امسال بگویی نگویی این روز جهانی وبلاگنویسی با سالهای قبل فرق داشت، هستند کسانی که میگویند وبلاگستان فارسی به دلائل مختلف دچار «رکود» شده است، از جمله مهمترین این دلیلها را وفور و ازدیاد شبکههای اجتماعی مثل فیسبوک و توییتر عنوان میکنند.
اما من هم با مهدی جامی موافقام که هر کسی که چنین نظری دارد بیانصافی میکند، البته به نظرم بیشتر کسانی که این نظر را میدهند، کسانی هستند که یا خودشان وبلاگ تا به حال ننوشتهاند یا مدتها است که وبلاگ و وبلاگنویسی را رها کردهاند، نمونه این مسأله را روز گذشته در یک مصاحبهای در دویچه وله دیدم که دوستان خوبام روزبه و امید از رکود وبلاگستان صحبت کرده بودند، هر چه فکر کردم، البته نفهمیدم که درباره رکود وبلاگستان چرا باید با امید و روزبه مصاحبه شود که مدتها دیگر وبلاگ نمینویسند، البته شاید هم به همین دلیل که خودشان نمینویسند. هر چه بود انتخاب خوبی نبود. به نظرم میشود در این موراد از کسانی که همچنان وبلاگهایشان به روز است در این مورد سوال کرد و آنها را مورد مصاحبه قرار داد. 
در مورد روز جهانی وبلاگ سالهای گذشته نوشتهام، اگر بخواهم دوباره همانها بگویم که دیگر تکراری است، اما به مناسبت این روز که یک روز از آن گذشته و تأخیر داشتم، پنج وبلاگ را به رسم امروز میگویم که هنوز میخوانمشان.
البته باید گفت که دیگر لقب وبلاگ بهتر و برتر و این عناوین دیگر برای هیچ وبلاگی در وبلاگستان فارسی زیاد صدق نمیکند، فضای سیاسی ـ اجتماعی ایران در طی دو سال اخیر به گونهای مدل وبلاگنویسی در ایران را هم عوض کرده است، مگر اینکه بخواهیم به صورت خاص و موضوعی وبلاگها را برررسی کنیم، البته به آن شرط که مثل انتخابهای دویچه وله بر اساس روابط و پارتیبازی صورت نگیرد و یک داور بگذاریم که هم وبلاگنویس باشد و هم برای ۱۱ پست در شش ماه کسی را به عنوان وبلاگ برتر انتخاب نکند. یعنی کلا بداند وبلاگ چیست و وبلاگنویس کیست.
به هر حال پنج وبلاگی که همچنان آنها را میخوانم:
وبلاگ زنانههای مهشید
سالها است که میخوانم مهشید را، البته گاهی اوقات که دیگر خیلی خیلی فیمنیست میشود یک کم اعصاب میخواهد خواندن مهشید، اما دو چیز هست که وبلاگ مهشید را به آن دلیل همیشه میخوانم، یکی صراحتاش است که هیچ مصلحتی را بر نمیتابد و هر آنچه که دوست دارد و فکر میکند، مینویسد، کمتر وبلاگنویسی را میشناسم که صراحت و رک بودن مهشید را داشته باشد. به روز بودن و مستمر نوشتن مهشید از آن ویژگیهای خوباش هست.
نویسنده وبلاگ خبرنورد که از دوستان بسیار عزیزم است هم جزو آن دسته وبلاگهایی است که همیشه آن را رصد میکنم و میخوانم. اقلیتهای دینی و مذهبی خیلی در ایران تحت فشار و آزار و اذیت قرار دارند، نوید بسیار مستمر و خوب در مورد حقوق بهاییان در ایران مینویسد و خود را تا یک منبع خبری معتبر و موثق در این زمینه معرفی کرده است. کمتر وبلاگنویسی است که در زمینه «خبر رسانی» به صورت مداوم کار و فعالیت کند. چیزی که وبلاگ خبرنورد را برایام جالب توجه کرده «موثق بودن» و «مستمر» بودنش است.
