Tag Archive | "مجلس"

Tags: , , , , , , ,

شیشه عقب اتومبیل آقای مرندی


آقای مرندی یکی از نماینده‌گان مجلس است. آقای مرندی یک دانش‌گاهی است. آقای مرندی یک ماشین دارد. ماشین آقای مرندی چهار چرخ دارد و بسیار گران قیمت است. آقای مرندی هر روز صبح سوار ماشین خود شده و به خانه‌ی ملت می‌رود. آقای مرندی همراه برخی از هم‌کاران‌اش که ۱۷۷ نفر می‌شوند آدم‌های خوبی هستند. آقای مرندی با هم‌کاران‌اش شغل نماینده‌گی مجلس را دارد. آقای مرندی هر روز با ۱۷۷ نفر دیگر از هم‌کاران‌اش وظیفه‌ی بزرگی دارند. شغل آقای مرندی و ۱۷۷ نفر دیگر از هم‌کاران‌اش این است که رای بدهند و یکs1 چیزهایی تصویب کنند.

یکی از وظابف آقای مرندی و هم‌کاران‌اش این است که به لایحه‌هایی که دولت به محل کار آن‌ها می‌آورد رای بدهند. اگر آقای مرندی و ۱۷۷ نفر از هم‌کاران‌اش عرضه این را نداشته باشند که به لوایح دولت رای بدهند و تصویب‌اش کنند و یا دیگر هم‌کاران خود را همراه کنند، آن‌وقت یک نفر می‌آید به آن‌ها یک چیزهایی می‌گوید که بقیه هم حساب کار دست‌شان بیاید. مثلن آثای مرندی و ۱۷۷ نفر از هم‌کاران‌اش حدود ۱۰۰ میلیون دلار بودجه مملکت را دادند دست کسی که دولت ایران را دزدیده است. بابای من می‌گوید که دزدها آدم خوبی نیستند. اما من می‌دانم که آقای مرندی و ۱۷۷ نفر از هم‌کاران‌اش آدم خوبی است و شیشه عقب اتومبیل‌اش بسیار نقش حیاتی‌یی در زنده‌گانی ما ایرانی‌ها دارد. من شنیده‌ام که همین چند روزها پیش یک عده آدمی که رنگ لباس‌های‌شان سبز بوده و خیلی کتک خورشان خوب بوده و علاقه‌ی زیادی به استشمام گاز اشک‌آور هم داشته‌اند و سرشان را به باتوم‌ها می‌کوبیدند تا بی‌هوش شوند، زده‌اند شیشه‌ی عقب اتومبیل آقای هرندی را شکسته‌اند. مادربزرگ‌ام وقتی این خبر را شنید گفت ای وای و تسبیح‌اش را چرخاند و گفت: دوره‌ی آخرالزمان شده است، دیگر مردم چه کارها که نمی‌کنند، شیشه‌ی عقب اتومبیل آقای مرندی را شکسته‌اند، ای وای. و بعد بلند شد و رفت دو رکعت نماز وحشت خواند.

مادربزرگ‌ام نمی‌دانست که ۱۷۷ هم‌کار آقای مرندی امروز در محل کارشان از آقای هرندی دفاع کرده‌اند و از همه‌ی نیروهای هفت‌تیرکش خواسته‌اند که با آن‌هایی که شیشه‌ی عقب اتومبیل آقای مرندی را شکسته‌اند برخورد کند. اما ۱۷۷ هم‌کار آقای مرندی هم نمی‌دانستند که هفت‌تیرکش‌ها در همان روز ۱۳ آبان با آن‌ها برخورد کرده‌اند، من در فیلم‌ها و عکس‌ها دیده‌ام که آن هزاران نفر عده‌ی کمی که سبز پوشیده بودند خودشان و از روی خجالت به باتوم‌های هفت‌تیرکش‌ها برخورد کردند. من با این سن کم‌ام فکر می‌کنم این باتوم‌ها چون سبز هستند خاصیت آهن‌ربایی دارند و هر کسی سبز بپوشد خود به خود با آن برخورد می‌کند.

