Tag Archive | "رسانه"

Tags: , , ,

فضای رسانه‌ای مسموم


«فضای رسانه‌ای بی‌صاحب» نامی است که بسیاری از کسانی که در کار خبر و خبر رسانی هستند و در این یک سال به گزارشگری «صادقانه» پرداختنه‌اند، به خوبی با آشنا هستند. فضایی که هر کسی به خودش اجازه می‌دهد که با هر نیت و با هر هدفی، هر خبری را هر جور که دوست دارد منتشر کند و به گوش همه برساند. هر گاه هم که کسی به اعتراض برآید، اول پاسخ‌اش این است که دارید طرف جمهوری اسلامی را می‌گیرید و از این صحبت‌ها که خوب با آن آشنا هستیم و مهم هم نیستند.

جمهوری اسلامی به اندازه کافی با تمام ارگان‌های امنیتی و نظامی‌اش محل نقض حقوق بشر و نقض حقوق شهروندی است. جمهوری اسلامی به طور مشخص و آشکارا در همین سال گذشته و در برابر چشم جهانیان مردم ایران را به اسم آشوب‌گر سرکوب کرد و بازداشت کرد و شکنجه کرد و به زندان انداخت و در خیابان کشت. کدام مورد از حقوق بشر است که در ایران نقض نشود و نشده باشد؟ اعدام کم داشته و داریم؟ زندانی کم داشته و داریم؟ شکنجه کم اتفاق افتاده و می‌افتد؟ تجاوز در زندان کم پیش آمده و می‌آید؟ حقوق زنان رعایت می‌شود؟ کودکان سرانجام خوشی دارند و کم آزار می‌بینند؟ اقلیت‌های مذهبی و قومی کم مورد هجوم و ظلم جمهوری اسلامی قرار می‌گیرند؟

به راستی کدام مورد از نقض حقوق بشر است که در ایران توسط جمهوری اسلامی اتفاق نیافتاده و نمی‌افتد که انقدر «مشتاق» آن هستند که هر خبری را بدون اطلاع باور کنند؟ روی سخن‌ام با کسانی است که بدون آن‌که واقعیت را در نظر بگیرند، تنها و تنها می‌خواهند آن خبری که شنیده‌اند با هر کیفیتی درست باشد.

ماجرای ترانه موسوی که بسیاری آن را واقعیت می‌دانند و بسیاری چون من آن را واقعیت نمی‌دانند، نمونه همین مساله است. دلائل زیادی هم دارم برای این موضوع، از جمله این‌که چرا بعد از یک سال هنوز هیچ شخصی مطلقا پیدا نشده که او را بشناسد و از او حرفی بزند؟ می‌گویند خانواده‌اش تحت فشار است. بین این همه کشته و شهید چرا تنها این‌ یک نفر خانواده‌اش تحت فشار است و … و… بسیاری مسائل دیگر که می‌شود گفت. تنها مستند کسانی هم که حرف ترانه موسوی را می‌زنند حرف‌های کروبی و الویری است. خب چه دلیلی است که این‌ها هم اطلاعات غلط ندارند و نداشته باشند؟

قصدم این‌جا این نیست که ماجرای ترانه موسوی را باز کنم و بگویم درست بوده یا نه. اما اگر این چنین موضوعاتی با سند و دلیل و مدرک بیان شود، راهی برای جمهوری اسلامی و کیهان‌نشیان‌اش می‌ماند که این چنین مسائلی را دست‌آویز کنند؟ همین رسانه‌ها که چنین اخباری را پخش می‌کنند چرا اخباری که در تکذیب اخبارشان است منتشر نمی‌کنند.

صدور حکم برای اعدام «محمد یوسف رشیدی» که تا همین چند شب پیش هم ایمیل این‌که به اعدام‌اش اعتراض کنید را داشتم، مگر از همین سایت‌هایی مثل آژانس ایران خبر و غیره در نیامده بود؟ مگر همین سایت‌ها نبودند که در روز ۲۲ خرداد فیلم تظاهراتی گذاشته بودند که مردم در آن با لباس زمستانی بودند؟

سوال این است که با این همه موارد نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی در جمهوری اسلامی چه نیازی به «دروغ‌گویی» و … است؟ جمهوری اسلامی که به اندازه ده‌ها دیکتاتوری  دارد ظلم و ستم می‌کند. توحش نیروهای انتظامی و بسیج‌اش در خیابان‌ها و کوی دانشگاه به روشنی مشخص و روشن بود، دروغ‌گویی حاکمان‌اش در سخنان و رسانه‌های‌شان پیدا است،‌ پس چه نیازی است به این دروغ‌گویی‌ها؟ غیر از این است که این شایعات و دروغ‌ها از دامن خود جمهوری اسلامی بیرون می‌آید برای همین بدنام کردن مخالفان؟

باور دارم آن کسانی که بی‌نام و نشان و با اسم‌های مستعار و جعلی در شبکه‌های اجتماعی به پخش این خبرها کمک می‌کنند و کسی که در برابرشان قرار می‌گیرد را آماج حمله قرار می‌دهند، جز ماموران امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی کسی نیستند. آن‌ها هستند که این فضای رسانه‌ای را مسموم کرده‌ و می‌کنند و به پخش این قبیل اخبار مبادرت می‌کنند.

چنین خبری از یک دختر منتشر شده، چندین نفر روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر پیگیر قضیه می‌شوند، هر چه جست‌وجو می‌کنند با خبر منتشر شده از زمین تا آسمان فرق دارد، سایت هرانا که منتشر کننده خبر است و مدعی است خبرنگارش تحقیقات محلی کرده است، هیچ چیزی برای گفتن ندارد و هیچ حرفی نمی‌زند. این‌جا جز سایت هرانا کسی مسئول هست؟ بسیاری دوستان می‌گویند ایمیل می‌زنیم و حتا جواب هم نمی دهند؟

این‌جا مخاطب به چه انگاشته می‌شود؟ به هیچ که حتا پاسخی دریافت نمی کند. هر رسانه مسئول آن خبری است که منتشر می‌کند و باید جواب‌گوی افکار عمومی باشد، اما شاهد هستیم که این‌گونه نیست.

