوان رئیس‌جمهوری قانونی و مهدی کروبی به عنوانی یکی از رهبران جنبش هیچ‌گاه این دولت را قانونی اعلام نکرده و هیچ‌گاه از به کار بردن نام دولت خالی برای این دولت دروغ استفاده نکردند.

مساله‌ی دیگر این‌که بر طبق اصل ۲۷ قانون اساسی برپایی تجمعات و راه‌پیمایی‌ها اگر با حمل اسلحه و مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است و هر کس در هر جایی از این کشور و در هر زمانی می‌تواند راهپیمایی و تجمعات مسالمت‌آمیز اعتراضی انجام دهد.

حال برای چه موسوی و کروبی و گروه‌های دیگر در انتظار مجوز به سر می‌برند و اصلن چه دلیلی دارد برای این‌که از یک دولت کودتایی درخواست مجوز کنند؟ آیا گرفتن مجوز آن هم در حالی که مشخص و مبرهن است مجوزی داده نخواهد شد، تایید یک دولت برای در اختیار داشتن امور نیست؟ این دولت حتا صلاحیت این را ندارد که درخواست مجوز از آن بشود، چه برسد به این‌که حکم اجازه یا عدم اجازه‌ی آن را صادر کند.

در طرف دیگر شعار جنبش سبز و آقای کروبی و موسوی بر این است که بر طبق اصول قانون اساسی قدم برداشته شود و از راه‌های دیگر پرهیز شود، با این حساب چرا از اصل ۲۷ قانون اساسی استفاده نمی‌شود و با نادیده گرفتن این اصل قانونی از یک دولت نامشروع و غیرقانونی درخواست مجوز می‌شود؟

این امر تبعات زیادی به همراه دارد، جدا از این‌که پا گذاشتن روی قانون است و تبعات روانی و تبلیغی این مساله که این دولت نامشروع دارای صلاحیت و حق تصمیم‌گیری در این امور است را نیز به همراه دارد؛ در صورت عدم صدور مجوز تجمع (که کاملن همین هم خواهد،شد)، بعد از برگزاری هر تجمعی می‌گوید که این تجمع غیرقانونی بوده و برای آن مجوزی صادر نشده است.

دیگر این‌که درخواست مجوز ادامه‌ی همان سنت ناصواب است که اجرای یک اصل قانونی را باید از دولت اجازه گرفت و دولت برتر از قانون اساسی و در جای‌گاهی فراتر از آن قرار بگیرد، در حالی که دولت، تنها مجری قانون است و بس.

بی‌توجهی به چنین مسائل ساده‌ اما مهمی بسیاری عجیب است.

پیش‌نهاد من

مدیار

Posted in سیاستComments (3)

Tags: , , ,

از مردم دوستی، از دولت دشمنی


دو روز دیگر تا ۱۳ آبان مانده است؛ مردم ایران از هفته‌ها پیش برای این روز آماده شده‌اند؛ چرا که بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی می‌توانند تجمع کنند، اما حکومت بر اساس رای خودش و برخلاف قانون اساسی اگر کسی تجمع کند، یا بازداشت‌اش می‌کند، یا در خیابان کتک‌اش می‌زند، و یا می‌کشدش. م13337_104587672885600_100000031048217_131369_5909060_nردم ایران هم مجبور هستند که از این مناسبت‌های حکومتی که روزگاری برگزاری آن‌ها سور و سات تبلیغاتی‌اش بود، استفاده کنند.

مساله مهم ۱۳ آبان و مناسبت آن، برای حکومت مساله‌ی آمریکاستیزی و دشمن‌سازی‌اش است که همواره بر طبل آن کوبیده و از همه‌ی مردم ایران هم می‌خواهد که چنین باشند. بر اساس همین مساله هم شعار مرگ بر آمریکا برای آن‌ها از نان شب هم واجب‌تر است، طی روزهای اخیر بسیار نسبت به این مساله واکنش نشان داده‌اند و خواسته‌اند که جز شعارهای مرسوم این روز چیزی دیگری گفته نشود و از این مساله بیم دارند.