اما شیشه‌ی عقب اتومبیل آقای هرندی از این خاصیت آهن‌ربایی باتوم‌های هفت‌تیرکش‌ها مهم‌تر است، اگر نشود شیشه‌ی عقب اتومبیل آقای هرندی را درست کرد چه اتفاقی برای ما می‌افتد؟ دیگر چه کسی برود مجلس و به هر چه بگویند رای بدهد. اصلن من می‌خواهم بدانم آقای مرندی که شیشه‌ی عقب اتومبیل‌اش شکسته دیگر می‌تواند  با ۱۷۷ نفر از هم‌کاران غیورش رای بدهد؟ ولی من فهمیدم شیشه عقب اتومبیل آقای مرندی از خیلی چیزهای مهم دیگر مهم‌تر است…

  • کیهان: طی بیانیه ای خطاب به مراجع قانونی و قضایی مطرح شد
    درخواست ۱۷۷ نماینده برخورد قاطع با عوامل آشوب

ما نمایندگان مجلس ضمن ابراز تشکر قاطعانه از ملت بزرگ ایران اقدامات نابخردانه این تعداد اندک را که در مقابل سیل خروشان ملت ایستادند و نیز محرکین آن را محکوم و از مراجع قانونی درخواست می کنیم تا با این عناصر آشوب طلب قاطعانه برخورد کنند.
خاطر نشان می شود در حاشیه مراسم ۱۳ آبان امسال عده ای از طرفداران سبز اموی با چماق و قمه به اتومبیل علیرضا مرندی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی حمله کردند و به فحاشی و عربده کشی پرداختند.
چماق به دستان حامی موسوی در این نمایش دموکراتیک(!) شیشه عقب اتومبیل مرندی را شکسته و به بخش های دیگر ماشین هم آسیب رساندند…

  • این نامه در صحن علنی ملس خوانده شده است

مدیار

Posted in کودتا و سرکوبComments (2)

Tags: , , , , ,

وزیران پیش‌نهادی بی‌مخالف


جلسه‌های رای اعتماد مجلس بر خلاف تبلیغات صداوسیما و دیگر رسانه‌های دولتی که قصد داشتند آن را بسیار مهم و جنجالی و «موضوع روز» نشان دهند، زیاد خبرساز نشده است و توجهی که باید بدان نمی‌شود. اولین و مهم‌ترین‌اش هم بحث عدم مشروعیت قانونی و سیاسی دولت است که مورد قبول مردم نیست و توجهات هم‌چنان معطوف به زندانیان سی467763_origاسی و کشته شده‌گان حوادث اخیر توسط نیروهای انتظامی و بسیج است.

چندین وزیر تا به حال بدون این‌که مخالفی داشته باشند در جلسه‌ی رای اعتماد شرکت کرده‌ و سخن‌رانی کرده‌اند که شاید مهم‌ترین‌شان سرتیپ احمد وحیدی بود که بدون داشتن نماینده‌ی مخالفی در مجلس بود و حتا نماینده‌گان با شعار «مرگ بر اسرائیل» از وی پذیرایی شایانی هم کردند. یعنی از ۲۹۰ نفر نماینده یک نفر هم نبود که ایرادی به برنامه‌های ایشان داشته باشد! کسی که انتخاب‌اش باعث نگرانی‌های بین‌المللی شده است و همین هم باعث شده که مخالفی در مجلس نداشته باشد. میزان صلاحیت وزرای کودتا دارای چنین معیارهایی است.

وزیر دیگری که امروز بدون مخالف به صحن مجلس رفت وزیر پیشنهادی مسکن به نام نیکزاد بود که رئوس برنامه‌های‌اش از همان شعارهای همیشه‌گی بود مبنی بر «ساخت و ساز برای زوج‌های جوان»، «توجه به انبوه‌سازان»، «بوسیدن دست خیرین مسکن‌ساز و دیدار با آن‌ها»، «رسیده‌گی به وضعیت مسکن در روستاها و شهرهای کوچک» و البته «مناطق محروم». چنین شخصی با چنین برنامه‌هایی هیچ مخالفی در مجلس نداشت. آن‌جا که می‌گفت «ما باید دغدغه‌های مقام رهبری را برای ساختن معماری ایرانی اسلامی لبیک بگوییم» با صلوات و احسنت نماینده‌گان «مردم» هم مواجه می‌شد. یا وقتی می‌گفت «توجه به بافت‌های شهری به نحوی که با معیارهای دینی و الهی مطابقت داشته باشد» یک نماینده نبود که بگوید این مزخرفی که می‌گویی یعنی چه و چه مبانی علمی و عقلانی‌یی دارد!