تنها عده‌ای که می‌خواهند و دوست دارند این خبر درست باشد و از نظرشان اگر نباشد،‌ جمهوری اسلامی پاک و منزه است، بدون هیچ تحقیق و سوالی می‌گویند همین است که هست. جمهوری اسلامی سرتاپای‌اش نقض حقوق بشر و جنابت است، نیازی هم به این دروغ‌پردازی‌ها نیست، چرا که جمهوری اسلامی خود دروغ است و تندیسی از جنایت.

  • کارآگاهی شده‌ایم برای خودمان امروز،‌ یادم باشد اگر فرصتی شد شیاد پلیس جنایی هم بتوانم بشوم. خانمی که تماس گرفته بود، الان دوباره که ساعت حدود سه نیمه شب است و گزارشگران مطلع هرانا احتمالن خواب هستند، در مورد مساله برگزاری ختم در قیطریه و گیشا گفت که این اشتباه به خاطر این صورت گرفته که بستگان‌شان در تهران شش ماه پیش از منطقه گیشا به منطقه قیطریه نقل مکان کرده‌اند و ایشان به اشتباه این مساله را عنوان کرده‌اند. باز هم تاکید داشتند که در مورد تجاوز هیچ حرفی نمی‌توانند بزنند و پزشک قانونی می تواند تشخیص دهد. ایشان اضافه هم کردند که وقتی کسی در محل نبوده بدون شک نمی‌توانسته بفهمد که چنین مساله‌ای برای برخورد با بدحجابی صورت گرفته و یا اجرای حکم خدا.
  • خدا داند. گفتم تا خود خانواده اظهار نظر نکنند نمی‌شود چیز دقیقی گفت. که گفتند خانواده در حال حاضر به هیچ عنوان نمی‌تواند

مدیار

Posted in جامعهComments (6)

Tags: , , , , , , , ,

سکوتی که بدتر از جنایت در کوی دانشگاه است


یک لحظه چشمانتان را ببدید و تصور کنید که بعد از این‌که شما را با باتوم، مشت و لگد، شوک الکتریکی حسابی زده‌اند و  مقدار متنابهی گاز اشک‌‌آور هم استشمام کرده‌اید، یک بسیجی و یک مامور نیروی انتظامی پاهای شما را می‌گیرند و چیزی در حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ متر روی آسفالت بدن‌تان را می‌کشانند.

تنها تصور این موضوع کافی است تا برای ساعاتی از خود بی‌خود بشوید، حال ببینید آن دانش‌جو یا دانش‌جویانی که در کوی دانش‌گاه در روزهای بعد از انتخابات این بلا سرشان آمده و یکی از آن‌ها را به عینه در فیلم منتشر شده دیدیم، چه روزگاری دارد و این حادثه را تا به آخر عمر چه‌گونه همراه خود دارد. یاد آن وحشی‌گری‌های نیروهای انتظامی و بسیج را در حالی که می‌داند هیچ عدالتی در موردشان اجرا نشده، چه‌گونه در ذهن خود مجسم می‌کند؟

بعید می‌دانم کسی فیلم حمله به کوی دانشگاه را دیده باشد و از توحش نیروهای انتظامی و بسیج که هر دو دوشادوش هم به خشونت مشغول بودند، دست‌کم برای همان شب از خود بی‌خود نشده باشد.

چنین فیلم و جنایت هولناکی اگر در کشورهای اروپایی و آمریکا اتفاق می‌افتاد (که امکانش نیست) شکی نبود که اتفاقات عجیب و غریبی در آن کشورها رخ می‌داد و تا ماه‌ها دست‌کم و در بهترین حالت بحث روز رسانه‌ها بود. ماجرای زندان ابوغریب و گوانتانامو مصداق همین موضوع است که هم‌چنان جورج بوش و دولت آمریکا دارند بابت آن جواب پس می‌دهند.

اما امروز جمهوری اسلامی با تمامی زیرشاخه‌های خود این فاجعه را ندید. هیچ رسانه‌ی دولتی اعم از کیهان، خبرگزاری فارس، خبرگزاری ایرنا، رجانیوز، جهان‌نیوز و… کوچک‌ترین اشاره‌یی به این «جنایت» نکردند. هیچ مقام قضایی امروز در جمهوری اسلامی حتا کوچک‌ترین واکنشی نبست به این موضوع نشان نداد، هیچ‌کدام از روسای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی حتا کلامی در مورد این وحشی‌گری نیروهای انتظامی و بسیجی سخنی نگفتند.