اما مردم طور دیگری فکر می‌کنند، خواست دولت خواست مردم نیست، نمی‌تواند باشد؛ چرا که بر آمده از رای و نظر آن‌ها نیست. چنین واکنش‌هایی از سوی حکومت که از کنار گذاشتن شعارهایی هم‌چون مرگ بر آمریکا واهمه دارد، باز هم این موضوع را ثابت می‌کند که این حکومت، حکومتی مردمی نیست.  نمی‌توان چیزی را به مردم تحمیل کرد و باید با رای و نظر آنان جلو رفت.

مردم خواستار دوستی با دیگران هستند و دولت خواستار دشمنی، این را شعارهایی بیان می‌کند که قرار است در روز ۱۳ آبان سرداده شود.

مدیار

Posted in حقوق ملیComments (1)

Tags: , , ,

دولت تنها


دیروز به اندازه‌ی کافی خبررسانی کردیم، رسانه‌های دنیا باز هم جنبش سبز مردم ایران را دید که 5wl57aبر علیه دولت کودتایی و حکومتی نامشروع به خیابان‌ها آمد. حالا وقت کوتاهی است که اخبار رسانه‌های تنهای دولت تنها را ببینیم که می‌خواهند القا کنند که دیروز هیچ خبری نبوده و ایران سبز نبوده است. کافی است به خبر ایرنا خبرگزاری جمهوری اسلامی! مراجعه کنیم که حاضران سبز را ۱۰۰ نفر اعلام کرده است و بعد به یکی از عکس‌ها استناد کنیم.

بی‌چاره دولتی که هیچ‌کس محل‌اش نمی‌گذارد، احمدی‌نژاد و ستاد کودتایی‌اش چه‌قدر تنهای‌اند، تا به حال تنهایی آن‌ها را این‌چنین ندیده بودم

مدیار

Posted in ایرانComments (0)

Tags: , , , , ,

وزیران پیش‌نهادی بی‌مخالف


جلسه‌های رای اعتماد مجلس بر خلاف تبلیغات صداوسیما و دیگر رسانه‌های دولتی که قصد داشتند آن را بسیار مهم و جنجالی و «موضوع روز» نشان دهند، زیاد خبرساز نشده است و توجهی که باید بدان نمی‌شود. اولین و مهم‌ترین‌اش هم بحث عدم مشروعیت قانونی و سیاسی دولت است که مورد قبول مردم نیست و توجهات هم‌چنان معطوف به زندانیان سی467763_origاسی و کشته شده‌گان حوادث اخیر توسط نیروهای انتظامی و بسیج است.

چندین وزیر تا به حال بدون این‌که مخالفی داشته باشند در جلسه‌ی رای اعتماد شرکت کرده‌ و سخن‌رانی کرده‌اند که شاید مهم‌ترین‌شان سرتیپ احمد وحیدی بود که بدون داشتن نماینده‌ی مخالفی در مجلس بود و حتا نماینده‌گان با شعار «مرگ بر اسرائیل» از وی پذیرایی شایانی هم کردند. یعنی از ۲۹۰ نفر نماینده یک نفر هم نبود که ایرادی به برنامه‌های ایشان داشته باشد! کسی که انتخاب‌اش باعث نگرانی‌های بین‌المللی شده است و همین هم باعث شده که مخالفی در مجلس نداشته باشد. میزان صلاحیت وزرای کودتا دارای چنین معیارهایی است.

وزیر دیگری که امروز بدون مخالف به صحن مجلس رفت وزیر پیشنهادی مسکن به نام نیکزاد بود که رئوس برنامه‌های‌اش از همان شعارهای همیشه‌گی بود مبنی بر «ساخت و ساز برای زوج‌های جوان»، «توجه به انبوه‌سازان»، «بوسیدن دست خیرین مسکن‌ساز و دیدار با آن‌ها»، «رسیده‌گی به وضعیت مسکن در روستاها و شهرهای کوچک» و البته «مناطق محروم». چنین شخصی با چنین برنامه‌هایی هیچ مخالفی در مجلس نداشت. آن‌جا که می‌گفت «ما باید دغدغه‌های مقام رهبری را برای ساختن معماری ایرانی اسلامی لبیک بگوییم» با صلوات و احسنت نماینده‌گان «مردم» هم مواجه می‌شد. یا وقتی می‌گفت «توجه به بافت‌های شهری به نحوی که با معیارهای دینی و الهی مطابقت داشته باشد» یک نماینده نبود که بگوید این مزخرفی که می‌گویی یعنی چه و چه مبانی علمی و عقلانی‌یی دارد!