با این نماینده‌گان که همه‌ی اظهار نظرشان در مورد وزاری پیشنهادی کابینه‌ی کودتا به احست گفتن و صلوات و شعار مرگ بر اسرائیل ختم می‌شود، بعید می‌دانم وزیری از مجلس رای اعتماد نگیرد و کابینه‌ی کودتا متشکل از یک‌سری افراد با این سطح سواد علمی برای کشور تصمیم‌گیری خواهد کرد.

مدیار

Posted in سیاستComments (0)

Tags: , , , , ,

اختصاص ۲۰ میلیون دلار برای نقض حقوق‌بشر در مجلس


حکومت‌های توتالیتر همواره برای رفع اتهام از خود در زمینه‌ی نقض حقوق‌بشر، توپ را به زمین دیگران می‌اندازند و درواقع فرافکنی می‌کنند. طرح یک فوریتی که امروز به  صحن علنی مجلس به اصطلاح ملی ایران برده شده است،به طور کامل بر همین سیاست استوار است. در صورت تصویب نهایی این طرح یکی از بزرگ‌ترین کشورهای ناقض حقوق‌بشر در دنیا (جمهوری اسلامی)«۲۰ میلیون دلار بودجه برای افشای نقض حقوق‌بشر توسط آمریکا در جهان»» اختصاص31305-14925 می دهد. طرحی که در راستای «محدودسازی‌های ناعادلانه آمریکا و دیگر قدرت‌های غربی در عرصه فناوری اطلاعات» به مجلس ارائه شده است. نماینده‌گان گفته‌اند که این طرح  در پاسخ به بودجه‌ی ۵۵ میلیون دلاری آمریکا برای دفاع ازحقوق‌بشر در ایران تصویب شده است.

تفاوتی است میان تصویب این بودجه در ایران و بودجه اختصاص  داده شده در آمریکا. «محدودیت‌سازی» که در این طرح آمده است به چه معنی است؟ غیر از این است که برای تقویت فیلترینگ در ایران و دور نگاه داشتن ایرانیان از رسانه‌های آزاد قرار است استفاده شود؟ بودجه‌یی که آمریکا تصویب کرد نام «توسعه‌» را روی خود داشت و برای توسعه‌ی شبکه‌های اینترنتی و اجتماعی در ایران تعریف شده بود؛ به معنای کلی برای تقویت آزادی بیان و تقویت عرصه‌ی آزاد اطلاع‌رسانی. اما مجلس ایران در راستای«محدودیت» اینترنت و دیگر مواردی که  مورد نظر خود است، دست به این اقدام زده است. جالب است که کشوری در راستای توسعه و تولید گام بردارد و کشوری دیگر در راستای محدودیت و تخریب. سنای آمریکا برای تولید بودجه تصویب می‌کند، مجلس ایران در راستای تخریب موردی که قرار است تولید شود؛ آن هم به نام حقوق‌بشر و افشای موارد نقض حقوق‌بشر.

افشای موارد نقض حقوق‌بشر یکی از اتهام‌های متهمان در دادگاه‌های نمایشی اخیر است. در همین زمینه توییتر و فیسبوک و شبکه‌های اجتماعی متهمان ردیف اول این دادگاه شدند. حالا خود جمهوری اسلامی می‌خواهد موارد نقض حقوق‌بشر در آمریکا و غرب را با اختصاص این بودجه دنبال کند. کسی نداند فکر می‌کند در ایران همه چیز بر طبق قوانین انسانی دنبال می‌شود که چنین بودجه‌یی اختصاص می‌دهد. تصویب چنین بودجه‌یی آن هم در زمانی که زندان‌های اوین و کهریزک بدترین زندان‌های سه دهه‌ی اخیر جهان شناخته شده‌اند و شدت شکنجه در این زندان‌ها در دنیا بی‌بدیل است، نوعی توهین مستقیم به همه‌ی مردم ایران است. کشوری که هنوز مجرمان و قاتلان دو ماه اخیر ایران را محاکمه نکرده و سرداران بسیجی و نیروی انتظامی که مردم ایران را سرکوب کرده و آن‌ها را در خیابان‌ها کشتند، آزادانه می‌چرخند و هر چه می‌خواهند می‌رانند، جه‌گونه چنین طرحی را به مجلس می‌برد؟ تصویب چنین طرحی خود نقض حقوق‌بشر است. طرحی که برای محدودیت آزادی بیان و عرصه‌ی آزاد اطلاع‌رسانی صورت گرفته است. بودجه‌ی کشور برای چه دلیلی باید به این کار اختصاص یابد؟ آن هم در زمانی که مشکلات اقتصادی مردم ایران در بحرانی‌ترین شکل خود در سی سال اخیر است. درآمد سرشار نفتی باعث چنین طرح‌هایی در مجلس ایران می‌شود. این بودجه از صندوق ذخیره‌ی ارزی کشور که مازاد درآمد نفت است تامین می‌شود.