این جنایت هولناک که از طرف نیروی انتظامی و بسیج صورت گرفته بود بدون واکنش سرداران نیروی انتظامی و بسیج رد می‌شود. حتا به مثال همیشه سرداران رادانی نبود که این‌بار بگوید یونیفورم‌های نیروهای انتظامی را دزیده بودند. سکوت امروز جمهوری اسلامی در مورد جنایت نیروهای رسمی‌اش، یک سکوت شرم‌آور بود. سکوت شرم‌آوری در زیر لوای دستگیری یک تروریست! که با افتخار آن را در بوق و کرنا کرده‌اند. روسای جمهوری اسلامی بیش‌تر آدم کشته‌اند یا عبدالمالک ریگی؟ تنها احمدی‌نژاد در طول هشت ماه گذشته مسئول کشته شدن بیش از ۱۰۰ شهروند ایرانی است که تنها کاری که انجام داده بودند، نخواستن احمدی‌نژاد بود پس گرفتن رای‌شان. عبدالمالک ریگی جنایت‌کارتر است یا احمدی‌نژاد و بالاتر و پایین‌تر از او؟

سکوت شرم‌آور جمهوری اسلامی در قبال این موضوع بدتر از خود جنایتی است که در کوی دانشگاه تهران اتفاق افتاده است. سکوت جمهوری اسلامی در مقابل خشونت بی‌بدیل رفته بر دانش‌جویان کوی دانش‌گاه بدتر از ترورهایی است که عبدالمالک ریگی انجام داده است. سکوت شرم‌آور مقامات قضایی در مقابل عملیات تروریستی نیروهای بسیجی و انتظامی در کوی دانش‌گاه یعنی حمایت از تروریسم، حمایت از خشونت، یعنی نقض حقوق بشر، یعنی خود جنایت.

مدیار

Posted in حقوق بشر, کودتا و سرکوبComments (3)

Tags: , ,

خیابان؛ رسانه‌یی که سانسور نمی‌شود


در خیابان می‌دوند و در خیابان می‌مانند. می‌آیند که بمانند. می‌گویند «خیابان مال ما است». می‌دانند که باتوم و گاز اشک‌آور و خطر بازداشت و زندان اوین وجود دارد. اما باز هم می‌آیند. پشتوانه‌شان تنها حضورشان در کنار یک‌دیگر است که هزاران نفر می‌شوند. این گسترده‌گی حضور به آن‌ها قوت قلب می‌دهد.
حضور در خیابان این روزها یعنی جنگ و گریز، یعنی چند قدمی همراه با دیگران شعار و بعد فرار. یعنی اگر جرات‌اش را داشته باشی که در اول صف بایستی، یا کتک خورده‌یی یا بازداشت می‌شوی. یعنی این‌که آماده باشی تا گاز اشک‌آور مستقیم به سوی‌ات شلیک شود، یعنی این‌که ماموران وقتی به  تو برسند باتوم را به جای زدن به پا و پایین بدن، روی صورت‌ات فرود آورند. خیابان یعنی جنگ و گریز، یعنی همان‌جایی که «ندا» کشته شد، یعنی همان جایی که «خون شد قلب سهراب».40767717
می‌گوید «می‌دانیم دیگر چه‌گونه باید جمع شویم، همه یاد گرفته‌ایم. این همه مامور در  خیابان می‌آورند مثل ۱۳ آبان، اما باز هم جمع می‌شویم و شعار می دهیم. اول شروع می‌کنیم در پیاده‌رو راه رفتن. یکی یکی به جمعیت اضافه می‌شود، آخر سر به جایی می‌‌رسیم که تعدادمان صدها برابر ماموران می‌شود، آن‌ها هم وقتی ما را می‌بینند جمع می‌کنند و می‌روند روبه‌روی  ما می‌ایستند و ما شعارمان را می‌دهیم، عکس‌مان را می‌گیریم، فیلم‌مان را می‌گیریم و بعد هم کتک می‌خوریم.»
و حکومت از خیابان می‌ترسد؛ برای این‌که خیابان سانسور شدنی نیست، برای این‌که خیابان مثل تصاویر صدا و سیما «تصاویری بسته» نیست که واقعیت پشت مصالح حکومت به دروغ نمایش داده شود، برای این‌که خیابان را نمی‌شود از چشم‌های مردمی که نظاره‌گر هستند، دور نگاه داشت. خیابان یک واقعیت است، یک تصویر زنده از اعتراض و نگفته‌هایی که سال‌ها از نظرها پنهان مانده است.
و این خشونت که آن را «خشونت عریان» می‌دانیم از برای همین ترس است، ادامه‌ی حضور در خیابان که پنج ماه تدوام یافته و قرار است در ۱۶ آذر و دهه‌ی محرم و ۲۲ بهمن ادامه پیدا کند، لرزه‌یی است بر اندام ممیزی غبارآلود سیستمی که در تمام دوره‌ی تسلط خویش اعتراض‌ها را سرکوب کرده و معترضان را خاموش در زندان یا در کنج خانه نگاه داشته است. خیابان تصویری است که در صداوسیما هرگز دیده نشد.
خیابان یک رسانه است، رسانه‌یی که از سینه‌ی مردم پخش می‌شود، از درون مردم، از درون هویتی که خود را شناخته و آن‌چه را که تا به حال می‌خواسته ببیند و نتوانسته، خود به اجرای‌اش همت گماشته است. خیابان رسانه‌یی مردمی و ملی است که از پنج ماه قبل مشروعیت و مقبولیت حکومت را زیر سوال برد و رای خویش را برتر از رای «نماینده‌گان خود معرف خدا» بیان کرد، رسانه‌یی که در روز قدس میهن پرستی و اولویت اول خود را بیان کرد و در روز ۱۳ آبان پیام صلح و دوستی‌اش را به همه‌ی مردم دنیا نشان داد.
خیابان به تمامی یک رسانه است، از نظر حکومت غیرقانونی است و بر خلاف مصالح نظام مطلبی را نشر می‌کند، خبرنگاران‌اش که بازی‌گران و حاضران‌اش هستند، بازداشت می‌شوند، حکومت حکم توقیف را پیش از انتشار صادر می‌کند، برای «شهروند رسانه‌»های‌اش پیام تهدیدآمیز می‌فرستند و آن‌ها را از حضور منع می‌کند. خبرنگاران این رسانه که مردم هستند، مانند خبرنگاران مطبوعات به اتهام تشویش اذهان عمومی، اقدام علیه امنیتی ملی، توهین به مقام رهبری، تبلیغ علیه نظام، ارتباط با بی‌گانه و… متهم می‌شوند و به دادگاه می‌روند و حکم می‌گیرند و در کنار همان روزنامه‌نگارانی زندانی می‌شوند که در روزنامه‌ها می‌نوشتند و همان گونه شکنجه می‌شوند که روزنامه‌نگاران پیش از این شکنجه می‌شدند. تنها یک تفاوت دارند و آن هم این‌که این خبرنگاران خیابان، گم‌نام هستند و مطالب‌شان سانسور شدنی نیست، زیر تیغ ممیزی صداوسیما نمی‌روند و هنگام انتشار آقای «سانسور» بالای سرش نایستاده، گر چه بدتر از آن آقای «نظامی» را برای سرکوب بالای سر خود می‌بیند، اما این‌بار توان سانسور نیست.
چه بگویند ۱۰۰ یا ۱۵۰ نفر در خیابان حضور داشته‌اند و چه بگویند این‌ها را سازمان‌ها و شبکه‌ها و دولت‌های خارجی سازمان داده‌اند که به خیابان بیایند، واقعیت فرقی نمی‌کند و حقایق وارونه جلوه نمی‌کند، مردم خود حضور دارند و دنیا را به تماشا نگاه داشته‌اند. خیابان مال ما است و رسانه‌یی زنده و پویا و توقیف نشدنی. خیابان زنده‌گی است، زنده‌گی واقعی و زنده‌گی خبر نیست که بشود آن را سانسور کرد.