با این نماینده‌گان که همه‌ی اظهار نظرشان در مورد وزاری پیشنهادی کابینه‌ی کودتا به احست گفتن و صلوات و شعار مرگ بر اسرائیل ختم می‌شود، بعید می‌دانم وزیری از مجلس رای اعتماد نگیرد و کابینه‌ی کودتا متشکل از یک‌سری افراد با این سطح سواد علمی برای کشور تصمیم‌گیری خواهد کرد.

مدیار

Posted in سیاستComments (0)

Tags: , , , , , ,

هر چه فریاد دارید بر سر قطبی بزنید!


دولت کودتایی امروز حکم آغاز کارش را گرفته است و احمدی‌نژاد تک و تنها با عده‌یی از دار و دسته‌ی خود در یک سالن در بسته و به دور از چشم‌ها که زنده ،او را بنگرند ایستاده 6_8805120684_L600و باز هم از رای چهل میلیونی مردم ایران که به او داده نشده سخن گفته و آن‌ها را در حساب خویش ریخته، این‌طرف دوستان یقه‌ی کوتوله‌هایی مثل قطبی و رضا‌زاده و چند بازی‌گر از دور افتاده‌ی سینما را گرفته‌اند که آی خائن به ملت هستید و نام شما در ذهن ما ثبت می‌شود!

آیت‌الله خامنه‌یی و احمدی‌نژاد امروز بر خلاف خواست و اراده‌ی مردم ایران عمل کردند و مقصران اصلی بودند؛ به همراه عده‌یی هم‌چون مصباح یزدی و سردار ذوالقدر و جنتی و لاریجانی و محصولی که طرح این سناریو را ریخته بودند. آن‌ها در یک جمع خودمانی که هیچ دشمنی و غیر خودی در آن حضور نداشت، حرف‌های خود را گفتند و بدون نام بردن از تاثیر رای مردم ایران تنها به حضور حماسه‌یی آنان اشاره کردند. امروز کودتا در حالی به دولت تنفیذ شد که ده‌ها نفر به خاطر به کرسی نشستن این دولت کودتایی در خیابان‌ها و زندان‌ها کشته شدند و هزاران نفر به دست نیروهای انتظامی و بسجی هوادار دولت کودتا در خیابان‌ها به طرز وحشیانه و جنون‌آمیزی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

در مراسم امروز نه خاتمی بود و نه موسوی، نه رفسنجانی و نه سیدحسن خمینی و نه هیچ‌کدام از شخصیت‌ها مردمی و مورد قبول مردم. احمدی‌نژاد امروز در شرایطی حکم ریاست بر دولت کودتا را دریافت کرد که هیچ شخصیت مثبتی در مراسم تنفیذش حضور نداشت. او تنهاترین رئیس‌جمهوری (رئیس ذولت کودتا) در تاریخ است که در مراسم‌اش هیچ شخصی که سابقه‌ی ریاست‌جمهوری داشته باشد شرکت نکرده است، حالا دوستان گرد آمده‌اند و هر چه فریاد دارند بر سر کسانی می‌زنند مثل قطبی که نه می‌داند سیاست چیست و نه می‌داند سیاست‌مدار کیست.

به جای پرداختن به قطبی دوستان بهتر است به دروغ‌گویانی هم‌چون محصولی بپردازند که امروز در کمال وقاحت دوباره گفت که این انتخابات بدون هیچ تقلبی برگزار شده است، به احمدی‌نژاد بپردازید که باز هم با وجود دزدیدن۳۰ میلیون رای از حماسه‌ی ما یاد کرد و با سه چهار میلیون رای افتخار ریاست دولت ایران را برای خود خریده است. سه چهار میلیون رای‌یی که آن هم با دادن سیب‌زمینی رای‌گان و این قبیل کارها به دست آورده استو….