مدیار

Posted in حقوق بشرComments (2)

Tags: , , , ,

برای امنیت روانی؛ به یاد بلاگرها


لازم است قانونی با فوریت که نیاز فوری جامعه است نوشته و تصویب شود تا موجب برقراری امنیت روانی جامعه شود.
امنیت روانی؛ موضوعی است که عدم وجودش را تک تک شهروندان ایران زمین در لایه لایه‌های زنده‌گی دشوار و سخت خود حس می‌کنند. یکی از دلائل مهم عدم وجود امنیت روانی در جامعه اقتصاد بیمار و تورم فزاینده‌یی است که در سال‌های اخیر، به ویژه در زمان دولت نهم، مردم کشور با آن دست به گریبان هستند. قیمت مسکن‌هایی که روز به روز بیش‌تر می‌شود و خانه‌دار شدن را به یک آرزو تبدیل کرده است، کارگرانی که در کارخانه‌های کشور با مشکل عدم پرداخت حقوق مواجه‌ اند. مردمی که برای تهیه‌ی نیازهای عادی و اولیه زنده‌گی خود، هم‌چون خرید برنج و گوشت و … باید چرتکه بیاندازند و دو دوتا چهار تا کنند و…
اما عدم وجود امنیت روانی تنها منوط به مسائل اقتصادی نیست و عوامل بسیاری در آن دخیل هستند:
مردمی که برای سفرهای درون شهری باید هزینه‌ی راه را محاسبه کنند و از وسائل نقلیه‌ی عمومی مثل مترو و بی.آر.تی استفاده کنند و ساعت‌ها در ترافیک شهری بمانند و فضای نفس‌گیر وسائل نقلیه عمومی را تحمل کنند، امنیت روانی‌شان هر روز در مخاطره است و با ذهنی آشفته صبح را به شام می‌رسانند. دانش‌جویانی که در پس پشت درخواست‌های صنفی و آزادی‌خواهی خود، حکم‌های زندان و تعلیق و اخراج را دارند و هر هنگام هم‌چون ماجرای دانش‌گاه زنجان زخمی دل‌شان را می‌سو‌زاند، آن‌ها که باید، به جای التیام زخم‌شان مرهمی پیدا کنند، به دردشان دردی دیگر اضافه می کنند و بر زخم‌شان زخمی دگر می‌زنهند.
برای مردمی که هر روز تهدید‌های دیگر کشورها را مبنی بر حمله می‌شنوند و هر ماه شریانی از شریان‌های اقتصاد بیمار کشور را در معرض تحریم دیگر ملل صاحب قدرت بسته می‌بینند. برخلاف گفته‌ی رئیس جمهوری نه تنها خوش‌حال نمی‌شوند، که حسی رازآلود به جان‌شان می‌نشیند که همانا عدم امنیت روانی ‌است.
بی‌شک دیده‌اید صورت دخترانی را که وقتی ماشین‌های ون طرح امنیت اجتماعی را می‌بینند به چه رنگی درمی‌آید. در همه‌ی کشورهای دنیا نیروی پلیس یعنی امنیت، یعنی آرامش برای شهروندان، اما در هیچ کشوری هیچ کس به خاطر نیروی آرامش دهنده و امنیت دهنده، راه‌اش را از این سوی خیابان به آن سوی خیابان تغییر نمی‌دهد که چه بسا از او در مقابل همسرش و یا پدرش سوال کنند که چرا این‌گونه لباس پوشیده‌یی، دیگر مردان آن را نمی‌پسندند. و او می‌ماند که چه بگوید جز این‌که نمی‌دانستم نباید برای همسرم و از همه مهم‌تر برای خودم این‌گونه لباس نپوشم و باید برای دیگران لباس بپوشم. دختران و زنانی که به علت وجود قوانین تبعیض‌آمیز عدم امنیت را به طور کامل در تمام سطوح زنده‌گی خود به عنوان “جنس دوم” و نه یک انسان تحمل می‌کنند.
این‌ها مشتی از خروار است. راه های کشور که هر سال هزاران قربانی می‌گیرد و کشته می‌دهد از عدم وجود امنیت جانی حکایت دارد که همان عدم وجود امنیت روانی است. این همه دزدی، این همه فساد و این همه قتل و این همه اعدام که هر روز بیش‌تر می‌شود و دلائل‌اش را نیز زیاد می‌کنند، امنیت روانی یک جامعه را بر هم می‌زند. و این‌ها همه از کجا می‌آید؟