مدیار

Posted in جامعهComments (3)

Tags: , , , ,

حضور موسوی


اولین مصاحبه‌ی اینترنتی میرحسین موسوی رو اینترنت قرار گرفته است، کاری که هر چند دیر انجام شد و لزوم انجام‌اش بارها تکرار شده بود،‌ اما باز هم و در این مقطع بسیار مفید است.

امیدوارم موسوی به این کار ادامه دهد و کروبی هم قدر این کار را بداند و دنباله‌رو باشد. بیش‌تر از هر چیزی هوادارن جنبش سبز خواستار شنیدن دیدگاه‌ها و نظرات اینان در مورد وقایع و حوادث هستند. سکوت آن‌ها در روزها اخیر جالب نبود، به خصوص در مورد صدور حکم اعدام برای چند تن از کسانی که بازداشت‌شان حتا قبل از انتخابات بوده است.

امیدوارم حضور موسوی آن هم به صورت تصویری به همین یک مورد ختم نشود و این موضوع به صورت مستمر ادامه یابد.

مدیار

Posted in رسانهComments (1)

Tags: , , ,

با توییتر کانال تلویزیونی داشته باشید


توییتر دنیای بزرگی است، به تنهایی دنیای بزرگی در این  شبکه‌ی جهانی مجازی است. سرویس‌های جالب و قابل ستایش این سرویس ارزشمند هر روز بهتر و تکامل یافته‌تر از روز قبل می‌شود.

همین چند وقت پیش بود که سرویسی ارائه کرد برای این‌که بتوانید صدای‌تان را توییت کنید، به جای نوشتن پیام خود را به صورتی صوتی بفرستید. سرویسی جالب توجه برای داشتن ارتباط ساده‌تر و زنده‌تر با دوستان و مخاطبان خود در توییتر. یا دو سرویس دیگر که برای توییت اندیشه‌های خوب و  اندیشه‌های بد شما به صورت ناشناس ارائه شده بود. یا سرویس‌ دیگری مثل twitc که به شما اجازه می‌دهد عکس‌ها وفیلم‌های‌تان را به صورت آلبوم برای دوستان و مخاطبان خود آپلود کنید.

اما سرویس جدید توییتر از نظرم یک شگفتی بی‌نظیر است. تصورش را بکنید شما می‌توانید یک کانال تلویزیونی داشته باشید. یک تصویر زنده از شما بر روی کانال‌تان قرار می‌گیرد و دوستان شما می‌توانند شما را ببیند و به حرف‌های شما گوش دهند. تصور کنید شما یک کانال تلویزیونی شخصی دارید که محتوای همه‌ی برنامه‌ها را  خود تولید کرده و به مخاطب عرضه می‌کنید. این یک رویای شگفت‌انگیز است که امروز با twitcam تحقق پیدا کرده و شما قادر هستید به تنهایی یک کانال تلویزیونی باشید و به تولید محتوایی با کیفیت خوب بپردازید. فکر کنید با این شبکه‌ی تلویزیونی چه می‌توانید بکنید؟twitter-twitter

توییت‌کم به شما اجازه می‌دهد که با یک وب‌کم ساده در اینترنت حاضر شده و به صورت زنده با مخاطبان خود در ارتباط باشید. کافی است به یوزرنیم و پسوورد اکانت توییتر خود به صفحه‌ی توییت کم رفته و وارد شوید. نحوه‌ی کار بسیار ساده است. وب‌کم‌تان را آماده کرده و کلیک می‌کنید. حالا هر کس که بخواهد و بخواهید می‌تواند شما را به صورت زنده مشاهده کند. توییتر با ارائه‌ی این سرویس خود دنیای جدیدی را در میان رسانه‌ها ایجاد کرده است. حالا شهروند رسانه‌ها که به ویژه در ایران امروز بسیار فعال هستند می‌توانند از این سرویس استفاده‌های شایانی بکنند. باید منتظر بود و دید. معرفی این سرویس را به دوستان خود فراموش نکنید. شکی ندارم که شهروند رسانه‌ها با این سرویس توییتر محبوب می‌توانند انقلابی به پا کنند.نکته بسیار جالب دیگر این است که شما با مخاطبان خود در ارتباط هستید هم‌زمان و آن‌ها در حالی که شما را می‌بینند برای‌تان پیام می‌فرستند و شما می‌توانید در کانال‌تان پاسخ دهید.