Posted in انتخابات, سیاستComments (4)

Tags: , , , , , , ,

سناریو را این‌گونه می‌نویسند


دوشنبه سیاه از راه می‌رسد، احمدی‌نژاد و همه‌ی دستگاه‌های تبلیغی و نظامی‌اش (برآمده از حکومت و ارگان‌هایی که حمایت می‌کنند) بعد از نزدیک به ۵۰ روز سرکوب 5025_1080188365426_1247817288_30196544_7675069_nاعتراض‌های مردم ایران چه از طریق کشتار آنان و چه از طریق بازداشت‌ها و چه از طریق ارعاب و تهدید و فشارهای صورت گرفته به نقطه‌یی رسیده‌اند که از پیش از کودتای ۲۲ خرداد برنامه‌ی آن را ریخته بودند؛ تشکیل حکومتی بر خلاف خواست و ارده‌ی مردم و مطلوب و مقبول ولایت مطلقه‌ی فقیه! حکومت و دولتی که در آن رای و نظر مردم هیچ جای‌گاه و ارزشی ندارد جز برای سو استفاده‌های تبلیغی و گفتن مشارکت ۸۵ درصدی به نفع خود و نظام!

ترفندهای مختلفی در طی هفته‌های گذشته علاوه بر سرکوب مردم معترض از سوی دولت به کار گرفته شد، محدودیت‌های رسانه‌یی برای معترضان و در مقابل داشتن رسانه‌هایی خاص که در بیان هر نظری آزادند و به نفع حکومت و بر علیه مردم “خبرسازی” می‌کنند، آنان را در این امر بسیار یاری کرد. بازی مشایی و کوفتن بر طبل آن که از طرف دولت دنبال شد یکی از این نمونه‌ها برای منحرف کردن اذهان عمومی بود.

برگزاری دادگاه دیروز با محوریت اعتراف کردن «محمدعلی ابطحی» نمونه‌‌یی بارز از سناریو نویسی دولت برای انحراف اذهان عمومی از واقعیتی که اکثریت مطلق مردم ایران به آن مترض‌اند، بود. این دادگاه چندین هدف را دنبال می‌کرد:

  1. انحراف اذهان عمومی از مراسم تحلیف احمدی‌نژاد در روز دوشنبه (فردا)
  2. اثبات حقانیت دولت و دروغ‌های منتشر شده از طرف آنان در بابا اغتشاش‌گر خواندن مردم معترض و وصل کردن اعتراض‌ها به دولت‌ها و کشورهای خارجی
  3. اثبات این‌که در انتخابت سراسر تقلب، هیچ تقلبی صورت نگرفته. آن هم از طرف کسانی که قبل از زندانی بودن در صف اول معترضان به نتیجه‌ی انتخاباتی بودند که به کودتا تشبیه شد.

اما این سناریو چه‌گونه نوشته می‌شود، بدون شک این سه مورد همه‌ی اهداف حکومت نبوده و نیست و برگزاری این دادگاه بخشی از یک سناریوی بزرگ‌تر است. اما مروری کنیم به برگزاری این دادگاه از چند روز قبل:

  • از چندین هفته قبل رسانه‌های حامی دولت هم‌چون صداوسیما، کیهان، خبرگزاری فارس، روزنامه‌ی جوان مکرر می‌نویسند که در اعتراف‌های صورت گرفته از زندانیان،  آن‌ها معترف شده‌اند که با عوامل خارجی در ارتباط بوده و به دستور آنان بحث تقلب در انتخابات و اغتشاش‌های بعد از آن را طرح و برنامه‌ریزی کرده‌اند. این اطلاعات در حالی در اختیار این رسانه‌ها قرار می‌گیرد که این زندانیان در سلول‌های انفرادی هستند و خانواده و وکیل آنان هیچ دسترسی به آن‌ها ندارند. (این مساله نشان دهنده‌ی آن است که این رسانه‌ها خود توسط نهادهای امنیتی اداره می‌شوند)
  • سه رو قبل از برگزاری دادگاه، دادستانی تهران (مرتضوی) طی بیانیه‌یی خبر برگزاری این دادگاه را اعلام می‌کند و برای متهمان حاضر در این دادگاه اتهامات سنگینی برمی‌شمارد، اما هیچ اسمی از متهمانی که قرار است در دادگاه محاکمه بشوند، ارائه نمی‌شود…
  • بعد از اطلاعیه دادستانی بسیاری از شخصیت‌های سیاسی هوادار دولت و خود اعضای دولت و رسانه‌هایی هم‌چون کیهان خواهان پخش اعترافات می‌شوند! آن‌چنان که قبل از آن خواسته بودند
  • یک روز قبل از برگزاری دادگاه خبرگزاری فارس که هیچ‌گاه با خانواده‌ی زندانیان سیاسی مصاحبه‌یی انجام نمی‌دهد، به صورت ناشناس با همسر محمدعلی ابطحی تماس می‌گیرد و مصاحبه‌یی تحریف شده‌یی از او را منتشر می‌کند. حالا که این دادگاه برگزار شده چند نکته در این مصاحبه حائز اهمیت می‌شود: اول این‌که از قول همسر وی از وضعیت «خوب ابطحی» و «ابراز رضایت‌اش» از زندان می‌نویسد! دوم این‌که بحث «لاغری» ابطحی را مطرح می‌کند و از جمله‌یی حماقت‌آمیز از قول همسر ابطحی می‌نویسد که او  نگران «چاقی» ابطحی بوده و از این‌که او لاغر شده تعجب کرده است! و باز هم از شرایط خوب ابطحی و این‌که تا به حال ۴ بار با تماس گرفته می‌نویسد. این مصاحبه را همسر ابطحی رد می‌کند