و هیچ‌کس را امنیتی نیست که بخواهد دم از سرچشمه بزند و افراد و اشخاص مسبب‌اش را به محاکمه‌ی افکار عمومی بسپارد و اعمال‌شان را به چالش بکشد، چرا که اگر روزنامه‌نگاری باشد صابون بازداشت را باید به تن بزند و اگر روزنامه‌یی، محاق توقیف را در انتظار دارد. اگر شخصی هم از اشخاص که چیزکی می‌داند حرفی بزند آن می‌رود بر سرش که بر پالیزدار نامی می رود و بر شهبازی نامی می‌گذرد. مگر نه این است که دیگر داستان بر قصه‌گویی پالیزدار نمی‌گذرد و نمانیده‌گان مجلس از عدم وجود “امانت‌داری” سخن می‌گویند؟
زندانیان سیاسی، همان ها که خود و خانواده‌های‌شان از عدم وجود امنیت جانی و روانی هماره بیم‌ناک‌اند، همیشه اتهامی علاوه بر اتهامات همیشه‌گی در پرونده‌ی خود دارند مبنی بر فساد و فحشا و اموری از این قبیل. حال آوردن نام وبلاگ در میان جرائمی هم‌چون؛ راهزنی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکیل باندهای فساد و فحشا، شرارت، آدم ربایی، قاچاق انسان و… راه اتهام زدن به بلاگرها را آسان‌تر از قبل می‌کند، چرا که وبلاگ‌هایی که همیشه از موضع مخالفت و انتقاد می‌نویسند این اتهام را ساده‌تر از دیگر مخالفان و منتقدان در عرصه‌های گوناگون بر روی خود می‌بینند. تجربه‌ی بازداشت و وبلاگ‌نویسان در گذشت و حال این را اثبات کرده است. فیلتر شدن چنین بلاگرهایی همراه با وبلاگ‌های که به مسائل جنسی می‌پردازند و بی‌اخلاقی را مد نظر دارند چنین چیزی را در ذهن تداعی می کند.
طرحی که مجلس در این روزها با نام “ضرورت طرح تشدید مجازات” به نام امنیت روانی به تصویب می‌رساند نه تنها کمکی به برقراری چنین امنیتی نمی‌کند، بل‌که با زیاد کردن جرم‌هایی که به محکومیت خشونت‌آمیز اعدام ختم می‌شوند امنیت روانی جامعه را بیش از پیش به مخاطره می‌اندازد و در این میان بی‌چاره بلاگرهایی که نمی‌دانند چه در انتظارشان است. مثلی هم این‌جا تداعی می‌شود که “ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان.

Posted in حقوق‌ شهروندیComments (0)

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها
  • weblog nevis bigonah: عزيز تو تو همه چيز رکورد داري :-) (البته شوخي کردم) رکور...
  • weblog nevis bigonah: سلام دوست عزيز واقعا سخت تو کشوري که چيزي ازش نمي دوني ونه ح...
  • هرمز ممیزی: salam madiar jan modaty ast mikhaham barayat paiam bogzaram...
  • sina: گاه به سخن گفتن از دردها نیازی نیست سکوت ملال ها از رازه دل...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: مخلص نوید عزیز هم هستیم...
  • مجتبی سمیع‌نژاد: زنده باشی آرش جان...
  • navid: قربان لطفت. قلمت جوشان!...

Madyar’s Shared

از گذشته

دسته‌بندی


روزانه


  • مصاحبه مهدی کروبی بعد از حمله نیروهای بسیجی


    09/03/10

  • خرابی اینترنت

    به علت نزدیک به روز قدس اینترنت کشور تا بعد از روز قدس دچار اشکالات فنی ـ کودتایی است

    09/02/10

بلاگ چرخان