  • به نظرم کروبی و موسوی می‌توانند با استفاده از این سرویس با صدها هزار نفر مخاطب در ارتباط باشند. شاید هم بیش‌تر. شما این‌طور فکر نمی‌کنید؟
  • مثالی دیگر برای معرفی این سرویس بی‌نظیر توییتر، محسن سازگارا است که هر شب برنامه‌یی را در یوتیوب می‌گذارد. او می‌تواند به صورتی بسیار راحت با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند
  • کانال شخصی من در توییتر. برای خودم فکرهایی دارم که به زودی آن‌ها را می‌توانید از آن ببینید
  • فکرهای جالبی را که برای استفاده از این کانال شخصی دارید برای من هم بفرستید
  • با استفاده از  سایت vidly هم می‌توانید یک کانال شخصی داشته باشید و فیلم‌های‌تان از طریق موبایل، کامپیوتر و وب‌کم آپلود کنید. البته زنده نیست. همان پخش با تاخیر خودمان است
  • مرا از توییتر دنبال کنید. کک می‌شود سرویسی در توییتر باشد و من عاشق توییتر در آن نباشم
  • توییتر تحلیل احساس یا نوعی نظرسنجی هم می‌کند. چندین سایت برای این‌کار دارد. البته دقیق نیستند. یکی از آن‌ها tweetfeelاست

پیش از این در همین مورد

مدیار

Posted in فن‌آوریComments (1)

Tags: , , , ,

رسانه می‌خواهیم؛ از نوع ملی و مردمی


شاید هیچ‌کدام از ما ایرانیان در هیچ زمانی لزون داشتن یک رسانه‌ی ملی و مردمی را تا به امرو، این‌چنین حس نکرده باشیم. رسانه‌یی که در یک بیان کامل و کوتاه «صدای ما» باشد. لزوم داشتن چنین رسانه‌یی از قدیم ما با همراه بوده است، هم‌زمان با ورود تلویزیون و رادیو به ایران و گسترش روز به روز آن ما ایرانیان تا به امروز که در دوره‌ی سیطره‌ی رسانه‌ها و به بیان واضح آن عصر ارتباطات به سر می‌بریم، از داشتن رسانه‌ی ملی محروم بوده و در واقع هیچ‌گاه طعم آن را نچشیده‌ایم. قبل از انقلاب ۵۷ صداوسیما تحت نظارت و کنترل حکومت شاهنشاهی بوده و بعد از انقلاب ۵۷ تحت سلطه‌ی بی‌چون و چرای نظام ولایی ایران، آن هم در شرایطی که در هر دو دوره روزنامه‌ها و مطبوعات منتقد به ضرب عدم تحمل حکومت گرفتار آمده‌اند و توقیف مطلبوعات یکی از مسائل همیشه‌گی ما در ایران بوده است و باید اذعان کنیم که جز در برخی موارد کوتاه هیچ‌گاه مطبوعات آزادی نداشته‌ایم. با گسترش اینترنت و ورود آن هم باز هم مشکل رسانه حل نشده باقی‌‌مانده است. چرا که حکومتی که خود هیچ نقشی در تولید این تکنولوژی روز نداشته، همه‌ی راه‌های مسدود کردن آن را آموخته است و با فیلترینگ و دیگر روش‌هایی که انجام داده این رسانه‌ را هم دچار اختلال کرده است.

قسمتی از کودتای انجام شده بعد از انتخابات کودتایی «رسانه‌یی» بود. رسانه‌های هم‌سو و تحت اختیار حکومت ولایی (صدا و سیما، کیهان، خبرگزاری فارس و…) که آن‌ها را «شبکه‌ی بدامن» نام می‌نهم (به خاطر کارکرد مشابه‌اش در زمان کودتای ۲۸ مرداد)، در نبود مطبوعات آزاد و مطبوعات توقیف شده و اینترنت مختل شده،‌ نقش پر رنگ و مهمی در سرکوب و دروغ‌پراکنی و پیش‌برد اهداف کودتا بر عهده داشتند. در آن سو شبکه‌هایی هم‌چون بی‌بی‌سی و صدای آمریکا نیز به خاطر وابسته‌گی‌شان به کشورهای انگلیس و آمریکا طبیعی بود که بر اساس منافع و سیاست‌های کشور خود عمل کنند و در حد یک گزارش‌گر اتفاقات ایران عمل کنند. آقای جامی در مطلبی در جواب انتقادها به این شبکه‌ها به خصوص بی‌بی‌سی نوشته بود ما حق نداریم به شبکه‌یی اعتراض کنیم که هیچ نقشی در تامین بودجه‌ی آن ایفا نمی‌کنیم و در نوشتاری این نقد را به گونه‌یی که توضیح داده بود وارد ندانسته بود که منطقی نوشته شده بود و با آن موافقم. فقط ذکر این نکته باید بشود؛ یکی از اصول حرفه‌یی خبرنگاری و اطلاع‌رسانی که از طرف هر رسانه‌یی باید دنبال شود «احترام به مخاطب» است. قسمت اعظم کسانی که بی‌بی‌سی فارسی را مشاهده می‌کنند یا رسانه‌هایی مثل صدای آمریکا را به این دلیل به آن شبکه‌ها مراجعه می‌کنند که اخبار صداوسیمای ایران دروغ است و بنا بر خواست آنان نیست (غیر از این بود که بی‌بی‌سی فارسی نگاه نمی‌کردیم). اما  بدون شک برای من و امثال من قابل قبول نیست که در صداوسیمای جمهوری اسلامی مرتب بشنویم که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری ایران شد و همین جمله را در بی‌بی‌سی فارسی هم بشنویم. ضمن این‌که این نقد بر بی‌بی‌سی فارسی وارد است که در موارد متعددی از حالت بی‌طرفی که آن را سیاست خود اعلام کرده خارج شد و خبرهایی بر اساس آن‌چه که خواست جمهوری اسلامی بود را پخش کرد. به این خبر دقت کنید:

«صبح امروز مراسم تحلیف دومین دوره‌ی ریاست جمهوری احمدی‌نژاد برگزار شد. در این مراسم آیت‌الله شاهرودی و… حضور داشتند و چهره‌های سرشناسی مثل هاشمی و… از غائبان مراسم بودند. در اطراف محل برگزاری مراسم تحلیف شمار زیادی از نیروهای انتظامی و لباس شخصی حضور داشتند.»