و با این زمینه‌سازی دادگاهی برگزار می‌شود که همه‌ی نشانه‌های برگزاری چنین دادگاهی را از روزها و هفته‌های قبل دیده و شنیده‌ایم. با برگزاری این دادگاه به راحتی می‌فهمیم که چرا به یک‌باره خبرگزاری فارس روز قبل از آن از ابطحی خبر می‌نویسد و از چاقی و لاغر شدنش صحبت می‌کند؛ هر کس که چهره‌ی ابطحی را در بی‌دادگاه می‌بیند بلافاصله این سوال به ذهن‌اش می‌آید که برای چه این همه لاغر شده و با او چه کار کرده‌اند؟ اما خبرگزاری فارس زمینه‌ی آن را از قبل چیده است. این که دادگاه برگزار می‌شود آن هم با محوریت ابطحی باز هم ما را به خبر خبرگزاری فارس بازمی‌گرداند

این‌که چرا در بیانیه‌ی دادستانی نامی از متهمانی که قرار است محاکمه شوند برده نمی‌شود و بعد از برگزاری دادگاه می‌بینیم که  وکلای متهمان از برگزاری دادگاه خبر نداشته‌اند و بعد از خبر دار شدن هم اجازه‌ی ورود به دادگاه را به آنان نداده‌اند!

دادگاه از طرف رسانه‌هایی پوشش خبری داده می‌شوند که در هفته‌های قبل خبرهای اعتراف زندانیانی را که در آن هنگام در سلول انفرادی بودند، پخش می‌کردند و جالب‌تر این‌که خبرگزاری فارس گزارش‌گر این دادگاه می‌شود. و جالب‌تر این‌که کیهان امروز شب گذشته سه ساعت زودتر از همیشه بر روی اینترنت قرار گرفت و صفحه‌ی دوم کیهان در روز قبل از برگزاری دادگاه  (پنج‌شنبه) سراسر اتهاماتی بود به معترضان که همه‌گی در دادگاه مطرح شد.

بدون شک هیچ عقل سلیمی برگزاری این دادگاه را باور نخواهد کرد، آن‌چنان که در واکنش‌های دیروز به این دادگاه فرمایشی و از قبل برنامه‌ریزی شده دیدیم. این نوشته تنها برای ثبت نوشته شده است.

یک توضیح:

من با این‌که مطالب این وبلاگ در کجا منتشر می‌شود تا به حال کاری نداشته و ندارم و نخواهم داشت؛ ولی با این‌که مطلب من را به نام خودشان ثبت کنند مشکل دارم. وبلاگ‌ ندای سبز آزادی اگر از مطلب من استفاده می‌کنید؛ لطف کنید نام نویسنده را هم ذکر بفرمایید

مدیار

Posted in حقوق بشرComments (2)