وبلاگ جمهور مهدی محسنی
خواندن وبلاگ مهدی برای من یک «عادت» است، ترک عادت هم که موجب مرض! با بسیاری از مطلبی هم که مهدی در وبلاگاش مینویسد یا مخالفام، یا به دلام نمینشیند یا بالکل در مقابل آن موضع برعکس دارم، به خصوص وقتی رگ اصلاحطلبیاش بالا میِزند، ولی خب چه کار کنم دیگر به خواندن وبلاگاش عادت دارم، هر چند خودش را دوست دارم.
وبلاگ یک فتحیی فتحی
از آن وبلاگها است که بسیار بسیار از آن آموختهام، زیاده هم آموختهام، بسیاری پستها دارد که رفرنس من شده در اینترنت و در زمینههای گوناگون بارها به آنجا مراجعه کردهام، مسائل آموزشی که مطرح میکند، به قول معروف بسیار به درد بخور است، هر چند که این آخریها کمتر مینویسد.
وبلاگ کمانگیر آرش
کمانگیر آرش هم که همچنان آن را میخوانم، اسم وبلاگاش را گذاشتهام برای خودم «وبلاگ دو دو تا چهار تا»، یعنی اینکه همه چیز را بر پایه «منطق» مینویسد و تحلیل میکند، روی هوا حرف نمیزند، برای حرفهایاش دیلیل دارد، این ویژگیاش را خیلی دوست دارم، سوتی گیر آوردناش از رسانههای دولتی و جاهای دیگر هم همیشه جالب است. نوشتهی آخری آرش در مورد رد رکود در وبلاگستان هم از نمونه همان نوشتههای منطقی است.
خلاصه اینکه ما هستیم و میمانیم همچنان وبلاگ مینویسیم
- کوهیار گودرزی، حسین رونقی ملکی (بابک خرمدین) امیر حسین کاظمی، علی بهزادیاننژاد را هم یادی بکنیم در این روز که از وبلاگنویسان زندانی هستند.
مدیار


از «هنر آشپزی» در شخصیت «جولیا» عرضه میکند، جولیایی که مریل استریپ میآفریند اوج آفرینش یک شخصیت به شکلی کاملن طبیعی است؛ آنقدر که محو شخصیت زنی میشوید که لبخندش برای همهی ساکنان کرهی زمین به یک اندازه جانبخش و صمیمانه است و غذاهایاش در نهایت خوشمزهگی است؛ همین میشود که اگر مثل ما اشتباه کنید و فیلم را ساعت ۱۲ شب ببینید، در به در یک غذای خوب و رویایی میشوید تا آتش حس جدیدی که نسبت به غذا خوردن و چشیدن طعم غذهای مختلف بعد از دیدن فیلم به شما دست داده، اندکی فروکش کند.
لاگ میگذشتند به وبلاگنویسی در ایران خیلی ضربه زد، تنها کار اینان گرفتن خواننده از وبلاگها بود و بس، غیر از این در این عرصه هیچ حرفی برای گفتن نداشتند. حضور روزنامهنگاران هم بر خلاف ادعایی که از سوی آنان مطرح میشود، باز هم به همین صورت به وبلاگنویسی ضربه زد. البته بودند معدود کسانی که به راستی فقط بلاگ کردند، فارغ از مسئولیتها و شخصیت حقوقی و اجتماعی که داشتند، مثال شاخص آن را هم که همه میشناسیم؛ محمدعلی ابطحی. از میان روزنامهنگاران هم تک و توکی بیشتر نمیتوان نام برد.
ریف کردن از چیزهایی دیگر و آوردن در انتهای مطلب که اصلاحطلبان این کار را کردهاند و آنجا خیانت کردهاند و… از همان حرفهای تکراری همیشهگی کیهانی است که در وبلاگ ابطحی محترمانهتر نوشته میشود. خب به هر صورت خودشان هم قبول دارند که شخصیت ابطحی کجا و شخصیت کیهانی کجا.