این جمله بارها و بارها در روز تحلیف احمدی‌نژاد در سرخط خبرها از بی‌بی‌سی پخش شد، جای‌گاه مردم، مردم معترضی که به خیابان‌ها آمدند و نیامدند کجا است؟ میلیون‌ها مردمی که بی‌بی‌سی همواره آنان را معترضان به نتیجه‌ی انتخابات دانست؟ مردمی که عزیزان‌شان کشته شده‌اند اکنون معترض به نتیجه‌ی انتخابات هستند؟ این نوع خبررسانی نمی‌تواند مبنی بر بی‌طرفی تلقی شود. آن طرف صدای آمریکا هم گر چه عمل‌کرد بهتری برای ما ایرانیان داشت، اما باز هم «صدای ما»‌ نبود. حواشی که برای محسن سازگارا در طول این مدت ایجاد شد یکی از نمونه‌ها بود.  یا در نمونه‌یی دیگر که می‌توان به آن اشاره داشت، نقل اخبار از منابع داخلی  یا گروه‌های «ایرانی» گویا برای این‌چنین رسانه‌هایی یک تابو است که شکسته نمی‌شود یا بر اساس سیاست‌ها و در مواقع زیادی بر اساس سلائق یک مجری!

این‌ها که گفتم برای این بود که بگویم ما رسانه نداریم. رسانه‌یی که «صدای ما» باشد. با این حال تا همین حد هم می‌توان از رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی و صدای آمریکا ممنون بود که چنین ظرفیتی را ایجاد می‌کنند تا دست کم گوشه‌یی از آن‌چه که در ایران می‌رود به تصویر کشیده شود. اما چرا رسانه می‌خواهیم و چرا باید این رسانه از نوع ملی و مردمی آن باشد دلائلی فراتر از این مسائل دارد. رسانه‌ی فراگیری چون تلویزیون نقش راهبردی دارد و می‌تواند با بیان حقایق نقش آگاهی دهنده  داشته باشد و به  تنگ‌تر شدن فضای تنفس دیکتاتوری کمک کند. چرای این مساله را به طور کامل در مطلب دیگری خواهم نوشت.

Posted in رسانهComments (1)

Tags: , , , , , ,

آقای کیهان بالاخره رسانه‌ی غربی خوب است یا بد؟


حکایت کیهان و کیهان نشینان مصداق همان مثل معروف “کافر همه را به کیش خود پندارد است”. کیهانیان که به جای اطلاع رسانی و خبررسانی کتمان واقعیت می کنند و دروغ بر دروغ می بافند، این روزها بیش‌تر از همیشه بر سبیل تهمت و دروغ و گزافه‌گویی می‌روند و همه هم که می‌دانیم ابایی ندارند از این کار.
امروز که به سنت هر روزه کیهان را می‌خواندم تا ببینم قرار است چه بلایی سرمان بیایید و چند سال زندان برای کدام زندانی‌یی قرار است بریده شود و برای کدام بی‌گناهی پاپوش جدیدی درست شده است، دیدم که کیهان مطلبی نوشته با عنوان «فایننشال تایمز:اروپا هیچ مدرکی از تقلب در انتخابات ایران ندارد». در روزهای گذشته که روزهای جولان کودتاچیان بود به ضرب سرنیزه هر چه می خواستند کردند و هر چه می خواستند خون ریختند و هر کس که می‌خواستند به بند کشیدند و هر چه می‌خواهند در اتاق‌های بازجویی می‌رانند، کیهان و فارس و صداوسیما به عنوان رسانه‌های کودتا هر آن‌چه از توهین و تهمت ناروا بود بر مردم ایران روا داشتند و اعتراض‌های میلیونی مردم ایران را «اغتشاش» نام نهادند و این اعتراض‌ها را سرچشمه در انگلیس و آمریکا یافتند.
بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا از اولین متهمان این فرافکنی رسانه‌های کودتا بودند و این در حالی بود که بسیاری از ایرانیان نسبت به عمل‌کرد این دو رسانه به ویژه بی‌بی‌سی فارسی انتقاد‌های هم نسبت به خبررسانی آنان داشتند. اما انگشت اتهام کیهان و صداوسیما و اعضای دولت و حکومت کودتا از روی انگلیس و آمریکا کنار نرفت و هم‌چنان هم می‌گویند که «در اغتشاشات تهران» آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها دست داشتند و رسانه‌های آن‌ها را محکوم می کنند.
اما جالب قضیه این‌جا است که کیهان شب گذشته به یک روزنامه‌ی آمریکایی استناد کرده و صد بار هم با عنوان کردن این‌که این روزنامه مستقل است، به نقل از آنان نوشته که رسانه‌های آمریکا و انگلیس واقعیت را کتمان می‌کرده‌اند.
ماجرای جالبی را هم به نقل از این روزنامه مطرح کرده است. ماجرا مربوط به همان جشن پیروزی احمدی‌نژاد به حضور هوادارن‌اش از سراسر کشور و همه‌ی پای‌گاه‌های بسیج در میدان ولی‌عصر است که روی هم چندین هزار نفری می‌شدند.(۱) عکسی را بی‌بی‌سی از تجمع آن روز پخش کرده و از تظاهرات میلیونی مردم ایران حرف زده است. عکسی که احمدی‌نژاد در آن بوده و به گقته کیهان بی‌بی‌سی به عمد آن را حذف کرده است. اما در روزنامه لس آنجلس تایمز اصل عکس منتشر شده و به قول کیهان «این اقدام فریبکارانه» رسوا شده است. حال ااین دو اصلا کاری به هم نداشتند هم به کنار و دنیا همه‌ی عکس‌های معترضان ایران را دیده است به کنار.
البته کیهان هیچ اشاره‌یی به عکس تجمع آن روز میدان ولی عصر که با فتوشاپ درست‌کاری کرده بود و در صفحه اول خودش بود نکرده است و هم‌چنین هم نگفته که خودش چرا انقدر دروغ می‌نویسد و چرا به این روزنامه‌‌های آمریکا و انگلیسی استناد می‌کند و به انبوه روزنامه‌ها و رسانه‌های جهان که هزاران عکس و فیلم واقعی از ایران منتشر کرده‌اند، استناد نمی‌کند. (جواب پرسش‌ها را همه می‌دانیم). حالا آقای کیهان رسانه‌های غربی خوب هستند یا بد؟