Tags: , , , , , , , , ,

کهریزک تنها یکی از هزار است


حقوق‌بشر در ایران “جنایت” می‌شود. این جمله جمله‌ی امروز نیست، اما امروزه بعد از سرکوب خشن و بی‌رحمانه‌ی میلیون‌ها معترض ایرانی می‌شود آن را به راحتی گفت؛ چرا که اکنون این جمله قابل باورتر و عینی‌تر است، دیگر بسیاری طعم زندان و انفرادی و شکنجه و ضرب و شتم را شنیده‌اند، حالا اگر بگ2076ashkan_bahmanوییم زندانی وجود دارد به نام کهریزک که در آن‌جا از صبح تا شب زندانی‌ها را در حیاط و در سلول و سوله‌های‌شان می‌زنند و تونل مرگ درست می‌کنند برای آنان، همه باور خواهند کرد و همه‌ی نگاه‌ها سوی کهریزک و اوین و رجایی‌شهر برمی‌گردد و انگشت اتهام سوی دستگاه قضایی و دولت کودتایی و رهبر حامی‌اش نشانه می‌رود.

چند جوان باید شهید‌ می‌شد تا به این‌جا می‌رسیدیم؟ چند نفر باید زیر شکنجه می‌رفتند تا بفهمیم نگرانی برای زندانی بی‌مورد نیست. این‌که یک گروه حقوق‌بشری بیانیه می‌دهد و می‌گوید وضعیت فلان زندان و فلان زندانی در وضعیت خطرناکی است و جای نگرانی وجود دارد، بی‌هوده نیست و به راستی جای نگرانی وجود دارد. کهریزک بود، از چندین سال قبل بود، شکنجه بود و آدم‌کشی در زندان هم بود. اکبر محمدی در همین زندان اوین رفت، امیدرضا میرصیافی و بسیاری دیگر در همین زندان جان از دست دادند. اما اصلاح‌طلبان و دیگر گروه‌های مشابه نمی‌دیدند و نمی‌خواستند ببینند. اما حالا آن‌ها هم می‌بینند مثل بسیاری دیگر که تا دیروز نمی‌دیدند، چرا که زندانی دارند، زندانی‌یی زیر شکنجه و فشار. همه زندانی دارند. چرا که احمدی‌نژاد و کودتایی که کرد؛ به پشتیبانی رهبری و شورای نگه‌بان و سپاه و بسیج؛ همه را زندانی کرده و هر چه که می‌توانسته خشونت به خرج داده است.

دیدن عکس شکنجه‌ شده‌ی حسین اخترزند لرزه به اندام هر آدم می‌اندازد، دیدن چهره‌ی معصوم حسین اکبری نوجوان آدمی را مبهوت می‌کند. تلخی‌های دیکتاتوری ادامه دارد، شکنجه‌های‌شان هست و زندان‌های‌شان هست. بستن کهریزک بر فرض واقعیت که بازداشت‌گاه مورد نظر کهریزک بوده تازه شروع راه است، گر چه بستن این بازداشت‌گاه یا بهتر بگوییم کشتارگاه بیش‌تر از همه چیز تبلیغاتی بوده و کاری سیاسی. مگر اوین و رجایی‌شهر و قزل‌حصار استاندارد هستند و حقوق‌ زندانی در آن‌ها رعایت می‌شود؟ مگر امیدرضا میرصیافی در  زندان به خاطر عدم رسیده‌گی پزشکی زندانبان اوین جان نداد؟ مگر حشمت ساران در رجایی شهر به همین سرنوشت دچار نشد؟ این همه دانش‌جو و زندانی سیاسی که در شکنجه‌گاه ۲۰۹ و ۳۵۲ اسیر بازجویان شکنجه می‌شدند در اوین استانداردی وجود داشت؟ یا اکنون که مردم بیچاره را در همین زندان می‌زنند و زخمی و بیمار رها کرده‌اند در سلول‌های تنگ و انفرادی حقوق‌بشری رعایت می‌شود؟

بستن زندان کهریزک بنا بر مصلحتی بوده است برای این نظام. همه  می‌دانیم و خود نیز می‌دانند که این حکومت در سی سال حیات پر از جنایت و زندان‌اش برای مصلحت مردم کاری نکرده و مصلحت نظام ارجح بر آن بوده است. اگر مصلحت  مردم بود ولایت فقیهی در  کار نبود و دولت با کشتار مردم خود را به ریاست‌جمهوری نمی‌چسبانید. اگر مصلحت مردم بود نه اخترزندی در زندان می‌مرد نه سعید عباسی و نه هیچ کس دیگر.

  • دکتر شریعتی در دوران شاه درباره‌ی شهیدان و آن‌ها که مانده‌اند جمله‌ی جالبی گفته است: آن‌ها که رفتند حسینی رفتند، آن‌ها که ماندند باید زینبی باشند
  • عصبانی‌ام وقتی عکس کشته شده‌ها را هر روز می‌بینم و انشای مرگ می‌نویسم… عصبانی، ناراحت، نگران….
  • خواننده گان کیهان از مشکلات عمیقشان می‌گویند: ما نگهبانان پست های برق که زیر نظر شرکت های پیمانکار فعالیت می کنیم، مدت ۷-۶ ماه است که کلاسهای ورزش برای ما در نظر گرفته اند و اعلام نموده اند که در شیفت استراحت نیز باید در این کلاسها حضور یابید والا ۴۰ ساعت (حدود ۵۰ هزار تومان) از حقوق شما کسر می گردد. آیا این کار آنها وجهه قانونی دارد؟

Posted in حقوق بشر, حقوق‌ شهروندیComments (5)

Tags: , , , , , , , ,

بازی مشایی یک بازی روانی


طرح یک مساله یا پیش‌برد یک پروژه هنگامی کارگر می‌افتد که موضوعیت داشته باشد و بتوان دلیلی قانع کننده برای آن داشت. در واقع کسی نمی‌تواند به یک‌باره و ناگهانی  شاهد بحث در مورد مساله‌یی باشد که به هیچ عنوان موضوع مورد بحث در یک اداره،‌ یک سازمان، یک جامعه و در وسعت زیاد یک کشور نباشد. وقتی شما در شهری زنده‌گی می‌کنید که با بحران شدید آب مواجه است بسیار بی‌معنی است که شاهد آن باشید که مسئولان در مورد لوله‌کشی گاز صحبت کنند و تشنه‌گی را فراموش کنند!

در این روزها و به ویژه پس از کودتای ۲۲ خرداد دیگر شنیدن و باور اخبار عجیب و واکنش‌های عجیب چندان غیرواقعی و غیرممکن به نظر نمی‌رسد. حکایت ۲۲ خرداد و رای‌های ربوده شده و پشتیبانی فنی و نظامی حاصله از آن و نوع برخورد با میلیون‌ها معترض و حجم گسترده‌ی بازداشت‌ها و … باور هر خبری را سهل‌تر و آسان‌تر می‌کند. پس چندان نمی‌تواند عجیب باشد رفتار یک سیاست‌مدار یا یک هوادار دولت را بر علیه خودش و به نفع دولت بشنویم. وقتی می‌توانند آدم بکشند و بعد به خدا نامه بنویسند و با وجود هزاران مدرک و سند بگویند هیچ اسلحه‌یی نداشتیم، خب پس بیاد باور کنیم که می‌توانند برای تثبیت دولت کودتایی هر کاری را انجام بدهند.

با این دو مقدمه کوتاه خواستم به بازی رحیم مشایی اشاره کنم؛ مساله‌یی که موضوعیت بحث نداشت و کاری که او با خودش کرد یا دولت و حکومت با او کردند. هنگامی می‌توان در مورد این خبر بحث کرد که احمدی‌نژاد در یک انتخابات سالم به پیروزی رسیده باشد و مردم ایران او را به عنوان رئیس‌جمهوری قبول داشته باشند. در هفته‌ی گذشته تمامی رسانه‌های دولتی ـ کودتایی در اقدامی هماهنگ بر علیه انتصاب رحیم مشایی به عنوان معاون اول رئیس‌جمهوری (کدام رئیس‌جمهوری) موضع گرفتند و با آب و تاب فراوان قصد داشتند این موضوع را در صدر اخبار بیاورند، آن‌چنان که با ماجرای مشکوک سقوط هواپیما در قزوین و مرگ زن مصری کرده بودند و آن‌چنان که از مرگ مایکل جکسون آمریکایی خوش‌حال شده بودند.