  • این روزها به لطف توییتر و فیسبوک دوستان خارجی بسیاری پیدا کرده‌ام. رفتم روزنامه‌یی که کیهان به آن استناد کرده بود را پیدا کردم. این جا هست. به چند تا از دوستان آمریکایی مقاله را نشان دادم و گفتم نظرتان چیست. یکی از آن‌ها گفت این‌ها را جدی نگیر دیوانه هستند، وقتی جریان را برای‌شان تعریف کردم و گفتم که این روزنامه مورد استناد روزنامه‌یی کیهان حکومتی قرار گرفته بسیار ناراحت شدند. یکی گفت حتما جواب این مقاله را می‌دهیم. یکی گفت سایت‌شان را هک می‌کنیم. یکی‌شان حرف جالبی زد. گفت: «فکر می‌کنی فقط در کشور شما احمق پیدا می‌شود؟ احمق‌ها در همه دنیا هستند»

پی‌نوشت:
۱٫ در آن روز بسیاری از معترضان نیز در میدان ولی‌عصر همراه هواداران اندک احمدی‌نژاد حضور داشتند

Posted in کودتا و سرکوبComments (0)

Tags: ,

کمی اخلاق رسانه‌یی


این‌که در حوزه‌یی کار می‌کنیم یا مشغول به فعالیت هستیم باید از اصولی پیروی کنیم. بنابر قانون‌های نوشته شده و تعریف شده و شفاهی هر حوزه‌ی فعالیتی دارای اصول خاص و منشور اخلاقی مدون است. اخلاق رسانه‌یی از مبحث‌های مهم علم روزنامه‌نگاری است. به طور معمول مطبوعات کاغذی یا مجبور هستند این مهم را به خاطر قوانین رعایت کنند یا خود را مستلزم به این تعهد می‌دانند. در این ماجرا بحث روزنامه‌هایی مثل کیهان و… سوا از ماجرا است.
منظورم از اخلاق رسانه‌یی همه‌ی ابعاد آن است، از احترام به حریم خصوصی اشخاص گرفته تا احترام به هم کاران و هم‌صنفان خود. متاسفانه در فضای سایبر این امر به شدت دست‌خوش سلیقه و اهداف و اغراض قرار گرفته است و کم‌تر کسی به اخلاق آن هم از نوع رسانه‌یی‌اش اهمیتی می‌دهد. یک وبلاگ و یک سایت در هر نوعی و با هر موضوعیتی و با هر تعداد مخاطبی یک رسانه به شمار می‌آید و نویسنده‌ و نویسنده‌گان آن باید به اخلاق پای‌بند باشند.
دایره‌ی ماجرا را کمی بسته‌تر کنیم. در حوزه‌ی فعالیت حقوق‌بشری و خبررسانی در آن این امر اهمیت دو چندانی پیدا می‌کند. حقوق‌بشر به طور مستقیم با اخلاق و اخلاقیات سر و کار دارد. فعالین حقوق‌بشری که برای روشن‌گری و دفاع از حقوق تضییع شده‌ی انسان‌ها کار می‌کنند، خود باید بیش‌تر از همه مراقب رفتار و اعمال و نوشته‌های خود باشند. نمی‌شود دم از حقوق‌بشر زد و مدعی آن بود، اما اخلاق را رعایت نکرد.
حدود ده روز پیش نامه‌یی از یک زندانی زن سیاسی در یک سایت منتشر شد. خود زندانی روح‌اش هم از چنین نامه‌یی خبر ندارد. اما وقتی نامه منتشر شد، در سایت‌های دیگر هم زده شد. شب پیش خبری از بازداشت یک روزنامه‌نگار نوشتم. یک ساعت بعد یکی از سایت‌های دانش‌جویی تازه تاسیس خبر را با کمی دست‌کاری و حذف به عنوان خبر تولیدی خود کار کرد. جالب‌تر این‌که یک سایت حقوق‌بشری! دیگر که نام‌اش همراه به وضع و روزگار موسسان‌اش تغییر می‌کند، امروز خبر را با اضافه و حذف کردن یکی دو کلمه و به عنوان خبر تولیدی خودش کار کرده، یعنی به عنوان سایت سوم. این کار متاسفانه مختص به سطح همین سایت‌ها نیست.
هفته‌ی گذشته یک خبر از بازداشت یک کارگر کار کردم، یکی از معروف‌ترین و با سابقه‌ترین خبر‌گزاری‌ها که هر شب شاید تعداد شنونده‌گان اش به میلیون نفر می‌رسند خبر را با اندکی حذف و اضافه به نام خودش منتشر کرده است.
از این موارد و این قضایا مثال بسیار دارم. قصد نوشتن کمی درد و دل بود، وگرنه گوش شنوایی در کار نیست و چرخ بر همین شکل خواهد گردید. آن‌ها هم که منظور نوشته‌ام بودند، بنابر گفته‌ی یکی‌شان هیچ‌گاه وبلاگ نمی‌خواند و هیچ وبلاگ مدافع حقوق‌بشری را نمی‌شناسد! همیشه هم کار خودش را می‌کند و نظر دیگران برای‌اش مهم نیست! این را هم نوشتم که بدانید چرا مستقیم به آن‌ها که منظور داشتم اشاره نکردم.و این‌که شاید حرف آن دوست با تجربه را مورد نظر قرار دادم که البته حرف‌اش را هم قبول نداشتم. می‌گفت باید از همه انتقاد کرد، اما نباید آن را نوشت و … . نفهمیدم که چرا نباید نوشت و اگر ننویسیم و انتقاد نکنیم برای چه اصلن می‌نویسیم؟ فقط باید هلهله کنیم که چه مدافعانی و چه از جان و زنده‌گی گذشته‌گانی و چه و چه… . اگر انتقاد خصوصی هم بکنیم که برای نمونه جواب‌ داده شده را نوشتم چه‌گونه بود. بگذریم… اگر همیشه نمی‌توانیم، دست کمی اخلاق را رعایت کنیم بد نمی‌شود. اعتمادسازی از پیرامون همین موضوع پدید می‌آید و هر مخاطبی دارای احترامی است.
یک نکته هم این‌که شاید جواب گفته شود، که بد نیست همه جا خبری از نقض حقوق‌بشر کار شود و ابعاد آن گسترده‌تر شود، پاسخ‌اش این‌که نقض حقوق‌بشر تنها نوشتن یک خبر نیست.