واقعیت این است که با گذشت بیش از یک ماه از کودتای ۲۲ خرداد مردم ایران چنین حادثه‌ی تلخی را فراموش نکرده‌اند و هم‌چنان مصمم بر اعتراض‌های خود به شیوه‌های گوناگون ادامه می‌دهند، برای مجریان کودتا بسیار حائز اهمیت است که بتوانند اذهان عمومی ملت ایران را با این جنگ‌های  رسانه‌یی و نمایشی منحرف کرده و به سوی مساله‌ی دیگری سوق دهند. بازی مشایی و برکناری او در راستای همین ماجرا شکل گرفت؛ ضمن این‌که در این بازی هدف دیگری نیز نهفته بود. رحیم مشایی قرار بود به عنوان «معاون اول رئیس‌جمهوری» انتخاب شود، بدون شک تمام کسانی که تحت هر عنوان و جایگاهی می‌خواستند نسبت به این موضوع واکنش نشان دهند و آن را تحلیل کنند مجبور به استفاده از این واژه‌گان می‌شدند و از این کلمه‌ها برای مشایی و احمدی‌نژاد استفاده می‌کردند. بدون شک دیده‌اید ادبیات بعد از انتخابات را که همه‌ی مردم و بسیاری از رسانه‌های خارج از کنترل دولت از به کار بردن واژه‌ی «رئیس‌جمهوری» در کنار نام احمدی‌نژاد به عنوان «رئیس منتصب» خودداری کرده و با این کار به نوعی نسبت به کودتایی که وی را بر سر کار آورده بود واکنش اعتراضی نشان می‌دادند. این اقدام دولت کودتا را می‌توان به نوعی بازی روانی تعبیر کرد که با این کار همه‌گان را مجبور به استفاده از این نام‌ها در کنار نام احمدی‌نژاد می‌کرد.

کیهان امروز مشایی را متهم با ارتباط با بی‌گانه‌گان کرده و آنان را حتا در ردیف اصلاح‌طلبان قرار داده که به کارهایی بر ضد نظام مشغول بوده‌اند و برای این موضوع دلیل‌ها هم آورده است؛ آن هم در روزی که تیتر اول خود را به خبر عزل مشایی توسط رهبری و «دستور» او به احمدی‌نژاد برای این‌کار آورده است. مشایی از همین نظام است و گذشته و سوابق وی نشان از ارادت ویژه‌ی وی به ولایت و احمدی‌نژاد حکایت دارد. ترد شدن او از نظامی که وی متعلق به آن است کمی غیر معقول به نظر می‌رسد، در این میان تنها دو احتمال باقی می‌ماند؛ با توجه به برنامه‌ریزی گسترده‌ی کودتاچیان و استفاده از مهره‌های گوناگون، مشایی یا یک «فدایی» بوده یا یک «بازی خورده» برای این بازی حکومتی.  در طول روزهایی که از ۲۲ خرداد و ماجرای کودتای واقع شده از آن گذشته‌ایم هر هفته یا هر چند روز شاهد حضور و خبرسازی یک فرد وابسته به حکومت در صدر اخبار بوده‌ایم؛ یک روز سردار ذوالقدر، یک روز آیت‌الله یزدی، یک روز مرتضی تمدن استاندار تهران، یک روز احمدی‌مقدم و… این نام‌ها و عمل‌کرد آن‌ها نشان می‌دهد که کودتاچیان چه‌گونه با این  مهره‌ها قصد فریب اذهان عمومی و نشر اکاذیب و تشویش ذهن مردم را دارند و چه‌گونه این مهره‌ها حاضرند از همه‌ی آبرو و حیثیت خود برای تثبیت دولت کودتا بگذرند؛ برای مثال کسی که با این همه مدرک و سند وهزاران هزار شاهد به امام زمان نامه بنویسد و بگوید اسلحه نداشته‌ایم یا ناقص العقل است یا یک فدایی و ذوب شده در…

مرتبط

Posted in سیاستComments (0)

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • weblog nevis bigonah: عزيز تو تو همه چيز رکورد داري :-) (البته شوخي کردم) رکور...
  • weblog nevis bigonah: سلام دوست عزيز واقعا سخت تو کشوري که چيزي ازش نمي دوني ونه ح...
  • هرمز ممیزی: salam madiar jan modaty ast mikhaham barayat paiam bogzaram...
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه


  • مصاحبه مهدی کروبی بعد از حمله نیروهای بسیجی


    09/03/10

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10

بلاگ چرخان