پی‌نوشت
برای مثال چرا نباید اعتراض کرد به بیانیه یا نامه‌یی که از طرف تو امضا شده و تو آن را نخوانده‌یی؟ من این نامه را وقتی می‌بینم که نام‌ام در زیر آن است و هنوز آن را نخوانده‌ام. درست که اگر می‌خواندم امضای‌اش می‌کردم، ولی… مثل این نامه که آن را خواندم و امضا کردم

Posted in رسانهComments (0)

Tags: , , , ,

خبرگزاری ضد بشر فارس


در این که خبرگزاری فارس یکی از حامیان اصلی نقض حقوق بشر در ایران است شکی نیست. در این‌که خبرگزاری فارس به هر شکلی سعی در تخریب فعالین مدنی و سیاسی و زندانیان سیاسی در ایران دارد، مقوله‌ی تازه و عجیبی نیست. این که این به اصطلاح خبرگزاری به مدارک امنیتی و اسناد محرمانه دسترسی دارد، مورد پیچیده‌یی نیست. وقتی می‌تواند بعد از دو روز بعد از مطرح شدن سخنان پالیزدار بدون تحقیقات انجام شده از طرف دستگاه‌های قضایی و امنیتی از باند وی پرده‌برداری کند و کلاه‌برداری‌های پالیزدار را افشا کند، یعنی این‌که دست هر چه سازمان امنیتی است از پشت بسته است.
وقتی صدها دانش‌جوی معترض را که تنها ۱۰۰ نفرشان بازداشت شده‌اند را ۱۰ نفر بگوید، کار خبررسانی و اخلاق رسانه‌یی این ارگان ضد بشری بیش از پیش مشخص است. کارنامه‌ی خبرگزاری فارس پر است از این دسته گل‌ها و این زشتی‌ها.
اما این‌که این خبرگزاری به بنگاه یا ستاد یا مرکز حمایت از یک جنایت‌کار بین‌امللی به نام عمر البشیر تبدیل بشود، دیگر چیز فاجعه‌یی است. کافی است سری بزنید به بخش بین‌الملل خبرگزاری فارس و تیتر خبرها را از نظر بگذرانید:
این‌ها تنها نمونه است. یعنی این خبرگزاری به صورت رسمی و علنی در حال دفاع و تبلیغ و مثبت نشان چهره‌ی یکی از بدترین دیکتاتوران جهان است. کافی است یکی از این خبرها را بخوانید. برای مثال بخوانید که این هم‌بسته‌گی جهانی چه‌گونه است و چه کشورها و چه کسانی در این حمایت جهانی! نقش دارند. هیچ کشور توسعه یافته و متمدن و آزادی را در بین این حامیان نمی‌بینید. یا کشورهایی هستند که در لیست تروریسم بین‌الملل جای دارند و یا کشورهای که در حوزه ‌ی نقض حقوق‌بشر در کشورشان با هم مسابقه گذاشته‌اند. پیدا کردن یک کشور یا یک انسان موافق حقوق‌بشر در میان آن‌ها کار بسیار مشکلی است. من که نتوانستم شاید شما توانستید!

پیش از این نوشته بودم

  1. مدافعان یک جنایت پیشه
  2. جانا روا نباشد خون‌ریز را حمایت

Posted in بین الملل, حقوق بشرComments (0)

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • weblog nevis bigonah: عزيز تو تو همه چيز رکورد داري :-) (البته شوخي کردم) رکور...
  • weblog nevis bigonah: سلام دوست عزيز واقعا سخت تو کشوري که چيزي ازش نمي دوني ونه ح...
  • هرمز ممیزی: salam madiar jan modaty ast mikhaham barayat paiam bogzaram...
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه


  • مصاحبه مهدی کروبی بعد از حمله نیروهای بسیجی


    09/03/10

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10

بلاگ چرخان